تبليغاتX
وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده

وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده

وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده - روان شناسی - اجتماع - فرهنگ

 

پیامبر اكرم (ص) :  
وضو كلید نماز و نماز كلید بهشت است .
دانش بشری از سال ها پیش حواس انسان را در پنج عنوان ( بینایی ، شنوایی ، بویایی ، چشایی و لامسه ) طبقه بندی می كند و همین حواس پنجگانه هستند كه رابطه گسترده انسان و دنیای اطراف او را شكل می دهند .
در قسمت های گذشته به چند مزیت پزشكی پیرامون نظافت دست ناشی از وضو ، توجه یافتیم و اینك به نظافت صورت رسیده ایم كه آن نیز در آیه شریفه 9 از سوره مباركه مائده ، به عنوان یك فرمان لا یتغیر الهی بر عموم مسلمانان واجب شده است .
در اهمیت نظافت صورت شاید همین نكته كافی باشد كه چهار حس از مجموع حواس پنجگانه بشری در وابستگی كامل با صورت بسر می برند . تماس آب كه منشأ پاكیزگی و حیات است و به صورت، علاوه بر محاسن متعددی كه از جهت برقراری تعادل ناقل های عصبی در بدن انسان دارد، از دیدگاه مقابله با آلودگی هایی كه ممكن است ، در چشم ، بینی ، دهان و پوست صورت و .. ایجاد بیماری كند مهم است . به خصوص كه در آب ، حین وضو ، و همچنین استفاده از شانه و مسواك ذكر شده است .
با این كه دست قدرتمند صنع الهی ، چنان ساختمان گوش و بینی و چشم و .. را آفریده است كه خود به خود مقاومت بی نظیری در مقابل آلودگی می كنند و روزانه بارها و بارها بدون آنكه انسان وقوفی پیدا كند ، آلودگی ها را از خود دور می سازند ( مثلاً در گوش جریان موم ، در بینی موهای ریز متعدد ، در چشم پلك زدن و اشك و .. ) اما چنانچه آب نیز در شستشوی صورت به كار برده شود ، ما حصل فعالیت پاك كنندگی اعضای صورت به نتیجه خواهد رسید.                         
علاوه بر این كه حداقل 3 بار شستشوی صورت هر گونه آلودگی محیطی را نیز از آن خواهد زدود، توجه به این نكته مهم است كه دو راه عمده ابتلا به عفونت ها ( دهانی و استنشاقی ) هر دو مربوط به محدوده صورت هستند .
در هر صورت دستور قرآن مبنی بر شستن دست ها و صورت قبل از نماز با توجه به اینكه این اعضاء معمولاً پوشانده نمی شوند ( حتی در مورد حجاب خانم ها مورد استثناء واقع شده اند وجه و كفین ) و در نتیجه با وجود اهمیت آنها از نظر تمركز حس های پنجگانه ، در معرض آلودگی دائمی هستند ، می تواند حاوی حكمت های بی شمار باشد ، كه در سطور گذشته با اختصار، به مشتی نمونه خروار اشاره شد .

 

اکرم رجبی
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 22:18  توسط محمد مجتبی زاده  | 


 جان دیوئی یکی از معروفترین فیلسوفان امریکایی قرن بیستم و از پیشتازان پراگماتیسم است که آرای انقلابی‌اش در باب سرشت فلسفه، آموزش ، جامعه و سیاست حرف و حدیثهای فراوانی را به وجود آورده اند. نگاه دیوئی به فلسفه از تلقی متعارف فاصله داشت و به نظر وی فلسفه باید به عنوان روشی برای آموزش مردمسالاری و مسائل زندگی قلمداد شود. در این مقاله این نگاه به فلسفه با تکیه بر زندگی فکری دیوئی بسط می‌یابد.
جان دیوئی، فیلسوف امریکایی را بیشتر با گرایشهای عمل گرایانه اش باید به یاد آورد. او در زندگی آمیخته با کار و تلاشش، دنیای فلسفه را بی تاثیر از حضور خود نساخت و در اذهان، آنچه که از او به یاد مانده است چیزی جز یک متفکر عالیقدر و مفسر و فعال سیاسی نیست.

جان دیوئی در روز بیستم اکتبر سال 1859 میلادی در شهر برلینگتون امریکا به دنیا آمد. او پس طی مراحل تحصیلی مقدماتی وارد دانشگاه جان هاپگینز شد و در کنار تحصیل در رشته فلسفه به شغل آموزگاری در مدرسه نیز مشغول بود. دانشگاه جان هاپکینز تا زمان فارغ التحصیلی او تحت سرپرستی جرج اس موریس بود که گرایشهای آرمانگرایی داشت و توانسته بود ذهن دئوی را با اندوخته های خود در این خصوص پر کند. دئوی جان هاپکینز را به قصد تصاحب یک منصب پیشنهادی به سوی دانشگاه میشیگان ترک گفت.

اولین فعالیت جدی دیوئی در زمینه فلسفه را باید با تلاشی شناخت که او در خصوص ترکیب شیوه در حال پیدایش روانشناسی تجربی با پایه های اصلی آرمانگرایی موریس صورت داد. دیوئ طی دهه 1890 بویژه بعد از حضورش در دانشگاه تازه تاسیس شیکاگو در سال 1894، در آغار راهی قرار گرفت که شروعش منجر به فاصله گرفتن او از مابعدالطبیعه آرمانگرایی شد؛ روندی که دوی آن را در زندگینامه خود با نام "استبدادگرایی  تا تجربه گرایی،" به آن اشاره داشته است.  دیوئی با تاثیر بسیار از "اصول روانشناسی" ویلیام جمیز، به رد ادعای آرمانگرایان پرداخت که در آن با مطالعه پدیده های تجربی، دنیا را ذهن انسان می‌دانستند.

مشاجره با رئیس دانشگاه شیکاگو، دیوئی را در سال 1904مجبور به ترک این دانشگاه کرد و به تدریس در دانشگاه کلمبیا پرداخت و تا آخر زمان بازنشستگی در این دانشگاه باقی ماند. کارها و نوشته های بسیار با ارزش دیوئ  در طول یک زندگی پر کار و طولانی صورت گرفته است که این کارها حوزه های بسیاری از فلسفه در کنار مسائل آموزشی، اجتماعی و سیاسی  را در بر می گیرد. این نوشته ها و مقالات، با جهد زیاد توسط جوان بویدستون و همکاران او در قالب 37 جلد کتاب برای انتشارات دانشگاه ایلینویز جمع آوری شده است.

در باطن و عمق تفکرات دیوئ که در مقاله " نیاز به بازیابی فلسفه   " وی انعکاس پیدا کرده دغدغه ای وجود دارد که در آن فلسفه از مسائل حاشیه ای در دانش و متافیزیک فاصله گرفته و به مشکلات انسانها پرداخته است. این پیشنهادی بود که به جای دوری از فلسفه بتواند به ان زندگی دوباره ببخشد. قصد او به عنوان یک فیلسوف در پیش گرفتن این مشکلات بوده است نه آنکه بخواهد همانند یک معمار در ساختار آن اصلاحات بنیادی ایجاد کند.

علاقمندی دیوی به تئوری آموزشی و اصلاحات در آن، زمانی که در شیکاگو حضور داشت به اوج رسید و ثمره آین تلاش ها در تاسیس یک مدرسه آزمایشگاهی و کتاب هایی چون "مدرسه و جامعه "، "کودک و برنامه آموزشی " و "دمکراسی و آموزش " تجلی یافته است. این علاقه دیوئ به بحث آموزش در مراحل بعدی در بعد گسترده تری به نام تغییرات تصاعدی اجتماعی شکل گرفت. او حامی مسائل از قبیل حق رای زنان و حرکتی بود که دوست او جان ادام به آن شکل داد.

فعالیتهای پر تلاش او در حوزه های عمومی و سیاسی از ریاست اتحادیه معلمان، سرپرستی ACLU ، حمایت از حرکت "ممنوعیت جنگ" طی سال های جنگ، ریاست "گروه جلب آراء" و شرکت در محاکمه لنون تروتسکی در مکزیک به سال 1938، بوده است. دیوئی در آغاز جنگ جهانی اول و در زمانیکه به نیویورک سفر کرد، بخش عمده کارهای خود را که به چاپ رساند در خصوص موضوعاتی چون تفسیری بر سیاست های جاری داخلی و بین المللی و بیا نیه های عمومی در مورد موضوعات مختلف بود. از او در دایره المعارف (Encyclopedia) به عنوان تنها فیلسوفی یاد شده است که توانسته در مورد عهدنامه ورسای (the Treaty of Versailles) و ارزش ارائه هنر در دفاتر پستی مطلب به چاپ برساند.

در سالهای جنگ یک دسته از کتاب هایی از او به چاپ می رسند که اعتقادات فلسفی او را بیان می کنند که از جمله آنها می توان به بازسازی فلسفه ، تجربه و طبیعت ، تلاش برای یقین ، هنر به عنوان تجربه ، اعتقاد عمومی ، منطق:تئوری پرسش ، و تئوری ارزیابی اشاره کرد. کتاب دیگر او با عنوان عوام و مشکلات آنها  بحثی را شامل می شود که در آن به دفاع از آرمان های مشارکتی دمکراتیک در مقابل شک گرایانی چون والتر لیمپمان می پردازد. دیویئبر اساس نوشته های اولیه اش، از منتقدان لیبرالیسم تجارت منشانه و نگراشهای فردگرایانه اجتماعی آن بود و این انتقادها در دوران رکود اقتصادی شدت بیشتری یافت.

این موضوع را در مقالاتی چون فردگرایی، قدیم و جدید ، آزادی گرایی و فعل اجتماعی  و آزادی و فرهنگ که او یک شکل از جامعه گرایی دمکراتیک و آزادی گرا را به نمایش می گذارد بهتر می توان دریافت. او بیرق دار منتقدین چپ از عنوان نیو دیل روزولت بود که در زمان رکود اقتصادی امریکا به منظور بهبود اوضاع داده شده بود. این در حالی بود که در همین زمان معارض کمونیسم اتحاد جماهیر شوروی و هواخواهان و مدافعان غربی اش نیز شناخته می شد.

شهرت دیوئ بعد از مرگش در اول ژوئن سال 1952، تحت تاثیر قرار گرفت و رو به افول گذاشت. نگرش او از فلسفه توسط سنت در شرف تکوین فلسفه تحلیلی، مبهم و قدیمی تلقی شد. در همین زمان بود که مقالات آموزشی او مورد آماج انتقادات از سوی کسانی قرار گرفت که او را عامل تمام مشکلاتی می دانستند که در حوزه آموزش بعد از جنگ به طور مکرر رخ می داده است. به طور کلی از هر سو، تفکر سیاسی و اجتماعی او مورد هجوم واقع شد. واقع گرایانی چون رینهولد نیبهر، تفکر دیوئی را خوش بینی کور به امید بینایی فرض کرد که به مشارکت دمکراتیک محول شده است و منتقدین دیگر از هر دو جناح چپ و راست، عنوان داشتند که هیچ چیز جز پوچی و شاید یک ازدواج بد یمن در شیوه علمی نمی تواند باشد.  

 
 اکرم رجبی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 13:16  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 
اوتیسم ( Autism ) نوعی اختلال رشدی است كه با رفتارهای ارتباطی ، كلامی غیر طبیعی مشخص می شود . علائم این اختلال در سال های اول عمر بروز می كندو علت اصلی آن ناشناخته است. این اختلال در پسران شایع تر از دختران است. وضعیت اقتصادی ، اجتماعی ، سبك زندگی و سطح تحصیلات والدین نقشی در بروز اوتیسم ندارد. این اختلال بر رشد طبیعی مغز در حیطه تعاملات اجتماعی و مهارت های ارتباطی تأثیر می گذارد. كودكان و بزرگسالان مبتلا به اوتیسم در ارتباطات كلامی و غیر كلامی ، تعاملات اجتماعی و فعالیت های مربوط به بازی، مشكل دارند. این اختلال ارتباط با دیگران و دنیای خارج را برای آنان دشوار می سازد . در بعضی موارد رفتارهای خود آزارانه و پرخاشگری  نیز دیده می شود. در این افراد حركات تكراری ( دست زدن ، پریدن ) پاسخ های غیر معمول به افراد ، دلبستگی به اشیا و یا مقاومت در مقابل تغییر نیز دیده می شود و ممكن است در حواس پنجگانه ( بینایی ، شنوایی ، لامسه ، بویایی و چشایی )  نیز حساسیت های غیر معمول نشان دهند. هسته مركزی اختلال در اوتیسم ، اختلال در ارتباط است.
50 % از كودكان اوتیستیك قادر نیستند از زبان به عنوان وسیله اصلی برقراری ارتباط با سایرین استفاده نمایند. عدم به كار بردن ضمیر "من"  از ویژگی های كلامی این كودكان است. از مسائل دیگر تكلمی، تكرار كلمات و جملات اطرافیان است.

انواع اختلالات نافذ رشد چیست؟
چندین اختلال در زیر گروه اختلالات نافذ رشد وجود دارد. در اختلالات نافذ رشد آسیب شدید در چندین حوزه رشدی وجود دارد. افرادی كه در طبقه بندی اختلالات نافذ رشد قرار می گیرند در برقراری ارتباط اجتماعی دچار مشكل هستند ولی شدت آن متفاوت است.
نكات عمده ای كه تفاوت میان اختلالات را بیان می كنند عبارت اند از :

اختلال اوتیستیك: ارتباط ، تعامل اجتماعی و بازی تخیلی به طور مشخص آسیب دیده است. علائق ، فعالیت ها و رفتارهای تكراری دیده می شود . اختلال در سه سال اول زندگی شروع می شود.
اختلال آسپرگر : با آسیب در تعاملات اجتماعی و وجود فعالیت ها و علائق محدود مشخص می گردد . علائم بالینی كلی كه نشان دهنده تأخیر در زبان باشد وجود ندارد یعنی در حقیقت مبتلایان مشكلات تكلمی كمتری دارند. هوش طبیعی و یا بالاتر از طبیعی است.
اختلال رت: اختلال پیش رونده ای است كه فقط در دختران دیده می شود. ابتدا مراحل رشد طبیعی است ولی بعد مهارت های به دست آمده قبلی و استفاده هدف دار از دست ها را از دست می دهند و به جای آن حركات تكرار شونده دست ایجاد می شود كه بین سنین1-4 سالگی شروع می شود.
اختلال فرو پاشنده دوران كودكی : رشد حداقل در دو سال اول زندگی طبیعی است . از دست دادن جدی مهارت هایی كه قبلاً داشته است مشاهده می شود.
اختلال نافذ رشد غیر اختصاصی: به تنهایی علائم مشخص هیچیك از اختلالات بالا را ندارد و نمی توان آنرا جزو یكی از طبقه بندی های فوق الذكر جای داد.

علت اوتیسم چیست؟
اوتیسم یك ناتوانی طولانی مدت است كه منجر به اختلال عملكرد عصبی – روانی در فرد می شود. گر چه به نظر می رسد كه اوتیسم عارضه نادری است اما اطلاعات اخیر گویای آن است كه شیوع اوتیسم حتی تا20 مورد در هر10000 تولد زنده می رسد. اوتیسم در پسران3 - 4 برابر بیشتر از دختران دیده می شود. اگر چه علت اصلی آن كاملاً شناخته شده نیست، اما در سال های اخیر تحقیقات و مطالعات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است.تحقیقات تأكید زیادی بر منشاء زیست شناختی و عصب شناختی در مغز دارد . در بسیاری از خانواده ها سابقه اوتیسم و یا اختلالات مربوط به آن وجود داشته است كه ریشه ژنتیك را مطرح می كند اگر چه تا به حال ژن خاصی كه مربوط به اوتیسم باشد شناخته نشده است .  پژوهشگران در مورد نقش ژنتیك در علت شناسی اوتیسم اختلاف نظر دارند و عده ای از آنها تركیب چندین ژن را به عنوان علت اختلال مطرح می كنند . چندین نظریه درباره اوتیسم مطرح شده كه هیچیك به طور دقیق اثبات نشده است.
اوتیسم یك بیماری روانی نیست؛كودكان مبتلا به اوتیسم كودكان سركشی نیستند كه خود رفتارهایشان را انتخاب كرده باشند. اوتیسم به دلیل داشتن والدین بد ایجاد نمی گردد، به علاوه هیچ عامل روان شناختی خاصی در خصوص تأخیر رشد كودك شناخته نشده است.

علائم اوتیسم چیست ؟
افراد مبتلا به اوتیسم معمولاً حداقل نصف علائمی را كه در زیر عنوان شده است نشان می دهند . این نشانه ها از خفیف تا شدید متغیر هستند . در موقعیت های كاملاً متفاوت،  رفتارهایی كه با سن كودك تطابق ندارد مشاهده می گردد.

•       اصرار به یكسانی داشته و در مقابل تغییر مقاوم هستند.
•       مشكلات شدید تكلمی دارند.
•       در بیان نیازها مشكل دارند و از اشارات و حركات به جای كلمات استفاده می كنند.
•       اغلب از ضمایر استفاده معكوس می كنند ، به جای استفاده از " من"  از " تو" استفاده می كنند .
•       كلمات و یا جملات دیگران را تكرار می كنند.
•       خنده و گریه بی دلیل دارند و یا بدون علت مشخص نگران و مضطرب می شوند.
•       قشقرق به پا می كنند و به دلایلی كه برای دیگران آشكار نیست شدیداً پریشان می شوند.
•       قادر نیستند با دیگران رابطه برقرار كنند.
•       دوست ندارند در آغوش گرفته شوند و یا دیگران را در بغل گیرند.
•       تماس چشمی ندارند یا تماس چشمی آنها اندك است.
•       به روش آموزش معمول پاسخ نمی دهند.
•       با اسباب بازی، درست بازی نمی كنند.
•       چرخیدن و تاب خوردن را خیلی دوست دارند.
•       احساس درد كمتر یا بیشتر از حد دارند.
•       از خطرات نمی ترسند.
•       پر تحرك یا كم تحرك هستند.
•       به صحبتها و یا صداها پاسخ نمی دهند به طوری كه به نظر می آید ناشنوا هستند اگر چه حس شنوایی سالم است.
•       70 % كودكان مبتلا به اوتیسم، ناتوانی هوشی دارند.

سخنی با والدین گرامی
مهم ترین اصل در بهداشت روانی خانواده ، پذیرش استعدادها ، تفاوت های فردی و در نهایتمعلولیت
فرزند است. با توكل به خداوند بزرگ با در نظر گرفتن توانایی های فرزند خود و با دلگرمی هر چه بیشتر در كنار آموزگاران با همراهی همه افراد خانواده ،  نقایص كودك خود از قبیل مشكلات حسی ، جسمی ، حركتی و ذهنی را بشناسیم و با قرار گرفتن كودك در جایگاه مناسب موافقت نماییم تا شاهد پیشرفت هرچه بیشتر او باشیم.

اختلال بینایی
اختلال بینایی همان كاهش توانایی دیدن است. اصطلاح هاینیمه بینا ، كم بینا ، نابینا برای توصیف میزان اختلال های بینایی به كار می روند.
نیمه بینا : كاملاً مشخص است.
كم بینا : اشخاصی كه حتی با اصلاح چشم با وسایل كمكی نیز با مشكل مواجه هستند. نابینایان می توانند از باقی مانده بینایی خود استفاده نمایند. فقط20% آنان نابینای مطلق هستند .
نابینای آموزشی : فردی است كه قادر به استفاده از بینایی نیست و بر حواسی مانند شنوایی و لامسه تكیه می كند و باید از آموزش خاص هماهنگ با استفاده از حواس دیگر برای یادگیری استفاده كند.

اختلال شنوایی
به فردی ناشنوا اطلاق می شود كه حس شنوایی او برای هدف های معمولی زندگی مفید و قابل استفاده نباشد.
 اختلال شنوایی به :
* خفیف   (40-25 دسی بل )
* متوسط (55-41 دسی بل )
* نیمه شدید (70-56 دسی بل )
* شدید   (90-71 دسی بل )
* عمیق  (91 دسی بل )
تقسیم بندی شده است

نوشته شده توسط فرشته ولیزاده

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:7  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

1- از همسرتان تشکر کنید :

وقتی زن از مرد به سبب انجام دادن کارهای جزئی قدرشناسی می کند ، مرد به فکر می افتد اگر برای همسرم کارهای مهم و بزرگ انجام دهم ، به راستی خوشحال خواهد شد در نتیجه مرد پس از ازدواج دربارۀ انجام دادن کارهای جزئی بی تفاوت می شود . این حرکت  یعـنی بی توجهـی مرد ، این تصویر را در ذهن زن به وجود می آورد که مورد بی مهری قرار گرفته است ، در نتیجه از شوهرش کمتر قدردانی و تشکر می کند . وقتی مردی در خانه از مهر و محبت زن خود برخوردار نشود و به اندازۀ کافی مورد قدردانی واقع نگردد مرد عصبی می شود و به همسرش هم احساس بدی پیدا می کند .

 

2- به حرفهای همسرتان خوب گوش کنید :

 مردان آگاه باشید ، وقتی برای خانمها مسئله ای پیش می آید فقط  با شرح جزئیات مسایل خود برای مـحرم خوب و یک شنوندۀ خوب احسـاس آرامـش می کنند و لذت می بـرند و تسـکـین می یابند . پس آقایان شنوندۀ خوب و فعالی برای شنیدن سخنان خانمها باشید .

 

3- زیباییهای همسرتان را تحسین کنید :

 

4- مشکلات کاری را مطرح نکنید :

        هنگامی که با همسرتان به گردش رفته اید مسایل خانوادگی را با خود نبرید .

          

 5- همسرتان را بهترین دوست خود بدانید:

 همسر خود را محرم اسرار ، یار و یاور خود بدانید . در مورد همه چیز با همسرتان صحبت کنید .

 

6- همسرتان را با دیگران مقایسه نکنید نکنید :

  زیرا این رفتار باعث خراب شدن رابطۀ شما با همسرتان می شود . همسرتان انسانی است   منحصر به فرد و دارای ویژگیهای شخصیتی اعم از مثبت و منفی که قابل مقایسه با هیچ فرد دیگری نیست .

 

 

 

7- صداقت داشته باشید : 

صداقت همچون پل ارتباطی مؤثر موجب می شود که زن با میل و رغبت بیشتری با مرد صحبت کند .

8 - همسرتان را همانطوری که هست بپذیرید :

آنهایی که همسرشان را آنگونه که (هست ، می پذیرند ) نه آنچنان «که می خواهند باشد » به این مرحلۀ ارزشمند نائل می شوند که دوستی و رفاقت در روابط متقابلشان موج می زند .

 

9 - بخشی از وقت خود را  در شبانه روز خاص همسرتان قرار دهید :

 

10 - ارتباط کلامی با همسرتان داشته باشید :

       

11- از همسرتان تعریف کنید : 

 وقتی به رفتارها و افکار خوب همسرتان توجه می کنید در واقع او  را تشویق می کنید  رفتارها و نگرشهای بهتری از خود بروز می دهد .

 

12- با همسرتان با مهربانی صحبت کنید :

 

اگر با همسرتان مهربانانه صحبت کنید خشم و حالت تدافعی بین شما کم می شود و جوّ آرامی فراهم می آید که می توانید در آن جوّ آرام ، مشکلات خود را به بحث گذارید .

 

13- اشتباهات گذشتۀ همسرتان را به رخ او نکشید :

مطرح کردن گذشته ها کمک چندانی به حل مشکلات نمی کند .

 

14- به دنبال چیزهایی باشید که همسرتان دوست دارد و علاقمند است :

 

مانند گل ، کتاب ، لباس ، عطر ، و...... که هر کدام در جای خود می تواند همسرتان را خوشحال کند .

 

15 – به چشم های همسرتان نگاه کنید :

 

16- همسرتان را ببخشید :

برای بردن  بحث آن قدر ها هم که به نظر می رسد مهم نیست تا وقتی سعی نکنید موضوعی را فراموش کنید ، متوجه نخواهید که چه حافظۀ خوبی دارید .

 

17- اگر یکی از وسایل مورد نیاز همسرتان خراب و فرسوده است آن را تعمیر کنید .

 

18- هنگام گفتگو بر سر مسایل جدی زندگی از خواندن روزنامه و تغییر دادن کانالهای تلویزیون و عواملی که بی توجهی شما را به مطالب گوینده نشان می دهد خودداری کنید .

 

19 – به لباس پوشیدن و وضعیت ظاهری همسرتان اهمیت بدهید .

 

 

                                                                                          اکرم رجبی

                                                                            کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی

                                                                            شماره نظام روان شناسی:  332۵

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 8:55  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

شرط رسیدن به موفقیت این است که ابتدا باور کنیم که می توانیم موفق شویم . اعتقاد درونی به اینکه شما قدرت انجام کاری را دارید و لیاقت رسیدن به هدف را هم دارید ضامن موفقیت شماست .  این مقاله 26 راهکار اساسی برای داشتن کلید های موفقیت به شما معرفی میکند .

بزرگترین مسئله که اکثر ما گرفتارش هستیم این است که در وجودمان آتش عشق و علاقه شعله ور نیست هیچ چیز مانع موفقیت یک انسان مشتاق و علاقمند نیست .

 

 

 

 

 

 

 

اگر بتوانید ایمان بیاورید همه چیزبرایتان ممکن می شود به خدا ایمان آورید نه فقط در ظاهر بلکه با اطمینان به او به عنوان راهنمای خود اعتقاد آورید .

 

راههای رسیدن به موفقیت :

 

1- تفکر مثبت داشته باشید ، « دکترنورمن پیل » می گوید : افکار خوب و مثبت همچون تابش نور خورشید بر اتاقی تاریک است که همه جا را روشن می کند .

 

2-  باور و ایمان داشته باشید ، همیشه آن چیزی اتفاق می افتد که شما واقعاً باورش دارید . این یک حقیقت است . پس باید باورهای محدود کننده ای که مانع موفقیت شما هستند را شناسایی کنید و آنها را از بین ببرید .

 

3-  هر روز منتظر اتفاق خوبی باشـید ، اگر انتـظار وقـوع چـیزی را داشته باشـید آن چـیـز به وقـوع می پیوندد .

 

4- افکارتان را کنترل کنید ، موفقیت ازطریق کنترل کامل افکار ، اعمال به وجود می آید .

 

5- تلاش و پشتکار داشته باشید ، همۀ موفقیتها و  رؤیاهای ما در گرو سخت کوشی است هر چه بیشتر تلاش کنیم موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد .

 

6- صبور باشید ، ما همواره دوست داریم هر چه زودتر به ارزو هایمان برسیم ، به همین دلیل است که در زندگی مان بی قراریم .

 

7- به دیگران کمک کنید . شما تنها در صورتی حقیقتاً خوشبخت و موفق خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .

 

8- ذهن خود را  از تردید و ترس رها کنید و تصور کنید هیچ محدودیتی ندارید .

 

9- به بهترین  چیزها فکر کنید .

 

10 -  تصویر آن چه را می خواهید در زندگی بیرونیتان داشته باشید ، بسازید .

 

 11- شور و شوق داشته باشید ،  « فرانک بتگر » نویسندۀ کتاب چگونه در فروش از ناکامی به کامیابی رسیدم می گوید : شخص قادر است هر وقت بخواهد سرنوشت خود را عوض کند و آن موقعی است که تصمیم بگیرد و در کار خود شوق و حرارت به خرج بدهد .  

 

12- از خودتان تصویر خوبی در ذهن داشته باشید .

 

13- از اشتباهات گذشتۀ خود پند بگیرید و پیش بروید .

 

14- به خودتان اطمینان داشته باشید ، آنگاه خود را دوست خواهید داشت .

 

15- مسئولیت کامل زندگی و آنچه را برایتان پیش می آید به عهده بگیرید .

 

16- همواره ببخشید و فراموش کنید ، اما بگیرید و به خاطر بسپارید .

 

17- با افراد موفق ارتباط برقرار کنید .

 

18- هدف خود را از نظر دور نکنید و همیشه آن را جلوی چشم داشته باشید .

 

19- در زمان حال زندگی کنید ، هر روز به خاطر همان روز زندگی کنید .

 

20- در هر کار فقط برای همان کار فعالیت کنید .

 

21- با افراد باانگیزه و با روحیه همنشینی کنید .

 

22- در کارهای اجتماعی مشارکت داشته باشید .

 

23- همیشه به دنبال ایدۀ بزرگی باشید ، که زندگی تان را تغییر خواهد داد .

 

24- شهامت داشته باشید : همان شوید که می خواهید تنها در این صورت است که می توانید .

 

25-  استقامت داشته باشید : حضرت محمد (ص) فرمود ه اند : خداوند با کسانی که در برابر مشکلات پایداری می کنند .

 

26- شکرگزار باشیم : وقتی شکر می کنیم روح عالم در ما ایجاد انرژی می کند و آن انرژی موهبت های بعدی را به طرف ما جذب می کند .

 

                                                                                           اکرم رجبی

                                                                         کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی

                                                                          شماره نظام روان شناسی:  3325

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 9:18  توسط محمد مجتبی زاده  | 

1- به جای « تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید . وقتی از فاعل من استفاده می کنید مسئولیت احساستان را می پذیرید و احتمال اینکه همسرتان به حرف شما اهـمـیت بدهد بیشـترمی شود و لذا بهتر است بگوئید : « من عصبانی هستم » ، « من به شما افتخار می کنم » .
2-  ازکلمات « همیشه و هرگز» استفاده نکنید . زیرا کلمات هرگز وهمیشه بیش از اندازه قدرتمند هسـتند و طرف مقابل شما را خشمـگین می سـازند . مثلـاً می گوئـید « توهـمـیشه دیـرمی آیـی » . « هیچوقت دست به سیاه و سفید نمی زنی » .
3- صحبت همسرتان را قطع نکنید . زمانیکه صحبتش را قطع می کنید او را عصبانی می کنید و به او این احساس را می دهید که کسی به حرف شما گوش نمی کند و برای آن ارزشی قائل نیست .
4- آنچه را شنیدید واضح و روشن بیان کنید . درک خود را از آنچه که شنیده اید در پایان صحبت همسرتان بیان کنید .
5- برای اطمینان از صحت مطالب ، گفته ها را خلاصه کنید . اگر خلاصه سازی شما دقیق باشد خواهید دید که همسرتان جواب مثبت می دهد . معمولاً او با تکان دادن سر یا تبسم نشان می دهد که شما درست متوجه شده اید .  چنانچه خلاصه تان را با جمله ای مقدماتی که نشان دهندۀ هدف شما از خلاصه سازی است شروع کنید بسیار راهگشاست . مثلاً این طور شروع کنید : « برای اینکه مطمئن شوم حرفت را درست فهمیده ام ، مایلم به جمله ای اشاره کنم که چند لحظه پیش گفتی » . سپس می توانید با گفتن چنین عبارتی سخن خود را آغاز کنید : « تو گفتی که راجع به .... احساس بدی داری ، آیا همین طور است ؟


6- به طور مختصر صحبت کنید « دو تا سه دقیقه درهربار» و ازهمسرتان بخواهید آنچه را که شنیده است برای شما تکرار کند .
7- از ذهن خوانی پرهیز کنید . این مسأله هنگامی است که شما راجع به افکار و احساسات سایرین فرضیه ای منفی می سازید . به عبارت دیگر شما برداشـتهای خود را به دیگران نسـبت می دهید تصور می کنید مردم اینگونه فکر می کنند عباراتی از قبیل : « تومی خواستی مرا اذیت کنی » ،  « تو دوستان مرا نمی پسندی » . « تو می خواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم»   .

8- رنجشهای قدیمی را از نو  زنده نکنید . مسائلی که قبلا شما را رنجانده است و به اندازۀ کافی در مورد آن مشاجره داشته اید را مجدداً مطرح نکنید .
9- از برچسب زدن و ناسزا گفتن خود داری کنید مثلاً از کلمات خودخواه ، بی ملاحظه ، بدجنس خودداری کنید .
10- همسرتان را با دیگران مقایسه نکنید . اگر می خواهید مقایسه ای در کار باشد او را با خودش مقایسه کنید .


11- در مواقعی که مهمان دارید با همسرتان جنگ و جدال نکنید حرمت همسرتان را نگهدارید و در حفظ شخصیتش  بکوشید .
12- خوبیها و صفات خوب همسر را همیشه در نظر داشته باشید و  وی را به خاطرخصوصیات و ویژگیهای  خوب و انسانی اش تمجید کنید .
13- از طرح سؤالهایی که با « چرا» شروع می شوند اجـتناب کنید . سؤالهـایی که با چـرا شـروع می شوند می توانند اثرمبارزه جویانه و سرزنش آمیز داشته باشند . مثلاً چرا آن کار را کردی ؟ یا چرا این طوری فکر می کنی طرح اینگونه سؤالها  افراد را در حالت دفاعی قرار می دهد و در آنها مقاومت ایجاد می کند .
14- با طعنه و کنایه صحبت نکنید .  با گوشه و کنایه صحبت کردن آفت زندگی و باعث تیرگی زندگی می شود . در جایی که انسان می تواند به طور صریح سخن بگوید و رنجشهای خود را از راه گفتگو مستقیم حل کند چرا متوسل به طعنه و کنایه شوید .
15- شوخ طبع باشید . خوشرویی و خوش خلقی نسبت به یکدیـگر ، زن و شوهـر هر دو نشـان می دهد که برای روحیات ، احساسات و شخصیت طرف مقابل خود ارزش قائلند .



  

« اکرم رجبی »
کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی     

شماره نظام روانشناسی :۳۳۲۵ 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 22:19  توسط محمد مجتبی زاده  | 

« مهارت جذب افراد در دنیای امروز یکی از توانایی های مهم است » .

فکرش را بکنید که نیرو و انرژی ای داشتید که می توانستید هر کسی را که می خواستید متقاعد به انجام کارهای دلخواهتان می کردید . غیرممکن به نظر می آید ؟ باید بگویم آنقدر ها هم که فکر می کنید سخت نیست برای انجام این کار راههای زیادی وجود دارد که بتوانید به وسیلۀ آنها افراد را وادار به کاری کنید .
آیا تا به حال دربارۀ این راهها فکرکرده اید ؟ در این مقاله می خواهیم راههایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده ازآنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید .
1- مهربان و صمیمی باشید : برای اینکه روز خوبی داشته باشید لبخند بزنید .
2-  علاقۀ صمیمانه به مردم نشان دهید : اگردلمان می خواهد دوست پیدا کنیم باید با اشتیاق وشور به مردم خوشآمد بگوئیم .
3- نام افراد را حفظ کنید : آدمها به قدری از نام خود احساس غرور می کنند که دلشان می خواهد به هر قیمتی که شده است اسم خود را بعد از خود باقی بگذارند . یادمان نرود که در نام افراد معجزه ای نهفته است و همۀ افراد دقیقاً و کاملاً نسبت به این امرحساس هستند . 
4- از چیزهایی صحبت بکنید که دیگران دوست دارند : صحبت خود را با دیگران با بحث دربارۀ چیزهایی که در مورد آنها اختلاف نظر دارید شروع نکنید . 5- سؤالاتی بپرسید که آدمها دوست دارند جوابش را بدهند .
افراد را تشویقشان کنید که دربارۀ خودشان و کارهایشان برایتان حرف بزنند .
6- مردم را سرزنش نکنید : یادتان باشد احتمال دارد دیگران به کلی اشتباه کنند ولی خودشان این طور فکر نمی کنند .
7- گـفته های دیگران را رد نکـنید : از اعـتراض کردن و جر و بحـثهـای بی مورد که به هر رابـطه ای پایان می دهد پرهیز کنید .
8- به صحبتهای دیگران به دقت گوش کنید : اگر می خواهید خودتان را در دل دیگران جا کنید با علاقه و با تمام وجود به صحبتهایشان گوش دهید و مرتباً سرتان را تکان دهید و بپرسید : « خوب بعداً چی شد ؟ » خواهید دید که گل ازگلشان شکفته می شود .  
9- به وضعیت ظاهری خودتان توجه کنید : اولین خاطره ای که درذهن دیگران باقی می گذارید مربوط به آراسته و تمیز بودن خودتان می باشد .
10- وقت خودتان را با دیگران تقسیم کنید اگر کارهای خود را زمان بندی کنید می توانید زمانی را برای افرادی که دوست دارید صرف نمایید . شوخ طبع باشید : شوخ طبعی باعث می شود دیگران از گوش سپردن به شما لذّت بیشتری ببرند  .
11- از دیگران ازصمیم دل قدر دانی کنید : در ازای محبت و خوبی دیگران باید تشکر و قدردانی کرد چون اگر کسی تشکر نکند یعنی محبت دیگران را درک نمی کند .
12- همیشه کاری کنید که دیگران احساس کنند آدمهای مهمی هستند : همه دوست دارند دیگران ازآنها تعریف کنند اگر چنین کاری را کنید می توانید آدمها را در کف دست خود بگیرید .
جان دیوئی می گوید عمیقمترین اشتیاق درطبیعت بشر آرزوی مهم بودن است .   

     اکرم رجبی
« کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی »

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 22:8  توسط محمد مجتبی زاده  | 

«  نشانۀ آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است » . پیامبر اکرم (ص)
 

1-  خنده فشار خون را کم می کند .
2- خنده باعث طولانی شدن عمر می شود .
3- خنده سن افراد را کمتر نشان می دهد .
4- خنده تعادل هورمونی ایجاد می کند .
5- خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده ،  ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می کند .
6- خنده هورمون سوروتونین را  افزایش داده و باعث احساس سرخوشی در انسان می شود .
7- خنده تعداد ضربان قلب را تنظیم می کند .
8- خنده باعث شفاف شدن پوست صورت می شود .
9- خنده قدرت یادگیری را افزایش می دهد .
10- خنده از بیماریهای زخم معده و اثنی عشر جلوگیری می کند .

11 -  خنده در پیشگیری از سکتۀ قلبی و سکتۀ مغزی بسیار مؤثر است .

1۲ – خنده چروک صورت را ازبین می برد .
13- خنده باعث افزایش اندرفین مغز می شود و باعث احساس سرخوشی و شادی می شود .
14 – خنده باعث رفع خستگی می شود .
15 – خنده بهترین دارو برای درمان افسردگی است .
16- خنده با بازدم انجام می شود و این کار باعث خارج شدن 2 COاز خون می شود و احساس مطلوبی  ایجاد می کند .
17- خنده نوعی تخلیۀ روانی بوده و تنشها و احساسات سرکوب شده را رها می سازد .
18- بعد از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خداست « امام علی (ع)»
19 – خوشحال کردن قلب مؤمن از ده حج با ارزش تر است « امام صادق (ع)»
20 – اگر از کسی چیزی می خواهید اول او  را بخندانید .  « حاج آقا قرائتی »

« اکرم رجبی »
کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 22:2  توسط محمد مجتبی زاده  | 

هدف از کنترل خشم کاهش احساسات هیجانی و برانگـیخـتگی جسمانی است که به موجـب خشم به وجود می آیند .
 هیچکس نمی تواند از عصبانیت خلاص شود یا از آن اجتناب کند زیرا همیشه پدیده ها یا افرادی هستند که ما را عصبانی می کنند ما تنها می توانیم یاد بگیریم که چگونه رفتارهای خود را کنترل و عصبانیتمان را کاهش دهیم و آن را به طریقۀ مثبت نشان دهیم .
امّا چرا برخی از افراد بیشتر ازدیگران عصبانی می شوند ؟
طبق نظر یکی از روانشناسان ، بعضی از مردم نسبت به عامۀ مردم زودتر عصبانی می شوند و عصبانیتشان هم شدید تر است . همچنین افرادی وجود دارند که عصبانیتهای خود را به روش های غیر عادی که موجب جلب توجه دیگران شود نشان نمی دهند . مثلاً خشم را در درون خودشان می ریزند .
این افراد بسیار تحریک پذیر و کج خلق اند . افرادی که به آسانی عصبانی می شوند ممکن است دشنام دهند ، اشیاء را پرت کنند , قهرکنند و انزوای اجتماعی را انتخاب نمایند یا اینکه دچار بیماری جسمی مثل : زخم معده ، کمر درد ، گردن درد شوند .
پرسش مهمی که مطرح می شود این است که چرا این افراد این روش را پیش می گیرند ؟
یک دلیل عوامل ارثی و مسائل فیزیولوژیکی است . شواهدی وجود دارد که نشان می دهد برخی از کودکان هنگام تولد نسبت به سایر کودکان تحریک پذیرتر ، زود رنج ترو کج خلق ترند .
دومین علت اجتماعی – فرهنگی است . عصبانیت غالباً به عنوان یک رفتار منفی تلقی می شود ،  زیرا یاد گرفته ایم که اضطراب ، افـسردگی و ترس را بیان کنیم اما عـصـبانیت را مخـفی کنیم و درنتیـجه ما یاد نگرفته ایم که چگونه آن را کنترل کنیم یا آن را در مسیر مناسب هدایت کنیم .
همچنین تحقیقات نشان می دهد که پیشینۀ خانوادگی در این مسئاله نقش دارد . افرادی که به آسانی عصبانی می شوند متعلق به خانواده های آشفته و ازهم گسـیخته و   فاقد مهـارتهـای ارتباطی و هیجانی هستند .
20  گام جهت کنترل خشم وعصبانیت : اگر احساس می کنید فردی عصبانی هستید می توانید از روشهای زیر استفاده کنید .
1- با نوشتن شرحی از شرایطی که باعث خشم و عصبانیت می شود بر افکار بدبینانۀ خود نظارت کنید .
2- با نوشتن شرحی از شرایط خشم دریابید کجا و چرا به شما افکار پرخاش جویانه دست می دهد .
3- خودتان را درجای دیگران قرار دهید .
4- اگر هر روز تصور کنید امروز آخرین روز زندگی شماست سعی می کنید که سر هر موضوعی خشمگین نشوید .
5- اگر خیلی عصبانی هستید چیزی نگویید .
6- هنگام عصبانیت از کلمات نهایی مانند همیشه ، هرگز ، هیچوقت ، و ....بکار نبرید . مثلاً اگر همسرمان دیر به خانه آمد به او نگوئیم هیچوقت نشد به موقع بیایی .
7- هنگاه عصبانیت نفس عمیق بکشید و مسیر تنفستان را تجسم کنید .
8- به هنگام عصبانیت به آرامی یک کلمه یا عبارت آرام بخش را تکرار کنید مانند : آرامش ، آسان بگیر ،
9- در صورتیکه به صورت عمیق نفس می کشید از تصویر ذهنی استفاده کنید . یک تجربۀ  آرامش دهنده را تجربه کنید .
10- در بارۀ راههای غیرخشونت آمیز برای رسیدن به اهداف تان تفکر کنید .
11- همیشه   که در مواقع بحرانی و بروز خشم  با خود بگویید « من میتوانم خویشتن دار باشم»  
12- هربارکه قدرت کنترل برخشم خود را پیدا کردید خود را تحسین کنید . این تحسین باعث تقویت کنترل می شود .
13- به کسی که شما را عصبانی کرده به چشم یک بیمار نگاه کنید .
14- اگر کسی شما را ناراحت کرد به خودت بگو « او به بدی خودش عمل کرد پس چرا من به خوبی خودم عمل نکنم»  .
15- به هنگام احساس خشم و قبل از ابراز خشونت به یاد بیاورید که دفعات قبل از ابراز خشونت پشیمان شدید .
16- انسانها را آنگونه که هستند بپذیرید تا کمتر عصبانی شوید ، انسانها را با تمام کم و کسری های اخلاقی شان بپذیرید .
17- سعی کنید درصحنه هایی که امکان عصبانیت شما زیاد است وارد نشوید .
18- در آستانه های تحریک عصبانیت به خودتان بگویید :  او می خواهد مرا عصبانی کند ، من باید زرنگ تر از این باشم که عصبانی بشوم ،  من باید با کنترل خودم نقشه های او را خنثی کنم .
19- برخی از باورها و تفکرات غیرمنطقی که مولد خشم و عصبانیت هستند و باید کنار گذاشته شوند به شرح زیر است :
اولین تفکر غیر منطقی : باید اعمال و رفتار ما همیشه مورد تأیید دیگران باشد .
دومین تفکرغیر منطقی : همه چیز باید مطابق میل من باشد .
سومین تفکر غیر منطقی : او باید همیشه مطیع من باشد .
چهارمین تفکرغیر منطقی : او باید هم عقیده و هم سلیقۀ من باشد .
20- هنگام عصبانیت چهار سؤال را ازخودتان بپرسید :
1- آیا این مسأله آنقدر مهم است ؟  
2- آیا عصبانیتم مناسب است ؟
3- آیا ارزش آن را دارد که عصبانی شوم ؟
4- آیا راه دیگری غیر ازعصبانیت وجود دارد ؟ چنین ارزیابی به شما کمک می کند که عصبانیت تان را به تفکرات منطقی تبدیل کنید . سپس خواهید دید که عصبانیت تحت کنترل شماست .

    اکرم رجبی   
« کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی »

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 14:31  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 
1- به جای « تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید . وقتی از فاعل من استفاده می کنید مسئولیت احساستان را می پذیرید و احتمال اینکه همسرتان به حرف شما اهـمـیت بدهد بیشـترمی شود و لذا بهتر است بگوئید : « من عصبانی هستم » ، « من به شما افتخار می کنم » .
2-  ازکلمات « همیشه و هرگز» استفاده نکنید . زیرا کلمات هرگز وهمیشه بیش از اندازه قدرتمند هسـتند و طرف مقابل شما را خشمـگین می سـازند . مثلـاً می گوئـید « توهـمـیشه دیـرمی آیـی » . « هیچوقت دست به سیاه و سفید نمی زنی » .
3- صحبت همسرتان را قطع نکنید . زمانیکه صحبتش را قطع می کنید او را عصبانی می کنید و به او این احساس را می دهید که کسی به حرف شما گوش نمی کند و برای آن ارزشی قائل نیست .
4- آنچه را شنیدید واضح و روشن بیان کنید . درک خود را از آنچه که شنیده اید در پایان صحبت همسرتان بیان کنید .
5- برای اطمینان از صحت مطالب ، گفته ها را خلاصه کنید . اگر خلاصه سازی شما دقیق باشد خواهید دید که همسرتان جواب مثبت می دهد . معمولاً او با تکان دادن سر یا تبسم نشان می دهد که شما درست متوجه شده اید .  چنانچه خلاصه تان را با جمله ای مقدماتی که نشان دهندۀ هدف شما از خلاصه سازی است شروع کنید بسیار راهگشاست . مثلاً این طور شروع کنید : « برای اینکه مطمئن شوم حرفت را درست فهمیده ام ، مایلم به جمله ای اشاره کنم که چند لحظه پیش گفتی » . سپس می توانید با گفتن چنین عبارتی سخن خود را آغاز کنید : « تو گفتی که راجع به .... احساس بدی داری ، آیا همین طور است ؟
6- به طور مختصر صحبت کنید « دو تا سه دقیقه درهربار» و ازهمسرتان بخواهید آنچه را که شنیده است برای شما تکرار کند .
7- از ذهن خوانی پرهیز کنید . این مسأله هنگامی است که شما راجع به افکار و احساسات سایرین فرضیه ای منفی می سازید . به عبارت دیگر شما برداشـتهای خود را به دیگران نسـبت می دهید تصور می کنید مردم اینگونه فکر می کنند عباراتی از قبیل : « تومی خواستی مرا اذیت کنی » ،  « تو دوستان مرا نمی پسندی » . « تو می خواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم»   .

8- رنجشهای قدیمی را از نو  زنده نکنید . مسائلی که قبلا شما را رنجانده است و به اندازۀ کافی در مورد آن مشاجره داشته اید را مجدداً مطرح نکنید .
9- از برچسب زدن و ناسزا گفتن خود داری کنید مثلاً از کلمات خودخواه ، بی ملاحظه ، بدجنس خودداری کنید .
10- همسرتان را با دیگران مقایسه نکنید . اگر می خواهید مقایسه ای در کار باشد او را با خودش مقایسه کنید .
11- در مواقعی که مهمان دارید با همسرتان جنگ و جدال نکنید حرمت همسرتان را نگهدارید و در حفظ شخصیتش  بکوشید .
12- خوبیها و صفات خوب همسر را همیشه در نظر داشته باشید و  وی را به خاطرخصوصیات و ویژگیهای  خوب و انسانی اش تمجید کنید .
13- از طرح سؤالهایی که با « چرا» شروع می شوند اجـتناب کنید . سؤالهـایی که با چـرا شـروع می شوند می توانند اثرمبارزه جویانه و سرزنش آمیز داشته باشند . مثلاً چرا آن کار را کردی ؟ یا چرا این طوری فکر می کنی طرح اینگونه سؤالها  افراد را در حالت دفاعی قرار می دهد و در آنها مقاومت ایجاد می کند .
14- با طعنه و کنایه صحبت نکنید .  با گوشه و کنایه صحبت کردن آفت زندگی و باعث تیرگی زندگی می شود . در جایی که انسان می تواند به طور صریح سخن بگوید و رنجشهای خود را از راه گفتگو مستقیم حل کند چرا متوسل به طعنه و کنایه شوید .
15- شوخ طبع باشید . خوشرویی و خوش خلقی نسبت به یکدیـگر ، زن و شوهـر هر دو نشـان می دهد که برای روحیات ، احساسات و شخصیت طرف مقابل خود ارزش قائلند .

   « اکرم رجبی »
کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی         
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 14:19  توسط محمد مجتبی زاده  |