تبليغاتX
وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده

وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده

وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده - روان شناسی - اجتماع - فرهنگ

 

 

 

مؤسسه فرهنگي تسنيم نور وابسته به سازمان تبليغات اسلامي در سال 1384 با تأييد و تصويب اساس‌نامه تشكيل و با انگيزه ارتقاء سطح دانش و بينش عمومي، اعتلاي فرهنگ و هنر كشور، ترويج و اشاعه فرهنگ و هنر اصيل ايراني- اسلامي و بر اساس اهداف فرهنگي مصرحه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در شهر تهران فعاليت خود را آغاز كرد.

اين مؤسسه فرهنگي به سرعت توانست در راستاي اهداف وجودي خود و اعتلاي اين اهداف قدم بردارد و با اجراي برنامه‌هاي متنوع فرهنگي نقش قابل قبولي از خود در اين حوزه برجاي گذارد كه به عنوان مثال مي‌توان به برگزاري جلسات نقد كتاب اين مؤسسه به عنوان گوشه‌اي از فعاليت‌هاي فرهنگي آن اشاره داشت كه توسط كتابخانه تخصصي جوان، اوقات فراغت و تربيت ديني اين مؤسسه به مرحله اجرا درآمد.

در سي‌ويكم خردادماه جاري سالن كنفرانس مؤسسه فرهنگي تسنيم نور، شاهد برگزاري دومين نشست نقد تخصصي كتاب با عنوان «نقد كتاب روانشناسي اجتماعي تأليف دكتر يوسف كرمي» بود.

اين نشست با حضور دكتر يوسف كرمي (مؤلف)، دكتر سعيد غفاري دبير جلسه و عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي همدان و دكتر قاضي ميرسعيد استاديار گروه آموزش كتابداري و اطلاع‌رساني پزشكي دانشكده پيرا پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران، دكتر نيكنام عضو هيئت علمي دانشگاه علمي و كاربردي تهران و دكتر داريوش نوروزي كه در سابقه كاري ايشان مدير گروه تكنولوژي آموزش دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي علامه طباطبايي به چشم مي‌خورد، حضور داشتند.

در ابتداي نشست دكتر غفاري دبير جلسه ضمن خوشامدگويي به حضار ابراز اميدواري كرد كه اين نشست بتواند گامي در جهت رشد و اعتلاي فرهنگ بردارد.

پس از سخنان دبير نشست منتقدين در مقام نقد كتاب ياد شده به بيان ديدگاه‌هاي تخصصي خود، پيرامون كتاب روانشناسي اجتماعي پرداختند، كه در همين راستا دكتر قاضي ميرسعيد گفت: طرح روي جلد با محتواي كتاب داراي سنخيت نيست، انواع روش‌هاي تحقيقي مطرح شده در كتاب داراي ارتباط محتوايي باكتاب نيستند، ارتباط بين مطالب كتاب بايد از قبل به شكل طرحي جامع در نظر گرفته مي‌شد، در قسمت‌هايي از متن نحوه ارجاعات و استنادات كامل و مشخص نيست.

دكتر نوروزي منتقد ديگر اين نشست سخنان خود را با ابراز علاقه شخصي نسبت به مؤلف كتاب و ذكر تجارب مشترك ميان خود و مؤلف در سال‌هاي دور شروع كرده و گفت: چاپ نوزدهم كتاب روانشناسي اجتماعي، نشانه سلامت كتاب است، البته بر اين كتاب انتقاداتي نظير: نياز به طراحي آموزش براي بخش‌هاي مختلف كتاب، عدم نياز به روش‌هاي تحقيق مختلف و بعضاً غيرمرتبط با محتوا و موضوع كتاب و عدم توجه به اصلي‌ترين روش تحقيق در مباحث روانشناسي كه همان روش تحقيق كيفي است، در مورد نظريه‌هاي انگيزشي مثالي ذكر نشده است، در فصل سوم نياز به مبحث تعامل احساس وجود دارد، وارد است.

در ادامه دكتر يوسف كريمي مؤلف كتاب ضمن تشكر از حسن توجه منتقدان و دقت نظر ايشان به كتاب عنوان داشت: در ويرايش چهارم بسياري از نقطه نظرات دوستان در نظر گرفته خواهد شد، اما در اين زمينه بايد اشاره داشت كه بسياري از اين مسائل مطرح شده مربوط به اين نكته مي‌شود كه اين كتاب جنبه اقتباسي و الگوبرداري از كتاب‌هاي مطرح و مرجع اين رشته را دارد، كه البته سعي بر آن است كه اين اقتباس، هماهنگي و انطباق با فرهنگ و شرايط جامعه خود را نيز دارا باشد.

وي در پايان اشاره داشت: در ابتداي كتاب روانشناسي اجتماعي از دانشجويان و صاحب‌نظران خواسته شده است، نظرات خود را جهت اصلاح و بهترشدن محتوا ارسال كنند كه تا به امروز مجموعه‌اي از اين نظرات جمع‌آوري شده و در ويرايش چهارم مدنظر قرار خواهد گرفت.

 گفتني است اين كتاب 402 صفحه‌اي پيرامون مسائل روانشناسي اجتماعي در پانزده فصل تدوين شده‌است. در قسمت‌هاي ابتدايي آن، تاريخچه اي از روانشناسي اجتماعي وروشهاي تحقيق گفته شده است و در ادامه به بررسي مواردي ازقبيل انواع روشهاي تحقيق درروانشناسي اجتماعي،نظريه هادراين زمينه،رفتار در گروه‌ها، نفوذ اجتماعي وكنترل ، رهبري ومديريت ، اطاعت وفرمانبرداري ، رفتارناظران ، اخلاق و ارزشهاي خلاقي، پرخاشگري، نگرشها، نظريه‌هاي تغيير نگرش، اندازه گيري وسنجش نگرش ها، نظريه اسناد، زبان وارتباط و كاربرد روانشناسي اجتماعي در جامعه پرداخته شده است.

منبع :

http://www.ido.ir/a.aspx?a=1388041007

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:35  توسط محمد مجتبی زاده  | 

روانشناسي جوگير شدن !
در گفتگو با دکتر يوسف کريمي، دکتراي روان‌شناسي و عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي
سلامت : آقاي دکتر، تا حالا جوگير شده‌ايد؟ 
جوگيرشدن همان چيزي است که در روان‌شناسي اجتماعي به آن نفوذ اجتماعي مي‌گويند و منظور آن است که يک فرد يا گروه تحت‌تاثير شرايط و محيط قرار گيرد. در اين حالت فرد در جوي قرار مي‌گيرد که نمي‌تواند مقاومت کند. واقعيت اين است که هيچ‌کسي نمي‌تواند از نفوذ اجتماعي فرار کند و يا از آن مصون باشد چون به هر حال همه ما در زندگي عادي و روزمره تحت‌تاثير و نفوذ ديگران قرار مي‌گيريم. من هم تحت نفوذ اجتماعي قرار ‌گرفته‌ام. ولي تفاوت در آن است که چون تا حدودي نسبت به اين مساله آگاهي دارم، جوگير شدنم سخت‌تر اتفاق مي‌افتد.
? سلامت : چه افرادي استعداد جوگير شدن دارند؟
? عوامل و ويژگي‌هاي شخصيتي در جوگيرشدن و تحت نفوذ اجتماعي قرارگرفتن بسيار موثر است. هر چقدر فرد آگاهي کمتري داشته باشد، بيشتر جوگير مي‌شود. اگر شما به شخصيت مسعود شستچي در سريال مرد هزار چهره توجه کنيد، اين مورد به چشم مي‌خورد. مسعود شستچي، شخص ساده‌اي بود که سادگي‌اش به ساده‌لوحي پهلو مي‌زد. شخصي که حتي براي رفتن به دست‌شويي، مرخصي ساعتي مي‌گرفت و تمام زندگي‌اش در زيرزمين اداره ثبت احوال مي‌گذشت. چنين تيپ‌هايي که تجربه اجتماعي کمتري دارند و يک حصار دور خود کشيده‌اند و تماس اجتماعي کمي با جامعه دارند، بيشتر جوگير مي‌شوند. زيرا وقتي در محيط‌هاي اجتماعي قرار مي‌گيرند، نمي‌توانند در برابر خواسته‌ها و نظريات ديگران مقاومت کنند و کم‌کم نقش‌هاي جديدي را که گروه از آنها انتظار دارد، برعهده مي‌گيرند. مهرطلبي نيز از ديگر ويژگي‌هاي افرادي است که جوگير مي‌شوند. چون‌ آنها براي به دست آوردن توجه گروه، جوگير مي‌شوند. ترس از طردشدن نيز در اين زمينه موثر است.
? سلامت : عوامل اجتماعي در اين زمينه چه نقشي دارند؟
? نقش عوامل اجتماعي در نفوذ اجتماعي بسيار پررنگ‌ است. وقتي گروهي که فرد را محاصره مي‌کنند، از جذابيت زيادي برخوردار باشند و به اصطلاح پيشنهادات‌شان اغواکننده باشد، فرد سريع‌تر جوگير مي‌شود. براي مثال در سريال مرد هزار چهره چون جامعه پزشکان، نيروي انتظامي و انجمن شاعران از جذابيت و نفوذ بالايي برخوردار هستند، مقاومت شستچي در برابر آنها کمتر است. در روان‌شناسي اجتماعي، آسيب‌هاي زيادي وجود دارد که منشا آنها نفوذ اجتماعي است.
? سلامت : چه آسيب‌هايي؟
? آسيب‌هايي مانند اعتياد در اثر همين نفوذ اجتماعي گسترش مي‌يابند. به عنوان مثال جواني که در يک گروه معتاد قرار مي‌گيرد وقتي احساس کند اگر در برابر تعارف افراد گروه جواب منفي بدهد، ممکن است اين‌گونه برداشت شود که او هنوز بزرگ نشده است و از گروه‌ طرد شود، اين احتمال وجود دارد که به دام اعتياد کشيده شود.
? سلامت : به همين خاطر است که گفته مي‌شود خانواده‌ها قدرت نه گفتن را به فرزندان خود آموزش دهند؟
? بله. به همين علت است که گفته مي‌شود مهارت‌هاي زندگي مانند قدرت نه گفتن بايد آموزش داده شود تا فرد بتواند استقلال و هويت خود را حفظ کند.
? سلامت :آيا مي‌توان گفت جوگير‌شدن همان هم‌رنگ جماعت شدن است؟
? هم‌رنگي با جماعت، فرمان‌برداري و اطاعت، پيش‌داوري و تبعيض از نتايج نفوذ اجتماعي است. وقتي جامعه نسبت به يک گروه خاص پيش‌داوري داشته باشد و بعد تبعيض قايل شود، فرد ناچار به هم‌رنگي مي‌شود. بسياري از افراد به دليل جوگيرشدن به گروه‌هاي آسيب‌زاي اجتماعي مانند سارقان و جنايت‌کاران جذب مي‌شوند. جالب اينجاست که بعضي از افرادي که جوگير مي‌شوند، گاه به سردستگي همان گروه مي‌رسند که تحت تاثير آن قرار گرفته‌اند.
? سلامت : مثل داستان فردي که به دروغ مي‌گفت، در کوچه پاييني حليم مي‌دهند و آن‌قدر اين گفته را تکرار کرد که خودش هم براي گرفتن حليم راهي‌شد؟!
? همين‌طور است. شبيه آن فردي که الاغ خود را براي فروش به بازار برده بود و به دست دلال داده بود. دلال آن‌قدر از خوبي اين الاغ حرف زد که همان فرد، الاغ خودش را خريد.
? سلامت : چرا اين افراد کاسه داغ‌تر از آش مي‌شوند؟
? به خاطر اينکه پذيرفته‌شدن در يک گروه به فرد، شخصيت و احساس هويت مي‌دهد. در نتيجه فرد براي اينکه بيش از پيش در گروه پذيرفته شود دايما بيشتر به خواسته‌هاي گروه توجه مي‌کند و بيشتر در نقشي که از او مي‌خواهند فرو مي‌رود. براي مثال در همين سريال مرد هزار چهره، شستچي وقتي به عنوان دکتر سپهر جندقي پذيرفته مي‌شود نه تنها به کار طبابت مي‌پردازد، بلکه براي جراحان مغز و اعصاب به سخنراني و آموزش مي‌پردازد. تاييد جمع براي فرد احساس امنيت و رضايت خاطر به دنبال دارد. ضرب‌المثل هندوانه زير بغل گذاشتن، تعبيري از همين موضوع است. اگر دقت کرده باشيد حتما يادتان هست که در بعضي صحنه‌ها مسعود شستچي روبه‌روي آينه مي‌ايستاد و مکالمه‌اي بين او و وجدانش در مي‌گرفت و او خطاب به وجدانش مي‌گفت در اينجا، قدرت و ثروت وجود دارد و از شرايطي که داشت احساس سود، منفعت و در نتيجه احساس رضايت مي‌کرد.
? سلامت : مکالمه بين وجدان شستچي و خود او را مي‌توان مکالمه بين خود ايده‌آل و خود واقعي دانست. آيا مي‌توان گفت که جوگيرشدن، انجام عملي برخلاف خواست و توان خود واقعي است؟
? همين‌طور است. اگر ميان خود واقعي و خود ايده‌آل هماهنگي وجود داشته باشد شخصيت فرد از آرامش و ثبات لازم برخوردار است. ولي اگر فاصله بين خود واقعي و خود ايده‌آل زياد باشد، به گونه‌اي که فرد با توجه به توانايي‌هاي خود نتواند به خود ايده‌آل برسد، در اين جا بين خود واقعي و خود ايده‌آل تعارض شکل مي‌گيرد و فرد ممکن است از راه‌هاي ميانبر وارد شود تا بتواند به خود واقعي‌اش دست يابد. در اين صورت يک خود ايده‌آل کاذب شکل مي‌گيرد.
? سلامت : شکل‌گيري خود ايده‌آل کاذب چه آسيب‌هايي به همراه دارد؟
? آسيب به سلامت روان يکي از مشکلات در اين زمينه است. چون وقتي فرد با خود واقعي‌اش مواجه مي‌شود، به ناتواني خود پي مي‌برد. وقتي شستچي مي‌گويد: «من اشتباهي بودم» يعني اينکه به ناتواني خود پي‌ برده است. رودرروشدن با واقعيت چنين وضعيتي موجب بيماري‌هايي مانند افسردگي و اضطراب مي‌شود. در اين حالت فرد اعتماد به نفس خود را از دست مي‌دهد. جالب اين است که دو گروه از افراد تحت نفوذ اجتماعي قرار مي‌گيرند. گروه اول افرادي که اعتماد به نفس زيادي دارند و دوم، گروهي که اعتماد به نفس ضعيف دارند. کسي که اعتماد به نفس زيادي دارد، رسيدن به موقعيت‌ مناسب را حق خود مي‌داند و کسي که اعتماد به نفس ضعيف دارد تحت تلقين اطرافيان، اعتماد به نفس دروغين پيدا مي‌کند. وقتي فرد با واقعيت روبه‌رو مي‌شود ممکن است پرخاشگر شود تا بتواند فاصله بين خود واقعي و خود ايده‌آل را پر کند. نفرت از اجتماع نيز از نتايج جوگيرشدن است.
بروز چنين تاثيراتي براي مسعود شستچي نيز قابل تصور است: احتمالا ازدواج او با فرد مورد علاقه‌اش «سحر» انجام نمي‌شود و سپس شغلش را نيز از دست مي‌دهد. اين مسايل موجب انزوا و افسردگي‌اش مي‌شود. همين مساله زمينه‌ساز بروز پرخاشگري مي‌شود و ممکن است فرد حرکات ضد اجتماعي انجام ‌دهد.
? سلامت : آقاي دکتر آيا جوگيرشدن هميشه بد است؟ چون ممکن است فرد عضو گروهي شود که آن گروه در پي کار مثبت باشد.
? از نظر روان‌شناسي اجتماعي، جوگيرشدن کورکورانه و پيروي بدون آگاهي از يک گروه، مي‌تواند مشکل‌ساز شود. چون فردي که به راحتي تحت تاثير جو مثبت قرار مي‌گيرد، به همان سادگي ممکن است تحت تاثير جو منفي قرار گيرد.
? سلامت : براي اينکه جوگير نشويم چه کارهايي بايد انجام دهيم؟
اولين عامل، افزايش آگاهي‌ها و دانسته‌ها‌ است. از سوي ديگر بايد با مهارت‌هاي زندگي و شيوه کاربرد آنها آشنا شويم. مهارت‌هايي مانند نه گفتن بايد آموزش داده شود. البته نه گفتن به همه چيز هم خطرناک است. مهارت تشخيص وضعيت و تحليل موضوع نيز بايد آموزش داده شود. خانواده‌ها نيز در اين ميان نقش مهمي دارند تا نوجوان‌شان جوگير نشود. پدر و مادر بايد فرزند خود را به بازي بگيرند و استقلال او را به رسيمت بشناسند و نظريات او را جويا شوند و فرصت ابراز وجود و نظر به او بدهند. خانواده‌ها بايد فرزند خود را در تصميم‌گيري‌ها شرکت دهند چون افرادي که توان ابراز وجود نداشته باشند، بيشتر جوگير مي‌شوند. بنابراين اگر خانواده‌ها مي‌خواهند فرزندان‌شان جوگير نشوند بايد آنها را به صورت صحيح تربيت کنند. بايد وقتي فرزند آنها اظهارنظر مناسبي انجام مي‌دهد او را تشويق کنند تا فرزندشان جسارت ابراز نظر پيدا کند و جو گير نشود.

منبع : مجله سلامت نيوز

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 19:37  توسط محمد مجتبی زاده  | 


خبرگزاري فارس: تربيت چيست و چه تفاوتي بين ديدگاه اسلام در مورد تربيت و ساير ديدگاهها وجود دارد موضوعي است كه در اين نوشتار به آن پرداخته شده است.

همان طور كه مي دانيد انقلاب شكوهمند اسلامي ما يك هدف اساسي داشت و آن اين بود، كه اسلام، تعاليم اسلامي، احكام اسلامي، اصول و دستورالعمل هاي اسلامي، حاكم بر اعمال و رفتار ما باشد و اگر بخواهيم اين مطلب را به صورت آموزشي مطرح كنيم، بايد بگوييم كه هدف، اشاعه تربيت اسلامي در جامعه بود. يعني از آنچه قبل از انقلاب در جامعه، تا حدي جاري و متداول بود، ما را تحت تاثير آداب و رسوم خاص و هدفهاي تربيتي خاص از ديدگاه خود، سوق مي دهند. هدف امام امت بعد از پيروزي انقلاب اسلامي اين بود، كه به تدريج مسو ولان آموزشي اعم از مراجع محترم تقليد، متكلمان، فيلسوفان اسلامي، مبلغان، آنهايي كه در آموزش معارف اسلامي و در مراكز آموزشي هستند اقدام كنند و همچنين تشكيل حكومت اسلامي و تشكيل نهادهاي آموزشي و نهادهاي تربيتي همه يك هدف اساسي را دنبال مي كردند و آن پياده كردن تعليم و تربيت اسلامي مي باشد.
شايد براي بعضي افراد مفهوم تربيت روشن نباشد و تربيت را باآموزش مهارتهاي خواندن و نوشتن يكسان تلقي كنند اين امر آن طور كه بايد و شايد مهم تلقي نشود. ولي اين مساله درست نيست. آموزش الفبا، حساب، نوشتن و خواندن، حتي آموزش علوم، همه اينها با امر تربيت اختلاف دارند، به عبارت ديگر ممكن است كسي آموزش ببيند و در رشته اي اطلاعات لازم را هم كسب كند و اين اطلاعات را حفظ كرده باشد ولي درك درستي از آنها نداشته باشد، يا اين كه اين اطلاعات توام با درك و تا اندازه اي فهم باشد، اين اطلاعات خودبه خود همراه با تربيت نيستند، يعني ممكن است آدمي در يك رشته اي مطلع باشد حتي در سطح عالي علمي مطالبي را درذهن داشته باشد اما از تربيت برخوردار نباشد.
بسياري از دانشمندان و مطلعين، افرادي كه در رشته هاي علمي كار كردند، از لحاظ فكري، اخلاقي و اجتماعي در سطح پايين قرار دارند. و تنها درس خواندن و بالا بردن سطح اطلاعات و معلومات موجب پرورش قوه استدلال نمي شود و فقط سطح محفوظات را بالا مي برند، اين محفوظات يا به صورت بهتر معلومات، خود به خود فرد را تربيت نمي كند و امر تربيت جدا از اين امر آموزش است و بايد توجه بيشتري به امر تربيت كرد. بعضي افراد مي پرسند تربيت چيست؟ وقتي به عنوان معلم به شاگرد مي گويند: من مي خواهم تو را تربيت كنم، اگر شاگرد بپرسد جناب معلم يا جناب استاد چه كار مي خواهيد در مورد من انجام دهيد؟ مي ببينيد كه استاد يا معلم جواب روشني ندارد، همان طوري كه پدر و مادر ناآگاه از تربيت هم، جواب روشني براي فرزندان خود ندارند. مي خواهيم بدانيم تربيت چيست؟ كه اين همه مورد علاقه ماست. همه ما مي خواهيم كه هم خودمان تربيت شده باشيم و هم فرزندانمان تربيت شده باشند، هم در جامعه، مسو ولان جامعه علاقه مند هستند كه افراد جامعه تربيت شده باشند، اگر فرض كنيد اشخاص از كشورهاي خارج به ايران آمدند و مدتي در اين جا توقف كردند و به ادارات، رستورانها، مجامع عمومي، محافل علمي و حتي درجلسات سخنراني شركت كردند، سپس مشاهدات خود را براي ديگران نقل كنند و اگر كسي ازاينها بپرسد، شما تربيت مردم ايران را چگونه ديده ايد؟ درمي يابيم، آنچه را اسلام در زمينه هاي مختلف براي ما مطرح ساخته، متاسفانه بر اعمال و رفتار ما حاكم نيست.
بايد ديد كه اين شخص ناظر، توصيه هايي كه اسلام كرده، تعليماتي را كه پيامبر اكرم (ص)و دستورالعملهايي كه امامان معصوم(س) به ما داده اند، آيا در مناسبات و در موقعيتهاي مختلف، اين دستورالعملها و پيامها را مردم ما رعايت مي كنند؟ متاسفانه بايد گفت: اگر افراد به عنوان قاضي بي طرف، اعمال خود را ارزيابي كنند و رفتار خود را در همين محافل و موقعيتهاي مختلف تحت نظر قرار دهند، بايد اعتراف كرد كه خير، اين اعمال تابع عادات و آنچه از گذشته به ما رسيده، تابع رويه هايي مي باشد كه در طول زندگي اتخاذ شده است و گاهي تابع تلقيناتي است كه به ما شده و گاهي به صورت تقليد از ديگران كارهايي انجام مي شود; آيا به واقع آنچه كه انجام مي دهيم با موازين اسلامي سازگار است و وفق دارد، خواهيم ديد كه متاسفانه اين گونه نيست، به دليل اين كه :
1- درصدد روشن كردن ماهيت تربيت نبوده ايم،
2- توجه به تربيت اسلامي نكرده ايم
3- در مراكز آموزشي، كه بايد مراكز رسمي تربيت باشند، كار معلمان و استادان در مراكز آموزشي انتقال چهار مطلب علمي از ذهن خود به ذهن شاگرد است، شاگرد، بايد اين نكات را حفظ و سپس در امتحان، محفوظات خود را ارائه دهد تا مورد ارزيابي قرا رگيرد و ارتقا پيدا كند.
اگر اين مراكز آموزشي رسالت تربيتي بر عهده دارند، با توجه به آنچه كه در كلاس درس مي گذرد، معلمي از طريق سخنراني چهار نكته به ذهن شاگرد منتقل مي كند، شاگرد هم گاهي خسته مي شود و گاهي گوش مي كند و گاهي هم ممكن است سو الي در ضمن شنيدن سخنان معلم، مطرح سازد، سپس مطلب بيان شده را به خاطر بسپارد، درموقع سو ال كردن معلم، محفوظات را ارائه كند. عبارت عربي، عبارت بسيار عالي و ارزنده اي است و نكته هاي دقيقي به ما مي آموزد. در اين عبارت آمده است: "من لم يود به الابوان يود به الزمان " كسي كه پدر و مادر او را تربيت نكرده باشند، زمان او را تربيت مي كند. اگر دقت شود متوجه مي شويد كه "تربيت زمان " يعني چه ؟ "تربيت پدر و مادر " يعني چه؟ اگر پدرو مادر به مسائل تربيتي آشنا باشند آگاهانه فرزندان خود را از لحاظ عقلاني، اجتماعي، اخلاقي و معنوي، عاطفي و از لحاظ بدني، مي توانند آموزش بدهند و تربيت كنند.
اين فرزندان در زمينه هاي مختلف به صورت خاص عمل خواهند كرد. اما اگر چنين چيزهايي مطرح نباشد يعني پدر و مادر هم آشنا به جنبه هاي مختلف تربيت نباشند، مسائل داخلي خانواده، گرفتاريها، پخت و پز و فراهم كردن وسايل راحتي فرزندان، پدر به دليل اشتغال در خارج از خانه، مادر هم به خاطر اشتغال به كار منزل و بچه ها. پس تربيت كجاست؟ تربيت فكري و عقلاني يعني چه؟ در كدام قسمت تربيت معنوي و اخلاقي صورت گرفته است؟ كجا در مورد تربيت اجتماعي بحث شده است و ... همان طور كه مشاهده مي شود تمام اعمال، براساس عادات و رويه هاي حساب نشده مي باشد.
اكنون آن راهها، به معرض اجرا درمي آيند. بنابراين وقتي پدر و مادر، فرزندان را تربيت نكنند، در مراكز آموزشي بجز انتقال چهار مطلب به ذهن شاگرد، كار ديگري انجام ندهند به يقين تربيت به عهده زمان محول مي شود. يعني در زندگي هر فرد حوادث و وقايع به رفتار او شكل مي دهد. بنابراين توجه به امر تربيت لازم است و اعزام پيامبران براي تربيت انسانها بوده است. پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: "ادبني ربي فاحسن تاديبي. " پروردگار من مرا تربيت كرد، مرا ادب كردو به بهترين وجه هم ادب كرد. پيامبر اكرم(ص) آيات قرآني را مي خواند، "يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه " اين كه براي تزكيه و تذهيب تعليم دانش استوار و محكم مردمان، به ميان آنها رفتم و آنها راتحت تعليم قرار دادم. بنابراين از طرف خداوند مبعوث شدند كه انسان را راهنمايي و هدايت كنند. وظيفه پدر و مادر، معلمان، رهبران، نويسندگان، گويندگان، اين است كه به امر تربيت آشنا باشند و بدانند كه در حوزه كار خود چگونه بايد عمل كنند. يك مبلغ اسلامي بايد به تعليم و تربيت آشنا باشد و در تبليغ معارف اسلامي اصول تربيتي را رعايت نمايد، يا يك نويسنده، يك معلم، يا پدر و مادر و خلاصه يك مربي، اينها همه بايد با امر تعليم و تربيت آشنا باشند و بدانند تعليم و تربيت چيست تا بتوانند هم در مورد خود، اعمال و هم در مورد فرزندانشان به تناسب شغلي كه دارند اجرا كنند. اگر گوينده اي به تعليم و تربيت، آشنا باشد شنوندگاني كه در جلسه سخنراني او شركت مي كنند از گفتار او بهره مي برند وسخنان گوينده را مي شنوند، چيزهايي تربيتي در خلال سخنان او مطرح مي شود، و تغييري در وضع تربيتي آنها حاصل مي شود.
آنچه در تعليم و تربيت اسلامي ديده مي شود يك تربيت كل، صحيح، منطقي و تربيتي كه بر اساس اصول و مباني محكم استوار است و تمام ابعاد اساسي شخصيت آدمي را در نظر گرفته است. هدف تربيت اسلامي اين است كه فرد جامع الاطراف و فردي كه در هر زمينه رشد يافته باشد تربيت كند و خلاصه تحويل جامعه دهد. وقتي نظام هاي تربيتي غرب را مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهيم، درمي يابيم، كه گروههاي مختلف در غرب هر كدام به يك جنبه از شخصيت انسان تاكيد دارند. بعضي به جنبه هاي فردي توجه دارند، عده ديگري به جنبه اجتماعي حيات انسان توجه دارند، اما فرديت انسان را از نظر دور مي دارند، تصور مي كنند هركسي، در هر جامعه اي باشد تابع آن جامعه است. آن جامعه به شخصيت، افكار، عقايد و عادات او شكل مي دهد، بنابراين آنچه كه اهميت دارد جامعه است و فرد هم جز و تابعي از جامعه است و خودش نقشي ندارد و اغلب فرد را مولود جامعه مي دانند، يعني براي خود فرد نقشي در اعمال و رفتار قائل نيستند، يعني براي فرد آزادي و اختيار قائل نيستند و مي گويند كه اين جامعه و فرهنگ جامعه است كه به رفتار انسان شكل مي دهد. اين كه جامعه در شكل دادن به رفتار فرد موثر است يك موضوع است، ولي اين كه فقط جامعه فرد را به اين شكل تربيت مي كند و فرد به هيچ وجه از خود آزادي و اختيار ندارد، مطلب ديگري است.
آري در هر جامعه اي كه زندگي كنيم، زبان و آداب و رسوم آن جا را مي آموزيم، اما در عين حال انسان هستيم و از قدرت عقلاني برخوردار و داراي اختيار و آزادي مي باشيم.يعني فرد مي تواند در بعضي جهات مقاومت كند و آنچه را كه در جامعه معقول و متداول است نپذيرد و از روي قدرت و تشخيص خود عمل كند. منظور بر اين است كه گروه دوم تصور مي كنند، حيات جمعي اصل است و بايد به حيات جمعي توجه كرد و فرد تابع حيات جمعي است و از خود هيچ نقشي ندارد. گروهي انسان را حيواني كه چند درجه بيشتر از حيوانات موجود رشد كرده تلقي مي كنند. يعني نحوه يادگيري، پيدايش افكار و عقايد را درانسان تابع قواعدي قرار مي دهند كه اين قواعد حاكم بر رفتار حيوانات است. بعضي از دانشمندان معتقد شدند كه عواملي در محيط به وجود مي آيد، اين عوامل رفتار خاصي را در فرد ايجاد مي كند و پيدايش مكرر اين عوامل سبب تكرار اين رفتار در افراد مي شود و معتقد بودند كه انسان تابع محيط است، هر چه در محيط، در مقابل انسان ظاهر شود، همان عامل سبب آشنايي فرد با محيط مي شود و از اين طريق انسان چيزي ياد مي گيرد. خلاصه اين نظريه در روان شناسي به عنوان نظريه "شرطي شدن " شناخته مي شود.
" لا حسب كحسن الخلق ". هيچ فضيلتي مانند حسن خلق نيست، يعني انسان بايد از حسن خلق برخوردار باشد. بعد مي فرمايد "لامظاهره اوثق من المشاوره " هيچ همكاري مثل مشورت با ديگران نيست و در آخر توصيه مي فرمايد "لا عباده كالتفكر "، هيچ عبادتي مثل فكر كردن نيست; همين عبارت كوتاه جامعيت تربيت اسلامي را نشان مي دهد.
به دنبال بحث گذشته، گروهي انسان را موجودي مي دانند كه چند درجه رشدش بيشتر از حيوان است و مي خواهند همان اصول و قواعدي را كه بر يادگيري حيوان حاكم است، پايه يادگيري در انسان قرار دهند و اين مكتب، به عنوان مكتب سلوك و رفتار در روان شناسي هم نفوذ داشته و بر بسياري از مراكز آموزشي حاكم بوده است.ولي آنها تصور مي كنند كه در انسان قدرت عقلاني، روحي و زمينه هاي معنوي وجود ندارد. انسان هم مانند حيوان است و تفاوت آن همان چند درجه رشد بيشتر اوست و مي خواهند از روي قواعدي كه حاكم بر اعمال و رفتار حيوان است، اعمال و رفتار انسان را هم توضيح دهند. بنابراين همان طور كه گفته شد بعضي به جنبه فردي و بعضي جنبه اجتماعي و بعضي جنبه حيواني انسان را در نظر مي گيرند و جنبه هاي ديگر شخصيت آدمي را مورد انكار قرار مي دهند. برخي افراد در فعاليتهاي تربيتي، بيشتر به يك سلسله مشاهده هاو آزمايشهايي كه انجام داده اند، توجه دارند و مي خواهند از روي بينشهاي ذهني خود رفتار انسان را توضيح دهند. يعني چند اصل را پذيرفته اند، اين كه ; انسان قدرت عقلاني و فكري منفكي از اين تجربيات حسي ندارد، انسان فاقد روح و اختيار و آزادي است.
عده اي كه اصول مكتب سلوك و رفتار را پذيرفته اند به اين صورت با انسان برخورد مي كنند. اسلام هم اصالت فرد و هم تاثير حيات اجتماعي در رفتار انسان را قبول دارد، اماانسان از نظر اسلام، تنها همين بدن و حواس و فعاليتهايي كه از حواس، بدن و مغز سرمي زند، اعمال انسان را محدود به اين گونه اعمال و رفتار نمي كند، بلكه براي وجود انسان، يك بعد فكري، عقلاني و روحي قائل است و نيازهاي بدني را به رسميت مي شناسد و دستورالعملهايي براي حفظ بدن و بهداشت و سلامت بدن دارد، آن چيزي است كه در وجود انسان ديده مي شود; مانند قدرت فكري و عقلاني. عواطف و احساساتي كه انسان دارد، مانندقدرت اخلاقي و آزادي اراده. اسلام همه اينها را به رسميت شناخته و هيچ وقت، انسان را در سطح حيوان تنزل نمي دهد و آن فرض را نمي پذيرد كه انسان چند درجه رشد بيشتري از حيوان دارد. بنابراين در تربيت اسلامي، اسلام تمام جوانب وجود انسان را در نظر مي گيرد. در جنبه فردي فرد را قابل رشد و آموزش و تربيت مي داند، براي فرد آزادي و اختيار و قدرت فكري و عقلاني قائل است; اسلام در عين حال راجع به جامعه، قوم و ملت بحث مي كند و همان طور كه مي دانيد در حيات اجتماعي، نحوه زندگي مردم با يكديگر بايد روي اصول معين باشد و اين كه حيات جمعي در رفتار فرد تاثير دارد، ويژگيهاي حيات جمعي را مطرح مي سازد و دستورالعملهايي هم دارد، كه يك جمع چگونه بايد زندگي كند. اسلام بخاطر نقشي كه جامعه در حيات افراد دارد، پيامبران و راهنمايان را فرستاد تا باارائه دستورالعملهاي مفيد هم حيات فردي شخص و هم حيات جمعي او را هدايت كند; در صورتي كه آموزشهاي غير ديني و نظامهاي تربيتي موجود در غرب كه فرد و يا جمع را اصل مي دانند; فعاليتهاي بدني و فعاليتهاي حسي را پايه و اساس يادگيري انسان تلقي مي كنند و به هيچ وجه انسان را در مقابل محيط، از برخورداري اراده و اختيار متنعم نمي دانند، يعني تصور مي كنند انسان تابع محيط و جمع است. تربيت به معناي هدايت فرد است، براي اين كه اين مفهوم روشن شود بايد ديد، هدايت كردن يعني چه؟ و فرد كيست؟ وقتي مي گوييم تعليم و تربيت، هدايت فرد است. ابتدا بايد مشخص شود منظور از هدايت كردن چيست؟ كلمه هدايت در اسلام مطرح شده است. در يك حديثي از قول امام موسي كاظم در كتاب تحف العقول آمده است، خداوند انسان را در دو زمينه هدايت كرده است يا دو راهنما و هادي براي انسان قرار داده است. در عبارت عربي در حديثي كه از قول امام موسي كاظم آمده، امام مي فرمايد: ان الله علي الناس حجتين، خداوند دو حجت ، دو راهنما براي انسان قرار داده.
"حجه "ظاهر و هي الانبيا و الاوليا " يا امامان معصوم و حجه "باطنه فهي العقل ". خداوند دو راهنما براي انسان قرارد داده ، يكي راهنماي بيروني كه اينها در ظاهر و آشكار مطرح مي شوند، يعني انبيائي كه رسالت هدايت كردن مردم را به عهده داشتند، اينها آمدند مردم را هدايت كنند و يك راهنماي دروني، همان قدرت عقلاني مي باشد كه خداوند به انسان داده است. بعضي افراد به قدر كافي خردمند و عاقل هستند و از همين قدرت عقلاني خود در زندگي بهره مي گيرند و رفتار خود را براساس سنجش و تدبير انجام مي دهند، اين است، كه همه دچار مشكل و انحراف نمي شوند. بنابراين در باره تربيت صحبت مي شود كه تربيت به معناي هدايت فرد است بايد توجه داشته باشيم كه اين هدايت كردن، يعني وادار كردن ديگران به پيروي از ما نيست. ما حق نداريم به ديگران دستور دهيم، ديگران را مجبور سازيم تا گفته هاي ما را بپذيرند و حرفهاي ما را قبول نمايند. هدايت كردن يعني كمك به فرد، كه خود او تشخيص دهد چه كار بايد انجام دهد و چه چيز را بايد ياد بگيرد، چطور بايد عمل كند، و چطور بايد تصميم بگيرد.
وقتي پدري فرزند خود را هدايت مي كند، يعني مي خواهد به او كمك كند كه خود تشخيص دهد، كه در چه شرايطي به سر مي برد، در اين شرايط، مشكل چيست؟ چگونه بايد عمل كند؟ چه جنبه هايي را در نظر بگيرد؟ و چطور اقدام كند. بنابراين وقتي مي گوييم تعليم و تربيت هدايت فرد است، يعني كمك به فرد، تا خود در هر موقعيتي قرار دارد بتواند تشخيص دهد كه در چه موقعيتي قرار گرفته است؟ مشكل اساسي در آن موقعيت چيست؟ امكاناتي كه در اختيار او هست چيست؟ چطور بايد تصميم بگيرد، انتخاب كند و به آن عمل نمايد. فرض كنيد كه شما ميل داريد فرزندانتان راستگو باشند، اگر فقط دستور دهيد راست بگو; بدون آن كه او بفهمد راستگويي يعني چه؟ و چرا بايد راستگو باشد، او هم چند مورد حرف شما را اطاعت مي كند، اما نه اين اطاعت ارزش دارد و نه اجراي دستور شما ارزش دارد، ولي اگر شما به او كمك كنيد كه بفهمد راستگويي يعني چه؟ و چرا فرد بايد در زندگي راست بگويد، آن وقت تكليف خود را مشخص مي سازد.
بنابراين وقتي مي گوييم تعليم وتربيت هدايت فرد است يعني كمك به فرد كه خود او تشخيص دهد كه چه كار بايد انجام دهد و در چه شرايطي قرار دارد، امكاناتش چيست؟ چه تصميمي بايد بگيرد. بنابراين هدايت كردن، غير از دستور دادن و وادار كردن فرد به اطاعت و وادار كردن او به تقليد است، غير از تلقين كردن مربي يا پدر و مادر به شاگرد است، براي اين كه در هر كدام از اينها، آن چه كه مطرح نيست، فهم و درك شاگرد است. بنابراين وقتي گفته مي شود، تعليم وتربيت هدايت فرد است، يعني به فرد كمك شود كه بهتر تشخيص دهد. در يك جمله ساده و روشن حضرت علي (ع) مي فرمايند:
"اوضع العلم ما وقف علي اللسان ". يعني پست ترين علم آن است كه در سطح كلمات و زبان متوقف شود. يعني فرد تنها چهار كلمه يا چند جمله را حفظ نمايد. ملاحظه مي كنيد درس خواندن ما حتي در سطح عالي به اين شكل است، يعني جملاتي را حفظ كردن، جملات را خوب بيان مي كند اما اگر كسي بپرسد اين جمله يعني چه؟ مي بينيد كه فرد دچار اشكال مي شود. بطور مثال كلمه فرهنگ مانند كلمه تربيت در موارد زيادي به كار مي رود، اما اگر پرسيده شود معناي آنها چيست؟ با آن كه اين كلمات در دفعات زيادي تكرار شده است ، اما كسي نياموخته، كه معناي كلمه فرهنگ را بفهمد، تا درجاي خود به كار ببرد. در جاي ديگر حضرت علي(ع) مي فرمايند: "وارفعه ما ظهر في الجوارح و الاركان " يعني والاترين درجه علم آن است كه در اعضا و اركان وجود انسان ظاهر شود. يعني اگر درك و فهم درستي از مطلب دريافت شود، معناي آن مطلب را مي توان بيان كرد و در مورد آن اظهار نظر نمود. در اين صورت است كه مي توان رفيع ترين و والاترين مرتبه علم را كسب نمود، كه در اركان وجود شخص ظاهر شده است. اين نكته لازم است كه مربيان بزرگ در قرن بيستم، در مورد يادگيري انسان صحبت مي كنند، مي گويند:
يادگيري يعني تغيير رفتار، اما رفتار، به آن معنا نمي باشد كه مكتب سلوك و رفتار به كار مي برد. مكتب سلوك و رفتار مي گويد: "رفتار چيزي است كه قابل مشاهده و اندازه گيري باشد. " مانند رفتار كبوتر و سگ آزمايشات اسكينر و پاولف. اين رفتار، چيزي است كه واضح و قابل اندازه گيري است، اما رفتار در معناي واقعي، يعني آنچه از انسان سرمي زند و شامل; عادات، مهارتها، درك، نگرش و شيوه برخورد انسان به مطلب مي باشد. همه اينها رفتار انسان است، يعني چيزهايي كه انسان عمل مي كند.انسان نگرش خاصي نسبت به يك موضوع و درك و شيوه خاصي دارد و از مهارت و عادات ويژه اي برخوردار مي باشد. بنابراين وقتي دانش در اركان وجود انسان نفوذ داشته باشد، شيوه تدوين آن مطلب را درك كرده باشد و معناي آن مطلب را خوب فهميده باشد متناسب با آن مطلبي كه فهميده، عادات و مهارتهاي لازم را در خود به وجود مي آورد.
بنابراين عامل اول امتياز انسان از حيوان قدرت عقلاني شخصيت آدمي مي باشد كه همان قدرت عقلاني اوست كه در شخصيت آدمي باعث امتياز انسان از حيوان است. عامل دوم در شخصيت آدمي، بعدي معنوي و اخلاقي است كه همان بعد الهي مي باشد. بنابراين وقتي گفته مي شود، انسان داراي بعد فكري و عقلاني است چيزي نيست كه از خود اختراع شده باشد، در اعمال انسان عمل فكر كردن وقدرت عقلاني را ملاحظه مي كنيم، يعني متوجه مي شويم كه انسان از قدرت فكري و عقلاني برخوردار است. دومين بعدي كه در شخصيت انسان مطرح است در اصطلاح اسلام مي توان گفت; فطرت الهي، اما اين فطرت الهي اختصاص به مسلمانان ندارد. اگر در سراسر دنيا مشاهده نمائيد، حتي در مورد اقوام بت پرست، زمينه بت پرستي بودن يك فطرت الهي، فطرت قداست بخشي در انسان است كه سبب شده اوضاع و احوال فرهنگي آن جا خدا را به صورت بت به اينها معرفي كنند. يا اين كه در يك كشور پيشرفته مانند ژاپن، امپراتور جنبه خدايي داشته است.
اين نشان مي دهد كه يك زمينه قداست پرستي و پرستيدن در انسان وجود دارد.در اسلام، اصول دين را هركسي از روي قدرت عقلاني خود درك مي كند به صرف اين كه بگويد نمي فهمم، كافي نيست و همان طور كه گفتم مطالعه جهان خلقت ما را به وجود پروردگار عالم، پروردگار حكيم و عادل راهنمايي مي كند، در آيه قرآن كريم; آيات ونشانه هايي آمده است. انسان با قدرت فكر، آفرينش جهان را بررسي مي كند. اساس اسلام بر اعتقاد خدا است. وقتي صلوات مي فرستيم كه اشهد انك ، مي گوييم كه پيامبر اسلام بنده تو است، پرستنده تو است. يعني او فرقي با ديگران ندارد، فقط مبعوث به پيامبري بوده، وحي به او نازل شده، و الا او هم مانند ديگران است. درباره پيامبران الهي معتقد هستيم كه براي هدايت انسانها آمده اند. پيغمبر اسلام، از طرف خداوند مامور شده اند، اما مساله خدا، پرستش خدا، قداست بخشي به خدا، اعتقاد به خدا، چيزي است كه عقل سالم بشر و عقل سالم بسياري از دانشمندان; و آنهايي كه بتوانند خود را از تعصبات فرهنگي و قومي نجات دهند، معقتدند، وقتي دانشمندان بزرگ مانند دكارت، انشتين، اينها وقتي درباره جهان و آفرينش جهان بحث مي كنند، در مقابل عظمت اين جهان و عظمت الهي، سر تعظيم فرود مي آورند. بنابراين در اسلام گفته مي شود; اصول دين امر تقليدي نيست، بلكه امري است كه بايد توام با فهم و تعقل باشد، يعني فرد بايد بفهمد جهان آفريننده اي دارد، و چرا جهان را با اين خصوصيات و صفات آفريده است؟ اما در مسيحيت مي گويند اصول دين امري عاطفي است. كشيشي براي دانشجويان صحبت مي كرد و به زبان انگليسي مي گفت .it delieve I dut it unbrestanb t'bon I من نمي فهمم كه اين مطلب يعني چه؟ سه خدا و يك خدا، اما در عين حال به آن اعتقاد دارم، در صورتي كه اصول دين در اسلام تقليدي نيست بلكه تحقيقي است، يعني فرد خود بايد فكر كند و به اصول دين پي ببرد. در احكام مانند رشته هاي ديگر، همان طور كه در پزشكي از پزشك پيروي مي كنيد، در امور صنعتي از متخصصين صنايع، در پديده هاي فيزيكي از فيزيكدان تبعيت مي كنيد، اينها امور تخصصي هستند. در فقه هم بايد از رهبران ديني كه فقه خوانده اند و با احكام الهي آشنا هستند تقليد كنيم، اما در اصول دين بايد از روي فهم و تعقل عمل نمود. بنابراين بعد دوم در وجود انسان، بعد معنوي، يعني بعد الهي، كه منشا پرستش و قداست بخشي است و اديان الهي اين قداست بخشي را روي وجود خداوند، الله، متمركز كرده اند.
در عين حال، انسان بعضي اعمال را خوب و بعضي ديگر را بد مي داند. براي مثال دروغگويي را بد و راستگويي را خوب مي داند. خدمت به مردم و همكاري با مردم را خوب مي داند. بنابراين يكي ديگر از چيزهايي كه در رفتار آدمي ديده مي شود زمينه اخلاق است. پس بعد اولي كه در آدمي پديدار مي شود، بعد اخلاقي است و بعد دوم، بعد معنوي. همراه با بعد معنوي، بعد اخلاقي است. پيامبر گرامي فرموده اند: "بعثت لاتمم مكارم الاخلاق " من مبعوث شدم براي اين كه زمينه هاي اخلاقي و رفتار اخلاقي بندگان خدا را كامل نمايم. يعني رشد اخلاقي را در ميان بندگان ايجاد كنم. بنابراين وقتي از جنبه اخلاقي در حيات انسان بحث مي شود از وجدان اخلاقي صحبت مي شود، هركسي احساس مي كند نيرويي در او هست كه نيروي خوب را از نيروي بد تميز مي دهند. بنابراين در انسان بعد اخلاقي هم وجود دارد. علاوه بر اين، انسان با همنوعان زندگي مي كند و بي شك بدون زندگي با همنوع نمي توانسته به حيات خود ادامه دهد، يعني از حيات جمعي برخوردار است. با جمع به سر مي برد. بنابراين بعد سوم كه در شخصيت آدمي پديدار مي شود بعد اجتماعي است . انسان موجودي اجتماعي است.
خانواده، قبيله، قوم، ملت هر كدام يك واحد جمعي هستند. خود انسان يك واحد جمعي است. در قرآن كريم آمده است; " انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم ". ما شما را از زن و مرد آفريديم به صورت قبايل درآورده ايم براي اين كه يكديگر را بشناسيد و گرامي ترين فرد نزد خداوند پرهيزكارترين فرد است. يعني زن، مرد ، سياه و سفيد، در هر قبيله اي كه هست، آن كه با تقواتر است گرامي تر است. بنابراين مي بينيد كه چطور بعد اجتماعي مطرح شده است. در آيه قرآن كريم مشاهده مي كنيم، كه "ان الله لايغيرpsdn; ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم " يعني خداوند تغيير نعمت نمي دهد براي قومي مگر اين كه آنها زمينه برخورداري از اين نعمت را خود فراهم كنند.
يعني تغييراتي را كه بايد انجام بگيرد، زمينه آن تغييرات را فراهم كنند. بنابراين بعد سومي كه دروجود انسان ديده مي شود، بعد اجتماعي است. بعد چهارم بعد عاطفي است انسان داراي عواطف است، بعضي چيزها را دوست دارد و از بعضي چيزها بدش مي آيد، خشمگين مي شود، صبر مي كند، اعتدال را رعايت مي كند، ترس بر او غلبه مي كند، همان طور كه خشم بر او غالب مي شود. گاهي قناعت مي كند، سختيها را تحمل مي كند. صبر و حوصله از خود نشان مي دهد. اين خصوصيات زمينه هاي عاطفي شخصيت انسان را تشكيل مي دهند. خواهيم ديد كه تمام اين ابعاد در كتاب آسماني مورد توجه قرار گرفته است. بعد پنجم، بعد بدني است، انسان داراي بدن خاص با خصوصيات و حواس خاص مي باشد يك بعد روحي در انسان وجود دارد كه همان بعد روحي و عقلاني است و منشا تفكر و ادراك انسان مي باشد بنابراين تعليم و تربيت يعني هدايت فرد در بعد فكري و عقلاني، معنوي و اخلاقي، بعد اجتماعي، بعد عاطفي و هدايت فرد در بعد بدني. يكي از مواردي كه در مورد اسلام بايد مطرح شود. چون ما از ابتدا مطرح كرديم كه نظام تربيتي اسلام را با نظامهاي ديگر مقايسه كنيم يكي از ويژگيهاي مهم تربيت اسلامي، جامعيت اسلامي است و مراد از آن، اين است كه اسلام تمام ابعاد اساسي شخصيت آدمي را در نظر گرفته و راهنماييهاي لازم را براي رشد انسان در همه ابعاد انجام داده است.
وقتي به مكتبهاي ديگر مراجعه مي كنيم، بعضي بيشتر روي بعد بدني تكيه دارند و انسان راحيواني مي دانند كه چند درجه بيشتر رشد كرده است و الي آخر. بعضي روي بعد اجتماعي تكيه مي كنند، مي گويند انسان تابع جمع است و جمع انسان را رشد مي دهد. بعضي روي بعد فردي تاكيد مي كنند وابعاد ديگر را در نظر نمي گيرند و بعد اخلاقي را هم مطرح مي كنند ولي آن چه ما در تربيت اسلامي مي بينيم توجه به تمام ابعاد است، يعني از بعد عقلاني، معنوي و اخلاقي، بعد اجتماعي و بعد بدني گرفته، در تمام اين ابعاد ما در قرآن، هم در روايات، هم در رفتار پيامبر و امامان معصوم و تا آن جايي كه اسناد تاريخي نشان مي دهند، در رفتار پيامبران آسماني ديگر، سلسله اعمال و رفتاري مي بينيم كه اگر انسان اين اعمال و رفتار را انجام دهد، تمام ابعاد وجودي او رشد مي كند و رو به كمال مي رود، بنابراين نظام تربيتي اسلام با نظامهاي تربيتي ديگر، مقايسه مي شود اين جامعيت در تعليم و تربيت اسلامي بيشتر مشاهده مي شود.
حضرت علي(ع) در نهج البلاغه مي فرمايد: "عقل پايه دين و اخلاق را تشكيل مي دهد. " يعني شما تا از عقل برخوردار نباشيد و عقل را به كار نيندازيد، خدا را نمي شناسيد و خوب و بد را تميز نمي دهيد. اين نشان عظمت عقل در تعاليم اسلامي است و يكي از ويژگيهاي تربيت اسلامي تاكيد اسلام روي عقل است. همان طور كه گفته شد هر فردي بايد با عقل خود پي به وجود خدا ببرد. اعتقادات ديني، اصول دين، امري تقليدي نيست بلكه فرد، بايد از راه تفكر و تعقل به اين اصول پاي بند شود. در صورتي كه اديان ديگر، مي گويند، دين بيشتر تابع احساسات و عواطف است. عبارتي از پيامبر اكرم (ص) نسبت به حضرت علي (ع) نقل شده است كه اين عبارت در كتاب تحف العقول آمده است كه مي فرمايد: "يا علي انه لافقر اشد من الجهل " يعني هيچ ناداري، بدتر از جهل و بي خردي و بي سوادي نيست ". در همين كلمه اهميت علم و اهميت خردمندي را پيامبر اكرم(ص) آن هم به حضرت علي(ع)، كسي كه صاحب نهج البلاغه است، صرف نظر از اعتقاد ديني ما كه جانشين پيامبر بود، توصيه كرده است. همين نهج البلاغه كه الان به زبانهاي معتبر دنيا ترجمه شده ، نشانه قدرت علمي، فكري، اخلاقي و زمينه عرفاني حضرت علي (ع) است. در جمله بعد مي گويد: هيچ سرمايه اي، سوددهي بيشتر از عقل ندارد (هيچ سرمايه اي عايدي بيشتر نصيب انسان نمي كند، مانند عقل) يعني اين عقل است كه امتياز انسان را نسبت به ديگر مخلوقات نشان مي دهد و هر چيزي را براي انسان فراهم مي كند. "لا مال اعود من العقل " سپس مي فرمايد: "لاوحده اوحش من العجب " هيچ تنهايي بدتر از خودبيني نيست ".
اگر دقت كنيد متوجه مي شويد كه مشكل بزرگ بشر، چه در سطح زمامداران، چه در سطح مردم، در اعمال و رفتار خودمان، دعواها، كشمكشها و اختلافهايي كه با هم دارند، قسمت عمده ناشي از خودبيني است، هركس فقط خود را مي بيند و نظر خود را ترجيح مي دهد و تمايلات خود را مقدم مي دارد تا خود حاكم و دستور دهنده باشد، خود مي خواهد از امتيازات اجتماعي برخوردار باشد، چه صلاحيت داشته باشد، چه نداشته باشد. اين خودبيني وحشتناك ترين امري است كه پيامبر اكرم خطاب به حضرت علي (ع) مي فرمايد : هيچ تنهايي بدتر از خودبيني نيست. سپس درادامه مطلب مي فرمايد : "لا عقل كالتدبير " هيچ عقلي مانند چاره انديشي نيست. يعني عقل را داده اند، كه در برخورد با مسائل بينديشيد و امور مختلف را تجزيه و تحليل كنيد، در برخورد با مسائل، تصميمات سنجيده بگيريد و سنجيده سخن بگوييد، و بدان عمل نماييد. بعد آن مي فرمايد:
به عنوان مثال عكس العملهاي عاطفي، مانند خشمها و شاديها كه از حد متعارف خارج مي شود و گاهي ممكن است منجر به زد و خورد يا حركات غيرعقلاني بشود، چيزهايي است كه انسان در موقعيتهاي مختلف با آن برخورد كرده و به تدريج در او عادتي به وجود آورده است. مانند اين كه فرض كنيد فوتباليستي گل مي زند و يك مرتبه از جاي خود بلند مي شود و حركاتي انجام مي دهد كه ممكن است هم به خود و هم به ديگران آسيب برساند. اين همان حركاتي است كه بعضي از روان شناسان را وادار كرده است كه تصور كنند يادگيري در انسان مانند يادگيري در حيوان تابع شرايط محيط است و همين طور كه سگ پاولف بر اثر مشاهده گوشت و بعد همراه شدن صداي زنگ با آن، در مقابل صداي زنگ هم بزاقش ترشح مي كرد; يا مثلا كبوتر معروف "اسكينر " كه با اين كبوتر، يكي از رفتارگرايان معروف آزمايشاتي كرده، يك ليوان آب جلوي كبوتر گذاشتند، دايره اي روي ليوان كشيدند بعد كبوتر به ليوان آب نگاه مي كندو دايره را مي بيند، خودبه خود به دايره نوك مي زند، اگر آزماينده بعد از چند بار نوك زدن دانه اي به كبوتر بدهد و اين عمل چند بار تكرار شود، كبوتر ممكن است ياد بگيرد با چهار بار نوك زدن يك دانه به دست آورد.

نویسنده:

دکترعلي شريعتمداري

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 22:17  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 
پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در بهمن 1357و به دنبال آن استقرار نظام جمهوري اسلامي تغيير و تحول بنيادين در عرصه هاي گوناگون اجتماعي را ايجاب مي كرد و ناگفته پيداست كه در اين راستا تصور تغيير در ساختار جامعه بدون تغيير در فرهنگ حاكم بر آن، تصوري ناممكن مي نمود. دوم  ارديبهشت  سالروز اعلام   انقلاب  فرهنگي است ؛ اين حركت از سوي صاحبنظران تلاش براي   بارورسازي  مفاهيم  ارزشي    و   اسلامي در دانشگاهها و به  عينيت  پيوستن  آرمانهاي  فرهنگي انقلاب    ارزيابي مي شود.
امام  خميني ( ره)   در روز دوم  ارديبهشت   1359  در پيامي خطاب به  مردم   تأكيد كردند:   «مي خواهيم  كه  اگر ملت  در مقابل  غرب  ايستاد،  دانشگاههاي  ما نيز در مقابل  غرب  بايستند،  ما مي خواهيم  كه  اگر ملت  ما در مقابل  كمونيسم  ايستاد، دانشگاهي هاي  ما نيز مقابل  كمونيسم  بايستند...»     
در پي  صدور اين  فرمان   دانشگاهها و مراكز آموزش  عالي  كشور به  منظور پاكسازي مراكز علمي  از برخي  افكار انحرافي  و همچنين  آرام  كردن  فضاي  سياسي  و ملتهب  دانشگاهها كه  برخلاف  اهداف  مردم  و انقلاب  بود،  تعطيل  و در سال   1361 بازگشايي  شد.
يكي از جمله كساني كه در آن مقطع تاريخي عهده دار تهيه و تدارك طرحي براي سامان بخشيدن به اوضاع فرهنگي گرديد، دكتر علي شريعتمداري است. دكتر علي شريعتمداري امروز 86 ساله است. ايشان قبل از پيروزي انقلاب اسلامي استاد دانشگاه شيراز و

 

اصفهان و سرپرست دانشكده علوم تربيتي اصفهان و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي علاوه بر عضويت در ستاد انقلاب فرهنگي و شوراي عالي انقلاب فرهنگي عهده دار مسؤوليتهايي چون وزارت علوم و آموزش عالي، رئيس فرهنگستان علوم و رياست مؤسسه تحقيقات تربيتي دانشگاه تربيت معلم بوده است. گفتگوي كوتاه ما با ايشان را بخوانيد.

* آقاي دكتر، مايليد از خودتان و چگونگي ورودتان به عرصه فعاليتهاي سياسي شروع كنيم؟
** اينجانب پس از طي دوره ابتدايي وارد دانشسراي مقدماتي شيراز شدم. از سال 1321 در شهرستانهاي مختلف استان فارس آموزگار بودم و بعد از آن وارد دانشكده حقوق دانشگاه تهران شدم. حدود سال 1330 ليسانس رشته قضايي گرفتم و در همان زمان وارد دانشكده ادبيات دانشگاه تهران شده و در رشته فلسفه و علوم تربيتي به تحصيل پرداختم. در سال 1332 شاگرد اول اين رشته شدم. سال 1335 به همراه ديگر دانشجويان رتبه اول دانشگاهها، عازم آمريكا شده، به ايالت ميشيگان رفتم، در دانشگاه اين ايالت حدود 4 ماه زبان خواندم و بعد از آن در دوره آموزش متوسطه دانشگاه ميشيگان شركت كردم و ظرف مدت يكسال دوره كارشناسي ارشد را گذرانده و مدرك آن را كسب كردم.
سپس در دانشگاه تنسي، دوره دكتري را تمام كردم و چون قبل از اينكه به خارج اعزام شوم، چند بار به زندان رفته بودم، فكر مي كردم كه اگر به ايران بازگردم، به من اجازه نخواهند داد، در دانشگاههاي كشور به تدريس مشغول شوم، به همين خاطر در آمريكا با كمك و معرفي يكي از استادان برجسته آمريكا، به 12 دانشگاه، براي تدريس دوره ليسانس معرفي شدم و كار خود را در آمريكا ادامه دادم. اما نتوانستم خودم را قانع كنم و در آمريكا بمانم، بنابراين در سال 1337 به ايران بازگشتم. در آن زمان مي خواستند، در دانشگاه شيراز دبير علوم تربيتي، تربيت كنند، بنابراين احتياج مبرمي به استاد تعليم و تربيت داشتند. از اين رو بنده به عنوان دانشيار علوم تربيتي در دانشگاه شيراز مشغول به كار شدم. تقريباً 3 سال در شيراز مشغول به كار بودم و در آنجا به علت فعاليتهاي سياسي مدت 4 ماه را در زندان سپري كردم. پس از آنكه آزاد شدم، به عنوان شرط اشتغال به تدريس مي خواستند از من تعهد بگيرند كه فعاليت سياسي نكنم، البته قبول نكردم و به همين خاطر مدتي بيكار شدم. سرانجام در سال 1341 وارد دانشگاه اصفهان شده و تا سال 1357 به كار خود ادامه دادم. در آن سال براي استقبال امام همراه شهيد بهشتي و مقام معظم رهبري، به تهران آمدم و بعد به اصفهان بازگشتم، پس از آن از طرف دولت موقت و شوراي انقلاب، پيشنهاد تصدي وزارت علوم و فرهنگ و ارشاد به بنده داده شد. اين دو وزارتخانه آن زمان با هم يكي بودند. سپس در سال 1359 كه امام خميني(ره) تصميم به تشكيل ستاد عالي انقلاب فرهنگي گرفتند، به فرمايش ايشان من عضو اين شورا شدم و عضويتم در اين ستاد همچنان ادامه دارد. مدتها مسؤول گروه علوم انساني در شوراي عالي برنامه ريزي و همچنين مسؤول گروه علوم انساني در شوراي عالي پژوهش كشور بودم. مدتي هم رياست فرهنگستان علوم را برعهده داشتم.
* آقاي دكتر، انگيزه تشكيل مجموعه اي با عنوان ستاد انقلاب فرهنگي چه بود؟
** بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، امام راحل(ره) دايماً اين مسأله را مورد تأكيد قرار مي دادند كه دانشگاهها و مراكز آموزشي، راديو و تلويزيون و ساير نهادها و مؤسسات فرهنگي- اجتماعي هر يك بايد خط مشي مشخصي را تدوين كرده و در مسير انقلاب حركت كنند. به همين منظور دستور تشكيل ستاد انقلاب فرهنگي از سوي ايشان صادر شد و پس از آن برخي از استادان دانشگاهها را به اين كار دعوت كردند.
بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه فرهنگ يك كشور چيزي غير از ماليات گرفتن و يا بهداشت جامعه و يا يك شاخص معين است؛ در جايي مي خواندم كه مسأله علوم انساني و اما و اگرهاي مربوط به آن به عنوان انگيزه اساسي تشكيل اين ستاد مطرح شده بود، در حالي كه اصلاً چنين چيزي در جلسات ستاد انقلاب فرهنگي مطرح نشد. بعضي از اين آقايان در مصاحبه هاي راديويي و يا در روزنامه ها مسايلي را عنوان مي كنند كه با واقعيت همخواني ندارد. اصلاً جلسه خاصي در مورد علوم انساني در محضر امام مطرح نشد.
* گفته مي شود امام(ره) در آن زمان تنها به چهار نفر از مجموعه مورد نظر رأي داده بودند و نام آقاي حبيبي، شهيد باهنر و شما در اين حكم نبوده است و بعداً اضافه شده بود. اصلاً نحوه ورود شما به ستاد چگونه بود؟
** آقاي دكتر قائمي كه زماني نماينده مجلس و عضو هيأت رئيسه مجلس بود، اين گونه نقل مي كرد كه پس از اينكه آقاي هاشمي رفسنجاني از همان جلسه اي كه امام اعضاي ستاد انقلاب فرهنگي را تعيين كرده بودند بازگشته بودند؛ از آقاي هاشمي سؤال كرده بوديم كه سرانجام امام(ره) چه كساني را براي عضويت ستاد تعيين كردند. ايشان گفته بود عده اي را برخي انجمن ها معرفي كرده بودند كه امام با برخي از آنها موافقت و با برخي مخالفت كرده بودند. امام در همين جلسه سؤال كرده بودند، شريعتمداري كجاست. ايشان بايد در اين فهرست باشد و اينطور بود كه نام من هم به فهرست اضافه شد.
* چه تغييراتي در اين تركيب به وجود آمد؟
** در مدتي كه امام حضور داشتند تغييرهاي زيادي رخ نداد و همان گروهي كه در آن جلسه بودند، همانها به كار ادامه مي دادند، البته بعدها تعدادي به اين جمع اضافه شدند.
* سياستهايي كه براي ستاد انقلاب اسلامي تعريف شده بود؛ مثل تربيت و گزينش افراد شايسته براي تدريس در دانشگاهها، اسلامي كردن دانشگاهها و تغيير برنامه هاي درسي از سوي امام تعريف مي شد و يا اعضاي ستاد آن را تعيين مي كردند؟
** ما تقريباً مي دانستيم هدف كلي چيست. اينكه مثلاً بايد انقلاب فرهنگي در دانشگاهها صورت مي گرفت و در عين حال مراكز تبليغاتي و صدا و سيما و رسانه هايي كه به انقلاب علاقه مند بودند بدانند كه در چه مسيري بايد حركت كنند. ما نزد امام مي رفتيم و از فرمايشات ايشان متوجه مي شديم كه چه بايد بكنيم و چه راهي را بايد طي كنيم. اين گونه نبود كه مثلاً شوراي آموزش و پرورش و يا شوراي دانشگاهي وجود داشته باشد و اعضاي آن گرد هم بنشينند و خط مشي ها را تعيين كنند.
* افرادي كه تعيين شده بودند با يكديگر در بحثها اختلاف نظر داشتند؟
** اصولاً وقتي به حضور امام مي رفتيم تقريباً منتظر گفته هاي ايشان بوديم و خط مشي ها مسلم فرض شده بود و تنها گاهي به ندرت برخي از اعضا گزارشي را ارايه مي دادند و بيشتر ما به گفته هاي امام گوش مي داديم، بنابراين اختلاف نظري در ميان نبود.
همه بر اين مسأله توافق داشتند كه مي خواهيم جامعه اي اسلامي با حاكميت اخلاق اسلامي داشته باشيم. جامعه اي كه در آن مباني اسلام هادي و راهنماي افرادي كه در نهادها و مؤسسات مشغول به كارند باشد.
* دقيقاً متوجه نمي شوم، اصلاً كار شما در ستاد چه بود؟
** ببينيد، به عنوان مثال من كه در دانشگاه حضور داشتم، گزارشي از دانشگاه محل خدمت خود ارايه مي دادم. ديگران هم از ساير دانشگاهها و مراكز آموزش عالي ديگر گزارشهاي خود را ارايه مي كردند. محضر امام(ره ) يك وزارتخانه نبود كه يكي بگويد فلان وزير و يا رئيس الوزراء چه گفته است. همانطور كه گفتم امام به عنوان يك مربي و معلم و رهبر نكاتي را مطرح مي كردند كه اگر احيانا اوضاع ايجاب مي كرد گزارشي يكي دو دقيقه اي از سوي اعضاي شركت كننده ارايه مي شد.
* ستاد انقلاب فرهنگي با شورايي كه امروزه با عنوان شوراي عالي انقلاب فرهنگي فعاليت مي كند چه تفاوتي داشت؟
** تفاوت اصلي اش اين است كه اكنون شوراي عالي انقلاب فرهنگي يك دبيرخانه دارد و يكي از اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي دبير اين دبيرخانه است. در تركيب فعلي تني چند از نمايندگان مجلس، وزيران، عده اي از دانشمندان و اعضاي حوزه حضور دارند. دبيرخانه با الهام از مسايلي كه توسط مقام معظم رهبري مطرح مي شود، از اعضاي شوراي معين دعوت مي كنند و مسايلي را كه بايد با آنها مطرح شود، با آنها در ميان مي گذارد. مثلاً اگر قرار است وزير علوم رئيس دانشگاهي را تعيين كند، سوابق آن دانشگاه مورد مطالعه قرار مي گيرد و افراد مطلع در خصوص آن شخص گزارشهاي خود را ارايه مي دهند و در همان جلسه تصميم گرفته مي شود كه در جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي به رأي گذاشته شود و در صورت تأييد اعضاي شورا اين فرد به عنوان رئيس دانشگاه مشغول كار شود.
* مي گويند تفاوت ستاد انقلاب فرهنگي با انقلاب فرهنگي در اين بود كه انقلاب فرهنگي براي بستن دانشگاهها ايجاد شد و شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي باز كردن دانشگاهها. اين گفته را قبول داريد؟
** من هر چه فكر مي كنم به اين نكته نمي رسم كه روزي تصميم گرفته باشيم دانشگاهها را ببنديم و يا اينكه روزي دانشگاهها را باز كنيم. اصلاً چنين چيزي نبود. اين چيزها من درآوردي است. همانطور كه گفتم در زمان حيات امام ما تنها به فرمايشات امام گوش فرا مي داديم كه ايشان چه نكاتي را مطرح مي كردند و چه تعليماتي را مطرح مي كردند. اين گونه نبود كه دانشگاهها آماده باشند تا آنچه را ما به آنها ديكته مي كنيم آنها را اجرا كنند.
* آقاي نجفي كه ظاهراً در آن مقطع وزير علوم بوده است، در جايي مي نويسد پاكسازي استادان دانشگاهها بر اساس آيين نامه مصوب ستاد انقلاب فرهنگي بوده است؟
** افرادي در همان اوايل در دانشگاهها حضور داشتند كه مخالف انقلاب بودند و ممكن بود كه كلاس دانشگاه را وسيله اي براي القاي افكار و عقايد شخصي خود قرار دهند. اين مسايل هم بسيار كم اتفاق مي افتاد. اين گونه نبود كه در جلسه اي بگويند بايد تكليف اين افراد روشن شود يا گروهي را كه موافق انقلاب اند، تأييد و گروه مخالف را اخراج كنند. اصلاً چنين چيزي نبوده است.
* يعني اصلاً بحث تصفيه استادان را به شكل برنامه ريزي شده در ستاد انقلاب فرهنگي نداشتيم؟
** خير. اصلاً نبوده است.
* اما يكي از اعضاي سابق اين ستاد مي گويد، از بين 12هزار عضو هيأت علمي آن زمان 700 نفر اخراج و يا خود از دانشگاه خارج مي شوند و در نهايت 11300 نفر باقي مي مانند ...
** من به عنوان كسي كه از همان آغاز شروع جلسات در جلسات ستاد شركت داشتم نه از اين عدد 700 نفر اطلاع دارم و نه از آن 12هزار نفر. اصلاً چنين چيزي مطرح نبوده است. البته فضاي عمومي بر حمايت از انقلاب و قيام مردم و حركت مردمي بود. امام(ره) به مناسبتهاي مختلف سخنراني هايي را داشتند و در همين سخنرانيها خط مشي انقلاب را مشخص مي كردند و مي گفتند كساني كه مي خواهند اين انقلاب از نظر دروني هم سامان بيابد و شكل بگيرد و قدرتي پيدا كند، بايد با انقلاب همراهي كنند.
اصولاً اين خود دانشگاهها بودند كه عده اي را با توجه به سوابق فلان استاد دانشگاه رتبه هايشان را تقليل دادند .
* يعني در اين فرآيند وزارت علوم نقشي نداشت؟
** دانشگاهها خودشان اقدام مي كردند و شايد وزارتخانه هم به آن شكل در آن زمان تسلطي بر دانشگاهها نداشت و هر دانشگاهي با توجه به شرايط خود با اين كار اقدام مي كرد.آنها سوابق استادان خود را مي دانستند، بعد از اينكه مشخص مي شد شخص كنار گذاشته شده مي تواند به فعاليت دانشگاهي خود ادامه دهد، مجدداً از وي براي تدريس دعوت مي شد و او هم دوباره به دانشگاه باز مي گشت.
* ستاد انقلاب فرهنگي چطور؟ آيا اين ستاد نمي توانست بر كار دانشگاهها در اين مورد نظارت كند؟
** مسأله به اين صورت مطرح نمي شد و مطرح نشد. دانشگاهها بعد از اينكه مسؤولانشان تعيين شده بودند، به وضع برخي از استادان كه در حمايت و طرفداري از نظام شاهنشاهي سخنراني كرده بودند، كتاب نوشته و يا مقاله منتشر كرده بودند، رسيدگي مي كرد. ستاد انقلاب فرهنگي در صورتي به اين مسأله مي پرداخت كه احياناً كسي معترض باشد و مثلاً نامه اي به ستاد بنويسد تا در ستاد مطرح شود و اين كار نيز انجام مي گرفت. ضمن اينكه وابستگان به دستگاه پهلوي و افراد درباري هم به خودشان اجازه بدهند كه مجدداً به دانشگاه و فضاي آموزشي دانشگاهي آن زمان باز گردند، بنابراين اعتراضي هم از سوي آنها مطرح نمي شد.
كساني كه مي خواستند همرنگ با نظام شاهنشاهي باشند و از آن حمايت مي كردند، قطعاً نمي توانستند در اين انقلاب بمانند و به كار خود ادامه دهند. من هم معتقدم كساني كه همراه انقلاب نبودند، نمي توانستند بمانند و به كارشان ادامه دهند.
* از ميان اهداف مشخص شده براي ستاد و يا شوراي انقلاب فرهنگي كداميك بيشتر محقق شده است؟
** يكي از مأموريتهايي كه به من محول شده بود، همان مسأله برنامه هاي آموزشي در دانشگاهها بود. ما با كمك آقاي دكتر نائيني كه مسؤول وقت شورا بود، در رشته هاي مختلف از استادان دعوت مي كرديم. برنامه هاي موجود را ارزيابي مي كرديم و اگر تغييراتي به نظر مي رسيد آنها را مشخص مي كرديم و بعد از آنكه در جلسه عمومي همان برنامه ريزي تأييد مي شد براي اجرا به دانشگاهها ابلاغ مي كرديم. چون اين كار با كمك دانشگاهيان صورت مي گرفت و چندين گروه برنامه ريزي ما را در اين كار كمك مي كرد با نظر خود استادان برنامه ها تنظيم مي شد و همين مسأله تحولاتي را در برنامه ها باعث شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 22:14  توسط محمد مجتبی زاده  | 

(P4C  در گفتگو با دكتر علي شريعتمداري)

 اشاره:

حدود 40 سال است که متخصصان تعليم و تربيت در کشورهاي مختلف جهان ، تلاشهاي خود را وقف کاري نو در تعليم و تربيت کرده اند.آنها روشهايي براي ارتقاي سطح فکري و ضريب هوشي دانش آموزان يافته اند که با عنوان فلسفه براي کودکان يا P4Cدر مدارس بسياري از کشورهاي پيشرفته جهان در حال اجراست.اين برنامه به کودکان کمک مي کند به جاي حفظ طوطي وار مطالب ، به تفکر و مباحثه درباره مسائل مطروحه بپردازند و بدين وسيله قدرتهاي ذهني آنها اعم از قوه استدلال و قدرت داوري تقويت شود.
اين برنامه شامل يک سري کتابهاي داستان براي مقاطع سني مختلف و يک دسته کتاب کمکي براي معلمان کلاسهاست. اين داستان ها در کلاس با صداي بلند از سوي دانش آموزان خوانده مي شود و سپس معلم ، کودکان را براي اظهارنظر درباره موضوعات کتاب و همچنين درباره نظرات دوستانشان تشويق مي کند. مباحثه اي که در کلاس درمي افتد، به کودکان کمک مي کند که ياد بگيرند بخوبي گوش فرا دهند، بخوانند و مطلب را درک کنند، سوالات خود را مطرح کنند، نظرات خود را ارائه دهند، دوستان خود را نقد کنند، نقدهاي دوستان را تحمل کنند، استدلال کنند، استدلال هاي دوستان خود را نقد کنند، مواظب مغالطات باشند و...
در نگاه اول ، مي توان دريافت که اجراي اين برنامه چقدر در کشورمان ضروري و مفيد واقع خواهد شد. براي آشنا شدن بيشتر با اين برنامه ، گفتگويي با دکتر علي شريعتمداري يکي از متخصصان تعليم و تربيت کشورمان که با اين برنامه آشنايي دارند به گفتگو نشسته ايم.
يادآوري مي شود که اشارات و ارجاعات دکتر شريعتمداري به گفتگويي است که از بنيانگذار P4C، متيو ليپمن در کتاب ماه ادبيات و فلسفه (آذر ماه1382) به چاپ رسيده است./ س.ن


 آقاي دكتر، مي دانيد که برنامه اي به نام «فلسفه براي کودکان» هم اکنون در بيش از 30 کشور در حال اجراست. حتي در برخي دانشگاه هاي معتبر دنيا، رشته اي در اين زمينه در مقطع فوق ليسانس و دکتري وجود دارد و دانشجوياني در اين زمينه تربيت مي شوند. کنفرانس هاي متعددي هم تا به حال برگزار شده است. نحوه آشنايي شما با اين برنامه چگونه بوده و آن را به طور کلي چگونه ارزيابي مي کنيد؟


مساله اي که پيش از همه بايد در مقدمه عرض کنم ، اين است که در مملکت ما علم بايد يک ارزش اساسي تلقي بشود؛ مخصوصا براي آنها که درس خوانده اند و مدرک ليسانس و فوق ليسانس دارند، مي گويم که بکوشند تا علم جايي در زندگي شان باز کند و جزيي از زندگي آنها شود.
هدف اين برنامه ها هم همين است. شما حتما اين کتاب پرورش تفکر مرا ديده ايد.
اين کتاب در همين ارتباط نوشته شده است. در سال 1988 در پاريس سميناري تشکيل شده بوده از متخصصان تعليم و تربيت امريکايي ، انگليسي ، فرانسوي و استراليايي که در پاريس جمع شده بودند و موضوع بحثشان پرورش فکر بود.
در آنجا عده اي پيشنهاد کردند که در مدارس درسي در منطق بگذارند؛ مثلا در برنامه هاي دانشگاهي که شاگردان اين درس منطق را بخوانند و از اين طريق فکرشان رشد کند.
من همان جا اين نکته را مطرح کردم که اگر طرز تدريس منطق هم مثل طرز تدريس رشته هاي ديگر باشد که معلم بيايد بايستد و سخنراني بکند، بعد چند نکته را مطرح بکند و بعد شاگرد هم برود اين نکات را حفظ بکند و بعد طوطي وار محفوظاتش را ارائه دهد، ممکن است دانستن اين قواعد منطق به هيچ وجه تاثيري در نحوه تفکر آنها نداشته باشد؛ يعني مطالعه منطق فقط سطح محفوظاتش را در منطق بالا برده است ، ولي من مي گويم مهم اين است که منطق به طور خاصي تدريس بشود.
يک عده اي از آنها نظرشان اين بود که اگر همان رشته هاي علمي را بخوانند فکرشان خود به خود رشد مي کند، ولي اين هم درست نيست.
فرد رياضي دان درباره مسائل ساده درست نمي انديشد. معادلات رياضي را زود حل مي کند، اما وقتي با يک مساله ساده شخصي يا خانوادگي در ارتباط با ديگران برخورد مي کند، خوب نمي انديشد.بنابراين خواندن رشته هاي علمي خود به خود قدرت فکري را پرورش نمي دهد. سخنراني هاي اينها در کتابي با عنوان فراگيري تفکر، انديشه يادگيري

(Learning to think : thinking to learn) آمده است.
من اين کتاب را خوانده ام و نظريات همين مربيان را بررسي کرده ام.
به نظر من هيچ کدام آنها بخش دوم يعني thinking to learnرا خوب درک نکرده اند؛ يعني وقتي مي خواهند تفکر را با رشته هاي علمي ارتباط بدهند، نمي دانند چگونه.
اين است که پيشنهاد من در آن کنفرانس اين بود که شيوه آموزش بايد در مراکز آموزشي اعم از دبستان ، دبيرستان و دانشگاه تغيير بکند و خلاصه تفکر محور يادگيري قرار بگيرد.به نظر من هيچيک از اين مقالات اين مساله را مطرح نکرده اند. يکي از مقالاتي که در همين کتاب  Learnig to think  آمده ، مقاله پروفسور ليپمن است.

 ليپمن استاد دانشگاه ايالتي در ايالات نيوجرسي امريکاست. او در ابتداي مقاله مي گويد «از لحاظ سنتي هدف تعليم و تربيت انتقال دانش نسلهاي قبل بوده است ، ولي فرد تربيت شده فرد دانشمند تلقي مي شود. اگر ما معتقد باشيم که فرد تربيت شده بايد دانشمند باشد، بايد قبول کنيم که چنين فردي بايد منطقي و برخوردار از قوه قضاوت باشد.
بنابراين از طريق فرآيند تربيتي بايد استدلال و قضاوت را نيز در افراد پرورش داد. اگر ما بپذيريم که فراگيري جنبه اساسي تعليم و تربيت است ، بايد آماده شويم تا اين حقيقت را که تعليم و تربيت آغاز فرآيند تحقيق است ، بپذيريم.»
ببينيد اينجا ايشان مي گويد که تعليم و تربيت آغاز تحقيق است. مساله اين است که تعليم و تربيت خودش تحقيق است.
 

البته ليپمن هم معتقد است که تعليم و تربيت ، تحقيق است.


اصلا محور کار در آموزش و پرورش در کلاسهاي مختلف اعم از دبستان ، دبيرستان و دانشگاه محور کار پرورش تفکر است و تفکر محور يادگيري است.
من اين موضوع را در کتابم نوشته ام ، آقاي ليپمن در ادامه اين بحث نکته اي را مطرح مي کند که قابل تامل است.
او مي گويد ما نبايد به اين نتيجه برسيم که تحقيق فقط تحقيق علمي است. بسياري از انديشمندان غربي حتي هنوز فقط علوم تجربي را تحقيق مي دانند و تشخيص نمي دهند که تحقيق ، تحقيق است ؛ چه در فلسفه باشد و چه در علم و چه در مسائل شخصي يا مسائل اجتماعي.حتي در کار پزشکي ، تشخيص پزشک به وسيله تحقيق است.
ليپمن مي گويد، ما نبايد به اين نتيجه برسيم که تحقيق فقط تحقيق علمي است. صورتهاي مختلف تحقيق غيرعلمي نيز مانند تحقيق علمي وجود دارند.
به نظر ليپمن آنهايي که در رشته هاي علمي خود فعاليت مي کنند، نبايد مسائل منطقي ، شناخت شناسي و اخلاقي را که در فلسفه مطرح مي شوند، از نظر دور دارند. اصلا من مي گويم تحقيق جزو کار اينها است نه اين که چيزهايي جدا از هم باشد.
حالا چيزي که من مستقيما با خود آقاي ليپمن مطرح کردم ، اين سوال است که آيا تحقيق علمي يا اساسي در فلسفه ، تعليم و تربيت و حيات جمعي ، با تحقيق در رشته هاي مختلف علمي تفاوت دارد؟
به نظر من فرقي ندارد. البته تحقيق در فيزيک با تحقيق در شيمي تفاوت دارد. فيزيک مي خواهد خواص پديده ها را بفهمد و شيمي مي خواهد ترکيبات اجسام را بفهمد. فلسفه هم مي خواهد راجع به جهان ، شناخت و ارزش بحث کند.

به طور کلي از نظر شما تحقيق به چه نوع فعاليتي اطلاق مي شود؟


تحقيق اساسي يا علمي از برخورد به موقعيت نامعلوم آغاز مي شود؛ يعني انسان چه در زندگي شخصي خود و چه در علم باموقعيتي برخورد مي کند که انگار کارهايش از نظم عادي خارج شده و احساس ناراحتي مي کند.
فرض کنيد احساس دلواپسي يا افسردگي مي کند. اصلا نمي فهمد چه شده؟ همين که نمي فهمد، چه شده برخورد با موقعيت نامعلوم است.
فيزيکدان مي خواهد درباره انرژي تحقيق کند. مي بيند انرژي در شرايط خاص شکل خاصي مي پذيرد. اين سوال برايش مطرح مي شود که چطور انرژي در اين شرايط به اين شکل درمي آيد.
به همين مي گويند موقعيت نامعلوم. حالا فيلسوف مي خواهد راجع به شناخت صحبت کند: انسان چگونه مي تواند بشناسد؟ بدبختانه در جامعه ما بسياري از مردم خيال مي کنند تحقيق يعني جمع آوري اطلاعات.
هنوز مساله را تشخيص نداده ، به جمع آوري اطلاعات مي پردازند. معلوم است اين جمع آوري اطلاعات هيچ کمکي نمي کند. من وقتي هنوز مساله را نشناختم و نمي دانم مشکل کار چيست ، چگونه مي توانم بعد از جمع آوري اطلاعات با آن مساله برخورد کنم.
آن وقت محقق به توضيح ، تفسير، سازمان دهي و معنابخشي اطلاعات جمع آوري شده مي پردازد. اينجاست که محقق کار خودش را انجام مي دهد؛ يعني آنچه را که مشاهده و آزمايش کرده آنچه در گذشته در تجربيات خودش داشته ، آنچه ديگران گفته اند، اينها را کنار هم مي گذارد و فرضيه اي را مطرح مي کند؛ چيزي که داده ها را به مساله مربوط مي کند.
اين کار همان فرضيه سازي يا تئوري سازي يا راه حل پيداکردن براي حل مساله و مرحله نهايي است. اينجاست که قدرت محقق آشکار مي شود که اين اطلاعات را چطور تفسير و توضيح و تبيين کند و بعد بتواند از اينها راه حل يا راه حل هاي اساسي براي از ميان بردن مساله انتخاب بکند.
 


مادر اينجا   هر چه به دوستان التماس مي کنيم که بياييد کارگاه هاي  آموزشي تشکيل بدهيم

و شيوه آموزش را در سطح مملکت اصلاح کنيم

 نتيجه اي نمي گيريم

 

 به نظر مي رسد تا اينجا با ليپمن هم راي هستيد.


آقاي ليپمن بيان داشته بايد بگويم اين تحقيق در علوم ، فلسفه ، تعليم و تربيت ، امور اجتماعي و خانوادگي و فردي قابل اجراست ؛ يعني اگر من خواستم مسائل شخصي خودم را در خانواده حل کنم ، بايد همين مراحل را طي کنم.
من اگر در سطح تخصص فيزيک به مرحله اي رسيدم و با مساله اي با موقعيت نامعلوم برخورد کردم ، پس از طي دوره دکتري و آگاهي از اطلاعاتي که در اين رشته تاکنون مطرح شده ، آن وقت مي توانم بگويم کم کم متوجه يک موقعيت نامعلوم شده ام که ديگران روي آن موقعيت کار نکرده اند. خلاقيت همين جا مطرح مي شود.


پس مي توان گفت وظيفه آموزش و پرورش ، آموزش روش تحقيق است و بايد تحقيق را به داخل زندگي مردم ، حتي کودکان برد.


بله ، همين آقاي ليپمن براي کودکان و نوجوانان 8 تا 12 ساله از تحقيق بحث کرده است. ليپمن مي خواهد روشي ارائه کند که کودکان را به تفکر و تامل و يادگيري داوري رهنمون شود.البته مسائل در هر سطح بايد متناسب با استعداد و تجربيات افراد باشد.


مي دانيد کاري که برنامه philosophy for children) P4C) انجام داده ، دقيقا همين کار است.

ليپمن اصول و مولفه هايي را براي آموزش تفکر به کودکان نقل مي کند؛ بي طرفي در اظهارنظر منطقي ، عدم تحميل يا تلقين يک نظر خاص ، اجراي اصول منطقي در بررسي امور، مشخص کردن مفاهيم و معناي آنها، پاسخ به سوال کودکان و نوجوانان ، برخورد در موقع مقتضي به مفاهيم تجريدي و رعايت اصول منطق در گفتار، توجه به مسائل مطرح شده در هر رشته علمي و تمرين استدلال منطقي در مراحل مختلف آموزشي و تربيتي همه موسسات مختلف آموزشي و تربيتي بايد مراعات شود.
او نوشته: من که در دانشگاه در سطح ليسانس مي خواستم دانشجويان را به تحقيق وادارم و ديدم اين کار ممکن نيست ، فهميدم که اينها بايد در کودکي تحقيق را تمرين کرده باشند. البته اين اختصاص به يک جامعه خاص ندارد.
در همين کتابي که آقاي رامين جهانبيگلو با 40 فيلسوف فرانسوي مصاحبه کرد از يکي از استادان فلسفه فرانسوي سوال مي کند که شاگردانت چگونه با فلسفه برخورد مي کنند؟
جوابي که آن فيلسوف مي دهد، نشان مي دهد که آنجا هم پايه آموزش غلط است. استاد فلسفه مي گويد شاگردان فقط آمده اند رشته فلسفه بخوانند. نيامده اند که فلسفه ياد بگيرند. آمده اند ياد بگيرند چگونه امتحان بدهند. ببينيد، اين بدبختي امتحان که الان مشکل عظيم جامعه ما هم هست ، در آنجا هم مطرح بوده است.
مي خواهم بگويم متاسفانه در مراکز آموزشي حتي در سطح جهان ، کاري که انجام مي شود، فقط بالا بردن سطح محفوظات است.

به نظر شما چگونه مي توان در کشورمان بر اين مشکل چيره شد؟ آيا با برنامه اي شبيه P4C مي توان بر اين مشکل فائق آمد؟


آقاي ليپمن را که بنيانگذار فلسفه براي کودکان است ، ببينيد که در آنجا چه امکاناتي در اختيارش گذاشته اند؛ اما در ايران به اين موضوعات اهميت نداده اند.
چندين بار خود من پيشنهاد کرده ام که در يکي از دانشکده هاي پزشکي کارگاهي آموزشي داير شود.
بعد وقتي رفتم و از نزديک با استادان و برنامه ريزان صحبت کردم ، متوجه شدم که اطلاعات تربيتي و دانش آموزشي به آن معني که در محافل تربيتي مطرح است بسيار اندک است.
اينها شيوه تحقيق را به هيچ وجه بلد نيستند. در زمان آقاي دکتر مرندي در شيراز 24 استاد از دانشگاه هاي پزشکي تهران دعوت شدند.
من 8 هفته ، هفته اي يک روز، روزي 4 ساعت مي رفتم و به آنها شيوه تحقيق ياد مي دادم و آنها به قدري استقبال کردند که روز آخر آقاي دکتر نعمتي پور که معاون آموزشي دانشگاه پزشکي تهران بود و 2 نفر ديگر درسي را با استفاده از همان روشي که من مطرح کردم براي همان گروه 24نفري ارائه دادند.
متاسفانه اين برنامه با وجود پيشنهاد به وزارت بهداشت و درمان و وزارت علوم و فناوري و تحقيق ديگر ادامه نيافت.
پيشنهاد شخص من اين بود که به عنوان نمونه ، 30 دانشگاه پزشکي ، 30 دانشگاه غيرپزشکي ، 20 دبيرستان ، 10 مدرسه راهنمايي ، 6 مدرسه ابتدايي ، انتخاب کنيم و آنها را با اين شيوه آموزش که همان شيوه تحقيق است متناسب با هر سطح و هر مرحله از رشد، آموزش دهيم.
ما مي توانيم همان بچه ها را در سطح خودشان کنجکاو و پرسشگر بار بياوريم و سعي کنيم ياد بگيرند با دليل حرف بزنند.  اين در حالي است که برنامه فلسفه براي کودکان در بيش از 30 کشور پيشرفته جهان پذيرفته شده و در حال انجام است.ليپمن گفته که تفکر بايد محور تعليم و تربيت قرار بگيرد؛ اما چگونه؟
مثلا در همان دبستان ما بايد چکار بکنيم که تفکر، محور تعليم و تربيت قرار بگيرد. او مي گويد: استفاده از فلسفه براي به کار انداختن ذهن شاگرد است.
اين البته غير از اين است که ما بياييم بحث از شناخت و مکتب هاي شناختي بکنيم ؛ بحث از آزادي اراده يا ادراک انسان يا ساير مفاهيم فلسفي.
اين گونه نيست که ما بخواهيم مسائل انساني را براي بچه ها، در همان سطح بزرگترها مطرح کنيم ، اما متناسب با خودشان بايد طرح شود. اين که ما مي گوييم تفکر بايد محور يادگيري باشد، تفکر يعني همان به کار انداختن ذهن و ما نحوه آن را گفتيم که مثلا همان بچه 6 تا 12 ساله توان برخورد با چه مسائلي را دارد.
همانها را ليپمن به شکل داستان درمي آورد. اين داستان ها بايد منعکس کننده مطالب علمي متناسب با سطح درک دوره کودکي باشد.
ببينيد در غرب براي انجام اين کار چه کارهايي کرده اند، چه کارگاه ها و کنفرانس هايي برگزار کرده اند و چه بودجه اي گذاشته اند.

نظر شما در باره اجراي چنين برنامه هايي در ايران چيست؟


مادر اينجا هر چه به اين دوستان التماس مي کنيم که بياييد کارگاه آموزشي تشکيل بدهيم به اين علت که بتوانيم شيوه آموزش را در سطح مملکت ، اصلاح کنيم ، نتيجه اي نگرفتيم.
من کتابي دارم با عنوان چگونگي ارتقاي سطح علمي کشور که در آن گفته ام بايد شيوه آموزش ما عوض بشود، يعني اين شيوه که شاگرد بيايد و بنشيند و ما بايستيم سخنراني کنيم ، بايد عوض شود.
شيوه اي که من پيشنهاد مي کنم ، بهتر از «فلسفه براي کودکان» تفاوت هاي فردي را تطبيق مي دهد. به اعتقاد من ارائه درس در کلاس بايد از سوي دانش آموز باشد و معلم فقط نقش هدايت کننده را داشته باشد.
به شاگردان بگوييد بحث فرداي ما اين است. تو امشب مطالعه بکن و اين چيزها را بيرون بکش و به زبان خودت يادداشت کن ؛ اين که چنين شيوه اي چه آثار تربيتي و رشد علمي اي دارد، مطلب ديگري است.
با اين شيوه شاگردان مزه علم را مي چشند. پيامبر اکرم (ص) چنان که در کتاب بحارالانوار آمده در يک جمله کوتاه همين روش را بيان مي کنند. العلم خزائن و مفاتيحه السوال. طرح سوال ، کليد گنج دانش است.
بعد جمله اي دارند که مضمونش اين است: سوال کنيد تا خداوند شما را مورد رحمت و عطوفت قرار بدهد. مشکل جامعه ما و مشکل جامعه انساني مشکل تربيتي است ؛ يعني ما از لحاظ عقلاني ، عاطفي ، اجتماعي ، معنوي ، اخلاقي و حتي از لحاظ جسماني خوب تربيت نشده ايم.
من براي اين که اشخاص را متقاعد کنم ، که نمي دانند تربيت چيست ، مي گويم وقتي شما به پسرتان مي گوييد من مي خواهم تو را تربيت کنم ، اگر پسرتان بپرسد چکار مي خواهي بکني ، چه جوابي خواهي داشت.
پدر متوجه مي شود تصور روشني از تربيت ندارد. همين مساله در تحقيق هم وجود دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 22:12  توسط محمد مجتبی زاده  | 

   
 گروهی از روانشناسان براين باورند كه براي رسيدن به آنچه مي‌خواهيم بايد قبل از هرچيز، اعتقاد به پيروزي در دسترسي به هدف داشته ‌باشيم


اما آيا به واقع، اين نگاه واقع‌گرايانه و دقيق است؟

آنان مي‌گويند خواستن، اعتقادداشتن، رسيدن و دريافت‌كردن، سه مرحله ساده اما اساسي براي ايجاد آن چيزي است كه خواسته‌ايد؛ اگرچه مرحله دوم، يعني اعتقاد داشتن به آن اتفاق مورد نظر، مي‌تواند سخت‌ترين و مهمترين مرحله باشد.

 

چرا كه وقتي شما موفق مي‌شويد معتقدات خود را مديريت كنيد، درواقع زندگي‌تان را مديريت كرده‌ايد. اين نوع نگاه اهميت و نقش ذهنيت‌هاي مثبت را دردست‌يابي به هدف مطرح مي‌كند[نقش تصويرهاي ذهني در زندگي]

 

به عبارتي ما بايد با مديريت اعتقادات خود، همه افكار، اظهارات، واژه‌هايي كه بكار مي‌بريم و عمل‌مان را -كه قبلا با نوعي بي‌‌اعتقادي و عدم اطمينان همراه بود- به سوي اعتماد و اعتقاد به قدرت‌مان براي دست‌يابي به آنچه مي‌خواهيم سوق دهيم.


و دراين مسيرهرچه بيشتر راسخ و پايدارباشيم و اجازه ندهيم اين بي‌اعتقادي‌ها و ذهنيت‌هاي منفي، آنچه مي‌خواهيم را درهاله‌اي از ابهام و تاريكي فرو برده و پنهان سازد؛ قطعا درچارچوب شفاف‌سازي‌ها و روشن‌بيني‌ها، مي‌توانيم مرحله عمده‌اي را براي رسيدن به هدف، پشت سرگذاريم.

 

اگر توجه كنيد ارتباط قابل توجهي بين اساس بيشتر افكار، اظهارات و اعمال شما با ميزان اعتقاد‌پذيري و قانون جاذبه وجود دارد كه در نهايت جهت‌گيري آنها را سمت و سو مي‌بخشد.

 

اين اعتقاد‌پذيري به گونه‌اي است كه هيچ شك و ترديدي را در بر ندارد و همچنين به مفهوم چشم‌پوشي از واقعيات جاري و ساري نيست. به عبارت دقيق‌تر، اعتقاد و ايمان به پيروزي، به طور قطعي و غيرمشروط است.

 

اعتقاد مقوله‌اي است كه به دوراز تاثيرپذيري از سايرمسايل، بخصوص آنچه دردنياي خارج اتفاق مي‌افتد ثابت و استوار در ذهن‌ها باقي مي‌ماند و در عمل نمود مي‌يابد.

 

اما به نظرمي‌رسد يك نكته مهم دراين ديدگاه مورد تاكيد قرارنگرفته است؛ اينكه هر اعتقادي بنا به ماهيت، كيفيت و كميتي كه دارد، تلاش خاص خود را مي‌طلبد تا به واقع، به ثمرنشيند. و هراعتقادي هراندازه هم كه راسخ و جدي باشد اگربا تلاش لازم همراه نباشد به بارنخواهد نشست

- معصومه كيهاني

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 14:59  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

مقدمه
رشد و توسعه علوم مديون ابداع و توسعه روشهاي متنوع و دقيق علمي در انجام پژوهش در رشته‌هاي مختلف علمي است .
اما با رشد جامعه انساني و توسعه علوم و تكنولوژي، انسان به محدوديتهاي روشهاي اوليه در علوم اجتماعي – انساني پي برد و با تامل بيشتر، روشهاي نويني را ابداع كرد .
در فرايند مذكور تحليل محتوا نيز پا به عرصه محيطهاي علمي گذاشت .

تاريخچه
تحليل كمي روزنامه
 در آستانه قرن بيستم با افزايش روزنامه در امريكا توجه به ارزيابي بازارهاي انبوه و توجه به افكار عمومي پديد آمد .
مكتبهاي روزنامه نگاري به لزوم معيارهاي اخلاقي و مطالعه تجربي روزنامه‌ها كشيده شد .
اولين تحليل از اين دست در 1893 منتشر و بدنبال اين پرسش بود كه:
آيا روزنامه‌هاي امروز مطالب ارزشمند ارايه مي‌دهند؟
اين تحليل نشان داد كه از 1881 تا 1893  روزنامه‌هاي نيويورك افترا، شايعات و ورزش را تا حد زيادي جايگزين مطالب مذهبي، علمي و ادبي كرده اند.

تحليل محتواي اوليه
اين مرحله پيامد سه عامل است:
با رسانه‌هاي الكترونيكي نيرومند جديد ديگر نمي شد تنها به روزنامه توجه كرد.
بعد از بحران بزرگ اقتصادي مسائل اجتماعي و سياسي‌اي پيش آمد كه رسانه‌هاي جمعي توجه چنداني بدانها نداشتند.
ظهور روشهاي تجربي تحقيق در علوم اجتماعي. 
آنچه كه اولين تحليل‌ها را از تحليل كمي روزنامه‌ها متمايز كرد:
ورود دانشمندان سرشناس علوم اجتماعي به تحليل محتوا .
به رسميت شناختن و تعريف مفاهيم جديدي در داده‌ها، نگرشها، نمادها، ارزش‌ها و…
ورود ابزارهاي آماري بهتر و اعمال آنها در تحقيقات.
تبديل تحليل محتواي داده‌ها به كارهاي عظيم پژوهشي.

تحليل تبليغات
در دهه 1940 در آمريكا جنگ كانون توجه قرار گرفت و ضرورت اطلاعات سياسي و نظامي به ميان آمد.
در اين زمان دو گروه برجسته به تحليل تبليغات اختصاص يافت.
 كار گروه كتابخانه كنگره: به موضوعات نمونه گيري، مسائل سنجش، پايايي و اعتبار مقوله‌هاي محتواي ارتباطات مي‌پرداخت.
گروه اسپاير: به سخن پراكني‌هاي داخلي دشمن مي‌پرداختند تا رويدادهاي آلمان نازي و متحدانش را شناخته و پيش بيني كنند و اثر عمليات نظامي بر روحيه جنگ را برآورد كنند.

تعميم تحليل محتوا
در روان شناسي تحليل محتوا سه كاربرد اساسي پيدا كرد:
تحليل ضبط مكالمات براي كشف خصوصيات انگيزشي، روان شناختي يا شخصيتي.
كاربرد استفاده از داده‌هاي كيفي كه به صورت پاسخ به پرسشهاي باز، واكنش‌هاي كلامي به آزمونها و ساخت داستانهاي آزمون درك موضوع جمع آوري مي‌شد.
فرآيند‌هاي ارتباطات كه محتوا جزء لاينفك آن است .

تحليل كامپيوتري نوشتار
اواخر دهه  1950 ترجمه ماشيني، تلخيص ماشيني و سيستم‌هاي بازيابي اطلاعات مورد توجه قرار گرفت.
نخست با رشد نرم افزارها كامپيوتر‌ها بيشتر مستعد پردازش داده‌هاي لفظي شده و برنامه‌هاي كامپيوتري شمارش كلمات پديدار شد.
بدنبال آن برنامه‌هاي كامپيوتري پديد آمد كه داراي سيستم فرهنگ واژگان مشخص است و بر اساس آن كلمه‌هاي متن با توجه به فرهنگ واژگان رمزگذاري شده، تحليلگر    مي‌تواند آن اطلاعات را دستكاري، مقوله بندي، علامت گذاري و بازيابي كند.

تعريف تحليل محتوا  
باركوس: تحليل محتوا تحليل علمي پيامهاي ارتباطي است و اين روش كاملا علمي است و با وجود جامع بودن، از نظر ماهيت نيازمند تحليلي دقيق و منتظم است.
پيسلي: تحليل محتوا مرحله اي از جمع آوري اطلاعات است كه در آن محتواي ارتباطات از طريق بكارگيري عيني و منتظم قواعد مقوله بندي، به اطلاعاتي كه مي‌توانند خلاصه و باهم مقايسه شوند، تغيير شكل مي‌يابد.

شروط عينيت، انتظام وعموميت
شرط عينيت: هرمرحله از فرآيند پژوهش بايد براساس قواعد، احكام و روشهاي مشخص انجام گيرد.
   يكي از معيارهاي عينيت اين است كه آيا تحليل گران ديگر، با تبعيت از روشهاي يكسان و اطلاعات مشابه به نتايج مشابهي مي‌رسند ؟
شرط انتظام: زماني تحقق مي‌يابد كه دايره شمول و طرد محتوا يا مقوله‌ها طبق قواعد كاربردي ثابتي مشخص شود.
شرط عموميت: زماني معنا مي‌يابد كه يافته‌ها با هم ارتباط نظري داشته باشند و اطلاعات توصيفي صرف درباره محتوا بدون ارتباط با ديگر ويژگي‌هاي اسناد يا خصوصيات فرستنده و گيرنده پيام ، ارزش چنداني ندارد.                       

موضوع كميت و كيفيت
آيا روش تحليل محتوا بايد بصورت كمي انجام شود يا كيفي؟
با وجود مزاياي روشهاي كمي از جمله: دقيق‌تربودن توصيفهاي عددي و فراهم كردن مجموعه پرتواني از ابزار توسط روشهاي آماري جهت دقت بخشيدن وتلخيص يافته‌ها  ، اما با روشهاي غير كمي مي‌توان به نتايج معنا دار تري رسيد.
  توصيه مي‌شود تحليل گر محتوا از روشهاي كمي و كيفي براي تكميل يكديگر توامان استفاده كند.

محتواي آشكار و پنهان
آيا اين روش بايد محدود به محتواي آشكار (معناي سطحي متن) باشد يا مي‌توان آن را براي تحليل لايه‌هاي عميق تر معاني محصور در اسناد بكار برد؟
توصيه مي‌شود براي تفسير جملات و فهم معاني مستتر در متن هر دو مقوله توامان در نظر گرفته شود.

زمان بكارگيري روش تحليل محتوا
هنگامي كه دسترسي به اطلاعات مشكل است و اطلاعات پژوهش گر محدود به مدرك‌هاي اسنادي است.
 زماني كه اجزاي نظري معين و مفروض اطلاعات و زبان موضوع مورد بررسي پژوهش مشخص باشد مانند مصاحبه با بيماران رواني و يا تحليل فرافكني و انواع ديگري از اطلاعات اسنادي .
 زماني كه حجم مطالب مورد بررسي به تنهايي از توانايي پژوهش گر براي انجام پژوهش فراتر مي‌رود مانند بررسي محتواي روزنامه‌ها، نشريه‌ها، فيلم‌ها، راديو و ...

مراحل تحليل محتوا
1. تحليل ابتدايي
2. بدست آوردن مواد اوليه تحقيق
3. بررسي نتايج بدست آمده و تفسير آن

1. تحليل ابتدايي
هدف در تحليل ابتدايي سازمان دادن است.
اين مرحله شامل:
الف - قرائت آزاد(شناور)
 ب - انتخاب مدارك
 ج  - تنظيم فرضيات و اهداف
 د  - علامت گذاري نشانه‌ها و تعيين معرف‌ها
 ه  -  تهيه مواد قبل از شروع تحليل اصلي 

الف - قرائت آزاد (شناور)
اولين فعاليت آشنا شدن با مدارك تحليل و شناخت آنها است و بايد صبر كرد تا اثرات و جهت‌گيري‌ها خود به خود به ذهن بيايند.

ب – انتخاب مدارك
در اين مرحله بايد مدارك مربوط به تحليل تعيين شود اين فرايند را تشكيل پيكره گويند.
 اين مرحله با رعايت قواعدي همراه است:

قاعده جامعيت: زماني كه ميدان پيكره تعيين شد (گفتگوهاي يك مصاحبه، پاسخ‌هاي يك پرسشنامه) مي‌بايست تمام عناصر آن به  حساب آيد.
 قاعده همگني: مدارك انتخابي بايد همگن باشند و طبق معيارهاي معيني انتخاب شوند.
 قاعده تناسب: مدارك انتخابي بايد متناسب و هماهنگ با هدف تحليل باشند.
قاعده نمايندگي: بعد از آماده شدن مواد مي‌توان تحليل را روي نمونه انجام داد.
    نمونه گيري زماني صحيح است كه نماينده مجموع مداركي باشد كه مي‌خواهيم كار را روي آن شروع كنيم و اين شرط وقتي قابل حصول است كه همه واحد‌هاي جامعه براي انتخاب شدن شانس يكسان داشته باشند.

عوامل مهم در نمونه گيري تحليل محتوا:
 زمان
 استفاده از انواع طرح‌هاي نمونه گيري
 مهيا بودن منابع اطلاعاتي

ج – تنظيم فرضيات و اهداف
تنظيم فرضيات اغلب براي روشن شدن ابعاد و جهت‌هاي تحليل انجام مي‌شود لذا براي انجام يك تحليل دقيق نيازمند مشخص كردن فرضيات و اهداف هستيم.

د – علامت گذاري نشانه‌ها و تعيين معرف‌ها
اگر ملاحظه شود كه متون داراي نشانه‌هايي است كه تحليل مي‌تواند آنها را گويا كند كار اوليه انتخاب آنها به تناسب فرضيات و سپس تنظيم آنها به صورت معرف‌ها است.

ه – تهيه مواد قبل از شروع تحليل اصلي
مواد گرد آوري شده بايد آماده شوند براي مثال گفتگوهاي ضبط شده در نوار روي كاغذ پياده شده، مقالات و بريده جرايد ، جواب به سوالات باز روي فيش ضبط شوند.
براي اين كار افرادي كه محتواي پيام‌ها را براساس كدها طبقه بندي مي‌كنند بايد آموزش لازم را ببينند.

2. بدست آوردن مواد اوليه تحقيق
 اين مرحله شامل اعمال رمز گذاري، محاسبه يا شمارش متناسب با فهرست يا برنامه‌اي كه قبلا تنظيم شده است.

3. بررسي نتايج بدست آمده و تفسير آن
اين مرحله شامل انجام اعمال آماري ساده(درصد گيري) يا  پيچيده تر (تحليل عاملي) است كه امكان مي‌دهد نتايج به صورت جدول، نمودار، تصوير و ... ارائه شود.

بدنبال آن تحليل گر مي‌تواند پيشنهاد استنباط دهد و تفسيرها را در مورد اهداف پيش بيني شده يا كشفيات پيش بيني نشده گسترش دهد.

رمزگذاري اطلاعات محتوا
بررسي مواد يعني رمزگذاري آنها.
در رمزگذاري، داده‌هاي خام متن برحسب قواعد مشخص تغيير داده مي‌شوند. اين تغييرات عبارتند از:
 برش يا تفكيك: انتخاب واحدها
 شمارش: انتخاب قواعد شمارش
 طبقه بندي و گردآوري: انتخاب مقوله‌ها

برش يا تفكيك: انتخاب واحدها
چه عناصري از متن را بايد مد نظر قرار داد؟ چگونه بايد متن را به عناصر مشخص برش داد و تقسيم كرد؟
 واحد‌هاي ضبط و واحد‌هاي متن بايد متناسب با ويژگي‌هاي مواد و اهداف تحليل انتخاب شوند و جوابگو باشند.

واحد ضبط
واحد ضبط عبارتست از واحد معنا دار و قابل رمزگذاري.
 ازجمله واحد‌هاي ضبط كه مي‌توان نام برد:
 كلمه: در تحليل محتوا مي‌توان تمام كلمات متن، فقط كلمات كليدي يا كلمات مضمون (نمادي) را مد نظر قرار داد. مانند اسامي، صفات، افعال
مضمون: انجام يك تحليل مضموني عبارت از يافتن هسته‌هاي معنا داري است كه ارتباط را تشكيل مي‌دهند.
    مضمون درمورد بررسي انگيزش‌ها، نظرات، ارزش‌ها، باورها و ... معمولا بعنوان واحد ضبط بكار مي‌رود.
 اشخاص نمايش: بازيگر يا بازي كن را مي‌توان واحد ضبط انتخاب كرد.
 حادثه: در مورد حكايات و داستانها ممكن است واحد ضبط متناسب حادثه باشد.
 موضوع يا مرجع: مضامين محوري كه گفتگو يا مقاله در اطراف آنها دور مي‌زند.

واحد متن
اين واحد براي فهم و رمزگذاري واحد ضبط بكار مي‌رود.
   در واقع لازم است كه در بسياري از موارد آگاهانه به متن نزديك يا دور شويم.
 ارجاع به متن در تحليل ارزش و تحليل احتمالات بسيار قابل اهميت است.


شمارش: انتخاب قواعد شمارش
قواعد شمارش با ذكر مثال:
اگر از متني پس از شناخت و برش دادن آن عناصر يا واحد‌هاي ضبط زير (كلمات، مضامين و ...) بدست آمده باشد:
الف، د، الف، ه، الف، ب
و فهرست مرجع واحد‌هاي ما:
الف، ب، ج، د، ه، ي
مي توانيم انواع شمارش را بدين گونه انجام دهيم:

حضور يا غيبت:       
    الف، ب، د، ه      در اين متن وجود دارند و اين حضور مي‌تواند معنا دار باشد .
    ج، ي   غايب هستند  و اين غيبت ميتواند ”واپس زدگي“ يا ”موانع“ را در گفتگو‌هاي باليني و يا ”پنهان كاري تعمدي“ در گفتگو‌هاي عمومي را نشان دهد .

 بسامد يا فراواني:
    ميزاني كه بيشترين تكرار را داشته باشد. در مثال ما فراواني
    الف= 3   ب= 1   ج=0   د=1   ه=1  ي=0
بسامد سنجيده:
    اگر فرض شود كه ظهور  ب، د  داراي وزني 2 برابر عناصر ديگر هستند هنگام رمزگذاري براي عناصر ضريبي گذاشته خواهد شد.
   الف = 1*3  ب=2*1   ج=1*0   د=2*1   ه=1*1   ي=1*0

 نظم:
    نظم ظاهر شدن واحدهاي قابل ضبط مي‌تواند نشانه مناسبي باشد و اگر اين امر روشن شده باشد     الف، د، الف   مي‌تواند در تحليل مفيد باشد.

 رخداد توام:
    حضور متقارن دو يا چند واحد ضبط در يك واحد متن .
    الف، د، الف، ب، الف، ج، ي، ي، ي
  
    بعد از برش مي‌شود
    الف، د، الف / ب، الف، ج/ ي، ي، ي

طبقه بندي و گردآوري: انتخاب مقوله‌ها
مقوله بندي: عمل طبقه بندي عناصر سازنده يك مجموعه از طريق تشخيص تفاوت‌هاي آنها و سپس گروه بندي مجددشان بر اساس معيارهاي تعيين شده قبلي بر حسب نوع عناصر(شباهت عناصر)
 معيار مقوله بندي مي‌تواند برحسب معنا، تركيب كلام(افعال، صفات) لغات و مصطلحات (جفت و جور كردن مترادف-ها)،  تعبيري يا توصيفي باشد.

پايايي
پايايي شرط لازم براي اعتبار است هرچند شرط كافي نيست.
در تحليل محتوا ايده‌آل اين است كه دو يا چند كدگذار پيام‌هاي يكساني را مستقل كدگذاري كرده و پايايي فعاليت‌هاي آنها مورد بررسي قرار گيرد.
ساده‌ترين راه تعيين پايايي بين كدگذارها:

تعداد واحد هايي كه در يك طبقه كدگذاري شده اند
= ضريب پايايي
مجموع كل تعداد واحد‌هاي كدگذاري شده

گاهي بين دو يا سه طبقه شباهت زيادي وجود دارد و براي طبقه بندي آنها بين كدگذاران توافق وجود ندارد.
استمپل(1969) اين عدم توافق را ناشي از سه عامل زير مي‌داند:
  1- عدم تعريف طبقه‌ها به اندازه كافي
  2- عدم موفقيت كدگذاران در رسيدن به يك چارچوب داوري
  3- سهل انگاري
 محقق مي‌تواند جهت افزايش پايايي اقدامات زير را انجام دهد:
 تعريف دقيق طبقات
تعيين روش كدگذاري و چارچوبي جهت داوري طبقات و اختصاص كد به هريك از آنها
 اجراي آزمايشي يك بار عمل طبقه بندي و كدگذاري

اعتبار
اعتبار اندازه اي تعريف مي‌شود كه ابزار مورد نظر آن چيزي را اندازه گيري كند كه قصد اندازه‌گيري‌اش را داريم.
گزينش مقوله‌ها و واحد‌هاي محتوا، احتمال نتيجه گيري‌هاي معتبر را بطور يكسان افزايش يا كاهش مي‌دهد.
همچنين اعتبار هر بررسي با طرح نمونه گيري و پايايي آن در تعامل  است و در اصل نمونه گيري مناسب و پايايي شروط لازم اما غير كافي اعتبارند.

 

نویسنده :  دکتر علی دلاور 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 22:25  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

-مصاحبه
-مراحل مصاحبه
-انوع مصاحبه
-برقراري ارتباط درست در مصاحبه
-ثبت اطلاعات در مصاحبه
-مشكلات ارائه اطلاعات نادرست
-پيشنهادات براي انجام مصاحبه مطلوب
-معايب و محاسن محاسبه


     مصاحبه يكي از روشهاي جمع آوري اطلاعات است كه اولين قدم درآن بيان هدفهاي پژوهش  است و مرحله بعدي انتخاب نمونه با استفاده ار روشهاي مناسب نمونه گيري و آخرين مرحله اخذ همكاري تمام افراد.
- تعريف مصاحبه
    مصاحبه در علوم اجتماعي كاربرد زيادي دارد، پرستاران و پزشكان سوابق بيمار خود را از اين طريق گردآوري مي‌كنند، يك وكيل با موكلش از طريق مصاحبه به اطلاعاتي دست پيدا مي‌كند. اما مصاحبه تحقيقاتي با همه اينها متفاوت است كانل و كان مصاحبة تحقيقاتي را به شكل زير تعريف مي‌كنند.
 يك گفتگوي دو نفره كه از سوي مصاحبه گر، جهت كسب اطلاعات مربوط به پژوهش آغاز مي‌گردد و توسط وي برموضوعاتي متمركز مي‌شود كه او براي دستيابي به هدفهاي تحقيق كه شامل توصيف، پيش بيني يا توضيح منظم است – به آنها نياز دارد.
 هر چند بسياري از مردم براي كسب اطلاعات به مصاحبه توسل مي‌جويند اما بيشترين كاربرد مصاحبه در علوم اجتماعي است.

- مراحل مصاحبه
   كانل و كان مصاحبه را به مراحل چند گانه زير تقسيم كرده اند:
1-تنظيم يا انتخاب برنامه مصاحبه ( مجموعة پرسشها، اظهارات، تصاوير، ياديگر محركهايي كه موجب بيان پاسخ مي‌گردند) و يك مجموعه قواعد يا رويدادهاي خاص براي استفاده از برنامه.
2-اجراي مصاحبه ( سعي در دريافت پاسخ ها يا بروز و قايعي كه مي‌بايست طبقه بندي شوند).
3-ثبت پاسخ ها ( توسط يادداشت برداري، تجهيزات الكترونيكي، يا وسايل ديگر).
4-تهيه رمزهاي عددي ( مقياس يا ديگر نظامهاي عددي كه پاسخ هاي ثبت شده به آنها تبديل شوند و نيز مجموعه قواعد تبديل آنها)
5-رمزگرداني پاسخ هاي مصاحبه


- انواع مصاحبه
 مصاحبه انواع متفاوت دارد كه در كتب مختلف عناوين متفاوتي دارند
الف: مصاحبه كاملاً هدايت شده ( منظم يا سازمان يافته)
        در اين نوع مصاحبه سؤالات و پاسخها از قبل تهيه شده است و آنها را در اختيار مصاحبه شونده مي‌گذارند و او يكي از پاسخها را انتخاب مي‌كند در اين حالت تمام آزمودنيها سؤالات و پاسخهاي يكساني دارند به عنوان مثال نظر شما دربارة آموزش كودكان استثنايي چيست؟
الف: آيا بايد آنها را از كودكان طبيعي جدا كرد.
ب: آيا بايد آنها را ضمن بودن با همسالان طبيعي خود آموزش ويژه داد. و گزينه هاي ديگر همين يكنواخت بودن سؤالات و جوابها طبقه بندي و تجزيه و تحليل پاسخها را بسيار آسان مي‌سازد ولي عيب آن اين است كه رسمي و غيرقابل انعطاف است. در همه پرسيها كه پاسخها معمولاً بلي يا خير است از اين نوع مصاحبه استفاده مي‌كنند.
ب) پاره هدايت شده:
       در اين نوع مصاحبه كه در آموزش و پرورش كاربرد زيادتري دارد مصاحبه با سؤالات كاملاً هدايت شده شروع مي‌شود بعد سؤالات عميق تر جهت دستيابي به اطلاعات بيشتر مطرح مي‌شود.
 به عنوان مثال مصاحبه كننده‌اي كه قصد دارد رابطة بين معدل دبيرستاني و پيشرفت تحصيلي را در دانشگاه مورد پژوهش قرار دهد. او ممكن است مصاحبه را با سؤالات كاملاً هدايت شده نظير نام دانشگاه، معدل و... شروع كند سپس با سؤالات گسترده تر از قبل تا چه اندازه فكر مي‌كني دبيرستان شما را براي دانشگاه آماده ساخته است و... به عمق مطلب وارد مي‌شود.
ج) مصاحبه اكتشافي يا آزاد يا غير هدايت شده:
     اين مصاحبه در روش " مراجعه محوري" كه در روانشناسي باليني و روانكاوي بكار برده مي‌شود تشريح شده است، در اين مصاحبه، مصاحبه كننده از يك راهنماي مشخص و از پيش تنظيم شده استفاده نمي‌كند بلكه اصول و طرح كلي مصاحبه را مشخص مي‌نمايد و سپس با طرح سؤال يا مسأله‌اي سعي مي‌كند مصاحبه شونده را به سمت جوابهايي، كه براي رسيدن به هدف پژوهشي نياز دارند هدايت كند. اين روش در شرايطي بكار برده مي‌شود كه بيان مطلب يا مشكل براي مصاحبه شوند. به صورت مستقيم دشوار است و يا مصاحبه شونده دچار پريشاني روان شاختي است.
 اين روش بسيار وقت گير است و در پژوهش كمتر از آن استفاده مي‌شود زيرا علاوه بر هزينه و دقت زياد، نياز به آموزش و مهارت زياد دارد.
 هدف مصاحبه آزاد جمع آوري اطلاعات كيفي و عميق از تمام جنبه هاي موضوع مورد مصاحبه با استفاده از روش انعطاف پذير و غير رسمي است.


- برقراري ارتباط درست در مصاحبه
 براي برقراري ارتباط درست و كامل، آموزش مصاحبه كننده در ايجاد اين ارتباط صحيح ضروري به نظر مي‌رسد، مصاحبه شكلي از تبادل اجتماعي ميان دو نفر است و پاسخگو تحريك مي‌شود تا اطلاعاتي در مورد خانواده، جامعه و.... ارائه دهد، ارائه صادقانه تا حدي به كيفيت گفتگو بستگي دارد.
 آموزش مصاحبه كننده در دو مرحله صورت مي‌گيرد در مرحله اول مصاحبه كننده با راهنماي مصاحبه آشنا مي‌شود و اطلاعاتي در زمينة شرايط مصاحبه، نكات ضروري كه بايد رعايت و كنترل شود و متغيرهايي كه بايستي مورد پژوهش قرار گيرند كسب مي‌كند و در مرحلة دوم مصاحبه كننده بايستي بصورت عملي چندين بار تمرين كند تا مهارت پيدا كند.
 براي برقراري ارتباط درست سؤالات مصاحبه بالا به زباني مطرح شوند كه ارتباط مؤثر بين مصاحبه كننده  و  مصاحبه شوند. را برقرار سازد. نوع جمله بندي ممكن است مشكلاتي بوجود بياورد كه بايد كلمات و مجلات با زبان ساده و قابل مهم بيان كرد.
 سؤالات بايد بگونه‌اي طرح شوند كه مصاحبه شونده هدف سؤال را درك كند اگر هدف را متوجه نشود جوابهاي دو پهلو خواهد داد.
 (1) از افراد در مورد جنبه هاي تخصصي سوال نكنيم چون ممكن است جواب بي ربط و غلطي بدهند. (2)سؤالات جهت دارد مطرح نشوند تا پاسخگو به جواب مورد نظر ما هدايت شود. (3) در سؤالات ملاكي را مورد نظر قرار دهيم مثلاً وقتي در مورد معلم از دانش آموز مي‌پرسيم بايد مشخص كنيم در مورد ظاهر او يا شيوه تدريس او ياد...... خلاصه چه ملاكي مد نظر ما است. (4) مصاحبه كننده گرايش و نگرش خود را مطرح نكند چون ممكن است مصاحبه شونده جوابي كه مورد نظر است را ندهد و سعي كند جوابي متناسب با نگرش مصاحبه كننده بدهد. (5)مصاحبه كننده بايد شنونده خوبي باشد تا بتواند اعتماد مصاحبه شونده را جلب كند و بايد قبل از اينكه مصاحبه شونده خسته شود به مصاحبه خاتمه دهد،(6) همچنين از پاسخ دادن به سؤالات بطور غير مستقيم خودداري كند.
 بنابراين ارتباط درست هم نياز به تجربه و هم آموزش دارد.


- ثبت اطلاعات در مصاحبه
 ضبط روي نوار و ياداشت برداشتن از روشهاي متداولي است كه به منظور ثبت اطلاعات هنگام مصاحبه بكار برده مي‌شود، مصاحبه كننده قبل از استفاده از هر ورشي بايد معايب و محاسن هر روش را بسنجد، چنانچه قرار است يادداشت كند سؤالات را قبلاً يادداشت و جاي كافي براي ثبت پاسخها منظور كند، امتياز اين روش آن است كه به سهولت مي‌توان اطلاعات را تجزيه و تحليل كرد و عيب آن اين است كه هنگام ثبت بين مصاحبه كننده و شنونده ارتباط قطع مي‌شود و موجب كاهش تأثير نفوذ كلام مي‌شود، ضمناً ممكن است مصاحبه شونده حقايقي را مطرح كند و مصاحبه كننده يادداشت نكند و موجب ناراحتي او شود، از طرفي چنانچه مسائل محرمانه‌اي مطرح شود و يادداشت بشود موجب ناراحتي مصاحبه شونده مي‌شود كه بايد قبلاً اعتماد او را جلب كرد كه اين اطلاعات بدون ذكر نام او بصورت گروهي مطرح خواهد شد.
ثبت اطلاعات بعد از مصاحبه: اين روش ممكن است موجب شود كه مقداري اطلاعات بخصوص اطلاعاتي كه جزئي هستند فراموش شوند و يا مصاحبه كننده از خودش چيزهايي بنويسد.
استفاده از ضبط صوت: فايده آن اين است كه شخص ديگري غير از مصاحبه كننده اطلاعات را مي‌تواند مورد تجزيه و تحليل قرار دهد و مي‌توان چندين بار مورد استفاده و بررسي قرار داد و همچنين چيزي فراموش نمي شود ولي عيب آن اين است كه ممكن است وجود ضبط صوت فضاي مصاحبه را تغيير دهد، براي جلوگيري از تأثير اين تغيير مصاحبه كننده بايد پيش از شروع مصاحبه هدف خود را از برگزاري مصاحبه با مصاحبه شونده در ميان گذارد و اعتماد واقعي او را جلب كند.


- مسائل و مشكلات موجود در مصاحبه
    گردآوري اطلاعات از طريق مصاحبه علي رغم كاربرد گسترده آن مشكلات گسترده‌اي را بدنبال دارد كه اطلاعات مي‌تواند دامنه‌اي از داده هاي بسيار با ارزش و اعتبار علمي، تا اطلاعاتي كه در واقع فاقد ارزش هستند را در برگيرد.
  انواع خطاهاي با اهميت و منابع اطلاعات گمره كننده در يك مصاحبه عبارتند از:
(1) ارائه اطلاعات نادرست  مي‌تواند موجب بي ارزشي آنها شود
(2)  اطلاعــات ســودار و تحريف شــده كه در نتيـجة قصد پاسخگو براي اثر گذاشتن بر نتيجة تحقيق ارائه مي‌گردد اين سوداري را مي‌تــوان از كارگــزاران جامعــه كه مايلند تصوير خوبي را از شهرشان ارائه دهند انتظار داشت.
(3) اطلاعات اغراق آميز كه توسط اصلاح طلبان و به قصد استفاده از تحقيق براي نمايش و اصلاح اجتماع ارائه مي‌گردد.
(4) اطلاعات نمايشي كه به منظور افزايش لطف و جاذبة اطلاع دهنده و اجتماع طرح ريزي شده است.
(5)  دليل تراشي براي رفتارهايي كه مورد پذيرش جامعه نيستند.
(6)  اطلاعاتي كه به دليل جاه طلبي هاي شخصي، خود بزرگ نمايي، حمايت از خود، تحريف مي‌گردند. سوداري آگاهانــه در صورتي كه بيـن مصاحبه كننده و شونده اختلاف طبقه وجود دار بيشتر است پاسخگوهاي طبقات پايين وقتي از سوي طبقات بالا مورد مصاحبه قرار مي‌گيرند كمتر به صادق بودن تمايل دارند.


- خطاهايي كه ناشي از قصد عمدي پاسخگوست:
     مثلاً وقتي مصاحبه شونده تحت تاثير مصاحبه كننده قرار گيرد و بخاطر جلب رضايت او سعي كند پاسخ مورد پذيرش او را بدهد. و يا مثلاً اگر از بعضي افراد در آمدشان را سؤال كنيم ممكن است صادقانه پاسخ ندهند و بدلايل زير پاسخ او غير واقعي باشد.
1-ممكن است برخي از منابع درآمدي خود را فراموش كرده باشد.
2-ممكن است بدليل شرمندگي برخي از منابع درآمد خود را نگويد ( درآمدهاي غير مشروع) و.....


- مشكلاتي كه بطور موقتي با پاسخگو ارتباط دارند.
  در بيشتر مصاحبه‌ها، مصاحبه‌گر و پاسخگو همديگر را نمي شناسند و در اين ارتباط زود گذر هيچ انگيزه‌اي وجود ندارد كه پاسخگو را وادار به انجام رفتاري كند كه از وي انتظار مي‌رود. بنابراين بايد در پاسخگو انگيزه ايجاد كرد گروهي به انگيزه هاي مالي متوسل مي‌شوند. طبق نظر كانل و كان پاسخگونه دو دليل در مصاحبه شركت مي‌كند دليل او انگيزه ناشي از اين حقيقت است كه تجربه مصاحبه و ارتباط با مصاحبه گر براي پاسخگو با ارزش است دليل ديگر اينكه انگيزه وسيله‌اي است كه در نتيجه باعث مي‌شود پاسخگو مصاحبه را با ارزشها و اهداف شخصي خود منطبق ببيند. نكته مهم اين است كه مصاحبه يك رابطه زودگذر است و چنانچه نتوان پاسخگو را به طريقي د رمورد اهميت مصاحبه و نقش وي به عنوان يك پاسخگوي صادق در مطالعات قانع كرد، احتمال بدست آوردن اطلاعات ناقص، نادرست و توام با تعصب، زياد است
خط هايي كه با موقعيت رواني مربوط هستند پاسخگوي يك مصاحبه تحت تأثير تعدادي از ويژگيهاي مشخصي است كه بردرستي و كيفيت پاسخهاي او اثر دارند. يكي از عوامل اين است كه در بسياري از مطالعات نقش پاسخگو را براي وي روشن نمي كنند پيشنهاد مي‌شود نقش او بطور دقيق روشن شود، در مورد چگونگي پاسخگويي به بعضي از پرسشنها به مؤثرترين روش راهنمائيهايي ارائه شود، انگيزه براي پاسخگو ايجاد شود هرگاه پاسخگو ندارند از وي چه انتظاري مي‌رود، اهداف چيست، ممكن است مدارا كند.


- مشكلات ناشي از خطا هاي غيرارادي
بيشتر اوقات پاسخگوها قادر به ارائه اطلاعاتي كه از آنها خواسته شده نيستند اين بدليل فقدان اطلاعات، عدم تشخيص موقعيت، فراموشي، خستگي است.
 ممكن است شاخص از واقعيتهايي كه در مورد آنها از وي سؤال شده بي اطلاع شد مثلاً ممكن است زنان از موقعيت شغلي، در آمد شوهرشان اطلاعي نداشته باشند.
 يا ممكن است بعضي از پاسخگوها بطور جدي در مورد مسائلي كه از آنها پرسيده مي‌شود فكر نكرده باشند ولي براي آنكه ناآگاه جلوه نكنند پاسخي ارائه مي‌كنند، يا ممكن است پاسخگو وقايع گذشته را فراموش كرده باشد كه مصاحبه كننده بايد به او كمك كند تا وقايع را بياد آورد.
همچنين خصوصياتي مانند سن و جنس ممكن است باعث پاسخهاي خاص شود.


- پيشنهاداتي براي انجام مصاحبة مطلوب
نكاتي كه اعتبار روش مصاحبه را بالا مي‌برند عبارتند از:
1-فرهنگ و زبان مصاحبه كننده و شونده يكي باشد
2-مصاحبه گر از هدف و منظور مصاحبه آگاه باشد تا بتواند جهت و مسير مصاحبه را هدايت كند
3-مصاحبه گر از كدگذاري و طبقه بندي اطلاعات آگاه باشد
4-مصاحبه گر محيط آرام و صميمي را براي مصاحبه شونده بوجود آورد
5-مصاحبه گر از اعمال نظرها و تمايلات شخصي خود پرهيز كند و هرگز در مقام بحث و جدل و مخالفت با مصاحبه شونده برنيايد.
6-اگر براي ثبت از ضبط صوت استفاده مي‌شود اعتماد و اطمينان مصاحبه شونده و رضايت او كسب شود.
7-سؤالات بصورت ساده و بدون ابهام مطرح شوند.
8-از سؤالاتي كه نياز به تخصص دارد خودداري شود
9-مصاحبه گر شنونده خوب باشد وسؤالات را جهت دار مطرح نكند
10- قبل از خستگي مصاحبه شونده به مصاحبه پايان دهد.


- معايب و محاسن مصاحبه
- معايب مصاحبه بطور خلاصه عبارتند از :
1- مصاحبه وقت گير و پرخرج است
2- قدرت تعميم اطلاعات به علت كمي تعداد آزمودني ها كم است
3- تعبير و تفسير اطلاعات در مصاحبه آزاد مشكل است
4- به افراد مجرب و متخصص نياز است
- محاسن آن:
1- در مورد كودكان، افراد بيسواد، افراد با اختلالات خواندن و نوشتن و بيماران رواني قابل استفاده است
2- حضور مصاحبه گر مي‌تواند باعث فهم و درك سؤالات شود و پاسخ مناسب ارائه مي‌شود.
3- اطلاعات گسترده تر و عميق تري بدست مي‌آيد
4- تصويري از نگرشها، احساسات افراد فراهم مي‌شود.

 


نویسنده  : دکتر علی دلاور 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 22:20  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

هدف: مطالعه ارتباطات
چارچوب اصلي تحليل محتوا: چه كسي، چه چيزي، چگونه و با چه تاثيري توصيف مي‌كند ؟
هولستي: چه كسي، چه چيزي، چگونه و يا چه تاثير و چرا توصيف مي‌كند.
تحليل محتوا: عبارت است از مطالعه ارتباطات ( به شكلهاي مختلف ) به منظور توصيف رفتار اجتماعي و آزمون فرضيه درباره اين رفتار.
تحليل محتوا: يك روش پژوهشي است كه به صورت منظم و عيني براي توصيف محتواي آشكار و پنهان ارتباطات به كار برده مي‌شود.
تعريف رسمي: روشهاي عيني و منظمي كه موجب تميز اين روش بر ساير روشها مي‌شود تاكيد دارد.
تحليل محتوا به هر روش استنباطي كه به صورت منظم و عيني و به منظور تعيين ويژگيهاي پيامها به كار برده مي‌شود اطلاق مي‌شود.
حيطه: براي هر شكلي از ارتباطات انساني، از اشاره‌ها تا كتابهاي درسي از تابلو اعلانات تا آگهي هاي تجاري تلويزيون به كار برده مي‌شود. البته نبايد شكلهاي ديگر ارتباطي همانند موسيقي، تصاوير يا اشاره هاي حركتي را سنتي دانست. به طور كلي ؛ كتابهاي درسي، مقاله‌ها، انشاها، داستانها، مطالب روزنامه‌ها، مجله‌ها، سخنرانيهاي سياسي، علمي، اجتماعي از جمله منابعي هستند كه در اين روش مورد استفاده قرار گيرد.
 هدف غالب تحليل محتواهايي كه انجام مي‌شود پاسخگويي به سوالهايي است كه با مواد مورد تجزيه و تحليل ارتباط مستقيم  دارد. در اين تحليلها اطلاعات  طبقه بندي و به جدولهاي ساده اي تبديل مي‌شوند. براي مثال:
1.  محتواي  انشاهاي دانش آموزان را مي‌توان بر اساس ملاكهاي مختلف نظير اشتباهاي املائي و دستوري طبقه بندي و فراواني هر يك از طبقه‌ها را تعيين كرد.
2.  تحليل محتواي يك كتاب مي‌تواند به ما بگويد كه كتاب مورد بحث از چه مطالبي تشكيل شده است ؟ چه نكاتي بيشتر مورد توجه و تاكيد قرار گرفته است؟ مطالب به چه ترتيبي ارائه شده است، مفاهيم رياضي به كار برده شده چه نوعي هستند ؟ چه نوع نظام نماد گذاري مورد استفاده قرار گرفته است.
3. تجزيه و تحليل محتواي تبليغات، اثرات جامعه شناختي
4. نحوه ي برخورد با سياه پوستان در كتب درسي امريكا.
5. روسيه در كتب درسي آمريكا
6. احساسات ملي در ادبيات كودكان و برنامه هاي تلويزيون
عناصر تشكيل دهنده هر ارتباط:
1. فرستنده پيام 2. پيام 3. گيرنده پيام
پيام بر اساس ملاكهاي زير مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرند.
1. روشن و واضح بودن
2. تعداد فضا و زماني كه به آنها اختصاص داده مي‌شود.
- گاهـي اوقـات پيـام بـه منظـور كسب اطلاعاتي درباره فرستنده آن مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد. حلقه هاي ارتباطي بين محتواي پيام و ويژگيهاي فرستنده
- غالباً  مهم و در عين حال بسيار باريك و دقيق اند و از طريق آنها مي‌توان به ويژگيهاي فرستنده پي برد.
- تحليل محتواي به منظور تعيين تاثير پيام برگيرنده آن به كار مي‌برند. استنباط ويژگيهاي فرستنده يا تعيين تاثير پيام روي گيرنده يك فعاليت هوشيارانه است و خيلي از موارد يك هنر است تا يك علم.
تحليل محتوا در گذشته براي تعيين فراواني حوادث به كار برده مي‌شد. در حال حاضر از اين روش براي كسب بينش دوباره مسائل پيچيده اجتماعي و متغيرهاي رواني به كار برده مي‌شود.
سنـدرس ( Sanders ): تحليـل محـتـوا بينشـي درونـي است كه به منظور مطالعه تغييرات اجتماعي به كار برده مي‌شود. براي مثال، شمارش تعداد كليشه هاي نژادي منفي در كتابهاي تاريخ، كاريكاتورهاي روزنامه‌ها و مجله‌ها، برنامه هاي تلويزيوني و پيامهاي بازرگاني دروني.
-  از تحليل محتوا به منظور بررسي همبستگيهاي دروني بين متغيرهاي محتوايي استفاده مي‌شود.
مثالهاي پژوهشي:
 در اكتبر 1977 محتواي سه شبكه BC,CBC,ABC در شهر نيويورك كه مدت يك هفته پخش شده بود مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
محتواي برنامه‌ها: برنامه هاي درام، جنايات، حوادث، كمدي،  برنامه هاي ويژه فيلمهاي سينمايي كه بين ساعات 8 تا 11 شب پخش شده ضبط ويديويي گرديد.
 7 بيننده براي كد گذاري اين برنامه‌ها آموزش ديدند، محتواي برنامه در 8 طبقه به شرح زير كد گذاري شدند.
1. بوسه
2. در آغوش كشيدن
3. مراسم تشريفاتي و مذهبي
4.  برنامه هاي تخصصي
5.  رفتار فيزيكي و كلامي
6.  مستقيم و غير مستقيم
7.  واضح يا مهم
8.  نوع جنس و نژاد
عمل كد گذاري: به وسيله دو نفر مرد و زن به طور مستقل اجرا گرديد. ضريب پايايي بين كدگذارها 76/0 است.
نتايـج به دست آمده نشان داد: رفتارهاي جنسي تلويحي در اين برنامه‌ها اندك بود، محتواي قسمت قابل ملاحظه اي از برنامه‌ها عبارت بودند از: رفتارهاي كلامي و فيزيكي جنسي.
- تحليـل محتـوا روش سودمنـدي بـراي تفسير آزمونهاي فرافكن نظير ؛ رور شاخ، آزمون اندريافت موضوع ( TAT )
به طور كلي تحليل محتوا: عبارت است: توصيف محتواي آشكار يك ارتباط به صورت عيني، منظم و كمي.
عيني: در مقابل ذهني قرار دارد. اين ملاك زماني رعايت مي‌شود كه پژوهشگران مختلف در تحليل يك محتواي معين به نتايج يكساني برسند. بنابراين عيني بودن به اين معنا است كه نتايج بدست آمده به روش بستگي دارد نه چگونگي تحليل اطلاعات جمع آوري شده.
منظم: يعني براي كليه محتواهايي كه بايد مورد تحليل قرار گيرند روش يكساني به كار برده شود.
عمل طبقه بندي به صورتي انجام شود كه تمام محتواهاي مربوط بهم مورد تحللي قرار گيرند. سرانجام  منظم يعني تجزيه و تحليل به نحوي طراحي شود كه كليه منابع مربوط به سوالها يا فرضيه هاي تحقيقي مورد بحث و بررسي قرار گيرند.
كمي: يعني كد گذاري ارزشهاي كمي يا تعيين فراوانيهاي انواع محتواهايي كه به روشهاي مختلف تعريف نشده اند.

 


نویسنده :  دکتر علی دلاور 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 22:17  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 


۱۴ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷    ساعت : ۵۶ , ۰۲
خبرگزاري انتخاب :

 آثار مطهري داراي روح علمي است و اين ارزش يك اثر محسوب مي شود.

دكتر علي شريعتمداري در دومين نشست از اين سلسله جلسات همايش علامه شهيد مطهري و فلسفه هاي مضاف ( روزآمد) با بيان اين مطلب افزود: روح علمي به معناي علم اندوزي صرف نيست زيرا بحث روح علمي از تفكر علمي نشات مي گيرد.
وي از كارآمدي فلسفه تعليم و تربيت استاد مطهري ياد كرد و افزود: مشكل تربيتي امروز جامعه ما به دليل عدم آشنايي معلمان با مسائل تربيتي است و شهيد مطهري بر اين امر بسيار تاكيد داشتند كه روش هاي تربيتي بايد در جامعه با بياني ساده تبيين شود.شريعتمداري در ادامه تاكيد كرد: روش آموزش در مدارس، دانشگاهها و حوزه هاي عمليه ما بايد پژوهش محور باشد تا در پرتو آن محصل و دانشجو بتواند با هدايتگري معلم موضوع را فرا گيرد.اين عضو فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران ادامه داد: شاگردان بايد با مسأله روبرو شوند تا بتوانند براي حل آن بيانديشند. روش شهيد مطهري در تدريس براي شاگردانش اينچنين بود هرچند در آثار به جا مانده از او نيز تنها بيان صرف معارف نبوده بلكه نحوه فراگيري نوين با تدبر و انديشه در مورد مسايلي كه مطرح مي كردند كاملاً نمايان است.

 

وي ، تعليم و تربيت اخلاقي مبتني بر تعقل را از مهمترين آموزه هاي شهيد مطهري عنوان كرد و افزود: آموزه هاي تربيت اسلامي به آزاد انديشي و رفع تعصبات و عقلاني و منطقي فكر كردن بسيار تأكيد كرد و اين مهم روش استاد مطهري در كلاس هاي درسي اش بود .علي شريعتمداري تاكيد كرد: معلمان بايد تلاش كنند با آشنايي بيشتر با مسايل علمي تعليم و تربيت ، جامعه را به سمت رشد و شكوفايي هدايت كنند.
وي افزود: آثار شهيدمطهري ، چگونگي علم آموزي و درست انديشيدن را به انسان مي آموزد.عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي گفت: شهيد مطهري فيلسوفي است كه علمي فكر كردن و يادگيري مبتني بر فهم و بصيرت در آثار وي ديده مي شود.شريعتمداري با تأكيد بر لزوم مطالعه آثار مطهري خاطر نشان كرد: امروز تربيت معلم ، يك مسأله اساسي و مهم است كه بايد براي آن هزينه شود.
وي در پايان تصريح كرد: امروز شيوه هاي غلط آموزشي موجب شده تا اساس دانشگاهي ما محفوظاتي شود و مبتني بر فهم و بصيرت نباشد. اين شيوه ها بايد با بهره گيري از روش بزرگاني همچون مطهري در تدريس اصلاح شود.


+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:39  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

گفتگو با دکتر علی شریعتمداری

اشاره:

حدود 40 سال است که متخصصان تعليم و تربيت در کشورهاي مختلف جهان ، تلاشهاي خود را وقف کاري نو در تعليم و تربيت کرده اند.آنها روشهايي براي ارتقاي سطح فکري و ضريب هوشي دانش آموزان يافته اند که با عنوان فلسفه براي کودکان يا P4Cدر مدارس بسياري از کشورهاي پيشرفته جهان در حال اجراست.اين برنامه به کودکان کمک مي کند به جاي حفظ طوطي وار مطالب ، به تفکر و مباحثه درباره مسائل مطروحه بپردازند و بدين وسيله قدرتهاي ذهني آنها اعم از قوه استدلال و قدرت داوري تقويت شود.
اين برنامه شامل يک سري کتابهاي داستان براي مقاطع سني مختلف و يک دسته کتاب کمکي براي معلمان کلاسهاست. اين داستان ها در کلاس با صداي بلند از سوي دانش آموزان خوانده مي شود و سپس معلم ، کودکان را براي اظهارنظر درباره موضوعات کتاب و همچنين درباره نظرات دوستانشان تشويق مي کند. مباحثه اي که در کلاس درمي افتد، به کودکان کمک مي کند که ياد بگيرند بخوبي گوش فرا دهند، بخوانند و مطلب را درک کنند، سوالات خود را مطرح کنند، نظرات خود را ارائه دهند، دوستان خود را نقد کنند، نقدهاي دوستان را تحمل کنند، استدلال کنند، استدلال هاي دوستان خود را نقد کنند، مواظب مغالطات باشند و...
در نگاه اول ، مي توان دريافت که اجراي اين برنامه چقدر در کشورمان ضروري و مفيد واقع خواهد شد. براي آشنا شدن بيشتر با اين برنامه ، گفتگويي با دکتر علي شريعتمداري يکي از متخصصان تعليم و تربيت کشورمان که با اين برنامه آشنايي دارند به گفتگو نشسته ايم.
يادآوري مي شود که اشارات و ارجاعات دکتر شريعتمداري به گفتگويي است که از بنيانگذار P4C، متيو ليپمن در کتاب ماه ادبيات و فلسفه (آذر ماه1382) به چاپ رسيده است./ س.ن


 آقاي دكتر، مي دانيد که برنامه اي به نام «فلسفه براي کودکان» هم اکنون در بيش از 30 کشور در حال اجراست. حتي در برخي دانشگاه هاي معتبر دنيا، رشته اي در اين زمينه در مقطع فوق ليسانس و دکتري وجود دارد و دانشجوياني در اين زمينه تربيت مي شوند. کنفرانس هاي متعددي هم تا به حال برگزار شده است. نحوه آشنايي شما با اين برنامه چگونه بوده و آن را به طور کلي چگونه ارزيابي مي کنيد؟

مساله اي که پيش از همه بايد در مقدمه عرض کنم ، اين است که در مملکت ما علم بايد يک ارزش اساسي تلقي بشود؛ مخصوصا براي آنها که درس خوانده اند و مدرک ليسانس و فوق ليسانس دارند، مي گويم که بکوشند تا علم جايي در زندگي شان باز کند و جزيي از زندگي آنها شود.
هدف اين برنامه ها هم همين است. شما حتما اين کتاب پرورش تفکر مرا ديده ايد.
اين کتاب در همين ارتباط نوشته شده است. در سال 1988 در پاريس سميناري تشکيل شده بوده از متخصصان تعليم و تربيت امريکايي ، انگليسي ، فرانسوي و استراليايي که در پاريس جمع شده بودند و موضوع بحثشان پرورش فکر بود.
در آنجا عده اي پيشنهاد کردند که در مدارس درسي در منطق بگذارند؛ مثلا در برنامه هاي دانشگاهي که شاگردان اين درس منطق را بخوانند و از اين طريق فکرشان رشد کند.
من همان جا اين نکته را مطرح کردم که اگر طرز تدريس منطق هم مثل طرز تدريس رشته هاي ديگر باشد که معلم بيايد بايستد و سخنراني بکند، بعد چند نکته را مطرح بکند و بعد شاگرد هم برود اين نکات را حفظ بکند و بعد طوطي وار محفوظاتش را ارائه دهد، ممکن است دانستن اين قواعد منطق به هيچ وجه تاثيري در نحوه تفکر آنها نداشته باشد؛ يعني مطالعه منطق فقط سطح محفوظاتش را در منطق بالا برده است ، ولي من مي گويم مهم اين است که منطق به طور خاصي تدريس بشود.
يک عده اي از آنها نظرشان اين بود که اگر همان رشته هاي علمي را بخوانند فکرشان خود به خود رشد مي کند، ولي اين هم درست نيست.
فرد رياضي دان درباره مسائل ساده درست نمي انديشد. معادلات رياضي را زود حل مي کند، اما وقتي با يک مساله ساده شخصي يا خانوادگي در ارتباط با ديگران برخورد مي کند، خوب نمي انديشد.بنابراين خواندن رشته هاي علمي خود به خود قدرت فکري را پرورش نمي دهد. سخنراني هاي اينها در کتابي با عنوان فراگيري تفکر، انديشه يادگيري
(Learning to think : thinking to learn) آمده است.
من اين کتاب را خوانده ام و نظريات همين مربيان را بررسي کرده ام.
به نظر من هيچ کدام آنها بخش دوم يعني thinking to learnرا خوب درک نکرده اند؛ يعني وقتي مي خواهند تفکر را با رشته هاي علمي ارتباط بدهند، نمي دانند چگونه.
اين است که پيشنهاد من در آن کنفرانس اين بود که شيوه آموزش بايد در مراکز آموزشي اعم از دبستان ، دبيرستان و دانشگاه تغيير بکند و خلاصه تفکر محور يادگيري قرار بگيرد.به نظر من هيچيک از اين مقالات اين مساله را مطرح نکرده اند. يکي از مقالاتي که در همين کتاب  Learnig to think  آمده ، مقاله پروفسور ليپمن است.
 ليپمن استاد دانشگاه ايالتي در ايالات نيوجرسي امريکاست. او در ابتداي مقاله مي گويد «از لحاظ سنتي هدف تعليم و تربيت انتقال دانش نسلهاي قبل بوده است ، ولي فرد تربيت شده فرد دانشمند تلقي مي شود. اگر ما معتقد باشيم که فرد تربيت شده بايد دانشمند باشد، بايد قبول کنيم که چنين فردي بايد منطقي و برخوردار از قوه قضاوت باشد.
بنابراين از طريق فرآيند تربيتي بايد استدلال و قضاوت را نيز در افراد پرورش داد. اگر ما بپذيريم که فراگيري جنبه اساسي تعليم و تربيت است ، بايد آماده شويم تا اين حقيقت را که تعليم و تربيت آغاز فرآيند تحقيق است ، بپذيريم.»
ببينيد اينجا ايشان مي گويد که تعليم و تربيت آغاز تحقيق است. مساله اين است که تعليم و تربيت خودش تحقيق است.
 
البته ليپمن هم معتقد است که تعليم و تربيت ، تحقيق است.

اصلا محور کار در آموزش و پرورش در کلاسهاي مختلف اعم از دبستان ، دبيرستان و دانشگاه محور کار پرورش تفکر است و تفکر محور يادگيري است.
من اين موضوع را در کتابم نوشته ام ، آقاي ليپمن در ادامه اين بحث نکته اي را مطرح مي کند که قابل تامل است.
او مي گويد ما نبايد به اين نتيجه برسيم که تحقيق فقط تحقيق علمي است. بسياري از انديشمندان غربي حتي هنوز فقط علوم تجربي را تحقيق مي دانند و تشخيص نمي دهند که تحقيق ، تحقيق است ؛ چه در فلسفه باشد و چه در علم و چه در مسائل شخصي يا مسائل اجتماعي.حتي در کار پزشکي ، تشخيص پزشک به وسيله تحقيق است.
ليپمن مي گويد، ما نبايد به اين نتيجه برسيم که تحقيق فقط تحقيق علمي است. صورتهاي مختلف تحقيق غيرعلمي نيز مانند تحقيق علمي وجود دارند.
به نظر ليپمن آنهايي که در رشته هاي علمي خود فعاليت مي کنند، نبايد مسائل منطقي ، شناخت شناسي و اخلاقي را که در فلسفه مطرح مي شوند، از نظر دور دارند. اصلا من مي گويم تحقيق جزو کار اينها است نه اين که چيزهايي جدا از هم باشد.
حالا چيزي که من مستقيما با خود آقاي ليپمن مطرح کردم ، اين سوال است که آيا تحقيق علمي يا اساسي در فلسفه ، تعليم و تربيت و حيات جمعي ، با تحقيق در رشته هاي مختلف علمي تفاوت دارد؟
به نظر من فرقي ندارد. البته تحقيق در فيزيک با تحقيق در شيمي تفاوت دارد. فيزيک مي خواهد خواص پديده ها را بفهمد و شيمي مي خواهد ترکيبات اجسام را بفهمد. فلسفه هم مي خواهد راجع به جهان ، شناخت و ارزش بحث کند.

به طور کلي از نظر شما تحقيق به چه نوع فعاليتي اطلاق مي شود؟

تحقيق اساسي يا علمي از برخورد به موقعيت نامعلوم آغاز مي شود؛ يعني انسان چه در زندگي شخصي خود و چه در علم باموقعيتي برخورد مي کند که انگار کارهايش از نظم عادي خارج شده و احساس ناراحتي مي کند.
فرض کنيد احساس دلواپسي يا افسردگي مي کند. اصلا نمي فهمد چه شده؟ همين که نمي فهمد، چه شده برخورد با موقعيت نامعلوم است.
فيزيکدان مي خواهد درباره انرژي تحقيق کند. مي بيند انرژي در شرايط خاص شکل خاصي مي پذيرد. اين سوال برايش مطرح مي شود که چطور انرژي در اين شرايط به اين شکل درمي آيد.
به همين مي گويند موقعيت نامعلوم. حالا فيلسوف مي خواهد راجع به شناخت صحبت کند: انسان چگونه مي تواند بشناسد؟ بدبختانه در جامعه ما بسياري از مردم خيال مي کنند تحقيق يعني جمع آوري اطلاعات.
هنوز مساله را تشخيص نداده ، به جمع آوري اطلاعات مي پردازند. معلوم است اين جمع آوري اطلاعات هيچ کمکي نمي کند. من وقتي هنوز مساله را نشناختم و نمي دانم مشکل کار چيست ، چگونه مي توانم بعد از جمع آوري اطلاعات با آن مساله برخورد کنم.
آن وقت محقق به توضيح ، تفسير، سازمان دهي و معنابخشي اطلاعات جمع آوري شده مي پردازد. اينجاست که محقق کار خودش را انجام مي دهد؛ يعني آنچه را که مشاهده و آزمايش کرده آنچه در گذشته در تجربيات خودش داشته ، آنچه ديگران گفته اند، اينها را کنار هم مي گذارد و فرضيه اي را مطرح مي کند؛ چيزي که داده ها را به مساله مربوط مي کند.
اين کار همان فرضيه سازي يا تئوري سازي يا راه حل پيداکردن براي حل مساله و مرحله نهايي است. اينجاست که قدرت محقق آشکار مي شود که اين اطلاعات را چطور تفسير و توضيح و تبيين کند و بعد بتواند از اينها راه حل يا راه حل هاي اساسي براي از ميان بردن مساله انتخاب بکند.
 
مادر اينجا   هر چه به دوستان التماس مي کنيم که بياييد کارگاه هاي  آموزشي تشکيل بدهيم
و شيوه آموزش را در سطح مملکت اصلاح کنيم
 نتيجه اي نمي گيريم
 
 
به نظر مي رسد تا اينجا با ليپمن هم راي هستيد.

آقاي ليپمن بيان داشته بايد بگويم اين تحقيق در علوم ، فلسفه ، تعليم و تربيت ، امور اجتماعي و خانوادگي و فردي قابل اجراست ؛ يعني اگر من خواستم مسائل شخصي خودم را در خانواده حل کنم ، بايد همين مراحل را طي کنم.
من اگر در سطح تخصص فيزيک به مرحله اي رسيدم و با مساله اي با موقعيت نامعلوم برخورد کردم ، پس از طي دوره دکتري و آگاهي از اطلاعاتي که در اين رشته تاکنون مطرح شده ، آن وقت مي توانم بگويم کم کم متوجه يک موقعيت نامعلوم شده ام که ديگران روي آن موقعيت کار نکرده اند. خلاقيت همين جا مطرح مي شود.

پس مي توان گفت وظيفه آموزش و پرورش ، آموزش روش تحقيق است و بايد تحقيق را به داخل زندگي مردم ، حتي کودکان برد.

بله ، همين آقاي ليپمن براي کودکان و نوجوانان 8 تا 12 ساله از تحقيق بحث کرده است. ليپمن مي خواهد روشي ارائه کند که کودکان را به تفکر و تامل و يادگيري داوري رهنمون شود.البته مسائل در هر سطح بايد متناسب با استعداد و تجربيات افراد باشد.

مي دانيد کاري که برنامه philosophy for children) P4C) انجام داده ، دقيقا همين کار است.

ليپمن اصول و مولفه هايي را براي آموزش تفکر به کودکان نقل مي کند؛ بي طرفي در اظهارنظر منطقي ، عدم تحميل يا تلقين يک نظر خاص ، اجراي اصول منطقي در بررسي امور، مشخص کردن مفاهيم و معناي آنها، پاسخ به سوال کودکان و نوجوانان ، برخورد در موقع مقتضي به مفاهيم تجريدي و رعايت اصول منطق در گفتار، توجه به مسائل مطرح شده در هر رشته علمي و تمرين استدلال منطقي در مراحل مختلف آموزشي و تربيتي همه موسسات مختلف آموزشي و تربيتي بايد مراعات شود.
او نوشته: من که در دانشگاه در سطح ليسانس مي خواستم دانشجويان را به تحقيق وادارم و ديدم اين کار ممکن نيست ، فهميدم که اينها بايد در کودکي تحقيق را تمرين کرده باشند. البته اين اختصاص به يک جامعه خاص ندارد.
در همين کتابي که آقاي رامين جهانبيگلو با 40 فيلسوف فرانسوي مصاحبه کرد از يکي از استادان فلسفه فرانسوي سوال مي کند که شاگردانت چگونه با فلسفه برخورد مي کنند؟
جوابي که آن فيلسوف مي دهد، نشان مي دهد که آنجا هم پايه آموزش غلط است. استاد فلسفه مي گويد شاگردان فقط آمده اند رشته فلسفه بخوانند. نيامده اند که فلسفه ياد بگيرند. آمده اند ياد بگيرند چگونه امتحان بدهند. ببينيد، اين بدبختي امتحان که الان مشکل عظيم جامعه ما هم هست ، در آنجا هم مطرح بوده است.
مي خواهم بگويم متاسفانه در مراکز آموزشي حتي در سطح جهان ، کاري که انجام مي شود، فقط بالا بردن سطح محفوظات است.

به نظر شما چگونه مي توان در کشورمان بر اين مشکل چيره شد؟ آيا با برنامه اي شبيه P4C مي توان بر اين مشکل فائق آمد؟

آقاي ليپمن را که بنيانگذار فلسفه براي کودکان است ، ببينيد که در آنجا چه امکاناتي در اختيارش گذاشته اند؛ اما در ايران به اين موضوعات اهميت نداده اند.
چندين بار خود من پيشنهاد کرده ام که در يکي از دانشکده هاي پزشکي کارگاهي آموزشي داير شود.
بعد وقتي رفتم و از نزديک با استادان و برنامه ريزان صحبت کردم ، متوجه شدم که اطلاعات تربيتي و دانش آموزشي به آن معني که در محافل تربيتي مطرح است بسيار اندک است.
اينها شيوه تحقيق را به هيچ وجه بلد نيستند. در زمان آقاي دکتر مرندي در شيراز 24 استاد از دانشگاه هاي پزشکي تهران دعوت شدند.
من 8 هفته ، هفته اي يک روز، روزي 4 ساعت مي رفتم و به آنها شيوه تحقيق ياد مي دادم و آنها به قدري استقبال کردند که روز آخر آقاي دکتر نعمتي پور که معاون آموزشي دانشگاه پزشکي تهران بود و 2 نفر ديگر درسي را با استفاده از همان روشي که من مطرح کردم براي همان گروه 24نفري ارائه دادند.
متاسفانه اين برنامه با وجود پيشنهاد به وزارت بهداشت و درمان و وزارت علوم و فناوري و تحقيق ديگر ادامه نيافت.
پيشنهاد شخص من اين بود که به عنوان نمونه ، 30 دانشگاه پزشکي ، 30 دانشگاه غيرپزشکي ، 20 دبيرستان ، 10 مدرسه راهنمايي ، 6 مدرسه ابتدايي ، انتخاب کنيم و آنها را با اين شيوه آموزش که همان شيوه تحقيق است متناسب با هر سطح و هر مرحله از رشد، آموزش دهيم.
ما مي توانيم همان بچه ها را در سطح خودشان کنجکاو و پرسشگر بار بياوريم و سعي کنيم ياد بگيرند با دليل حرف بزنند.  اين در حالي است که برنامه فلسفه براي کودکان در بيش از 30 کشور پيشرفته جهان پذيرفته شده و در حال انجام است.ليپمن گفته که تفکر بايد محور تعليم و تربيت قرار بگيرد؛ اما چگونه؟
مثلا در همان دبستان ما بايد چکار بکنيم که تفکر، محور تعليم و تربيت قرار بگيرد. او مي گويد: استفاده از فلسفه براي به کار انداختن ذهن شاگرد است.
اين البته غير از اين است که ما بياييم بحث از شناخت و مکتب هاي شناختي بکنيم ؛ بحث از آزادي اراده يا ادراک انسان يا ساير مفاهيم فلسفي.
اين گونه نيست که ما بخواهيم مسائل انساني را براي بچه ها، در همان سطح بزرگترها مطرح کنيم ، اما متناسب با خودشان بايد طرح شود. اين که ما مي گوييم تفکر بايد محور يادگيري باشد، تفکر يعني همان به کار انداختن ذهن و ما نحوه آن را گفتيم که مثلا همان بچه 6 تا 12 ساله توان برخورد با چه مسائلي را دارد.
همانها را ليپمن به شکل داستان درمي آورد. اين داستان ها بايد منعکس کننده مطالب علمي متناسب با سطح درک دوره کودکي باشد.
ببينيد در غرب براي انجام اين کار چه کارهايي کرده اند، چه کارگاه ها و کنفرانس هايي برگزار کرده اند و چه بودجه اي گذاشته اند.

نظر شما در باره اجراي چنين برنامه هايي در ايران چيست؟

مادر اينجا هر چه به اين دوستان التماس مي کنيم که بياييد کارگاه آموزشي تشکيل بدهيم به اين علت که بتوانيم شيوه آموزش را در سطح مملکت ، اصلاح کنيم ، نتيجه اي نگرفتيم.
من کتابي دارم با عنوان چگونگي ارتقاي سطح علمي کشور که در آن گفته ام بايد شيوه آموزش ما عوض بشود، يعني اين شيوه که شاگرد بيايد و بنشيند و ما بايستيم سخنراني کنيم ، بايد عوض شود.
شيوه اي که من پيشنهاد مي کنم ، بهتر از «فلسفه براي کودکان» تفاوت هاي فردي را تطبيق مي دهد. به اعتقاد من ارائه درس در کلاس بايد از سوي دانش آموز باشد و معلم فقط نقش هدايت کننده را داشته باشد.
به شاگردان بگوييد بحث فرداي ما اين است. تو امشب مطالعه بکن و اين چيزها را بيرون بکش و به زبان خودت يادداشت کن ؛ اين که چنين شيوه اي چه آثار تربيتي و رشد علمي اي دارد، مطلب ديگري است.
با اين شيوه شاگردان مزه علم را مي چشند. پيامبر اکرم (ص) چنان که در کتاب بحارالانوار آمده در يک جمله کوتاه همين روش را بيان مي کنند. العلم خزائن و مفاتيحه السوال. طرح سوال ، کليد گنج دانش است.
بعد جمله اي دارند که مضمونش اين است: سوال کنيد تا خداوند شما را مورد رحمت و عطوفت قرار بدهد. مشکل جامعه ما و مشکل جامعه انساني مشکل تربيتي است ؛ يعني ما از لحاظ عقلاني ، عاطفي ، اجتماعي ، معنوي ، اخلاقي و حتي از لحاظ جسماني خوب تربيت نشده ايم.
من براي اين که اشخاص را متقاعد کنم ، که نمي دانند تربيت چيست ، مي گويم وقتي شما به پسرتان مي گوييد من مي خواهم تو را تربيت کنم ، اگر پسرتان بپرسد چکار مي خواهي بکني ، چه جوابي خواهي داشت.
پدر متوجه مي شود تصور روشني از تربيت ندارد. همين مساله در تحقيق هم وجود دارد.
 
 گفتگو از سعيد  ناجي
 
 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:32  توسط محمد مجتبی زاده  | 


 

 1-      برخورد با مساله:

تحقیق علمی یا تفکر اساسی وقتی شروع می شود که فرد به مساله یا مشکلی برخورد نماید و نتواند راه حل ثابت و مشخص را در تجربیات قبلی خویش پیدا کند؛ در این صورت باید فعالیت کند تا راه حل مناسب را دریابد و با اجرای آن مشکل را از میان بردارد. بعضی از دانشمندان عقیده دارند تفکر گاهی جهت عکس طی می کند یعنی راه حل یا راه حل هایی در اختیار فرد است ولی می خواهد ببیند چه مسئله یا مشکلی را با این راه حل ها می تواند از میان بردارد بنابراین تفکر او متوجه روشن نمودن مسئله یا مشکل است.

تذکر یک نکته در اینجا لازم است. برخورد به مساله و تشخیص جهات مختلف آن نیز کار آسانی نیست. اگر مساله روشن باشد و فرد باآسانی بتواند از تجربیات گذشته خود استفاده کند و راه حل آنرا پیدا نماید در اینصورت فعالیتی از فرد سرنزده است ولی تجربه روزمره در زندگی فردی، در حیات اجتماعی، در مسائل عادی و در مسائل علمی این حقیقت را ثابت می کند که تشخیص مسئله یا مشکل نیز کارآسانی نیست. بسیاری از محققان مدتها زحمت می کشند تا مسئله مورد تحقیق را از جهات مختلف مشخص سازند.

تلاش و کوشش بسیاری در زندگی روزمره صرف این می شود که ابتدا مشکل یا مانع کار خود را تشخیص دهند و بعد به حل آن اقدام  کنند. آنهائیکه مسئله یا مشکل خود را درست تشخیص نمی دهند وقت و نیروی خود را بیهوده صرف می کنند و زحمات آنها به هدر می رود. بنابراین تشخیص مساله یا مشکل نیز مستلزم تفکر است و مانع از این نیست که فعالیت فرد برای پیدا کردن مورد استعمال راه حل نیز جزء تفکر محسوب شود.

2-      تفکر به عنوان عکس العمل:

تفکر مانند سایر اشکال رفتار فرد عکس العملی است که در مقابل موقعیت های مختلف یا مسائل گوناگون از فرد سر می زند. فرق تفکر با سایر انواع رفتار مربوط به محرک است. معمولاً محرک تفکر برخورد به مشکل یا مانع می باشد و همانطور که عکس العمل های مختلف فرد با فعالیت های عضلانی و دستگاه عصبی همراه است در جریان تفکر نیز عضلات و اعصاب فعالیت می کنند.

3-      جنبه تجریدی تفکر

تفکر طبعاً جنبه تجریدی دارد و جزء اعمال غیر قابل مشاهده است ولی تحقیقات نشان می دهد که در حال تفکر آثاری در قیافه و فعالیتی در عضلات و اعصاب بوجود می آید. در هر صورت جنبه تجریدی تفکر اهمیت خاصی دارد. دلالتها پایه و اساس تفکر را تشکیل میدهد و فرد به وسیله کلمات، تصاویر و اشکال مفاهیم را مشخص می سازد و زمینه را برای حل مسئله آماده می کند.

4-      جهت مشخص:

در جریان تفکر آنچه را که فرد انجام می دهد در جهت و مسیر معینی قرار دارد. چنانچه قبلاً گفتیم تفکر حرکتی است از طرف مسئله به راه حل، بنابراین حل مسئله جهت فعالیت های فرد را در موقع تفکر مشخص می سازد. با اینکه بعضی از روانشناسان رویا، خیالبافی و تفکری را که از تمایلات فرد سرچشمه می گیرد جزء انواع تفکر محسوب میدارند معذالک فعالیت هایی که فرد در رویا یا خیالبافی از خود ظاهر می سازد از جهت معینی پیروی نمی کنند و همین امر اختلاف پاره ای از تخیلات را با تفکر اساسی که به منظور حل مسئله صورت می گیرد مشخص می سازد.

5-      هدف معین:

در جریان تفکر معمولاً فرد می خواهد مسکل یا مسئله ای را که مانع نیل به هدف است از میان بردارد و خود را به هدف نزدیک کند. محرک اساسی فرد در تفکر هدف مشخصی است که وی می خواهد بدان نائل شود. این هدف ممکن است ارضاء میل کنجکتوی یا تامین احتیاجات اساسی فرد باشد یا کشف و اختراع امری فرد را به تفکر وادار کرده باشد. در هر صورت تفکر هدف خاصی است.

 

تفکر در روانشناسی:

چنانچه می دانیم روانشناسی علمی توصیفی Descriptive می باشد. در علم توصیفی امور آنطور که اتفاق می افتد مورد بحث قرار می گیرد. بنابراین روانشناس سعی می کند جریان رشد تفکر را در فرد مورد مطالعه قرار دهد. گاهی می بیند فرد در برخورد به مسئله از روش اجرای آزمایش و خطا استفاده می کند؛ زمانی به خیالبافی می پردازد و در موقع خواب نیز تصورات دهنی خویشتن را با هم ارتباط می دهد. او ممکن است به طور اساسی نیز در حل مسئله اقدام نماید ولی فعالیت های او چنانچه خواهیم دید منظم و مرتب نیست.

چنانچه گفته شد روانشناس سیر پیدایش تفکر را در افراد از کودکی مشخص می سازد، شرایط و عواملی که جریان تفکر را تسهیل می کند یا آنرا مشکل می سازد مورد بررسی قرار میدهد، تاثیر تفکر را در رشد و یادگیری مطالعه می کند، طرز تشکیل عادات مربوط به تفکر را بیان می نماید و اختلاف افراد در جریان تفکر ثابت می کند.

در روان شناسی فعالیت های عضلانی و اعصاب و تمایلات، هدف، ایده آل، رشد اجتماعی، احتیاجات، تجربیات قبلی و استعدادعای فرد به طور کلی به عنوان مبنی و اساس تفکر مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد و به اختصار تحت عنوان عناصر عمده در تفکر پاره­ای از این امور را مورد مطالعه قرار میدهیم.


+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:29  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

زندگينامه علمي دكتر علي اكبر سيف از زبان خود

من در سال 1320 در شهر نهاوند به دنيا آمدم. تحصيلات دبستان و دبيرستان را در همين شهر گذراندم. پس از پايان رساندن تحصيلات و دريافت گواهي نامة ديپلم دبيرستان در رشتة رياضي، براي گذراندن دورة نظام وظيفه، داوطلب خدمت در سپاه دانش شدم. پس از 4 ماه دورة تعليماتي (نظامي و تربيت معلم)، 14 ماه خدمت در روستا به عنوان معلم در دورة اول سپاه دانش، و 4 ماه دورة تكميلي تعليماتي (تربيت معلم)، در مهر ماه سال 1343 به عنوان معلم روستاهاي نهاوند در خدمت آموزش و پرورش در آمدم.

چند ماه پس از استخدام در آموزش و پرورش (دي 1343)، به عنوان سپاهي ممتاز، براي ادامة تحصيل در دورة يك سالة تربيت سرپرست سپاه دانش از سوي مؤسسة تحقيقات تربيتي (دانشسراي هاي عالي سابق و دانشگاه تربيت معلم فعلي) انتخاب و به تهران فراخوانده شدم. پس از پايان يافتن دورة يك سالة سرپرستي سپاه دانش، در دورة ليسانس (دورة سه سالة مكمل) يك سال نخست در رشتة آموزش و پرورش با گرايش روانشناسي پذيرفته شدم و در سال 1347 به دريافت درجة ليسانس (به تعبير امروز كارشناسي) از دانشسراي عالي سپاه دانش كه از دانشسراي عالي تهران مستقل شده بود نايل آمدم. از آنجا كه در ميان فارغ التحصيلان ليسانس دورة اول دانشسراي عالي سپاه دانش رتبة اول را كسب كرده بودم، از سوي وزارت آموزش عالي براي ادامة تحصيل در دورة فوق ليسانس (كارشناسي ارشد) و دكتري در رشتة روانشناسي تربيتي يك بورس 4 ساله به من اعطا شد و در شهريور 13۴8 به كشور ايالات متحدة امريكا اعزام شدم و در دانشگاه ايلينويز جنوبي تحصيل در دورة تحصيلات تكميلي را آغاز كردم. در خرداد 1350 دانشنامة فوق ليسانس (كارشناسي ارشد) و در خرداد 1352 دانشنامة دكتري (Ph.D) را از همان دانشگاه كسب نمودم. در تيرماه 1352 به ايران بازگشتم و بلافاصله در دانشسراي عالي سپاه دانش كه بعداً به دانشگاه سپاهيان انقلاب و سپس به دانشگاه ابوريحان بيروني تغيير نام يافت و پس از انقلاب با چند دانشگاه و مؤسسة آموزش عالي ديگر ادغام شد و مجتمع دانشگاهي ادبيات و علوم انساني (دانشگاه علامه طباطبائي فعلي) را به وجود آورد با سمت استادياري به آموزش و پژوهش مشغول شدم.

از 1352 تاكنون در آموزش عالي ايران مشغول خدمت بوده و به تدريس و تأليف و پژوهش در رشتة روانشناسي تربيتي (پرورشي) اشتغال داشته ام. سمت هاي اجرايي من شامل دو سال رئيس دانشكدة علوم تربيتي دانشگاه سپاهيان انقلاب ايران، يك دوره مدير گروه روانشناسي پيام نور، و يك دوره مدير گروه روانشناسي تربيتي دانشگاه علامه طباطبائي بوده ام.

 

تقديرنامه ها

- برگزيده شدن كتاب سال

- برگزيده كتاب سال

- جشن هزار و يكمين كتاب دانشگاه پيام نور

- فارغ التحصيل رتبة اول رشته آموزش ابتدايي

- اهدائي فصلنامه تعليم و تربيت.

- اولين سمينار راهنمايي و مشاوره

- دومين همايش فناوري آموزشي

- اولين كنگرة سراسري روانشناسي

- بزرگداشت خادمان نشر دانشگاه علامه طباطبائي

- پژوهشگران نمونة دانشگاه علامه طباطبائي

- اهدايي دانشگاه آزاد اسلامي (واحد خوراسگان)

- سومين مجمع زبان و ادب فارسي

- روز پژوهش

- استاد نمونة دانشكدة پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي

- استاد برگزيدة دانشكدة روانشناسي و علوم تربيتي علامه طباطبائي

- سمينار مسائل نوجوانان و جوانان

- سخنراني براي دبيران ارامنه در زمينه كتابداري

- اهدائي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبائي

- اهدائي دانشجويان رشته روانشناسي و انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبائي

 

كتاب ها

- روانشناسي پرورشي نوين

- اندازه گيري، سنجش و ارزشيابي آموزشي

- سنجش، فرآيند و فرآورده هاي يادگيري.

- تغيير رفتار و رفتار درمان

- روشهاي يادگيري و مطالعه

- اندازه گيري و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي

- روش تهية پژوهشنامه

- روانشناسي تربيتي

- اندازه گيري و سنجش در علوم تربيتي

- مقدمه اي بر نظريه هاي يادگيري

- فراسوي آزادي و شأن

- ويژگي هاي آدمي و يادگيري آموزشگاهي

- روشهاي مطالعه

- طبقه بندي هدفهاي پرورشي

- رفتار درماني، كاربرد و بازده ها

- واژه نامة روانشناسي و زمينه هاي وابسته

- تاريخ روانشناسي نوين

 مقالات

- كارآيي معلم و تربيت معلم

- مفاهيم و اصول و روش تدريس آنها

- كاربرد ملاك مطلق و نسبي در امتحان و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي

- سؤالات چند انتخابي و نحوة تهية آنها

- اشاره اي به نظرية يادگيري و نقدي بر كتاب «فراسوي آزادي و حرمت ب.اف. اسكينر»

- ارزشيابي اثربخشي فعاليتهاي آموزشي معلمان به وسيله دانشجويان

- اشاره اي به علم رفتار و نگاهي به كتاب «آنسوي آزادي و شأن»

- طرحهاي پژوهشي تك آزمودني.

- آموزش به كمك روشهاي تغيير رفتار

- روشهاي افزايش رفتارهاي مطلوب موجود در دانش آموزان

- روشهاي ايجاد رفتارهاي مطلوب تازه در دانش آموزان

- زنجيره كردن رفتار

- روشهای نگهداری رفتارهای مطلوب

- روشهاي كاستن رفتارهاي نامطلوب

- روشهاي منفي كاستن رفتارهاي نامطلوب

- تنبيه

- درماندگی آموخته شده

- تعریف و طبقه بندی تفکر

- ارزشیابی دانشجویان از استادان؛ تا چه اندازه می توان به آن اعتماد کرد؟

- استرس و اضطراب از دیدگاه نظریه های یادگیری

- آموزش معلم محور و آموزش کتاب محو

- بازنگری کتابهای روانشناسی دورة آموزش متوسطة عمومی

- تأثیر موفقیت و شکست تحصیلی بر سلامت روانی دانش آموزان

- ملاکهای شایستگی معلم

- روش آموزش متقابل وسیله ای برای پرورش راهبردهای شناختی و فراشناختی

- روابط منبع کنترل درونی- بیرونی و الگوهای رفتاری

- روش تهیة پژوهشنامه در روان شناسی و علوم تربیتی

- مقايسة اثربخشي روش آموزشي مبتني بر يادگيري در حد تسلط

- روشهاي ارزشيابي معلم

- مقايسة سبكهاي يادگيري دانشجويان با توجه به جنسيت

- نظرية سازندگي يادگيري و كاربردهاي آموزشي آن

- تكنولوژي آموزشي و روانشناسي يادگيري.

- مقايسة سبكهاي يادگيري (وابسته به زمينه و نابسته به زمينه) دانش آموزان

- بررسي تحولي سبكهاي تفكر در دانش آموزان و دانشجويان

- اثربخشي آموزش راهبردهاي يادگيري بر سرعت خواندن، يادداري و درك

- مفهوم سنجش و تأثیر آن بر روش آموزش معلم و کیفیت یادگیری دانش آموزان

- مقایسة اثر بخشی درمانهای رفتاری، شناختی و گروه درمانی در درمان اعتیاد

- تأثير دانش فراشناختي و آموزش روش خودپرسشگري هدايت شده

- راهبردهاي مطالعه و يادگيري دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي مشهد

- تأثیر سن و جنس بر تحول صلاحیت راهبردی حساب در کودکان ایرانی

- تأثير مشترك راهبردهاي يادگيري و سبكهاي تفكر بر درك مطلب دانش آموزان

- نقش باورهاي انگيزشي، راهبردهاي يادگيري و جنسيت در عملكرد تحصيلي

- تأثير ميزان دانش معلم از موضوع تدريس بر نحوة بيان مطالب و يادگيري.

- نه هوش هيجاني، نه هيجان هوشي

- تأثير راهبردهاي سازماندهي، علامت گذاري و حاشيه نويسي و خلاصه كردن

- تأثير ارزشيابي توصيفي بر ويژگيهاي شناختي، عاطفي و رواني- حركتي دانش آموزان.

-Learning and study strategies of medical students in Mashhad ........192

- چگونگي تشكيل مفاهيم رياضي در كودكان

- سه روش آموزش حفاظت محیط در مدرسه به عنوان مراحل متوالی اجرای عملی

- تأثیر پژوهش بر فعالیت آموزش و پرورش.

- چه بر سر روان شناسي به عنوان علم رفتار آمده است؟

 


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 9:54  توسط محمد مجتبی زاده  | 

   

      

دکتر یوسف کریمی

 

در گفت و گو با دكتر يوسف كريمي، استاد دانشگاه علامه طباطبایی

ضعف هاي نظام آموزشي ايران

معلم مداري و نمره محوري

 

 در نقد و ارزيابي عملكردهاي آموزشي آنقدر معايب و نقاط ضعف مشاهده مي شود كه به زحمت مي توان نقطه قوتي پيدا كرد.

گرچه از ابتداي دهه ۷۰ سيستم آموزش و پرورش كشور بويژه در دوره متوسطه همواره در حال تغيير بوده، ولي اين تغييرات باز هم نتوانست نقايص و مشكلات نظام آموزشي ما را در زمينه هاي نمره گرايي و فقدان تفكر نقادحل كند.دكتر يوسف كريمي، استاد دانشگاه علامه طباطبايي تكنيك جديدي به نام Brain storming (بارش مغزي) را كه مبتني بر مذاكره در مدارس است معرفي مي كند و معتقد است مهارتهاي اجتماعي در راستاي مهارتهاي تحصيلي حائز اهميتند و بايد مورد توجه مسؤولان آموزشي قرار گيرد. گفت و گو با او را بخوانيد.

* در نظام آموزشي ما رسم بر اين است كه صندليها را در كلاس درس پشت سر هم مي چينند و معلم به عنوان الگوي آموزش تنها فردي است كه درس مي دهد، مي پرسد و نهايتاً حرف آخر را مي زند. در حاليكه دربرخي از كلاسهاي درسي خارج از نظام آموزشي، صندليها را دور تا دور اتاق طوري آرايش مي دهند كه همه يكديگر را مي بينند و در مورد مسائل مختلف اظهار نظر مي كنند، در نتيجه كلاس، معلم مدار نيست. حال با توجه به اينكه در سيستم آموزش ايران، دانش آموز منفعل است و تنها مجبور به قبول رابطه اي يك طرفه و تحميلي از سوي معلم است، آيا تغييري در فضاي فيزيكي كلاس مي تواند الگوي معلم مداري را متحول كند و الگوي شاگرد محوري را جايگزين آن نمايد؟

| در مورد اين روش كه شما بدان اشاره كرديد، با توجه به حجم زياد دانش آموزان در كلاسهاي درس ايران بايد ديد آيا چنين تغييري در فضاي كلاس امكان پذير است يا نه، و البته روش مورد اشاره شما بسيار مفيد و مؤثر است. چرا كه در دوره هاي كارشناسي ارشد و دكترا كه تعداد افراد حاضر در كلاس كمتر است، به روش نشستن دور هم، كنفرانس، مباحثه و ميز گرد تشكيل مي شود. در اين روش دانشجو فعال است و بخش عمده اي از فعاليتهاي كلاس را نيز به عهده مي گيرد. چرا كه احساس مي كند او نيز در اداره كلاس نقش مؤثري دارد. ولي همه اينها مستلزم وجود مكان نسبتاً بزرگ و جمعيت اندك است كه اغلب در دبستانها و دوره هاي متوسطه، فاقد آن هستيم. الگوي معلم مداري براي هر معلمي سخت تر از هر روش ديگري است، اين كه معلم بخواهد محور همه فعاليتهاي كلاس باشد واقعاً دشوار است. ولي وقتي امكانات تغيير فضاي فيزيكي وجود ندارد، معلم بايد از طريق روشهاي بحث و مناظره، كلاس درس را به نوعي فعال كند، تا شاگردان بيشتر از معلم، محور كلاس و درس باشند.

* در اين ميان نمره گرايي هم به عنوان روال غالب در نظام آموزشي كشور خود را تحميل كرده و به همين دليل، اصل تحقيق و پژوهش در نظام آموزشي ما محلي از اعراب ندارد. چه راهكاري مي توان اعمال كرد كه نمره گرايي در امور آموزشي صرفاً به عنوان عامل ارزشيابي در مدارس مطرح باشد و نه سنجش كامل هوش و توانايي يك دانش آموز؟

| نمره دادن و نمره گرفتن به عنوان يك ابزار مرسوم ارزشيابي در همه جاي دنيا مورد استفاده است. وقتي آموزشي داده مي شود، لازم است اين آموزش، ارزشيابي شود. در واقع معيار و مقياسي بايد باشد تا تعيين كند شاگرد تا چه حد آن آموزش را فراگرفته كه فعلاً اسم چنين معياري، نمره است كه در همه جاي دنيا، كم و بيش هم مرسوم است. بنابراين، نمره به عنوان يك عامل ارزشيابي مطرح است ولي وقتي از پسوند «گرايي» براي نمره استفاده مي كنيم يعني نمره گرايي، به معناي آن خواهد بود كه صرف نمره مطرح است و اين را هم قاعدتاً هيچ كارشناس تعليم و تربيتي درست نمي داند كه دانش و اطلاعات يك فرد را با نمره در نظر بگيريم. تمام افرادي كه دست اندر كار فعاليتهاي تعليم و تربيتي هستند، معتقدند كه ارزشيابي شكلهاي متفاوتي براي سنجش درست اطلاعات فرد دارد. اين شيوه ها، شامل جنبه هاي خلاق شاگردان، فعاليتهاي فوق برنامه و كارهاي كلاسي و ... است و حالا اگر در نظام آموزشي ما، تأكيد بيشتر بر نمره است، دليلش اين است كه آسان ترين كار ارزشيابي است.

 

* ولي بازهم به نظر مي رسد كه ارزشيابي فعاليتهاي كلاسي، فوق برنامه، جنبه هاي خلاق و ... با ملاك نمره تعيين مي شود. سؤال من اين است كه چه تغييري در نظام ارزشيابي مي توان ايجاد كرد تا حداقل تنوع بخشي به متغيرهاي موجود براي تشويق بوجود آيد؟

| آنچه امروز به عنوان يك بحث كلي در كنار مهارتهاي تحصيلي مطرح مي شود، مهارتهاي اجتماعي است. مهارتهاي اجتماعي را در واقع عاملي مي دانند كه به صرف كار درسي محدود نمي شود. اين يك بحث مهم در روانشناسي تعليم و تربيت است و مدرسه مي تواند به عنوان يك عامل اجتماعي كردن دانش آموزان عمل كند. يعني تربيت افرادي كه بتواننددر جامعه درتعامل درست با ديگران زندگي كنند و ارتباط خوبي داشته باشند. مدرسه مي تواند در كنار مقياس نمره، رشد و پيشرفت مهارتهاي اجتماعي شاگردان را نيز مورد تشويق قرار دهد. بنابراين دانش آموزان نيز به طور عيني مي آموزند گر چه تحصيل و كسب نمره بالا به عنوان يك فاكتور در موفقيت اجتماعي دخيل است، اما اگر تنها به صرف تحصيل و نمره باشد، هيچ نتيجه مثبتي نخواهد داشت و افرادي تك بعدي وارد جامعه مي شوند كه از برقراري ارتباط با ديگران ناتوانند.

* ارزيابي مهارتهاي اجتماعي در مدارس به چه نحو خواهد بود؟ به عبارتي مهارتهاي اجتماعي در چه برنامه هايي مجال ظهور مي يابند كه نهايتاً براي مسؤولان آموزشي قابل بررسي و تحليل باشد؟

| اين مهارتها مي توانند در برنامه هاي هنري، نمايشي، فعاليتهاي گردش علمي، پروژه هاي جمعي و ... در مدارس مورد تحليل و ارزيابي قرار گيرد، از نحوه عملكرد هر يك از شاگردان به تنهايي گرفته تا ارتباطات ميان فردي بين شاگردان شامل اين نوع مهارتها مي شود. ولي مشكل اين است كه همه اين نوع برنامه ها در سايه قرار مي گيرند و هنوز هم تأكيدعمده در مدارس بر درس و نمره است و كسب مهارتهاي تحصيلي تا مهارتهاي اجتماعي، در حاليكه بايد هر دو مهارت به موازات هم در برنامه ها گنجانده شود.

* تبعات چنين تأكيد صرفي بر مهارتهاي تحصيلي و نتيجه گرايي در نظام آموزشي چيست؟

| تبعات چنين سيستمي بسيار قابل توجه است. هنگاميكه حتي سرنوشت افراد،براساس نمره تعيين شود، ديگران هم سعي مي كنند به هر طريقي خودشان را به آن مرحله برسانند و اين تكاپو الزاماً از طريق كار صحيح آموزشي هم ممكن است نباشد. دانش آموزان از طريق پارتي بازي، فشار آوردن به ديگران حتي تهديد، سعي در گرفتن نمره بالا مي كنند، خارج از اينكه توانايي و استعداد لازم را داشته باشند و همچنين تبعات دراز مدت آن هم اين است كه افراد را براساس مداركي با نمرات بالا، مصدر كارهايي در جامعه مي شوند كه ممكن است كفايت و قابليت آن را نداشته باشند و اين موضوع مي تواند در مشاغلي كه صلاحيت افراد مد نظر است، مشكل ساز شود.

* همانطور كه شما اشاره كرديد، استراتژي نظام آموزشي ما براساس فعاليت برروي حوزه دانش شاگردان است تا حيطه بينش، نگرش و حتي مهارتهاي عملي آنان ...

| دقيقاً ، منظور من از طرح مهارتهاي اجتماعي اين نيست كه فقط در حد شناخت باقي بماند، بلكه بصورت عيني و عملي هم كارشود. به طور مثال، شاگردان مي توانند خارج از مسائل درسي، دادگاهي تشكيل دهند و در آن نقش قاضي، دادستان، وكيل مدافع و هيأت منصفه را اجرا كنند و بطور عملي ببينند كه چطور مي توان از حقي دفاع كرد و خيلي از آموزشهاي ديگر. و يا حتي آموزش فرهنگ ترافيك را در برنامه اي در مدرسه، تمرين كنند. اخيراً طرحي به نام مجلس دانش آموزي ايجاد شده كه البته بسيار مفيد خواهد بود كه دانش آموزان خود مجلسي تشكيل دهند و طرز كار را به طور محسوس بينند. چنين فعاليتهاي در كنار دروس مدرسه بسيار لازم است.

* اينگونه فعاليتها مي تواند تحت عنوان درس خاصي هم در نظام درسي مدارس گنجانده شود؟

| مي تواند حتي تحت عنوان درس هم نباشد. تكنيكي مبتني بر مذاكره تحت عنوان (Brain storming) به معناي بارش مغزي وجود دارد. بدين صورت كه همه افراد دور هم مي نشينند و در مورد يك موضوع، به بحث و مناظره مي پردازند و هر فرد، موردي و يا راه حلي به ذهنش رسيد در جمع مطرح مي كند. همه مي توانند صحبت كنند معلم كه نقش هدايتگر جمع را به عهده دارد، همه مطالب و صحبتها را يادداشت مي كند. بدين ترتيب با يك مشاركت گروهي و تلنبار كردن افكار روي هم در يك جمع مي توان راه حلهايي براي مشكلات پيدا كرد علاوه بر آن چون همه بايددر بحث شركت كنند، خود موجب افزايش خلاقيت مي شود. نقش معلم در اين تكنيك بسيار حساس است. چرا كه دانش آموزان مي خواهند بدانند در قبال هر اظهار نظري كه در جمع مي كنند، چه واكنشي از طرف معلم خواهند ديد. لذا يك معلم در اينگونه جمع ها، بايد بسيار با درايت عمل كند. موضوعات قابل طرح در اين تكنيك مي تواند هر موضوعي كه به نظر شاگردان جالب به نظر مي رسد، حتي در مورد معضلات اجتماعي مثل: دفع درست زباله، صرفه جويي در آب و بسياري از مشكلات فردي و اجتماعي. اتفاقاً بسياري از اوقات، دانش آموزان راهكارهايي را ارائه مي دهندكه ممكن است به فكر ديگر افراد جامعه نرسد. چرا كه افكار ما اغلب قالب ريزي شده و يك سمت و سوي مشخصي پيدا كرده است. ولي ذهن آنها هنوز شفاف است و مي تواند راههاي جديدي را نشان دهد.

* آقاي دكتر! اين بحث را حتماً شنيده ايد كه نظام آموزشي ما به تعبير مبتني بر حفظيات و جزوه خواني است كه حتي اين پديده مرسوم تا دوره هاي آموزش عالي ادامه مي يابد. ولي حقيقتاً چگونه مي توان اين فرهنگ غلط حفظي و جزوه خواني را تغيير داد و خلاقيتهاي دانش آموزان را بارور كرد؟

| مشكل اصلي، ازدياد جمعيت است. وقتي كلاس درسي با ۶۰ نفر دانش آموز تشكيل مي شود، آيا شمافكر مي كنيد ، با وجود يك چنين حجم جمعيتي روشهاي بحث و مشاركت گروهي براي افزايش خلاقيت جوابگو خواهدبود؟ برنامه اي كه بتواند دانش آموز را محور قرار دهد و ذهن او را به كاراندازد، در يك جمع ۶۰ نفري، چه خواهدبود؟ هيچ معلمي، روش حفظي را تأييد نمي كند. ما در دوران دانشجويي به طنز مي گفتيم كه ديشب تا صبح معايب روش حفظي را حفظ مي كردم! در واقع با توجه به جمعيت زياد و محدوديتهايي كه داريم، روشي غير از اين نيست.

* راه حل چيست؟ آيا درست است كه به بهانه پرجمعيت بودن كلاسهاي درس، همواره روش غلط جزوه خواني را ادامه دهيم؟

| اين مشكل به دو طريق مي تواند حل شود، يكي آنكه جمعيت دانش آموزي ما در كلاسها كم شود و اين هم مستلزم امكانات خيلي وسيع است. و يا آنقدر امكانات خود را گسترش دهيم كه با وجود جمعيت زياد، بتوان روش حفظي را از برنامه ها حذف كرد و خلاق عمل شود. تا زمانيكه نگرش جامعه ما به آموزش و پرورش به عنوان يك نهاد مصرف كننده باشد، كه اين نهاد هيچ توليدي نداردو فقط مصرف مي كند، و لذا از اختصاص بودجه اي به آن، دريغ كنيم، همواره بايد منتظر چنين تبعاتي هم باشيم. تبعات آن هم ديگر معلوم است: حقوق معلم كم مي شود. امكانات مدرسه كاهش مي يابد، تسهيلات فراهم نمي شود و همه اينها در حاليست كه مرتب به جمعيت كلاسها اضافه مي شود. البته روشهاي مباحثه و مشاركت مي تواند از محفوظات صرف دانش آموزان بكاهد و آنها را به فكر كردن و تفكر نقادانه سوق دهد، ولي همه اينها خود يك نوع الزاماتي دارد كه بايد امكاناتش فراهم شود. و شايد بيشتر از هر چيز، خلاقيت معلم مهم است كه بتواند با وجود تمام محدوديتها ذهن، شاگردان را خلاق كرده و آنها را از حفظ كردن صرف نجات دهد.

* با توجه به شناخت شما در امور آموزشي، در حال حاضر افت يا ترك تحصيل در مراحل آموزشي از چه وضعيتي برخوردار است؟

| من در اين مورد هيچ آماري ندارم. مي دانم كه در كل ۳۰ درصد افت تحصيلي داريم، ولي اينكه در چه مقطعي بيشتر است، نمي دانم.

* امروزه با توجه به افزايش داوطلبان كنكور، يك نوع تلاش جمعي براي ورود به دانشگاه در ميان دانش آموزان ايجاد شده است. چنانچه ورود به مرحله آموزش عالي، روندمنطقي خود را از دست داده است تحليل شما از اين روند چيست؟

| گرايش مردم ما به تحصيلات دانشگاهي . بسيار ارزشمند است. زمانيكه مي شنويم مهاجرين ايراني در ديگر كشورها، بالاترين رقم تحصيلكردگان را به خود اختصاص داده اند، قابل تقدير است و اين گرايش مقدس و ارزشمندي است ولي مشكل از اينجا شروع مي شود كه دانشگاه رفتن بصورت هدف درمي آيد. دانش آموزان ما از مقطع راهنمايي، به فكر كنكور و دانشگاه رفتن هستند و اين ذهنيت عمومي ايجاد مي شود كه اگر كسي در دانشگاه قبول نشود، مطرود است. و همين ذهنيت، شاگردان مدارس را دچار استرس كرده است. به طوري كه از كنكور و دانشگاه براي خود كابوس مي سازند. آنچه مهم است تفهيم اهميت تحصيلات دانشگاهي است، در كنار اين موضوع كه دانشگاه رفتن و تحصيلات عاليه داشتن، وسليه و ابزاري براي بهتر زيستن است و نه چيز ديگر ايجاد چنين نگرشي نه تنها بايد از طرف مسؤولان اعمال شود، بلكه ايجاد آن ا زجانب والدين در خانواده ها نيز در خور اهميت است.

* اخيراً وزارت علوم، آيين نامه اي براي مؤسسات اعزام دانشجو به خارج تصويب كرده است و به نظر مي رسد چنين اقدامي در جهت كاستن از جمعيت پشت كنكوري ها باشد. با توجه به معضلات و كاستي هاي نظام آموزشي، آيا چنين فعاليتي مي توانددر جهت پرورش نخبگان در جامعه تلقي شود؟

| در حال حاضر، جمعيت كنكوري ها از ۱‎/۵ ميليون نفر گذشته ، وزارت علوم با حجم بسيار بالاي متقاضي براي ورود به دانشگاه روبروست. ولي چنين اقدامي در جهت تصويب آيين نامه براي اعزام دانشجو به خارج صرفاً از مشكلات فرار كردن است. مثل وزارت كار كه مشغول اعزام نيروي كار به خارج است و در حال حاضر هم وزارت علوم سعي در اعزام دانشجو به خارج دارد. همه اينها معلول ديد مصرفي به دانشگاهها و اصولاً دانش است. گرچه نخبه پروري از ضروريات يك نظام آموزشي است، ولي باد در درجه اول، شرايط و امكانات لازم را در درون خود كشور براي پرورش نخبگان فراهم كرد. چرا كه نيروي نخبه به هر جايي كه احساس كند امكانات بهتري براي پيشرفت به او ارائه مي شود، مهاجرت مي كند واين امكانات لزوماً امكانات مصرفي نيست. ولي موضوع مهمتر از نخبه پروري، فراهم كردن امكان تحصيل براي همه اقشار جامعه است. در حال حاضر، در جامعه چند درصدي از دانش آموزان هستند كه حتي امكان مدرسه رفتن را ندارند. اين موضوع مثل قهرمان پروري و بهداشت در ورزش است. يك عده معتقدند كه بايد قهرمان پرورش دهيم و عده ديگر بر اين باورند كه بايد در يك سطح همگاني، سلامت و بهداشت روان افراد را گسترش دهيم. به عقيده من تعليم و تربيت ما بايد بيشتر به نحوي باشد كه شامل حال همه شود. نه اينكه يك گروه ويژه كه نهايتاً به همين موضوع نخبه پروري برسيم. البته افراد با استعداد و با قابليت وارد دانشگاه مي شوند كه خود موجب افزايش سطح علمي و نتيجتاً نخبه پروري است. ولي اينكه نظام آموزشي بصورت متمركز بر روي نخبگان فعاليت كند، كار منطقي نيست. من معتقدم تعليم و تربيت بايد متعلق به همه افراد باشد و تمركز بر روي گروهي خاص، به معناي محروم كردن گروه ديگر است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 2:16  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

 دکتر علی دلاور

 

فرزند مرحوم حاج  یدالله  دلاوری و در سال 1320 در خرم آباد دیده به  جهان  گشود   و  تحصیلات

 آموزشگاهی اش  را  در دبیرستان امام ( پهلوی سابق) به پایان برد و تحصیلات دانشگاهی اش را

 در رشته  علوم تربیتی  در  دانشگاه تربیت معلم تهران ادامه داد .  ایشان برای ادامه تحصیلات به

 آمریکا  عزیمت  نمودند و در دانشگاه  ایالتی  فلوریدا  طی  پنج سال  موفق به اخذ  دکتری در رشته

روانشناسی وعلوم تربیتی نائل گردیدند. دکتر دلاور بعد از بازگشت به ایران در دانشگاههای علامه

  طباطبائی و تربیت معلم به تدریس پرداختند.

 در حال حاضر دکتر دلاور مشغول تدریس و پژوهش در دانشگاه علامه طباطبایی هستند. به جرئت

 می توان  گفت که دکتر دلاور به همراهی دکتر علی اکبر سیف حرف اول را در گروه روانشناسی تربیتی کشور می زنند.

 از ایشان  تا  به حال  چندین  کتاب ارزشمند  در روانشناسی  و علوم  تربیتی  به  جا  مانده است .

 


 الف: تاليف

1 – دلاور، علي(1379) مقدمه‏اي بر تحليل عاملي، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامي.
2 - دلاور، علي(1368) روشهاي تحقيق در روانشناسي و علوم ‏تربيتي، انتشارات دانشگاه پيام‏نور،چاپ دهم
3 - دلاور، علي(1367) روشهاي آماري در علوم تربيتي و روانشناسي، انتشارات دانشگاه پيام‏نور، چاپ چهاردهم.
4 - دلاور، علي(مهر 1381) مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي، انتشارات ارسباران، چاپ چهارم.
5 - دلاور، علي(مهر 1381) احتمالات و كاربرد روشهاي آماري در روانشناسي و علوم تربيتي، انتشارات رشد، چاپ ششم.
6 - دلاور، علي(1381) روشهاي تحقيق در روانشناسي و علوم تربيتي، انتشارات ويرايش، چاپ دوازده ويرايش سوم.

ب: ترجمه

1 - دلاور، علي(1374) مقدمه‏اي بر نظريه‏هاي اندازه‏گيري (روانسنجي)، انتشارات سمت.
2 - دلاور، علي(1380) كاربرد آزمونهاي آماري در پژوهشهاي رفتاري، انتشارات ارسباران، چاپ اول.
3 - دلاور، علي(1381) روشهاي آماري در علوم تربيتي و تربيت بدني، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي، چاپ دوم.
4- دلاور، علي(1381) راهنماي ارزشيابي و تحقيق در علوم رفتاري،انتشارات ارسباران، چاپ دوم.
5 - دلاور، علي(1381) تحليل آماري در روانشناسي و علوم تربيتي, انتشارات ارسباران،چاپ دوم.
6 - دلاور، علي(1382) كاربرد آمار در كامپيوتر به زبان ساده (SPSS) انتشارات دواوين.
7 - دلاور، علي(1384) روش‏شناسي آزمايشي، انتشارات رشد.

ج : مقاله‏ها

الف: به زبان فارسي

1 – دلاور، علي(زمستان 1364) شيوه تدوين گزارش تحقيق براي انتشار در مجلات علمي، فصلنامه تعليم و تربيت، سال اول، شماره 4.
2 – دلاور، علي(تابستان 1365) راهنماي ارزشيابي پژوهش، فصلنامه تعليم و تربيت، سال دوم، شماره 2.
3 – دلاور، علي(1365) راهنماي ارزشيابي گزارش تحقيق، فصلنامه تعليم و تربيت، شماره 6.
4 - دلاور، علي(1366) انواع تحقيق: آزمايش، مطالعه، زمينه‏يابي و بررسي، فصلنامه تعليم و تربيت , شماره 10.
5 - دلاور، علي(1366) برنامه‏ريزي تحقيق در كلاس، پژوهش، شماره 2و3 .
6 - دلاور، علي(1366) تحقيق كاربردي و بنيادي، پژوهش، شماره 5و4.
7 - دلاور، علي(1372) بهينه‏سازي آزمون سازگاري بلي براي جانبازان ورزشكار، نخستين كنگره بين‏المللي ورزش و تربيت بدني.
8 - دلاور، علي(1372) نكاتي چند درباره ارزشيابي اعضاي هيات علمي دانشگاهها،فصلنامه روانشناسي و علوم تربيتي.
9 – دلاور، علي(ارديبهشت 1372) اختلالات رفتاري نوجوانان در لرستان، خلاصه مقالات سمينار بررسي مسائل نوجوانان، اصفهان.
10 – دلاور، علي(1372) ارزشيابي عملكرد اعضاء هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي، فصلنامه روانشناسي و علوم تربيتي، شماره2.
11 – دلاور، علي(خرداد 1373) عوامل موثر در از خود بيگانگي جوانان و نوجوانان، خلاصه مقالات سمينار بررسي عوامل رواني،اجتماعي تهاجم فرهنگي و راههاي مقابله با آن.
12 - دلاور، علي(1373) ارزشيابي برنامه‏اي راهي به سوي توسعه، فرهنگ و توسعه.
13 - دلاور، علي(1374) مفاهيم و اصول ارزشيابي، همايش علمي كاربردي بهبود كيفيت آموزش عمومي.
14 - دلاور، علي(1375) هنجاريابي آزمونD.70  براي دانش‏آموزان دوره متوسطه، مجله علوم تربيتي و روانشناسي.
15 - دلاور، علي(1375) تجزيه و تحليل داده‏هاي ناشي از مقياس لیکرت، مجله دانشنامه.
16 - دلاور، علي(1375) واحد آزمايش، مجله تحقيق در علوم انساني.
17 - دلاور، علي(1376) تورم نمره و عوامل مرتبط با آن در ارزشيابي پيشبرد تحصيلي، نخستين سمينار آموزش عالي.
18 - دلاور، علي(1377) بررسي و ارزشيابي اعضاي هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي معاونت پژوهشي.
19 - دلاور، علي(1377) رابطه بين پيشرفت تحصيلي و مدت تماشاي تلويزيون،معاونت پژوهشي.
20- دلاور، علي(1377) تجزيه و تحليل ارزشيابي مربوط به هئيت علمي دانشگاه علامه طباطبايي .
21 - دلاور، علي(1377) تاريخ نخستين چهار هزار سال آزمون رواني، دومين سمينار راهنمايي و مشاوره .
22 – دلاور، علي(1377) تاريخ نخستين 4 هزار سال آزمون رواني از چين باستان تا عصر كامپيوتر، مجموعه مقالات دومين سمينار راهنمايي و مشاوره دانشگاه علامه طباطبايي.
23 – دلاور، علي(1378) مورد تحقيق، فصلنامه نيايش، شماره 3.
24 - دلاور، علي(تابستان 1378) روش تحقيق (اصول و فلسفه)، فصلنامه نيايش‏نامه.
25 - دلاور، علي(1378) مطالعه منابع مربوط به موضوع مورد تحقيق،گردهمايي اعضاي هيات علمي دانشگاه پيام‏نور (علوم پايه).
26 - دلاور، علي(1378) تازه‏هاي روشهاي تحقيق، گردهمايي اعضاي هيات علمي دانشگاه پيام‏نور (علوم‏انساني).
27 - دلاور، علي(1378) تحقيق كيفي، گردهمايي اعضاي هيات علمي دانشگاه پيام‏نور (علوم‏انساني).
28 - دلاور، علي(پاييز 1378) روش تحقيق (روش‏شناسي)، فصلنامه نيايش.
29 - دلاور، علي(زمستان 1379) بررسي ابعاد روان شناختي صرع كودكان، فصلنامه دانش و پژوهش.
30 - دلاور،علي(تابستان 1379) مسئله و تدوين فرضيه، فصلنامه نيايش.
31 – دلاور، علي(1371) ساخت و هنجاريابي سياهه خودپژوهشي شغلي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران.
32 – دلاور، علي(پاييز و زمستان 1379) كيفيت زندگي والدين كودكان آزار ديده، انديشه و رفتار.
33 – دلاور، علي(زمستان 1379) پژوهش زمينه‏يابي، فصلنامه نيايش.
34 – دلاور، علي(پاييز 1379) اندازه نمونه و روشهاي نمونه‏گيري،فصلنامه نيايش.
35 – دلاور، علي(زمستان 1380) پژوهش تاريخي، فصلنامه نيايش.
36 – دلاور، علي(زمستان 1380) رويكردهاي استفاده از روشهاي علمي، فصلنامه نيايش.
37 – دلاور، علي(81 – 1380) سنجش نظر مدرسان و دانشجويان و فارغ‏التحصيلان دوره دكتري، دانشگاه علامه طباطبايي.
38 – دلاور، علي(1381) هنجاريابي فيزيولوژيكي و روانشناختي كودكان ايراني از بدو تولد تا دو سالگي، شوراي علمي پژوهشهاي ملي.
39 – دلاور، علي(1381) ارزشيابي كتابهاي فارسي كلاس اول در كل كشور، سازمان پژوهش و برنامه‏ريزي درسي.
40 – دلاور، علي(1382) مقايسه اثربخشي 3 بسته آموزشي كتابهاي درسی اول دبستان و ....، سازمان پژوهش و برنامه‏ريزي درسي.
41 – دلاور، علي(1382) روش تحقيق،برنامه آموزشي پژوهشكده آمار.
42 – دلاور، علي(1382) مقايسه اثربخشي 2 بسته آموزشي كتابهاي قديم و جديد تعليمات اجتماعي سال سوم ابتدايي، سازمان پژوهش و برنامه‏ريزي.
43- دلاور، علي(1382) مقايسه سلامت روان و فرسودگي شغلي كاركنان در بخشهاي داراي شرايط فيزيكي سخت و ساير بخشها در كارخانه‏هاي سيمان كشور.
44 – دلاور، علي(تابستان 1382) بررسي تاثير آزمونهاي حافظه نهان و سطح پردازش بر آماده‏سازي حافظه، دانش و پژوهش، شماره 16.
45 – دلاور، علي(پاييز 1382) مقايسه شيوه‏هاي رفتار درماني در كاهش علائم وسواس فكري و عملي، دانش و پژوهش، شماره 17.
46 – دلاور، علي(تابستان 1382) بررسي ساختار عاملي پرسشنامه 16 عاملي شخصيت كتل، مجله علوم تربيتي و روانشناسي، شماره 1 و 2.
47 – دلاور، علي(1382) ارزشيابي آزمايشي كتب ديني دوم در سطح كل كشور، سازمان پژوهش و برنامه‏ريزي درسي وزارت آموزش و پرورش.
48 – دلاور، علي(1382) ارزشيابي آزمايشي كتب علوم اجتماعي سوم در سطح كشور، سازمان پژوهشي و برنامه‏ريزي درسي.
49 – دلاور، علي(1382) ساخت و هنجاريابي پرسشنامه وسواس فكري و عملي، فصلنامه دانشگاه آزاد واحد خوراسگان (اصفهان)،شماره 15، سال 5.
50 – دلاور، علي(1383) ساخت و استانداردسازي آزمون نگرش سنج موادمخدر و تعيين رابطه آن با مولفه‏هاي فردي و خانوادگي دانش‏آموز.
51 – دلاور، علي(1383) تاثير دانش فراشناختي و آموزش روش خودپرسشگري هدايت شده بر عملكرد حل مسئله كودكان، مجله روانشناسي، شماره 2.
52 – دلاور، علي(1383) ساخت و استانداردسازي آزمون نگرش سنج به مواد مخدر و تعيين رابطه ميان مولفه‏هاي فردي و خانوادگي با آن براي دانش‏آموزان مقطع متوسطه تهران، فصلنامه تعليم و تربيت، سال 20 شماره 3.
53 – دلاور، علي(    ) عوامل موثر در مشروط شدن دانشجويان علامه، فصلنامه روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي، شماره 7و8.
54 – دلاور، علي(    ) نقش آموزش مهارتهاي ابراز وجود و حل مسئله در پيشگيري و كاهش مصرف سيگار دانش‏آموزان شهر تهران، فصلنامه علمي پژوهشي مطالعات روانشناختي، دوره 1 شماره 1.
55 – دلاور، علي(1383) ساخت و اعتباريابي آزمون سنجش انتظارات نسبت به مواد افيوني OEQ، فصلنامه علمي پژوهشي دانشگاه آزاد، سال 6، شماره 21 و 22.
56 – دلاور، علي(1383) ميزان شيوع ناايمني در كانون خانواده و رابطه آن با نگرش به موادمخدر، ماهنامه توسعه انساني پليس، سال اول، شماره 3.
57 – دلاور، علي(1383) ساخت و هنجاريابي ويژگيهاي فيزيولوژيكي و رواني كودكان لرستاني از دو سالگي تا هفت سالگي.
58– دلاور، علي (1383) شيوه‏هاي شناختي، رفتاري وسواس، فصلنامه تازه‏هاي روان‏درماني، شماره 33.
59 – دلاور، علي(1383) مقايسه اثربخشي چهارروش رفتار درماني ....، دانش و پژوهش، شماره 20 و 19.
60 – دلاور،علي، تاثير شبيه‏سازي ذهني فرآيندي و برآيندي بر عملكرد تحصيلي دانشجويان.
61 – دلاور، علي(پاييز 1384) هنجارهاي فيزيولوژيكي و روانشناختي كودكان 7 – 2 ساله استان لرستان، فصلنامه روانشناسي و علوم تربيتي دانشكده روانشناسي علامه طباطبايي، سال اول، شماره 1.
62- دلاور، علی (1383) ارائه یک مدل ارزشیابی از عملکرد اساتید،دوفصلنامه کنترولر.


ب- لاتين

  Delavar,Ali(1990) Some estimation problems in multiple Regressions Analysis, the journal of Humanities of Islamic Republic of Iran, Vol 1.

 Delavar,Ali(1995) Guide Lines for the Critique of a Research article , the journal of Humanities of Islamic Republic of Iran , Vol 2.

 Delavar,Ali(1995) Computer Analysis of Educational Data, The journal of Islamic Republic of Iran, VO, G

 Delavar,Ali(1998) Clinical use of Bender Geshtalt test in Brain Lesions Diagnosis and Comparing with MRI Imaging , International journal of psychophysiology, Bo.

 Delavar,Ali(march 2003) Psychological profile of suicide indicators and suicide attempters, the effect of psychotherapy in Epileptic seizure and behavioral disorder in children: Book of Abstracts. Prague

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 2:7  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نام و نام خانوادگي:  ابولفضل كرمي        

 مدرك تحصيلي: دكتري        

  مرتبه علمي : استاديار     

محل اخذ مدرك :ايران                             

 گروه آموزشي : مشاوره

 

 

سوابق علمي و پژوهشي

الف: تاليف و ترجمه كتاب  :

1) آشنايي با آزمون سازي و آزمون هاي رواني (تأليف)

2) اندازه گيري هوش كودك (1و2) ،( تأليف وترجمه)

3) آرام بخشي به روش ساده (ترجمه)

4) مشاوره درمدرسه ( ترجمه)

5) 101 روش ابداعي براي خلاقيت كودكان (تأليف و ترجمه)

ب: تاليف و ترجمه مقاله :

1) اضطراب زدايي از طريق آرام بخشي توأم با حساسيت زدايي نظام دار

2) تدوين ابزار سنجش راهبردهاي يادگيري مطالعه و بررسي رابطه آن با پيشرفت تحصيلي

3) عوامل مؤثر در پيشرفت تحصيلي

4) نقاط قوت وضعف نظام ارزشيابي از كارآيي معلم

5) پيش بيني موفقيت زناشويي با پرسشنامه آمادگي ازدواج

ج: طرح هاي پژوهشي :

1) ساخت و هنجاريابي آزمون نياز به راهنمايي دانش آموزان دبيرستاني

2) اضطراب زدايي از طريق آرام بخشي توأم با حساسيت زدايي نظامدار

3) عوامل مؤثردرپيشرفت تحصيلي

4) تدوين ابزار سنجش راهبردهاي يادگيري ومطالعه

5) نقاط قوت و  ضعف نظام ارزشيابي از كارآيي معلم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:51  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نام ونام خانوادگي: مريم سيف نراقي  

 مدرك تحصيلي: دكتري         

مرتبه علمي : استاد    

محل اخذ مدرك : آمريكا                    

  گروه آموزشي : روانشناسي آموزش كودكان استثنايي

Email: saifnaraghi@atu.ac.ir

 

سوابق علمي و پژوهشي

الف: تاليف و ترجمه كتاب  :

1) روشهايت تحقيق و چگونگي ارزشيابي آن /ويرايش پنجم ، چاپ بيست وهشتم 1385

2) روانشناسي و آموزش كودكان استثنايي /چاپ بنجم 1385

3) روانشناسي كودكان عقب مانده ذهني و روشهاي آموزش آنها /چاپ سوم 1385

4) نارساييهاي ويژه در يادگيري / چاپ سوم 1384

5) سنجش واندازه گيري وبنيادهاي تحليلي ابزارهاي آن در علوم تربيتي و روانشناسي 1384

ب: تاليف و ترجمه مقاله :

1) نقاشي به عنوان ابزاري براي تشخيص اختلالات رفتاري دركودكان، 1377

2) روشهاي ارزيابي و تشخيص كودكان عقب مانده ذهني،1378

3) فشاررواني ووالدين كودكان معلول1379

4) مقايسه ويژگيهاي روان شناختي دانش آموزان نارسا نويس وعادي پايه سوم ابتدايي 1385

5) مقايسه ويژگيهاي جسماني كودكان ميكروسفال ماكروسفال وكودكان عقب مانده ذهني(بدون علت مشخص) با كودكان عادي

ج: طرح هاي پژوهشي :

1) بررسي پايايي ذهني كودكان با نارساييهاي ويژه در يادگيري و مقايسه آن با كودكان عادي

2) بررسي روند رشد تكلم وزبان فارسي كودكان از تولد تا دوسالگي

3) بررسي روند رشد تكلم و زبان فارسي كودكان از دو تا هشت سالگي

4)بررسي چگونگي رشد فعاليتهاي ترسيمي كودكان 1الي 6سال وتعيين پيش نيازهاي حركتي موثر در آموزش نوشتن

5) فرايند بازپروري در يك تك بررسي اختلال اختصاصي تحول


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:46  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

دکتر حسن اسدزاده
استاديار گروه روان‌شناسي تربيتي، سنجش و اندازه‌گيري

دانشكده روان‌شناسي و علوم تربيتي دانشگاه علاّمه طباطبايي

 

اطلاعات فردي


نام: حسن


نام خانوادگي: اسدزاده


تولد: ۱۳۴۴ آلیان (فومن)


متأهل: ۳ فرزند

 


Asadzadeh@atu.ac.ir


AsadzadehD@yahoo.com

 


تحصيلات


1. ليسانس: علوم تربيتي، دانشگاه علاّمه طباطبايي، 1370

2. فوق ليسانس: علوم تربيتي، دانشگاه علاّمه طباطبايي، 1373

3. دكترا (PhD): روان‌شناسي تربيتي، دانشگاه بيرمنگام، انگلستان، 2002

 

 

 

 

 

تدريس:                                    مقطع

1- روان‌شناسي تربيتي              كارشناسي و كارشناسي ارشد

2- روان‌شناسي يادگيري                     كارشناسي

3- روان‌شناسي تفاوت‌هاي فردي              كارشناسي

4- نظريّه‌هاي كاربردي يادگيري           كارشناسي ارشد

4- نظريّه‌ها و روش‌هاي آموزشي           كارشناسي ارشد

5- متون زبان تخصصي روان‌شناسي تربيتي    كارشناسي ارشد

 

مسوليت‌هاي اجرايي

 

1. معاون آموزشي و تحصيلات تكميلي، دانشكده روان‌شناسي و علوم تربيتي 1385


2. معاون اداري، مالي و دانشجويي، دانشكده روان‌شناسي و علوم تربيتي  1386  ادامه دارد.

 

مترجم برتر، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، ۱۳۸۵

ویراستار انگلیسی، فصلنامه روان شناسی و علوم تربیتی،دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی.

 

تأليف و ترجمه‌ي كتاب

 

اسدزاده، حسن (1384) آموختن و سبك شناختي (ترجمه و تأليف)، تهران: نشر عابد.


اسدزاده، حسن؛ مجتبي‌زاده، محمد (1384) اصول يادگيري و توانايي‌هاي انسان (تأليف مايكل هاو) (ترجمه)، تهران: نشر عابد.


اسدزاده، حسن؛ اسكندري، حسين (1385) روان‌شناسي تربيتي: تحقيق، تدريس، يادگيري (تأليف ريچارد پارسونز و همكاران) (ترجمه) تهران: نشر عابد.


ویراستاری کتاب

اختلالات یادگیری تالیف کریستینا ام گیروت ترجمه لیلا انگجی و محمد مجتبی زاده ویراستار : دکتر حسن اسد زاده

 

فصل در كتاب به زبان انگليسي

 

Riding, R. J., Asadzadeh Dahraei, H., Grimley, M. & Banner, G. (2001) "Working Memory, Cognitive Style and Academic Attainment", in R. Nata (Ed.) PROGRESS IN EDUCATION volume 5, New York: Nava Science Publishers, Inc.

 

 


مقاله به زبان انگليسي

 

Riding, R. J., Grimley, M., Asadzadeh Dahraei, H. & Banner, G. (2003) "Cognitive Style, Working Memory and Learning Behaviour and Learning Attainment in School Subjects", British Journal of Educational Psychology, 73 (Part 2), 149-169.


مقالات چاپ شده در مجلات تخصصی (فارسی)

اسدزاده، حسن، مروتی، ذکرالله (138۶)شناخت عوامل مرتبط با فرار از مدرسه. فصلنامه مطالعات جوانان، شماره ۸ و ۹ .


مقالات ارايه شده در سمينارهاي داخلي و خارجي

 

اسدزاده، حسن (1383) "حافظه‌ي فعّال، فناوري آموزشي و يادگيري"، دومين سمينار فناوري آموزشي، دانشكده‌ي روان‌شناسي و علوم تربيتي، دانشگاه علامه طباطبايي.


Asadzadeh, Hassan (2007) "Working Memory and Learning Performance - an Iranian Based Research", 13th conference on developmental psychology, Jena (Germany).

 

 

 

 


خلاصه مقالات چاپ شده در سمينارهاي داخلي و خارجي

 

اسدزاده، حسن (1383) "مباني روان‌شناختي آموزش: سبك هاي شناختي"، اولين سمينار نقش و جايگاه آموزش در صنعت، تهران: گروه صنعتي ايران خودرو.

 

Asadzadeh, Hassan (2006) “the role of working memory in teaching and learning performance”. 26th international congress of applied psychology. Athens (Greece).

 

 

 

 


مقالات ارايه شده در سخنراني‌ها

 

اسدزاده، حسن (1383) "نگاهي به وضعيت تحقيق و توليد علم"، بزرگداشت هفته‌ي پژوهش، دانشكده‌ي روان‌شناسي و علوم تربيتي، دانشگاه علامه طباطبايي.


اسدزاده، حسن (1384) "نيروي پنهان يادگيري: سبك شناختي"، سلسله سخنراني‌هاي علمي، دانشكده‌ي روان‌شناسي و علوم تربيتي، دانشگاه علامه طباطبايي.


اسدزاده، حسن (1386) "حافظه‌ي فعّال و سنجش آن"، سلسله سخنراني‌هاي علمي، دانشكده‌ي روان‌شناسي و علوم تربيتي، دانشگاه علامه طباطبايي.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 8:40  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نام ونام خانوادگي: علي اكبر سيف       

مدرک تحصیلی : دكتري         

 مرتبه علمي : استاد     


محل اخذ مدرك : آمريكا                     

 گروه آموزشي : روانشناسي تربيتي و سنجش و اندازه گيري

Email: saif@atu.ac.ir

 

سوابق علمي و پژوهشي

الف: تاليف و ترجمه كتاب  :

1) سنجش فرايند و فراورده يادگيري

2) اندازه گيري ، سنجش و ارزشيابي آموزشي

3) روانشناسي پرورشي

4) تغيير رفتار و رفتار درماني : نظريه ها و روشها

5) روشها ي يادگيري و مطالعه

 

ب: تاليف و ترجمه مقاله :

1) مفهوم سنجش و تاثير آن بر روش آموزش معلم و كيفيت يادگيري دانش آموزان

2) نظريه سازندگي يادگيري و كاربردهاي آموزشي آن

3) ملاكهاي شايستگي معلم

4) تاثير موفقيت و شكست تحصيلي برسلامت رواني دانش آموزان

5) بازنگري كتابهاي روانشناسي دوره آموزش متوسطه عمومي و پيشنهاد طرحي براي آموزش روانشناسي به دانش آموزان دبيرستان

 

ج: طرح هاي پژوهشي :

1) ارزشيابي اثربخش فعاليتهاي آموزشي معلمان بوسيله دانشجويان

2) ارزشيابي دورهاي تحصيلي تحصيلات تكميلي دانشگاه علامه طباطبايي

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 8:35  توسط محمد مجتبی زاده  | 

نام خانوادگي : فائزه خاجوئي  

محل اخذ مدرك :ايران                    گروه آموزشي : كتابداري و اطلاع رساني

 

سوابق علمي و پژوهشي

تالیف و ترجمه مقاله

 1) خاجوئي،فائزه"انجمن تأليف وترجمه دانشگاه"دردايره المعارف كتابداري و اطلاع رساني .تهران :كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران،1381

2) خاجوئي،فائزه:"بررسي ميزان قوت وضعف روابط سلسله مراتبي در اصطلاحنامه با نگرشي بردو اصطلاحنامه متالوژي ASMوSDIMپيام كتابخانه ،سال سوم ،شماره دوم وسوم،تابستان و پاييز 1372

3) خاجوئي،فائزه"شبكه منطقه اي مبادله اطلاعات وتجربيات علمي وفني در آسيا و اقيانوسيه (استينفو)"دردايره المعارف كتابداري واطلاع رساني كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران،زيرچاپ

4) قمرالدين،عبدالرحمن،طرح شبكه نظامهاي اطلاع رساني براي كشورهاي اسلامي . ترجمه فائزه خاجوئي . درمجموعه مقالات كامليس 4.تهران:كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران 1377

5) منابع اينترنت براي بهبود خواندن .ترجمه فائزه خاجوئي.درگزيده مقالات ايفلا1998.تهران :كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران1379

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 14:6  توسط محمد مجتبی زاده  | 

نام ونام خانوادگي:پروانه خوشرو         

محل اخذ مدرك : ايران                           گروه آموزشي : زيست شناسي

Email: khoshroo@atu.ac.ir

 

سوابق علمي و پژوهشي

 

الف: تاليف و ترجمه كتاب  :

1) اصول بهداشت و تغذيه مادر و كودك           

2) مباني آزمايشگاهي ميكروبيولوژي                 

3) كلسترول  بيماريهاي قلبي و عروقي ( CVD )

4) آلرژي و كودكان

ب: تاليف و ترجمه مقاله :

1) بيماري پسوريازيس

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 14:4  توسط محمد مجتبی زاده  | 

نام ونام خانوادگي:زهرا سلمان    

محل اخذ مدرك : ايران                گروه آموزشي :   تربيت بدني

Email: Z – Salman 2005 @ yahoo.com

 

سوابق علمي و پژوهشي

 
الف: تاليف و ترجمه كتاب  :

1) ترجمه كتاب كودك،بازي وتحول

2) ترجمه كتاب رفتار حركتي ، مشترك با دكتر نمازي زاده وهمكاران

3) ترجمه كتاب رشد وتحول از كودكي تا پيري درحال انجام

4) تهيه و تنظيم جزوه درسي حركات ورزشي و سرودهاي خاص كودكان

5) تهيه و تنظيم جزوه درسي ورزش و بازيهاي دبستاني

ب: تاليف و ترجمه مقاله :

1) ترجمه مقالات مختلف رشد وتكامل

2) ترجمه مقالات مختلف يادگيري حركتي

3) ترجمه مقاله تحت عنوان ديسپركيا دردوران كودكي

4) ترجمه مقالات مختلف پيرامون نارسايي حركتي ياديسپركيا

5) مباني آمادگي جسماني ويژه واحد تربيت بدني عمومي 1

ج: طرح هاي پژوهشي :

1) ارائه پايان نامه كارشناسي ارشد تحت عنوان "تأثير فعاليتهاي بدني و بازي درتحول ذهني كودكان پيش دبستاني"

2) ارائه مقاله در طرح تحقيقاتي سلامت بانوان دانشگاه علامه طباطبايي

3) ارائه پروپزال جهت رساله دكترا تحت عنوان "تأثير تمرينات ادراكي ، حركتي كپارت بردانش آموزان با نارسايي حركتي"

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 14:2  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 ونام خانوادگي:حسن صادري اسكويي  

محل اخذ مدرك : ايران                                   گروه آموزشي : تكنولوژي آموزشي

Email: saderioskuei@atu.ac.ir

 

سوابق علمي و پژوهشي

الف: طرح هاي پژوهشي :

1) راه اندازي سايت كامپيوتر و تهيه جزوه هاي دروس هاي كامپيوتر

2) راه اندازي آزمايشگاههاي (الكتريسيته ، الكترونيك ، فيزيك پايه1،،فيزيك پايه 2، فيزيك دبيرستاني ، كارگاه فيزيك ، اپتيك ومكانيك )

3) تهيه جزوه آزمايشهاي الكتريسيته و الكترونيك

4) كارگاه و استوديو فيلم برداري تكنولوژي آموزشي

5) راه اندازي آزمايشگاههاي الكتريسيته مخابرات و الكترونيك مخابرات


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 14:0  توسط محمد مجتبی زاده  | 

نام ونام خانوادگي:   داريوش نوروزي     مدرك تحصيلي: دكتري          مرتبه علمي : استاديار     

محل اخذ مدرك : آمريكا                                   گروه آموزشي : تكنولوژي آموزشي

Email:noroozi.atu.ac.ir

 

سوابق علمي و پژوهشي

الف: تاليف و ترجمه كتاب  :

1) روشها وفنون تدريس  

2) مديريت يادگيري     

3) برنامه ريزي درسي ابتدايي 

4) سبكهاي شناختي      

5)تدريس ويادگيري      

ب: تاليف و ترجمه مقاله :

1) طراحي آموزشي چيست ؟ مجموعه مقالات دانشكاه پيام نور

2) نقش اهداف دربرنامه ريزي   - مجموعه مقالات دانشگاه اراك 1382

3) سبكهاي شناختي ويادگيري   - مجموعه مقالات علوم انساني دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران جنوب 1382

4) يادگيري تكنولوژي آموزشي وآهنگ پيشرفت : نشريه سمينار علمي يونسكو و آموزش وپرورش 1375

5) نقش تلويزيون آموزشي  - فصلنامه پژوهش وسنجش شماره 23

ج: طرح هاي پژوهشي :

1) بررسي پايگاه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي دانشجويان دانشگاه مازندران 1369

2) بررسي ميزان كارآيي حرفه اي اعضاء هيآت علمي دانشگاه علامه طباطبايي 1377

3) بررسي عوامل مؤثر در موفقيت تدريس معلمان ممتازمقطع ابتدايي كل كشور1382


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 13:59  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 نام ونام خانوادگی:  یحیی مهاجر       Yahya Mohajer        تاریخ تولد : 1324    ملیت: ايراني

پست سازمانی:  عضو هیات علمی   استادیار

Email: mohajer@atu.ac.ir

سابقه خدمت:

   از    1358         تا 1384                           مربی

    از ۱۳۸۴           تا کنون                            استادیار                                                                                                                                                                 

مدرک تحصیلی(مدارج علمی):

 

Ph.D.     curriculum development,  Tehran, Iran.    Tarbiat Moallem University, 2006

 

MA.  Educational Sciences (Educational Measurement and Evaluation), Hamedan, Iran.         Bu Ali Sina University, 1976-1978.  

 

 

BS. Economics     Tehran, Iran. University of Tehran    , 1964-1968.

مهارتهای زبان:

Fluent in English

                                                 

مقالات پژوهشی چاپ شده :

یحیی مهاجر( 1365 ). ارزشيابي آموزشي هدف و نقش آن ً مقاله ارائه شده در اولين سمپوزيوم جايگاه تربيت در آموزش و پرورش .

 

یحیی مهاجر( 1375 ). جمعيت ، آموزش و توسعه ً مقاله ارائه شده در سمينار جمعيت و توسعه منطقه اي ، پروژه مشترك بين UNFPA و مركز تحقيقات برنامه ريزي شهري و معماري ايران.

 

یحیی مهاجر( 1385 ). وضع موجود ارزشيابي پيشرفت تحصيلي در مدارس تهران
فصل در کتاب:-

کتاب های چاپ شده:

ترجمه شده :
                    

1 ) اوستين ،آ.ي و هونكينز،اف.پي : برنامه درسي ، بنيادها ، اصول و مسائل

         

2)هاس ،جی.(1994). برنامه ريزي درسي ، رويكردي جدید.                                                                                        

               

3)دگلاس،اچ.آر.(1964). آموزش متوسطه در ايالات متحده،رونالد پرس کمپانی.                                                                                             

               

4) مارزانو،آر.جي و ديگران .(1988). ابعاد تفكر، چهارچوبي براي برنامه ريزي درسي و آموزش،انجمن هدایت وبرنامه ریزی درسی آمریکا.           

                

5) چارت ، جي .ال. فلسفه   جهت مطالعه آموزش و پرورش.هوتن میفلین کمپانی.بوستون.                                                             

 

6)گرلز، ای. ای .(1981).فلسفه آموزش وپرورش شما،موسسه انتشاراتی گودیر،سانتامونیکا،کالیفرنیا.

 

گزارش های علمی تخصصی:

 Mohajer,Yahya .(1976).”Educational Studies”, Sixth  Five_ year plan for Hamadan province, the office of planning and Budget ,Hamadan, Iran.

 

 

Mohajer,Yahya.(1982). “Educational Planning & Student Population”, as a part of Master Plan of the University of Tabriz, Iran_Arc Consulting Engineers, Tehran,Iran.                                    

 

 

Mohajer,Yahya .(1984).”Study on KAD  project”, as a part of study at ‘Traditional Craftsmanship, Ministry of Industry ,Tehran,Iran.

 

Mohajer,Yahya & Mohsenin , Mohsen .(1986).”Social-Economic and Population Studies of  Neishabour City”, as a part of studies in Land Development ,  Bavand Consulting  Engineers , Ministry of Housing , Tehran ,Iran.

 

Mohajer,Yahya . ( 1987 ).”Population Studies” as part of studies in Land Development   of Kashan City , Bavand Consulting Engineers  , Ministry of Housing

 

Mohajer ,Yahya .( 1988) .” Social _Economic and Population Studies of Bam City” ,as a part of Bam city  Land Development , Tarh Va  Kavosh Consulting Engineers , Ministry of Housing .

 

Mohajer, Yahya .(1988),” Educational Planning and Student Population “,as a part of Master Plan of Yazd University , Mandegar Consulting Engineers, Tehran , Iran  .

 

Mohajer , Yahya & Mohsenin,Mohsen (1989). “Social _ Economic Studies of Gonabad City as a part of Gonabad city Land Development studies, Noy Consulting Engineers . Ministry of Housing .

 

Mohajer,Yahya .(1990). “Studies on Population, Social _Economic  and Housing aspects “,as a part of Zanjan City  Land Development , Artiman  consulting Engineers ,Janbazan Foundation .

 

Mohajer ,Yahya .(1990).”Educational-Planning and population of students “of Zanjan university ,report  related to Master Plan of Zanjan university , Hamgoroh  consulting Engineers ,Tehran .Iran.

 

 

Mohajer, Yahya.(1991). “Educational _Planning and student population “as a part of Master Plan of Shahrekord University , Paramadan Consulting Engineers , Esfehan ,Iran.

 

 

 Mohajer,Yahya.(1992).” Educational-Evaluation ,It’s Goals and Roles” , “ Collection of articles presented at first symposium on “The status of  training in Elementary Education  “, Ministry of Education .  Tarbiyat . press / Tehran , Iran .

 

Mohajer, Yahya ( 1992).”Educational _Planning and student population of Ilam University , as a part of Master Plan studies, Sinam Consulting Engineers. Ministry  Of  Culture and Higher Education .

 

Mohajer,Yahya .(1993),”Educational _Planning studies “, revising  Art university Master Plan, Noy Consulting Engineers , Art University , Ministry of Culture and Higher education .

 

Mohajer, Yahya. with cooperation of Abassy,L. (1995),”Academic Achievement  of students who take part in Cultural Recreational Centers Programs, comparing to the other students “.Office of Counseling  and research ,Ministry of education  ,

 

Mohajer, Yahya.(1995),”Educational Planning Studies “ as a part of Master Plan studies of Industrial University of Arak . Paramadan Consulting Engineers  , Isfehan ,Iran.

 

Mohajer, Yahya.(1995),”Population , Education and Development” , a paper presented in Seminar on Population and regional development (A joint project by UNFPA and Urban Planning & Architecture Research Center of Iran) .

 

Mohajer, Yahya .(1996),” The relation between Programs of Cultural Recreational Centers and Willingness and Needs of Students “.Office of Counseling  and research ,Ministry of education  .

 

 

Mohajer, Yahya. & Mohsenin, M.& Taheri,A. (2000),” Employment Opportunity In Agricultural Sector at 3rd  Development Program”, The Institute of  Research in Agricultural Planning and Economy , Ministry of Agriculture , Tehran , Iran.

 

 

مقالات ارائه شده در کنفرانسهای ملی و بین المللی:

1) ( 1365 ) ارزشيابي آموزشي هدف و نقش آن ً مقاله ارائه شده در اولين سمپوزيوم جايگاه تربيت در آموزش و پرورش

 

2) ( 1375 ) جمعيت ، آموزش و توسعه ً مقاله ارائه شده در سمينار جمعيت و توسعه منطقه اي ، پروژه مشترك بين UNFPA و مركز تحقيقات برنامه ريزي شهري و معماري ايران

 

3) ( 1384 ) رويكردهاي جديد در ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ، ( ارائه شده در سخنراني هاي علمي دانشكده )

 

4) ( 1385 ) پرت فوليو( ارائه شده در سخنراني هاي علمي دانشكده )

گزارش کنفرانسها:

 

پایان نامه ها:

-a فوق لیسانس

.Mohajer,Yahya  .(1978).” The Relation between Social-Economic status of students 

and Academic Achievement ,in Primary Schools of  Hamadan ” Bu_Ali Sina University of Hamadan. Hamadan, Iran.

 

 

    دکتری  -b

 Mohajer,Yahya.(2006),Proposing an Appropriate Model on Students’ Achievement Evaluation and Comparing  it with the Present Evaluation  in Tehran Primary Schools.

 Thesis Submitted for Degree of  Doctor of  Philosophy, Teacher Training University,Tehran.

پروژههای تحقیقاتی:

 

الف: مجری: 

.(1976).”Educational Studies”, Sixth  Five_ year plan for Hamadan province, the office of planning and Budget ,Hamadan, Iran.

 

 

.(1982). “Educational Planning & Student Population”, as a part of Master Plan of the University of Tabriz, Iran_Arc Consulting Engineers, Tehran,Iran.                                    

 

 

.(1984).”Study on KAD  project”, as a part of study at ‘Traditional Craftsmanship, Ministry of Industry ,Tehran,Iran.

 

.(1986).”Social-Economic and Population Studies of  Neishabour City”, as a part of studies in Land Development ,  Bavand Consulting  Engineers , Ministry of Housing , Tehran ,Iran.

 

. ( 1987 ).”Population Studies” as part of studies in Land Development   of Kashan City , Bavand Consulting Engineers  , Ministry of Housing

 

.( 1988) .” Social _Economic and Population Studies of Bam City” ,as a part of Bam city  Land Development , Tarh Va  Kavosh Consulting Engineers , Ministry of Housing .

 

.(1988),” Educational Planning and Student Population “,as a part of Master Plan of Yazd University , Mandegar Consulting Engineers, Tehran , Iran  .

 

 (1989). “Social _ Economic Studies of Gonabad City as a part of Gonabad city Land Development studies, Noy Consulting Engineers . Ministry of Housing .

 

.(1990). “Studies on Population, Social _Economic  and Housing aspects “,as a part of Zanjan City  Land Development , Artiman  consulting Engineers ,Janbazan Foundation .

 

.(1990).”Educational-Planning and population of students “of Zanjan university ,report  related to Master Plan of Zanjan university , Hamgoroh  consulting Engineers ,Tehran .Iran.

 

 

.(1991). “Educational _Planning and student population “as a part of Master Plan of Shahrekord University , Paramadan Consulting Engineers , Esfehan ,Iran.

 

 

.(1992).” Educational-Evaluation ,It’s Goals and Roles” , “ Collection of articles presented at first symposium on “The status of  training in Elementary Education  “, Ministry of Education .  Tarbiyat . press / Tehran , Iran .

 

 ( 1992).”Educational _Planning and student population of Ilam University , as a part of Master Plan studies, Sinam Consulting Engineers. Ministry  Of  Culture and Higher Education .

 

.(1993),”Educational _Planning studies “, revising  Art university Master Plan, Noy Consulting Engineers , Art University , Ministry of Culture and Higher education .

 

. (1995),”Academic Achievement  of students who take part in Cultural Recreational Centers Programs, comparing to the other students “.Office of Counseling  and research ,Ministry of education  ,

 

.(1995),”Educational Planning Studies “ as a part of Master Plan studies of Industrial University of Arak . Paramadan Consulting Engineers  , Isfehan ,Iran.

 

.(1995),”Population , Education and Development” , a paper presented in Seminar on Population and regional development (A joint project by UNFPA and Urban Planning & Architecture Research Center of Iran) .

 

.(1996),” The relation between Programs of Cultural Recreational Centers and Willingness and Needs of Students “.Office of Counseling  and research ,Ministry of education  .

 

 

. (2000),” Employment Opportunity In Agricultural Sector at 3rd  Development Program”, The Institute of  Research in Agricultural Planning and Economy , Ministry of Agriculture , Tehran , Iran.

 

    ب: ناظر:

تعدادی طرح تحقیق

ج :عضو همکار:

تعدادی طرح تحقیق

عضویت هیات تحریریه مجلات علمی-پژوهشی:

تقدیر نامه ها:

از برخی سازمان ها

عضویت در مجامع وانجمن های علمی وبین المللی:

 زمینه های تحقیقاتی مورد علاقه:

 

Special Interests
 Research Methods.
 Measurement and Evaluation.
.socio-economic researches
curriculum development


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 13:57  توسط محمد مجتبی زاده  | 

                                                                           

 

 
 

Email:mofidi@atu.ac.ir

                                                                                                          

                                                                                                                                   

نام ونام خانوادگی: فرخنده  مفیدی          تاریخ تولد : 1328    ملیت: ايراني

 

پست سازمانی:عضو هیئت علمی ، مدیر گروه آموزش و پرورش 

 

سابقه خدمت: 

استاد پایه 28

مدرک تحصیلی(مدارج علمی):

1- 1353   لیسانس علوم تربیتی آموزش و پرورش ابتدایی -دانشگاه ابوریحان درجه BA

2-1997 فوق لیسانس آموزش و پرورش استثنائی -آمریکا -فلوریدا MS

3-1980دکترای آموزش و پرورش کودکان پیش از دبستان -آمریکا -فلورید Ph.D

 

مهارتهای زبان:

تسلط به زبان انگلیسی مترجم کتب و مقالات از زبان انگلیسی به فارسی

مقالات پژوهشی چاپ شده :

مقاله های علمی چاپ شده در نشریه های تخصصی داخلی

1- نقش و اهمیت فضا و تنظیم فضای آموزشی ، چگونگی انتخاب وسایل و تجهیزات ، نامه بهزیستی ، پاییز 1369 صص 26-22

2- نقش الگو دهی معلم در روند تعلیم و تربیت کودکان دبستانی ، فصلنامه علمی ، پژوهشی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران ، دوره جدید 1371 صص 163-151

3- کاربرد مفهوم خلاقیت در برنامه ریزی آموزشی و درسی مدارس ابتدایی

مجموعه مقالات سمپوزیوم جایگاه تربیت دینی در آموزش و پرورش دوره ابتدایی - وزارت آموزش و پرورش ، معاونت پژوهشی ، چاپ اول ، تابستان 1371، صص 430-419

4- چگونگی برقراری ارتباط مطلوب و صحیح بین خانه و مراکز پیش دبستانی

( مقاله در کتاب چهار مقاله ) سازمان بهزیستی کشور - انتشارات خدمات آموزش کودکان ، بهار 1370، صص 28-8

5- خلاقیت و زمینه های پرورش آن درکودکان پیش دبستانی ، مجموعه مقالات چهارمین سمینار سراسری علمی آموزشی بررسی مسائل کودکان پیش دبستانی ، سازمان بهزیستی کشور ، خرداد 1369- صص 102 - 86

6- کند آموزان ، خصوصیات و نیازها

ماهنامه تربیت ، وزارت آموزش و پرورش ، معاونت پرورشی ، سال هفتم ، فروردین 1371 ، صص 16-12

7- بازی و رشد کودک

ماهنامه جامعه سالم ، سال یکم ، شماره 4 ، اسفند 1370صص 40-38

8- پرورش احساس احترام به خود در کودکان

ماهنامه جامعه سالم ، سال یکم شماره 3، دی 1370 ، صص 49-46

9- رشد عاطفی و پرورش بهداشت روانی کودکان (1)

ماهنامه تربیت6، وزارت آموزش و پرورش ، معاونت پرورشی ، سال هشتم ، شماره 6 ، اسفند ماه 1371 ، صص 30-26

10- رشد علطفی و پرورش بهداشت روانی کودکان (2)

ماهنامه تربیت (7)، وزارت آموزش و پرورش ، معاونت پرورشی ، سال هشتم ، شماره 7 ، فروردین 1372، صص 30-26

11-اثرات تلویزیون و فیلم بر کودکان

ماهنامه تربیت ، وزرات آموزش و پرورش ، معاونت پرورشی ، سال نهم، 2 جدید ، آبانماه 1372 صص 34-31

12-نقش تربیتی معلم از دیدگاه نظریه پردازان روانشناس

ماهنامه تربیت ، وزارت آموزش و پرورش ، معاونت پرورشی ، سال نهم ، 3 جدید، آذر ماه 1372 صص 9-6

13- نقش تربیتی معلم ( راههای رفع موانع)

ماهنامه تربیت ، وزارت آموزش و پرورش ، معاونت پرورشی ، سال نهم ، شماره 4 ، دیماه 1372

14- شناخت آموزش و پرورش پیش از دبستان و اثرات آن در دنیای کودکان امروز

مجله پژوهشی در علوم تربیتی ، انجمن ایرانی تعلیم و تربیت ، شماره 1و 2 ، 1372

15- آموزش شعر به کودکان

قلمرو ادبیات کودکان ، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ، شماره 7، سال 1373صص 13-1

16- گزارش علمی کودکان پیش دبستانی در ایران

مجموعه مقالات کنگره علمی سازمان بهزیستی و یونیسف ، بهار 1380

17- بررسی روند رشد حرکتی، اهمیت و عوامل موثر بر آن در کودکان

فصلنامه علوم تربیتی ، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی ، دانشکده علامه طباطبایی ، 1377

18- مشاوره با والدین کودکان عقب مانده ذهنی

مجموعه مقالات اولین سمینار مشاوره و راهنمایی ، دانشگاه علامه طباطبایی ، 1374

19- برنامه ریزی در مراکز پیش دبستانی

سازمان بهزیستی کشور ، مجموعه مقالات ، خرداد ماه 1368 صص 12-4

20 - بررسی عوامل موثر در زبان آموزی و رشد سخنگویی کودکان پیش دبستانی

فصلنامه علوم تربیتی ، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی ، دانشگاه علامه طباطبایی ، دوره اول 1372

21- بررسی نگرش والدین ، مربیان و دانشجویان در مورد ضرورت آموزش و پرورش پیش از دبستان

فصلنامه تعلیم و تربیت ، وزارت آموزش و پرورش ، سال 13 ، شماره 4 ، بهار 1376

22- معانی ، تعاریف ، مفروضات اساسی برنامه ریزی درسی و ویژگی های آن در دوره پیش از دبستان

فصلنامه پژوهش در مسایل تعلیم و تربیت ، دوره جدید ، شماره 4 ، بهار 1374

23- آمادگی خواندن و عوامل موثر برآن در سنین پیش از دبستان

فصلنامه تعلیم و تربیت ، سال نهم ، شماره 3و 4 ، پاییز و زمستان 1373

24- ضرورت توجه به آمادگیهای جسمی و حرکتی کودکان در دوره پیش از دبستان

فصلنامه پژوهش در مسایل تعلیم و تربیت ، شماره 5و 6 ، زمستان 1375

25- کوکان استثنایی در دوره پیش از دبستان

فصلنامه شکوفه ، سال 2 ، شماره 6 ، پاییز 1374

26- اهمیت رشد حرکات و فعالیتهای بدنی در بهبود مشکلات  کودکان ناتوان در یادگیری

مجله زیور ورزش ، سال دوم ، شماره 6 ، پاییز 1374

27- خودشناسی کودکان و طریقه ارتباط صحیح با آنها

نشریه آنجه درباره کودکان و نوجوانان باید بدانیم ، ویژه اولیاء و مربیان، از انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، شماره 7 ، زمستان 1374( مقاله در کتاب )

28-پرورش اخلاقی کودکان

نشریه آنچه باید درباره کودکان و نوجوانان بدانیم، ویژه اولیاء و مربیان ، از انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، شماره 7 ، زمستان 1374( مقاله در کتاب)

29- بررسی علل و عوامل کودک آزاری

مجله جامعه سالم ، 1375

30- کودکان تیز هوش را چگونه بشناسیم (قسمت اول)

فصلنامه شکوفه ، سال 2 ، شماره 7 ، زمستان 1374

31- کودکان تیز هوش را چگونه بشناسیم ( قسمت دوم )

فصلنامه شکوفه ، سال 2، شماره 8 ، بهار 1375

32- سیمای موجود و مطلوب آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان

مجموعه مقالات همایش علمی کاربردی ، بهبود کیفیت آموزش عمومی ، آذر 1374

33- عملکرد مربی ، بازتاب واقعی مراکز پیش دبستانی

مقالات کنگره علمی کودکان پیش دبستان ، بهار 1380

34- نقد و بررسی مفهوم دوستی و چگونگی شکل گیری مراحل رشد محور دوستیهای کودکان از دیدگاه رابرت سلمان

فصلنامه روان شناسی و علوم تربیتی ، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی ، زیر چاپ

35- دیدگاههای مختلف در رابطه با چگونگی یادگیری زبان، انتشارات دانش پژوهان جوان با همکاری کار آفرینان ، آذر ماه 1383، ( مقاله در کتاب فرهنگ انگلیسی - فارسی دانش آموز به شیوه آکسفورد ، نویسنده ادلین گلد اسمیت ، مترجم ، علی رستمی

36-اهمیت ، مقاصد و کاربرد بازی در آموزش و پرورش پیش دبستانی ، مقاله در کتاب کودکان و امیدهای آینده ، مجموعه مقالات ، عباسعلی تحصیلی ، انتشارات فکر روز ، 1372، صص 167-159

37- تاثیر فعالیت های زبان آموزی دوره پیش از دبستان بر رشد گفتاری دانش آموزان پابه اول ابتدایی ، چکیده مقالات ششمین همایش انجمن مطالعات برنامه درسی ایران ، زمستان 1385

38- نقش و تاثیر فضای فیزیکی و روانی مهدهای کودک و مراکز پیش دبستانی بر رشد و تکامل کودکان ، مجموعه خلاصه مقالات کنگره تکامل طبیعی کودک، پیشگری و مراقبت ، نگاهی نو، اسفند ماه 1385، صص 10-8

39- بررسی باورهای رایج در آموزش ریاضی به کودکان، فصلنامه پژوهش در مسایل تعلیم و تربیت ، شماره پیاپی 23 ، دوره دوم ، شماره 5 ، پاییز 1384

 40-آموزش شهروندی و مردم سالاری به کودکان- به مناسبت هفته پژوهش در دانشگاه علامه طباطبائی زیر چاپ

 

کتاب های چاپ شده:

تالیف:

1- مدیریت مراکز پیش دبستانی ، دانشگاه علامه طباطبایی ، 1376

2- آموزش و پرورش پیش دبستانی و دبستانی ، دانشگاه پیام نور ، خرداد 1372

3- کلیاتی در خصوص برنامه ها و فعالیتهای مهدهای کودک ، سازمان بهزیستی ، 1369

4- مشاهده کودک ، شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی ، 1371

5- اصول و مفاهیم آموزش و پرورش پیش از دبستان ، شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی، 1371

6- آموزش خانواده ، پیام آزادی، 1373

7- کتاب کار کودک و مربی ، انتشارات مدرسه ، پاییز 1380

 

 

گزارش های علمی تخصصی:

 

کنفرانسها و کنگره های ملی وبین المللی و مقالات ارائه شده:

خارجی

1- شرکت در سمینار منطقه ای کشورهای عضو یونیسف ، خاور میانه و شمال افریقا 16-13 آذر ماه 1374 ، در کشور اردن ، ارائه گزارشی از وضعیت کودکان در ایران که در روزنامه قدس به چاپ رسیده است و گزارشی نیز از سفر علمی تهیه شده است .

عنوان سمینار : آموزش و پرورش در دوران اولیه کودکی و شیوه های فرزند پروری و آموزش والدین

B.P.I

Better parentig initiative

2- شرکت در دوره آموزشی تعلیم و تربیت کودکان

87/12/15  لغایت 79/1/2 در کشور نروژ - اسلو  از طرف وزارت بهداشت و درمان و سازمان بهزیستی کشور و ارائه گزارش سفر علمی

داخلی

1- کنگره علمی کودکان پیش دبستانی ، با همکاری یونیسف ( صندوق کودکان سازمان ملل متحد ) و دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی ، 23و 24 آبان ماه ، 1378

عنوان مقاله چاپ شده :

۱- عملکرد مربی ، بازتاب واقعی مراکز پیش از دبستان ، صص 120 -113

2- سمینار کودک و خانواده ، استانداری آذربایجان شرقی ، تبریز

عنوان مقاله چاپ شده ک

بیان مساله کودک آزاری ، علل و عوامل آن ، 1و3 خرداد 1374

3- اولین سمینار علمی - آموزشی کودکان زیر 6 سال ، 11 تا 15 خرداد 1366

عنوان مقاله چاپ شده :

نقش و اهمیت فضا و استفاده از تجهیزات آموزشی در دوره پیش از دبستان

4- سومین سمینار بررسی مسایل کودکان پیش دبستانی ، 9-7 خرداد ماه 1368

عنوان مقاله چاپ شده :

برنامه ریزی در مراکز پیش دبستانی

5- چهارمین سمینار سراسری علمی آموزشی بررسی مسایل کودکان پیش دبستانی 10-7 خرداد 1369

عنوان مقاله چاپ شده :

خلاقیت و زمینه های پرورش آن در کودکان پیش دبستانی

6- اولین سمپوزیوم تعلیم و تربیت دوره ابتدایی 13-12 آبان ماه 1369

عنوان مقاله چاپ شده :

کاربرد مفهوم خلاقیت در برنامه ریزی آموزشی و درسی مدارس ابتدایی

7- دومین سمپوزیوم تعلیم و تربیت در آموزش و پرورش دوره ابتدایی 16-14 آبان 1370

عنوان مقاله چاپ شده :

نقش تربیتی معلم

9- اولین سمینار راهنمایی و مشاوره 29-27 اردیبهشت 1371

عنوان مقاله چاپ شده :

مشاوره با والدین کودکان عقب مانده ذهنی

10- اولین کنگره علمی ورزش مدارس کشور 23-20 اردیبهشت 1372

عنوان مقاله چاپ شده :

بررسی روند رشد حرکتی و آموزش حرکات بدنی ، اهمیت و عوامل موثر بر آن در کودکان سنین دبستان

11- سمینار بررسی مسایل تعلیم و تربیت ، 22 بهمن 1371 ، دانشگاه تربیت معلم

عنوان مقاله چاپ شده :

شناخت آموزش و پرورش پیش از دبستان و تاثیر آن در دنیای کودکان امروز

12- در بسیاری از کنگره ها و همایش ها نیز شرکت داشته و سخنرانی نموده ام که خلاصه مقالات به چاپ رسیده است از جمله :

نقش اسباب بازی در آموزش و انتقال فرهنگ به کودکان

گردهمایی اسباب بازی و پیامدهای فرهنگی آن ، دبیر خانه شورای فرهنگ عمومی معاونت پژوهشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، 26 آذرماه 1375

13- سیمای موجود و مطلوب آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان ( خلاصه مقاله) در همایش علمی - کاربردی بهبود کیفیت آموزش عمومی آذرماه 1374

14- همایش مشارکت کودکان و نوجوانان ، 1378، چکیده گزارش علمی در کنفرانس مشارکت کودکان و نوجوانان

15 - گردهمایی مسولان دفاتر استعدادهای درخشان دانشگاههای سراسر کشور 3-1 آبان ماه 1381 ، ارائه مقاله و گزارش دانشجویان دانشگاه علامه در دانشگاه شیراز

گزارش کنفرانسها: -

 

Better parentig initiative

پایان نامه ها:

1-اثرات طلاق و غیبت یکی از والدین بر رشد و پیشرفت زبان و مهارتهای کلامی کودکان 5-3 ساله در مهدهای کودک 1380 امریکا

 

 

پروژههای تحقیقاتی:

1- تهیه طرح " بررسی وضعیت فعلی و توانمندیها و قابلیتهای زنان خانه دار شهر تهران" استانداری تهران ، وزارت کشور ، 1379

2- همکاری در تحقیق " بررسی تاثیر مراسم جشن تکلیف در تربیت مذهبی دانش آموزان دختر پژوهشکده ، شورای تحقیقات آموزش و پرورش ،1380

3- ناظر طرحهای تحقیقی در آموزش و پرورش و دانشگاه

بررسی تاثیر آموزش و پرورش پیش از دبستان - شورای تحقیقات آموزش و پرورش
طرح تحقیق آموزش انشاء، پروژه ملی شماره 221، دانشگاه علامه طباطبایی
4- همکار در تحقیق "بازنگری برنامه ها و دروس علوم تربیتی گرایش آموزش و پرورش پیش دبستانی در گروه آموزش و پرورش دانشکده

 

عضویت هیات تحریریه مجلات علمی-پژوهشی:

1- عضو هیات تحریریه نشریه پژوهش در مسایل تعلیم و تربیت

2- عضو هیات تحریریه نشریه زیور ورزش (مجله ورزشی بانوان کشور)

3- عضو هیات تحریریه فصلنامه شکوفه (وزارت کار و امور اجتماعی )

4- عضو هیات تحریریه مجله اندیشه های نوین تربیتی ( دانشگاه الزهرا)

5-عضو هیات تحریریه فصلنامه علوم تربیتی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

تقدیر نامه ها:

1-    تقدیر نامه از جهاد دانشگاهی واحد الزهرا (س) با همکاری وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی در جشنواره "با زنان پژوهشگر امروز" آذرماه 1377 ، به مناسبت بیستمین سالگرد پیروزی انقلاب و همزمان با هفته پژوهش

2-    تقدیر نامه از طرف دانشگاه علامه طباطبایی در بهمن 1377 ، به مناسبت روز پژوهش و به عنوان یکی از پژوهشگران دانشگاه

3-    جایزه و نشان افتخار، تقدیر نامه از دفتر امور مشارکت زنان ریاست جمهوری به مناسبت انتخاب یکی از زنان نام آور کشور در سال 1379

4-    لوح تفدیر از ریاست دانشگاه علامه طباطبایی ، جناب آقای دکتر حبیبی به مناسبت انتخاب زن نام آور از دانشگاه علامه طباطبایی در سال 1379

5-    دریافت لوح تقدیر و یادبود از پنجمین جشنواره مطبوعات ، اردیبهشت 1377 برای ارائه مقاله برتر

6-     جایزه تقدیر نامه به عنوان انتخاب یکی از خادمان نشر دانشگاه علامه در مراسم بزرگداشت خادمان نشر در دانشگاه علامه ، بهمن ماه 1381

7-    تقدیر در روز پژوهش به عنوان پژوهشگر دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی در آذرماه 1381

8-    تقدیر نامه و لوح یادبود از استانداری تهران به علت انتخاب عضو فعال کمیسیون بانوان در استانداری ( نماینده دانشگاه علامه در استانداری ) از سال 1379-1371

9-    تقدیر نامه های متعدد و دریافت لوحه های تشویقی از وزارت آموزش و پرورش ( وزیر آموزش و پرورش ) ، معاونت پرورشی و تربیت بدنی وزارت آموزش و پرورش

10-                        تقدیر نامه از سازمان بهزیستی کشور (ریاست سازمان )، از جهت قدردانی از تلاشهای و فعالیتها و همکاری در تهیه و تدارک برنامه ها ، سمینارها و گردهمایی، دوره های آموزشی و کارگاهها برای مدیران و مربیان مهدهای کودک سراسر کشور

11-                        نامه تشویقی و قدردانی بسیار از طرف ریاست دانشگاه علامه در سالهای بعد از انقلاب تا کنون به خاطر خدمات و وهمکاریها ، برگزاری آزمون های دوره دکتری ، همکاری با شورای انقلاب فرهنگی ، سمینارها و غیره

و ....

عضویت در مجامع وانجمن های علمی وبین المللی:

1- عضو انجمن علمی کودکان استثنایی ( انجمن ایرانی)

2- عضو انجمن ایرانی تعلیم و تربیت

 زمینه های تحقیقاتی مورد علاقه:

 

فعالیتهای فرهنگی اجتماعی:

1-    کمیته برنامه ریزی در شورای انقلاب فرهنگی در سطح پیش از دبستان و دبستان و تهیه برنامه ها از سال 1360

2-    عضویت در کمیته های تغییر نظام آموزشی کشور ، تهیه اهداف و برنامه ها

(حاصل آن کتاب اصول ، مفاهیم و ویژگیهای دوره پیش از دبستان و دبستان )

3-    عضویت در کمیته ها و شوراهای مختلف برنامه ریزی در وزارت آموزش و پرورش و سازمان بهزیستی کشور

4-    نماینده وزیر علوم و دانشگاه علامه طباطبایی در کمیسیون بانوان ، استانداری تهران از سال 79-1371 ، شرکت در مجامع مختلف و انجام سخنرانی و ...

5-    طراح ، اداره کننده ، دبیر و ارزیاب بسیاری از سمینار ها ، همایش ها ، کنگره ، گرد همایی ها در رابطه با آموزش از دبستان سراسر کشور ، وزارت آموزش و پرورش و سازمان بهزیستی کشور

6-     عضو شورای سیاستگذاری امور زنان در وزارت کشور

7-    همکاری با رسانه های مختلف (دیداری و شنیداری )

 

سیما

برنامه گفتگوی خانواده ، سیمای مدرسه ، تا مهر ، صبح و زندگی ، شب بخیر تهران

به عنوان مشاور ، راهنما ، پاسخگویی به سوالات خانواده ها

 

 

صدا

مدت یکسال در برنامه خانواده ، رادیو، برنامه آشنایی خانواده و مربیان با کودکان پیش دبستانی و بررسی نیازها

شبکه جوان رادیو ، ارزیاب برنامه و انجام مصاحبه

8-    همکاری با رسانه های (نوشتاری ) و نشریات روز کشور

-         روزنامه همشهری ، ایران ، جام جم ، رسالت و ...

-         در روزنامه جام جم به مدت یکسال و نیم در ستون "راه نما" و چهار دیواری پاسخگویی به سوالات خانواده ها

9- همکاری در تهیه فیلم آموزشی "مشاهده کودک " برای شبکه آموزش سیما در دفتر برنامه ریزی درسی آموزشهای فنی و حرفه ای سازمان پژوهش و برنامه ریزی ، به عنوان مشاور و کارشناس محتوایی فیلم که از کانال آموزشی پخش شده و می شود.

 

فهرست کتب ترجمه شده از انگلیسی به فارسی

1-    برنامه آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان ، تالیف  ونیتاکول، سمت 1374

2-    رشد و پرورش – فعالیتهای محرک برای کودکان خردسال ، تالیف مورالیدهارال و لاکشامی ، قدیانی 1375

3-    مردیم از این همه مشق، تالیف ترور رومین ، بنفشه 1381

4-    فرزند پروری تولد تا 4 ماهگی ، تالیف جین مورفی ، قدیانی 1381

5-    فرزند پروری 5 تا 8 ماهگی ، تالیف جین مورفی ، قدیانی 1381

6-     فرزند پروری 9 تا 12 ماهگی ، تالیف جین مورفی ، قدیانی 1381

7-    فرزند پروری یک سالگی ، تالیف جین مورفی ، قدیانی 1381

8-    تغذیه با شیر مادر ، تالیف کارن سالت ، قدیانی 1381

9-    سال های نوپایی ، تالیف جین مورفی ، قدیانی 1381

10-                        فرهنگ انگلیسی به فارسی  دانش آموز به شیوه آکسفورد ، ادلین گلد اسمیت با مقدمه و مقاله این جانب ، 1383

فهرست کتب ویرایش شده

1-    تر و خشک کردن کودک ، تالیف فرزانه کریمی ، قدیانی 1381

2-    کار و آشنایی به طبیعت و زندگی اجمتاعی ، تالیف داریوش نوروزی و سینایی ، دانشگاه پیام نور، 1374

 

 

عضویت در شوراها و کمیته های دانشگاه علامه طباطبایی

1-    عضو شورای انتشارات دانشگاه به مدت دو سال

2-    عضو شورای تحصیلات تکمیلی دانشکد ه

3-    عضو شورای تحصیلات تکمیلی دانشگاه

4-    عضو کمیسیون موارد خاص دانشجویی دانشگاه

5-    عضو کمیسیون موارد خاص دانشجویان شاهد و ایثار گر دانشگاه

6-     عضو شورای دانشگاه

7-    عضو هیات ممیزه دانشگاه

8-    عضو شورای گروه آموزش و پرورش دانشکده

9-    عضو هیات تحریریه فصلنامه دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

10-   مدیر مسئول خبرنامه ویژه استعدادهای درخشان دانشگاه ، سردبیر و ارائه دهنده مقاله

تا کنون 6 شماره به چاپ رسیده است

 

 

عضویت در کمیته ها

1-    کمیته های اجرایی آزمون دوره دکتری

2-    کمیته های اجرایی آزمون جامع دوره دکتری دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

3-    کمیته منتخب ترفیعات گروه آموزش و پرورش

4-    کمیته ارزیابی ترفیعات اساتید دانشگاه

و ...

 

زمینه های همکاری تخصصی برای داوری و ارزیابی آثار علمی (کتاب ، پژوهش و مقاله ) و پایان نامه

·             آموزش و پرورش پیش از دبستان ( همه ابعاد)

·             آموزش و پرورش ابتدایی ( انشاء، اختلات یادگیری و ... )

·             برنامه ریزی درسی و آموزشی در مقاطع پیش دبستانی و دبستان و شیوه های آموزشی

·             آموزش زبان و سخنگویی کودکان

·             بررسی تطبیقی محتوای آموزش در دوره پیش از دبستان در ایران و سایر کشورها

·             آموزش مفاهیم علوم ، ریاضی و ... در سطح پیش از دبستان و دبستان

·             آموزشهای زنان و دختران ، نیاز ها ، مشکلات و راه حلها ، ساختار خانواده و جنسیت دانش آموزان

·             طراحی فضا های آموزشی در دوره پیش از دبستان و دبستان

·             ویژگیها و مسایل مربیان و مدیران ، شیوه های کلاسداری و الگوها

·             اداره و مدیریت مراکز پیش دبستانی ، مهد های کودک و کودکستانها

·             ادبیات کودکان (قصه گویی ، زبان آموزی ، شعر کودک و ... )

·             بازیهای کودکان

·             اسباب بازیهای ویژه کودکان و وسایل و تجهیزات محیطهای باز و بسته در مراکز پیش از دبستان

·             آموزش مفاهیم دینی و اخلاقی کودکان

·             زمینه های رشد کودک ( خود شناسی ، نیاز های رشدی و ابعاد مختلف رشد کودک  ( اجتماعی ، جسمی، شناختی ، خلاقیت ، و ... )

·             آموزش هنر کودکان ( نقاشی ، کارهای دستی و ... )

·             و غیره

 

همچنین گفتنی است در کلیه زمینه های فوق ارزیابی و داوری کتب ، پژوهشها ، مقاله ها و پایان نامه ها را به عهده داشته ام .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 13:55  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نام ونام خانوادگي: شهين عليايي زند 

مدرك تحصيلي: دكتري        

  مرتبه علمي : استاديار     

محل اخذ مدرك : آمریکا

 گروه آموزشي : روانشناسي آموزش كودكان استثنايي

Email:shahin.oliyaeezand@gmail.com

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 13:49  توسط محمد مجتبی زاده  | 

                                                                                                                                                      

 

 
 

 

 

                                                                                                                           

 

Email:delavar@atu.ac.ir                  www.alidelavar.blogfa.com

 

 

نام ونام خانوادگی:علی دلاور         تاریخ تولد :     ملیت: ايراني

 

                                                 

مقالات پژوهشی چاپ شده :

الف: به زبان فارسي

1 – دلاور، علي(زمستان 1364) شيوه تدوين گزارش تحقيق براي انتشار در مجلات علمي ، فصلنامه تعليم و تربيت ، سال اول ، شماره 4.

2 – دلاور، علي(تابستان 1365) راهنماي ارزشيابي پژوهش ، فصلنامه تعليم و تربيت ، سال دوم ، شماره 2.

3 – دلاور، علي(1365) راهنماي ارزشيابي گزارش تحقيق ، فصلنامه تعليم و تربيت ، شماره 6.

4 - دلاور، علي(1366) انواع تحقيق: آزمايش، مطالعه، زمينه‏يابي و بررسي، فصلنامه تعليم و تربيت , شماره 10.

5 - دلاور، علي(1366) برنامه‏ريزي تحقيق در كلاس، پژوهش ، شماره 2و3 .

6 - دلاور، علي(1366) تحقيق كاربردي و بنيادي، پژوهش ، شماره 5و4.

7 - دلاور، علي(1372) بهينه‏سازي آزمون سازگاري بلي براي جانبازان ورزشكار، نخستين كنگره بين‏المللي ورزش و تربيت بدني.

8 - دلاور، علي(1372) نكاتي چند درباره ارزشيابي اعضاي هيات علمي دانشگاهها،فصلنامه روانشناسي و علوم تربيتي.

9 – دلاور، علي(ارديبهشت 1372) اختلالات رفتاري نوجوانان در لرستان ، خلاصه مقالات سمينار بررسي مسائل نوجوانان ، اصفهان.

10 – دلاور، علي(1372) ارزشيابي عملكرد اعضاء هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي، فصلنامه روانشناسي و علوم تربيتي، شماره2.

11 – دلاور، علي(خرداد 1373) عوامل موثر در از خود بيگانگي جوانان و نوجوانان ، خلاصه مقالات سمينار بررسي عوامل رواني ،اجتماعي تهاجم فرهنگي و راههاي مقابله با آن.

12 - دلاور، علي(1373) ارزشيابي برنامه‏اي راهي به سوي توسعه، فرهنگ و توسعه.

13 - دلاور، علي(1374) مفاهيم و اصول ارزشيابي، همايش علمي كاربردي بهبود كيفيت آموزش عمومي.

14 - دلاور، علي(1375) هنجاريابي آزمونD.70   براي دانش‏آموزان دوره متوسطه، مجله علوم تربيتي و روانشناسي.

15 - دلاور، علي(1375) تجزيه و تحليل داده‏هاي ناشي از مقياس لیکرت ، مجله دانشنامه.

16 - دلاور، علي(1375) واحد آزمايش ، مجله تحقيق در علوم انساني.

17 - دلاور، علي(1376) تورم نمره و عوامل مرتبط با آن در  ارزشيابي پيشبرد تحصيلي، نخستين سمينار آموزش عالي.

18 - دلاور، علي(1377) بررسي و ارزشيابي اعضاي هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي معاونت پژوهشي.

19 - دلاور، علي(1377) رابطه بين پيشرفت تحصيلي و مدت تماشاي تلويزيون،معاونت پژوهشي.

20- دلاور، علي(1377) تجزيه و تحليل ارزشيابي مربوط به هئيت علمي دانشگاه علامه طباطبايي .

21 - دلاور، علي(1377) تاريخ نخستين چهار هزار سال آزمون رواني ، دومين سمينار راهنمايي و مشاوره  .

22 – دلاور، علي(1377) تاريخ نخستين 4 هزار سال آزمون رواني از چين باستان تا عصر كامپيوتر ، مجموعه مقالات دومين سمينار راهنمايي و مشاوره دانشگاه علامه طباطبايي.

23 – دلاور، علي(1378) مورد تحقيق ، فصلنامه نيايش ، شماره 3.

24 - دلاور، علي(تابستان 1378) روش تحقيق (اصول و فلسفه) ، فصلنامه نيايش‏نامه.

25 - دلاور، علي(1378) مطالعه منابع مربوط به موضوع مورد تحقيق ،گردهمايي اعضاي هيات علمي دانشگاه پيام‏نور (علوم پايه).

26 - دلاور، علي(1378) تازه‏هاي روشهاي تحقيق ، گردهمايي اعضاي هيات علمي دانشگاه پيام‏نور (علوم‏انساني).

27 - دلاور، علي(1378) تحقيق كيفي ، گردهمايي اعضاي هيات علمي دانشگاه پيام‏نور (علوم‏انساني).

28 - دلاور، علي(پاييز 1378) روش تحقيق (روش‏شناسي) ، فصلنامه نيايش.

29 - دلاور، علي(زمستان 1379) بررسي ابعاد روان شناختي صرع كودكان ، فصلنامه دانش و پژوهش.

30 - دلاور،علي(تابستان 1379) مسئله و تدوين فرضيه ، فصلنامه نيايش.

 

31 – دلاور، علي(1371) ساخت و هنجاريابي سياهه خودپژوهشي شغلي سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران.

32 – دلاور، علي(پاييز و زمستان 1379) كيفيت زندگي والدين كودكان آزار ديده ، انديشه و رفتار.

33 – دلاور، علي(زمستان 1379) پژوهش زمينه‏يابي ، فصلنامه نيايش.

34 – دلاور، علي(پاييز 1379) اندازه نمونه و روشهاي نمونه‏گيري ،فصلنامه نيايش.

35 – دلاور، علي(زمستان 1380) پژوهش تاريخي ، فصلنامه نيايش.

36 – دلاور، علي(زمستان 1380) رويكردهاي استفاده از روشهاي علمي ، فصلنامه نيايش.

37 – دلاور، علي(81 – 1380) سنجش نظر مدرسان و دانشجويان و فارغ‏التحصيلان دوره دكتري ، دانشگاه علامه طباطبايي.

38 – دلاور، علي(1381) هنجاريابي فيزيولوژيكي و روانشناختي كودكان ايراني از بدو تولد تا دو سالگي ، شوراي علمي پژوهشهاي ملي.

39 – دلاور، علي(1381) ارزشيابي كتابهاي فارسي كلاس اول در كل كشور ، سازمان پژوهش و برنامه‏ريزي درسي.

40 – دلاور، علي(1382) مقايسه اثربخشي 3 بسته آموزشي كتابهاي درسی  اول دبستان و .... ، سازمان پژوهش و برنامه‏ريزي درسي.

41 – دلاور، علي(1382) روش تحقيق،برنامه آموزشي پژوهشكده آمار.

42 – دلاور، علي(1382) مقايسه اثربخشي 2 بسته آموزشي كتابهاي قديم و جديد تعليمات اجتماعي سال سوم ابتدايي ، سازمان پژوهش و برنامه‏ريزي.

43- دلاور، علي(1382) مقايسه سلامت روان و فرسودگي شغلي كاركنان در بخشهاي داراي شرايط فيزيكي سخت و ساير بخشها در كارخانه‏هاي سيمان كشور.

44 – دلاور، علي(تابستان 1382) بررسي تاثير آزمونهاي حافظه نهان و سطح پردازش بر آماده‏سازي حافظه، دانش و پژوهش ، شماره 16.

45 – دلاور، علي(پاييز 1382) مقايسه شيوه‏هاي رفتار درماني در كاهش علائم وسواس فكري و عملي ، دانش و پژوهش ، شماره 17.

46 – دلاور، علي(تابستان 1382) بررسي ساختار عاملي پرسشنامه 16 عاملي شخصيت كتل ، مجله علوم تربيتي و روانشناسي ، شماره 1 و 2.

47 – دلاور، علي(1382) ارزشيابي آزمايشي كتب ديني دوم در سطح كل كشور، سازمان پژوهش و برنامه‏ريزي درسي وزارت آموزش و پرورش.

48 – دلاور، علي(1382) ارزشيابي آزمايشي كتب علوم اجتماعي سوم در سطح كشور، سازمان پژوهشي و برنامه‏ريزي درسي.

49 – دلاور، علي(1382) ساخت و هنجاريابي پرسشنامه وسواس فكري و عملي ، فصلنامه دانشگاه آزاد واحد خوراسگان (اصفهان) ،شماره 15 ، سال 5.

50 – دلاور، علي(1383) ساخت و استانداردسازي آزمون نگرش سنج موادمخدر و تعيين رابطه آن با مولفه‏هاي فردي و خانوادگي دانش ‏آموز.

51 – دلاور، علي(1383) تاثير دانش فراشناختي و آموزش روش خودپرسشگري هدايت شده بر عملكرد حل مسئله كودكان ، مجله روانشناسي، شماره 2.

52 – دلاور، علي(1383) ساخت و استانداردسازي آزمون نگرش سنج به مواد مخدر و تعيين رابطه ميان مولفه‏هاي فردي و خانوادگي با آن براي دانش‏آموزان مقطع متوسطه تهران ، فصلنامه تعليم و تربيت ،سال 20 شماره 3.

53 – دلاور، علي(      ) عوامل موثر در مشروط شدن دانشجويان علامه ، فصلنامه روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي ، شماره 7و8.

54 – دلاور، علي(      ) نقش آموزش مهارتهاي ابراز وجود و حل مسئله در پيشگيري و كاهش مصرف سيگار دانش‏آموزان شهر تهران ، فصلنامه علمي پژوهشي مطالعات روانشناختي ، دوره 1 شماره 1.

55 – دلاور، علي(1383) ساخت و اعتباريابي آزمون سنجش انتظارات نسبت به مواد افيوني OOEQ ، فصلنامه علمي پژوهشي دانشگاه آزاد ، سال 6 ، شماره 21 و 22.

56 – دلاور، علي(1383) ميزان شيوع ناايمني در كانون خانواده و رابطه آن با نگرش به موادمخدر ، ماهنامه توسعه انساني پليس ، سال اول ، شماره 3.

57 – دلاور، علي(1383) ساخت و هنجاريابي ويژگيهاي فيزيولوژيكي و رواني كودكان لرستاني از دو سالگي تا هفت سالگي.

58 – دلاور، علي (1383) شيوه‏هاي شناختي ، رفتاري وسواس ، فصلنامه تازه‏هاي روان‏درماني ، شماره 33.

59 – دلاور، علي(1383) مقايسه اثربخشي چهارروش رفتار درماني .... ، دانش و پژوهش ، شماره 20 و 19.

60 – دلاور، علي(       ) تاثير شبيه‏سازي ذهني فرآيندي و برآيندي بر عملكرد تحصيلي دانشجويان.

61 – دلاور، علي(پاييز 1384) هنجارهاي فيزيولوژيكي و روانشناختي كودكان 7 – 2 ساله استان لرستان ، فصلنامه روانشناسي و علوم تربيتي دانشكده روانشناسي علامه طباطبايي ، سال اول ، شماره 1.

62- دلاور، علی (1383) ارائه یک مدل ارزشیابی از عملکرد اساتید،دوفصلنامه کنترولر.

 

 

ب: لاتين

 

 

1 – Delavar,Ali(1990) Some estimation problems in multiple Regressions Analysis, the journal of Humanities of Islamic Republic of Iran, Vol 1.

 

2 – Delavar,Ali(1995)  Guide Lines for the Critique of a Research article , the journal of Humanities of Islamic Republic of Iran , Vol 2.

 

3 – Delavar,Ali(1995) Computer Analysis of Educational Data, The journal of Islamic Republic of Iran, VO, G.

4 – Delavar,Ali(1998) Clinical use of Bender Geshtalt test in Brain Lesions Diagnosis and Comparing with MRI Imaging , International journal of psychophysiology, Bo.

 

5 – Delavar,Ali(march 2003)  Psychological profile of suicide indicators and suicide attempters, the effect of psychotherapy in Epileptic seizure and behavioral disorder in children: Book of Abstracts. Prague.

 

 

کتاب های چاپ شده:

الف: تالیف:

 1 – دلاور، علي(1379) مقدمه‏اي بر تحليل عاملي ، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامي.

2 - دلاور، علي(1368) روشهاي تحقيق در روانشناسي و علوم ‏تربيتي،  انتشارات دانشگاه پيام‏نور،چاپ دهم

3 - دلاور، علي(1367) روشهاي آماري در علوم تربيتي و روانشناسي،  انتشارات دانشگاه پيام‏نور، چاپ چهاردهم.

4 - دلاور، علي(مهر 1381) مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي،  انتشارات ارسباران، چاپ چهارم.

5 - دلاور، علي(مهر 1381) احتمالات و كاربرد روشهاي آماري در روانشناسي و علوم تربيتي ، انتشارات رشد ، چاپ ششم.

6 - دلاور، علي(1381) روشهاي تحقيق در روانشناسي و علوم تربيتي ، انتشارات ويرايش ، چاپ دوازده ويرايش سوم.

ب: ترجمه

1 - دلاور، علي(1374) مقدمه‏اي بر نظريه‏هاي اندازه‏گيري (روانسنجي) ،  انتشارات سمت.

2 - دلاور، علي(1380) كاربرد آزمونهاي آماري در پژوهشهاي رفتاري،  انتشارات ارسباران ، چاپ اول.

3 - دلاور، علي(1381) روشهاي آماري در علوم تربيتي و تربيت بدني،  انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي ، چاپ دوم
4- دلاور علي(1381) راهنماي ارزشيابي و تحقيق در علوم رفتاري،انتشارات ارسباران ، چاپ دوم.

5 - دلاور، علي(1381) تحليل آماري در روانشناسي و علوم تربيتي,  انتشارات ارسباران ،چاپ دوم.

6 - دلاور، علي(1382) كاربرد آمار در كامپيوتر به زبان ساده (SPSS) انتشارات دواوين.

7 - دلاور، علي(1384) روش‏شناسي آزمايشي، انتشارات رشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 13:19  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نام ونام خانوادگي:  مصطفي تبريزي       مدرك تحصيلي: دكتري          مرتبه علمي : استاديار     

محل اخذ مدرك :  ايران                          گروه آموزشي : مشاوره

Email: tabriai@atu.ac.ir

 

سوابق علمي و پژوهشي

الف: تاليف و ترجمه كتاب  :

1) فرهنگ توصيفي خانواده وخانواده درماني

2)زوج درماني كوتاه مدت

3)تكاليف خانواده درماني

4)مشاوره خانواده

5)فرياد ناشنيده براي معني

ب: تاليف و ترجمه مقاله :

1)كتاب درماني

2)عشق ومشاوره

3)خانواده درماني هاي پست مدرن

4)درمان روايتي

5)اثربخشي خانواده درماني تلفيقي درمقايسه با خانواده درماني شناختي وكتاب درماني

ج: طرح هاي پژوهشي :

1)ناظرطرح هنجاريابي آزمون فراستيگ درمازندران


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 13:16  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

Email: beyabangard@atu.ac.ir                                                                   

نام ونام خانوادگی: اسماعيل بيابانگرد        تاریخ تولد :1345      ملیت: ايراني

پست سازمانی:  عضو گروه روان شناسي تربيتي

سابقه خدمت:

از 1370 تا 1373 مربي

از 1378 تا كنون استاديار
 

 سوابق آموزشي  و اجرايي

 چهار سال معلم مدارس ابتدايي منطقه 14 آموزش و پرورش شهر تهران ، 1365 تا 1369

1-  سه سال روان شناس و روان درمانگربيمارستان اعصاب و روان نورافشار ، 1368 تا 1371

2-  مسؤول واحد مشاوره و روان شناسي منطقه يك بنياد شهيد انقلاب اسلامي ، 1371 تا 1373

3-    عضو هيات علمي دانشگاه شاهد ، 1371 تا 1373

4-    مدير كل مركز مشاوره ، بهداشت و درمان دانشگاه شاهد ، 1372 تا 1374

5-    رئيس دانشگاه پيام نور ، مركز اليگودرز ، 1376 تا 1377

6-  مدير گروه روان شناسي مركز تحقيقات ، مطالعات و سنجش برنامه اي صدا و سيما از 1375 تا 1382 

7-    مشاور گروه تلويزيوني شاهد ، 1372 تا 1375

8-    مدير بخش پژوهش و طراحي گروه تلويزيوني  شاهد ، 1375 تا 1377

9-    دبير كميته محتوايي جوانان سازمان صدا و سيما ، 1377

10-            مدير هيأت علمي برنامه ريزي محتواي جوانان صدا و سيما ، 1378

11-    عضو هيأت علمي دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي 1378 تاكنون

12-            معاون اداري و مالي دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي ، 1378

13-            عضو هيأت تحريريه فصلنامه پژوهش و سنجش ، 1379 تاكنون

14-            سر دبير فصلنامه پژوهش و سنجش ، 1382

15-    عضو هيأت تحريريه فصلنامه كودكان استثنائي ، پژوهشكده كودكان استثنائي ، 1381 تاكنون

16-    15 سال تجربه كار مشاوره در مراكز درماني مختلف و نيز 15 سال سابقه تدريس در دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي در مقاطع كارشناسي ، كارشناسي ارشد و دكتري

17-   راهنمايي و مشاوره دهها پايان نامه كارشناسي و دكتري و ناظر پژوهش هاي مختلف

18-    مدير گروه روان شناسي تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي ، 1/2/ 1382 تا 1 / 3/ 1385

19-    داور دوازدهمين و سيزدهمين ، چهاردهمين و پانزدهمين جشنواره توليدات راديويي و تلويزيوني،  صدا و سيماي جمهوري اسلامي خرداد  1383 يزد، 1384  تبريز، 1385 اصفهان و ساري 1386.

20-    داور پنجمين ، ششمين و هفتمين جشنواره بزرگداشت پژوهشگران برگزيده سال، وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري  پاييز 1383 ،  1384و 1385

21-           رئيس و مؤسس مركز خدمات  مشاوره  سبز انديش

22-   مدرس و بر گزار كننده دو كارگاه « مقابله با افت تحصيلي » و « درمان اضطراب امتحان و كنفرانس » ، ويژه مشاوران مراكز مشاوره دانشجويي سراسر كشور ، دانشگاه الزهرا ، 21 و 22 اردي بهشت 1384

23-   گذراندن دوره آموزشي سيستم مديريت كيفيت بر اساس BC 9001 ;2003 Standard    شركت تاف آلمان  25 -27 آوريل 2006 مشهد .

 

 

مدرک تحصیلی(مدارج علمی):

كارشناسي از 1364-1368 روان شناسي باليني دانشگاه علامه طباطبايي

كارشناسي ارشد از 1368-1370 روان شناسي دانشگاه علامه طباطبايي

دكتري از 1372-1377 روان شناسي دانشگاه علامه طباطبايي

 

                                                 

مقالات پژوهشی چاپ شده :

1- رابطه بين منبع كنترل ، عزت نفس و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ، فصلنامه تعليم و تربيت ، سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش . سال هشتم ، شماره 3 ، 1372

2-  رابطه بين اشتغال مادران با پيشرفت تحصيلي و رشد اجتماعي فرزندان ، سيماي دختر بچه ها در نظام جمهوري اسلامي ، نهاد زنان در رياست جمهوري ، 1374

3-  نقش دفاتر مشاوره در پيشرفت تحصيلي دانشجويان ، مجموعه مقالات دومين سمينار مشاوره ، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي ، 1375

4-  روش هاي كلاسداري معلمان در سه مقطع ابتدايي ، راهنمايي و دبيرستان ، فصلنامه انديشه معلم ، سال چهارم ، شماره 1 ، بهار 1375

5-  استفاده از عادت به عنوان يك شيوه تربيتي ، مجله تربيت ، معاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش ، سال يازدهم ، شماره هشتم ، اردي بهشت 1375

6-  اثرات مهد كودك و مراقبت هاي گروهي بر رشد كودكان ، مجله زن روز ، موسسه كيهان ، شماره 1549 ، اسفند 1374

7-  محروميت از پدر و رابطه مادر – كودك ، مجله تربيت ، سال يازدهم ، شماره 10 ، تابستان 1375

8-  چاپ 30 مقاله در زمينه هاي آموزشي و تربيتي در مجله پيوند ، سازمان انجمن اولياء و مربيان ، شماره هاي 137 – 138 – 139 – 140- 150- 155- 156 – 157 – 158 – 161- 163 – 168 – 171 – 172 – 175 – 224 – 237 – 252 -321-322—324-326-327- 330-331-332-333-334-335

9-    روان شناسي نوجواني ، مجله تربيت ، سال 12 ، شماره 2 ، آبان ماه 1375

10- رشد جسماني و جنسي در نوجواني ، مجله تربيت ، سال 12 ، شماره 3 ، آذر 1375

11- اثرات رواني و اجتماعي رشد جسماني ، مجله تربيت ، سال 12 ، شماره 4 ، دي ماه 1375

12- رشد شناختي و هوش در نوجواني ، مجله تربيت ، سال 12 ، شماره 5 ، بهمن 1375

13- تفاوت هاي جنسي ، طبقه اي و نژادي در هوش ، مجله تربيت ، سال 12 ، شماره 6 ، اسفند 1375

14- اجتماعي شدن و رشد شخصيت ، مجله تربيت ، سال 12 ، شماره 7 ، فروردين 1376

15- رشد عاطفي در نوجواني ، مجله تربيت ، سال 13 ، شماره 8 ، اردي بهشت 1376

16- رابطه با والدين و كسب استقلال ، مجله تربيت ، سال 13 ، شماره 10 ، تابستان 1376

17- رابطه بين تماشاي تلويزيون و مهارت هاي مـطالعه و خواندن در كودكان ، مجله تربيت ، سال           14 ، شماره 2 ، آبان ماه  1377

18- آثار تلويزيون بر رشد كودكان ، فصلنامه پژوهش و سنجش ، معاونت تحقيقات و برنامه ريزي       سازمان صدا و سيما ، سال پنجم ، شماره 15 و 16 ، پاييز و زمستان 1377

19- روش هاي ايجاد انگيزه در دانش آموزان ، مجله تربيت ، سال 15 ، شماره 2 ، آبان ماه 1378

20- عوامل موثر در استقلال نوجوانان ، مجله تربيت ، سال 15 ، شماره 3 ، آذر ماه 1378

21- بررسي ويژگي هاي جامعه شناختي نماز در فيلم هاي سينمايي ، مجله آينه پژوهش ، پژوهشگاه فرهنگ ، هنر و ارتباطات ، شماره 4 ، 1380

22- نقش صداو سيما در كاهش فشارهاي رواني ، فصلنامه پژوهش و سنجش ، سال ششم ، شماره 19 و 20  ، پاييز و زمستان 1378

23- دلايل و انگيزه هاي تماشاي تلويزيون ، فصلنامه پژوهش و سنجش ، سال هشتم ، شماره 26 ، تابستان 1380

24- چاپ 70 مقاله در زمينه روش تحقيق در ماهنامه پيام پژوهش ، اداره كل همكاري با مراكز علمي و هماهنگي پژوهش هاي صدا و سيما ، از شماره اول مهر ماه 1380 تا شهريور 1386

25- گونه شناسي روش هاي ارزشيابي ، فصلنامه پژوهش و سنجش ، سال هشتم ، شماره 28 ، زمستان 1380

26- تاثير آگهي هاي تبليغاتي تلويزيون بر نگرش ها و رفتار كودكان ، فصلنامه پژوهش  و سنجش ، سال نهم ،شماره 29 ، بهار 1381

27- تاثير روش آموزش دو جانبه بر درك مطلب خواندن و رشد اجتماعي دانش آموزان نارساخوان پايه پنجم ابتدايي ، فصلنامه پژوهش در حيطه كودكان استثنايي ، سال دوم ، شماره 2 ، تابستان 1381

28- اثر بخشي درمان چند وجهي لازاروس ، عقلاني – عاطفي اليس و آرام سازي بر كاهش اضطراب امتحان دانش آموزان ، فصلنامه انديشه و رفتار ، انستيتو روان پزشكي تهران ، سال هشتم ، شماره 3 ، زمستان 1381

29- سبب شناسي اضطراب امتحان و روش هاي پيشگيري از آن ، خلاصه مقالات همايش ملي مهندسي اصلاحات در آموزش و پرورش ، پژوهشكده تعليم و تربيت ، خرداد 1381

30- چاپ مقاله «تأثير رسانه‌ها و تكنولوژي در مدارس» در مجموعه مقالات دومين همايش فناوري آموزشي، دانشگاه علامه طباطبايي

31- چاپ مقاله «تحليلي بر فراشناخت و شناخت درماني»، فصلنامه تازه‌هاي علوم شناختي، مؤسسه مطالعات علوم شناختي، زمستان 1381

32- چاپ خلاصه مقاله شناخت ميزان و نوع آرزوهاي نوجوانان شهر تهران در خلاصه مقالات چهارمين همايش ملي سازماندهي خدمات روان‌شناسي و مشاوره، سازمان ملي جوانان ديماه 1382

33- چاپ خلاصه مقاله سلامت روان‌شناختي نوجوانان و جوانان شهر تهران در خلاصه مقالات چهارمين همايش ملي سازماندهي خدمات روان‌شناسي و مشاوره، سازمان ملي جوانان، ديماه 1382

34- ارائه و چاپ خلاصه مقاله «مقايسه اثربخشي درمان چند وجهي لازاروس، عقلاني ـ عاطفي اليس و آرميدگي بر كاهش اضطراب امتحان دانش‌آموزان» بيست و هشتمين كنگره بين‌المللي روان‌شناسي در چين، 13ـ6 اگوست 2004

35- ترجمه مقاله «كودكان، تماشاي تلويزيون و مهارت‌هاي خواندن و گوش دادن»، فصلنامه پژوهش و سنجش، مركز تحقيقات صداوسيما، سال يازدهم، شماره 37، بهار 1383

36- چاپ مقاله، ميزان سلامت روان‌شناختي نوجوانان و جوانان شهر تهران، در فصلنامه رفاه اجتماعي، گروه پژوهشي رفاه اجتماعي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، پاييز 1383

37- چاپ مقاله «مقايسه اولويت‌هاي ارزشي والدين و نوجوانان شهر تهران، در فصلنامه  روان شناسي و علوم تربيتي ،دانشگاه علامه طباطبايي  ، سال اول ، شماره 1 ،پاييز1384

38-چاپ مقاله تاثير رسانه ها و فناوري بر آموزش. فصلنامه پ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژوهش و سنجش . مركز تحقيقات صدا و سيما. سال دوازدهم . شماره 41 . بهار 1384

39- چاپ مقاله مقايسه مهارت هاي اجتماعي دانش آموزان دختر دبيرستاني نابينا . ناشنوا وعادي شهر تهران. ، فصلنامه پژوهش در حيطه كودكان استثنايي ، سال پنجم ، شماره1 ، بهار 1384

    40 - ارايه و چاپ مقاله رابطه بين انگيزه پيشرفت . عزت نفس و پيشرفت تحصيلي در دانش آموزان .  بيست و نهمين كنگره روان شناسان اروپايي . گراناداي اسپانيا. جولاي 2005

41-چاپ مقاله رابطه ميان عزت نفس، انگيزه پيشرفت و پيشرفت تحصيلي در دانش آموزان سال سوم دبيرستان هاي تهران ، فصلنامه مطالعات روان شناختي دانشگاه الزهرا  ، شماره 4 و 5 ، پاييز و زمستان 1384

41-چاپ مقاله بررسي كارامدي روان نمايشگري بر مهات هاي اجتماعي و عزت نفس دانش آموزان داراي اختلال نارسا خواني.با همكاري محمد نريماني و سوران رجبي. ، فصلنامه پژوهش در حيطه كودكان استثنايي ، سال ششم ، شماره2،تابستان 1385

 

کتاب های چاپ شده:

1- روش هاي افزايش عزت نفس در كودكان و نوجوانان ، انتشارات انجمن اولياء و مربيان ،چاپ هشتم ، 1384

2-  راهنماي والدين و معلمان در تربيت و آموزش كودكان ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي ، چاپ پنجم ، 1385

3-    روان شناسي نوجوانان ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي ، چاپ يازدهم ، 1386

4-  روش هاي ايجاد ارتباط بين اولياء و مربيان ، انتشارات پرنيان ، چاپ دوم ، 1380

5-  اضطراب امتحان ( ماهيت ، علل و روش هاي درماني ) ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي ،  چاپ دوم، 1386

6-  روش هاي پيشگيري از افت تحصيلي ، انتشارات انجمن اولياء و مربيان ، چاپ پنجم با تجديد نظر كلي ، 1386

7-    نقش مصاحبه در گزينش ، نهاد رياست جمهوري ، 1378

8-    جوانان و ازدواج ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي ، چاپ سوم، 1386

9-    روش هاي اشاعه و ترويج نماز ، انتشارات سروش ، 1381

10- روش هاي تحقيق در علوم انساني و اجتماعي ، انتشارات مهربان ، 1382

11- روش تحقيق ، با همكاري آقاي اسماعيلي ، انتشارات سازمان سنجش ، چاپ دوم ، 1382

12- روش هاي تحقيق در روان شناسي و علوم تربيتي .جلد اول، انتشارات آگاه .چاپ دوم، 1386

13- روش هاي تحقيق در روان شناسي و علوم تربيتي .جلد دوم، انتشارات آگاه  ، 1386

14-روان شناسي تربيتي. انتشارات ويرايش. چاپ دوم 1386

15-روشهاي برقراري ارتباط با كودكان و نو جوانان:مذاكره آري ، مشاجره هرگز. انجمن اوليا و مربيان 1386

 

ب – ترجمه كتاب :

1- روان شناسي فيزيولوژيك ، جلد اول ؛ با همكاري آقاي احمد علي پور ، انتشارات دانشگاه شاهد ، چاپ سوم ، 1383

2-  روان شناسي فيزيولوژيك ، جلد دوم با همكاري آقاي احمد علي پور و احمد غضنفري ، انتشارات دانشگاه شاهد ، چاپ سوم ، 1383

3-  راهنماي آماري و تشخيصي بيماري هاي رواني ( DSM IV  ) جلد اول ، با همكاري آقايان نائينيان ، مداحي و الهياري ، انتشارات دانشگاه شاهد ، چاپ دوم ، 1379

4- راهنماي آماري و تشخيصي  بيماري هاي رواني ( DSM IV  ) جلد دوم  ، با همكاري آقايان نائينيان و مداحي ،  انتشارات دانشگاه شاهد ، چاپ دوم ، 1379

5-  انگيزش در كلاس درس ، با همكاري آقاي رضا نائينيان ، انتشارات مدرسه ، چاپ چهارم ، 1383

6-    روان شناسي باليني بزرگسالان ، ترجمه گروهي ، انتشارات رشد ، 1378

7-  آموزش كودكان مبتلا به مشكلات يادگيري و رفتاري ، جلد اول ، انتشارات سازمان كودكان استثنائي ،  1381

8-  آموزش كودكان مبتلا به مشكلات يادگيري و رفتاري ، جلد دوم ، انتشارات سازمان كودكان استثنايي ، 1381

9-  روش هاي برقراري ارتباط با ديگران ، با همكاري آقاي علي نعمتي ، انتشارات مهربان ، 1382

10ـ روان‌شناسي تربيتي، با همكاري آقاي علي نعمتي، انتشارات رشد، 1384

11- روش هاي موفق شدن در امتحان. نشر ويرايش ،1386

 

گزارش های علمی تخصصی:

 

مقالات ارائه شده در کنفرانسهای ملی و بین المللی:

1- رابطه بين منبع كنترل ، عزت نفس و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مقطع دبيرستان شهر تهران  ، چهارمين سمپوزيوم تربيت ، معاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش ، 1372

2-  رابطه بين اشتغال مادران با پيشرفت تحصيلي و رشد اجـتماعي فرزندان ، پنجمين مجمع علمي تربيت ، معاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش ، 1373

3-  استفاده از عادت به عنوان يك شيوه تربيتي ، ششمين مجمع علمي جايگاه تربيت ، معاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش ،1374

4-  بررسي رابطه بين استرس و حمايت اجتماعي با آسيب پذيري روان – تني در معلمان مقطع ابتدايي شهر تهران – دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي ، درماني ايران ، سومين سمپوزيوم سراسري استرس ، اسفند 1374

5-  نقش دفاتر مشاوره در پيشرفت تحصيلي دانشجويان ، دومين سمينار مشاوره ، دانشگاه علامه طباطبايي ، 1374

6-  روش هاي كلاسداري معلمان در سه مقطع ابتدايي ، راهنمايي و دبيرستان ، همايش علمي – كاربردي بهبود كيفيت آموزش عمومي ، اداره كل آموزش و پرورش شهرستان هاي  استان تهران با همكاري يونسكو ، 1375

7-  اثرات بر چسب زدن بر رفتار افراد ، دومين كنگره ساليانه روان پزشكي و روان شناسي باليني ، 1375

8-  محروميت از پدر و رابطه مادر - كودك ، سومين كنگره ساليانه روان پزشكي و روان شناسي باليني ، 1375

9-  شيوه‌هاي مقابله با عوامل استرس‌زا در نخست حامله‌هاي مراجعه‌كننده به بيمارستان‌هاي آموزشي وابسته به دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، اولين همايش بين‌المللي نقش دين در بهداشت روان، با همكاري خانم منصوره عارف مهر، 30-27 فروردين 1380

10- راههاي كاهش اضطراب امتحان ، دومين سمينار آموزش بهداشت روان دانشجويي ، دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي ، اسفند 1380

11- مقايسه اثر بخشي درمان چند وجهي لازاروس ، عقلاني – عاطفي اليس و آرام سازي بر كاهش اضطراب امتحان دانش آموزان ، دومين همايش كشوري دانشجو و بهداشت رواني ، دانشگاه علوم پزشكي ، اول خرداد 1381

12- ماهواره و فرهنگ زدايي ، هم انديشي آسيب شناسي ماهواره و راهكارها ، مشهد ، سازمان صدا و سيما ، آذر 1382

13- ملاحظات اخلاقي در پژوهش ، همايش روش شناسي پژوهش هاي علوم تربيتي و روان شناسي ، دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي ، آذر ماه 1382

14- علل تاخير ازدواج جوانان شهر تهران ، چهارمين همايش سازماندهي خدمات روان شناسي  و مشاوره ، سازمان ملي جوانان ، دي ماه 1382

15- ارائه مقاله «مقايسه اولويت‌هاي ارزشي والدين و نوجوانان شهر تهران» در همايش ملي مناسبات نسلي در ايران، پژوهشگاه علوم انساني و اجتماعي جهاد دانشگاهي، 30 ديماه و 1 بهمن 1383

16- ارائه مقاله «طرح‌هاي تك آزمودني» درسمينار روز پژوهش در دانشكده روان‌شناسي و علوم تربيتي دانشگاه علوم طباطبايي، 25 آذرماه 1383

17- ارائه مقاله «كاركرد نظر سنجي ها در جوامع غربي و ايران» درسمينار روز پژوهش در دانشكده روان‌شناسي و علوم تربيتي دانشگاه علوم طباطبايي،  آذرماه 1384

18-ارايه مقاله راهكارهاي استفاده از نظريه هاي ارتباطي براي اشاعه نماز.پانزدهمين اجلاس سراسري نماز ، 1385

گزارش کنفرانسها:

 

پایان نامه ها:

 پايان نامه‌ كارشناسي ارشد

 رابطه بین منبع کنترل و عزت نفس با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان سال سوم راهنمایی شهر تهران

  پايان نامه‌ دکتری

مقایسه اثر بخشی شناخت درمانی ,خود آموزش دهی و آزمودگی بر کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان

 

پروژههای تحقیقاتی:

1- نقش صدا و سيما در كاهش فشارهاي رواني ( استرس ) و آموزش روش هاي مقابله با آن ، مركز تحقيقات ، مطالعات و سنجش برنامه اي صدا و سيما ، شماره 268 ، 1377

2-    علل تاخير ازدواج جوانان در شهر تهران ، مركز تحقيقات صدا و سيما ، 1379

3-  مقايسه اثر بخشي درمان چند وجهي لازاروس ، عقلاني – عاطفي اليس و آرميدگي بر كاهش اضطراب امتحان دانش آموزان ، پژوهشكده تعليم و تربيت ، 1379

4-  بررسي ويژگي هاي جامعه شناختي و روان شناختي نماز در فيلم هاي سينمايي ، پژوهشگاه فرهنگ ،  هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1379

5-    تحليل محتواي خشونت در برنامه هاي تلويزيون ، مركز تحقيقات صدا و سيما ، 1380

6-  همكار پژوهش مؤلفه هاي آرامش بخشي در برنامه هاي صدا و سيما ، با همكاري آقاي عليرضا پويا و سر كار خانم معصومه عصام ، مركز پژوهش هاي علمي كشور ، شماره 249 ، 1380

7-  علل افت تحصيلي دانش آموزان كلاس اول ابتدايي شهرستان هاي استان تهران ، سازمان آموزش و پرورش شهرستان هاي استان تهران ، 1382

8-  نظر نوجوانان و جوانان كشور در مورد برنامه‌هاي صداوسيما، سازمان ملي جوانان، 1383

9-  تحليل محتواي برنامه‌هاي نوجوان شبكه‌هاي 1 و 2 سيما از نظر هويت‌سازي براي مخاطبان نوجوان، مركز تحقيقات صداوسيما، 1383

10-   بررسي فشارهاي رواني جوانان و شيوه پيشگيري و درمان آن با تاكيد بر نقش مراكز مشاوره ،سازمان ملي جوانان ،  1383

 

 

تقدیر نامه ها:

1- دريافت تقديرنامه از وزير آموزش و پرورش به خاطر ارائه مقاله ً روش هاي كلاسداري معلمان در سه مقطع ابتدايي ، راهنمايي و دبـيرستان ً در همايش علمي – كاربردي بهبود كيفيت آموزش عمومي ، 1375

2-  دريافت تقدير نامه از رئيس مجلس شوراي اسلامي و وزير فرهنگ و آموزش عالي به خاطر دانشجوي نمونه كشور شدن در سال 1376

3-  دريـافـت تـقديـر نـامـه از وزير آموزش و پرورش به خاطر پژوهش برتر ً مقايسه اثر بخشي  روش هاي درماني عقلاني – عاطفي اليس ، درمان چند وجهي لازاروس و آرام سازي بر كاهش اضطراب امتحان دانش آموزان ً در سال 1380

4-  دريافت تقدير نامه از وزير علوم ، تحقيقات و فناوري به خاطر ً پژوهشگر نمونه و رتبه اول شدن در كشور از سازمان صدا و سيما ً 1381

5-  دريافت سه تقدير نامه از رئيس دانشگاه علامه طباطبايي به خاطر پژوهشگر نمونه و رتبه اول شدن در دانشگاه در سال هاي 1378 ، 1380 و 1382

 دريافت تقدير نامه از معاون پژوهشي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري به خاطر پژوهشگر نمونه دانشگاه  علامه طباطبايي در سال 1382


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:31  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نام ونام خانوادگي:احمد برجعلي    

مدرك تحصيلي: دكتري         

مرتبه علمي : استاديار                

 محل اخذ مدرك : ايران                  

گروه آموزشي : روانشناسي باليني و عمومي 

Email: borjali@atu.ac.i

 

سوابق علمي و پژوهشي

الف: تاليف و ترجمه كتاب  :

1) تحول شخصيت در نوجوان

2) جوان و نگاه سوم

ب: تاليف و ترجمه مقاله :

1) بررسي رابطه احساس تنهايي با نوع استفاده از اينترنت در گروهي از دانش آموزان دبيرستاني

2) هيجان ابراز شده

3) رابطه بين مهارتهاي كنار آمدن با رضايت شغلي  كاركنان بنياد مستضعفان

4) بررسي رابطه هوش هيجاني و رضايت زناشويي

5) مقايسه روايت هاي زندگي افراد افسرده و مضطرب با افراد عادي

ج: طرح هاي پژوهشي :

1) بررسي رشد رواني – فيزيولوژيكي كودكان – با همكاري دكتر احدي

2) بررسي شيوع شناسي مشكلات ناظر طرح

 

                                                                                                                                           


 
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:27  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نام ونام خانوادگي:حسين اسكندري     مدرك تحصيلي: دكتري          مرتبه علمي : استاديار     

محل اخذ مدرك : ايران                          گروه آموزشي : روانشناسي باليني و عمومي

Email: Askandari-hosain@atu. ac.ir

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:21  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نام ونام خانوادگي:حسن احدي                     

 مدرك تحصيلي: دكتري         

 مرتبه علمي : استاد    

محل اخذ مدرك : فرانسه                             

گروه آموزشي : روانشناسي باليني

Email:ahadi@aut.ac.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:19  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

Email: abrahimighavamabadi@atu.ac.ir

                                                                                                                                      

نام ونام خانوادگی: صغری ابراهیمی قوام         تاریخ تولد :  1345   ملیت: ايراني

پست سازمانی:  استادیار

سابقه خدمت:  15سال

مدرک تحصیلی(مدارج علمی): دکتری

مهارتهای زبان: زبان  انگلیسی

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 

مقالات پژوهشی چاپ شده :4 مقاله

 

 

کتاب های چاپ شده:

پرورش انگیزه در دانش آموزان .چاپ دوم  . انتشارات رشد 1384 

روانشناسی در خدمت معلمان جلد دوم سخصیت و اخلاق چاپ سوم  انتشارات منادی تربیت

روانشناسی در خدمت معلمان جلد سوم تعاملات اجتماعی چاپ سوم انتشارات منادی تربیت

روشهای نوین تدریس چاپ اول انتشارات عابد 1385

جهانی شدن و تعلیم و تربیت چاپ اول  1382 انتشارات پژوهشکده تعلیم و تربیت

شیوه های برقراری روابط  اثربخش با دیگران . از مجموعه کتابهای  مهارتهای زندگی 1  انتشارات عابد 1386

مدیریت استرس و کنترل خشم  .از مجموعه کتابهای مهارتهای زندگی 2 انتشارات عابد 1386

مشارکت والدین در سالهای نخست تحصیل . انتشارات انجمن اولیا و مربیان  زیر چاپ

گزارش های علمی تخصصی:

ارایه نقد نظریه یادگیری خودتنظیمی ، نادیده گرفتن ظرفیتهای این نظریه در ابعاد سلامت عمومی و اهداف اجتماعی  1386

بررسی نظریه های یادگیری سازنده گرایی و تلویحات کاربردی آن 1382

مقالات ارائه شده در کنفرانسهای ملی وبین المللی:

همایش جهانی درمانگران شناختی - رفتاری  2007 بارسلون اسپانیا

ارایه مقاله در بیست همایش ملی  در حوزه های تعلیم و تربیت و کودکان پیش دبستانی و موضوعات روانشناسی

 

 

پایان نامه ها:

 استاد راهنما  بالغ بر 20 پایان نامه کارشناسی ارشد ، استاد مشاور : بالغ بر 30 پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا

پروژههای تحقیقاتی: 

- تحليل داده هاي بخشي از پروژه هنجاريابي آزمون هوشي ريون در استان خوزستان  به عنوان پايان نامه تحصيلي دوره كارشناسي  1366-1367

2- تعيين ميزان اضطراب ، حرمت نفس و سلامت جسماني دانش آموزاني كه مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفته اند . پايان نامه تحصيلي دوره كارشناسي ارشد1370با حمايت مالي دفتر مشاوره و تحقيق  وزارت آموزش و پرورش

3- تعيين ضرايب پايايي و همبستگي مفاهيم حرمت نفس ، مرجع كنترل و حمايت اجتماعي در دانش آموزان و دانشجويان شهر تهران پايان نامه تحصيلي دوره كارشناسي ارشد  1370

4-بررسي همبستگي رشد اجتماعي با دريافت انواع حمايت اجتماعي با تاكيد بر آموزش مهارتهاي اجتماعي 1372 به سفارش دفتر مشاوره و تحقيق وزارت آموزش و پرورش

5- تعيين ميزان اضطراب اجتماعي و سطح مهارتهاي اجتماعي دانش آموزان مقطع راهنمايي شهر رشت 1384

6- ارزشيابي طرح اسوه ( مسئوليت پذيري دانش آموزان) 1375 به سفارش دفتر مشاوره و تحقيق

7- تدوين الگوي نيازسنجي برنامه هاي تربيتي 1378 به سفارش دفتر برنامه ريزي وزارت آموزش و پرورش

8- بررسي تطبيقي شاخص هاي بين المللي آموزش و پرورش با تاكيد بر شاخص هاي مالي 1380به سفارش پژوهشكده تعليم و تربيت وزارت آموزش وپرورش

9- بررسي تطبيقي درس مطالعات اجتماعي دوره ابتدايي در كشورهاي استراليا ، ايالات متحده ، كانادا ،ژاپن و انگلستان به سفارش سازمان پژوهش و تاليف كتب درسي

10-بررسي تطبيقي نوآوريها و اصلاحات آموزشي 15 كشور جهان به سفارش پژوهشكده تعليم و تربيت

11- بررسي تاثير آموزش مهارتهاي مقابله با استرس و برقرار روابط بين فردي اثربخش بر ميزان افكارمنقي ،خود پذيري و ميزان استرس ادراك شده در مادران مدارس ابتدايي شهرستان قرچك ورامين و شهر ري

12- بررسي شاخص هاي روانشناسي تربيتي در كتابهاي درسي آموزش حرفه و فن دوره راهنمايي به سفارش سازمان و تاليف كتب درسي

13- سنجش ميزان انگيزه پيشرفت در نوجوانان و جوانان شهر تهران با تاكيد بر نقش صدا وسيما ، به سفارش مركز تحقيقات صدا وسيما

14- بررسی اثربخشی آموزشهای مهارتهای مقابله ای بر سلامت عمومی و هوش هیجانی دانشجویان مجتمع کوثر

15- بررسی تطبیقی اصلاحات و نوآوریهای آموزشی با برنامه های توسعه بخش آموزش و پرورش

16- بررسی سرفصل ها ، برنامه ها و دروس دوره کارشناسی ارشد رشته روانشناسی تربیتی

 

عضویت هیات تحریریه مجلات علمی-پژوهشی:

فصلنامه  پلیس زن

فصلنامه دانشکده اداری و فنی دانشگاه نیروی انتظامی

تقدیر نامه ها:

مولف نمونه سال 1383 از معاونت پژوهشی دانشگاه علامه طباطبایی

تقدیر نامه ارایه مقاله و سخنرانی در هفته پژوهش سالهای 1384و1385

 

عضویت در مجامع و انجمن های علمی وبین المللی:

انجمن روانشناسی اجتماعی

  زمینه های تحقیقاتی مورد علاقه: 

 یادگیری خودتنظیمی ، مهارتهای یادگیری ، راهبردهای فراشناختی ، استدلال فراشناختی

فعالیتهای فرهنگی اجتماعی:

عضویت در گروه کاری کودک آزاری همایش اسلام و آسیب های اجتماعی

عضو شورای فرهنگی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی  دانشگاه علامه طباطبایی

                      

    

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 10:53  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نام ونام خانوادگی:اکرم ابراهیم کافوری            تاریخ تولد : 1331                  ملیت: ايراني

پست سازمانی: استادیار

سابقه خدمت:

I.     از 1355/10/1           تا             1386/4/2             مربی

II.   از 1386/4/2             تا             به حال                   استادیار

III. از ….                         تا                                           دانشیار

 

مدرک تحصیلی(مدارج علمی):

I.      از دیپلم         تا لیسانس     علوم تربیتی          دانشکده علوم تربیتی               دانشگاه: تهران

 II.   از لیسانس       تا فوق لیسانس روانشناسی تربیتی دانشکده علوم تربیتی              دانشگاه: تهران

III.   از فوق لیسانس تا دانشوری برنامه ریزی درسی     دانشکده علوم تربیتی              دانشگاه: تربیت مدرس

IIII. از فوق لیسانس تا دکتری روانشناسی تربیتی  دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه: علامه طباطبايی

 

مهارتهای زبان:

زبان انگیسی و کمی زبان فرانسه

                                                 

مقالات پژوهشی چاپ شده :

1. بررسی وضعیت فارغ التحصیلان رشته روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی (مجله کارنامه پژوهشی دانشگاه علامه )

2. بررسی نظرمدیران و دبیران دبیرستانهای تهران درباره نظام غیر متمرکز آموزشی (مجله خلاصه تحقیقات پژوهشکده تعلیم وتربیت )

3. آموزش مهارتهای زندگی برای کودکان یک نیاز است .

4. مدارا و حساسیت ردایی در عرصه مد

5. خانواده ها مشاوره می خواهند

6. تشویق بهترین راه مبارزه با مشکلات کودکان است

 

 

کتاب های چاپ شده:

الف – تالیف : آمار مقدماتی (برای دانشجویان علوم انسانی )

 

 

گزارش های علمی تخصصی:

بررسی سیمای زن در کتابهای درسی ابتدایی (سخنرانی در روز پژوهش )

 

پایان نامه ها:

a. فوق لیسانس: " مقایسه پاسخهای کودکان هشت ساله پرورشگاهی و عادی به سوألات تست استنفورد بینه. "

b. دکتری : " تدوین واعتبار بخشی الگویی جهت ارزشیابی کتابهای درسی و اجرای آن روی کتابهای علوم دوره راهنمایی "

 

پروژههای تحقیقاتی:

 الف – مجری :

1. بررسی نظر مدیران و دبیران دبیرستانهای تهران درباره نظام غیر متمرکز آموزشی.

2. بررسی وضعیت فارغ التحصیلان رشته روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی.

3. تدوین واعتبار بخشی الگویی جهت ارزشیابی کتابهای درسی و اجرای آن روی کتابهای علوم دوره راهنمایی.

4. بررسی سیمای زن در کتابهای درسی ابتدایی.

 

ب – عضو همکار :

1. بررسی گرایشها و ویژگیهای داوطلبان آموزش عالی.

2. انطباق و تراز نمودن تست رغبت سنج کودر.

 

تقدیر نامه ها:

- تقدیر نامه برای انجام تحقیق در روز پژوهش به عنوان پژوهشگر زن نمونه.

- لوح تقدیر برای سخنرانی در روز پژوهش.

- شاگرد اول دانشگاه تهران در دوره کارشناسی.

 

 زمینه های تحقیقاتی مورد علاقه:

مسایل مربوط به روانشناسی تربیتی , برنامه ریزی درسی ، علوم  تربیتی و روانشناسی و سنجش

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 10:51  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نام خانوادگي : جمالالدين كولايي نژاد 

 مدرك تحصيلي: دكتري         

مرتبه علمي : استاديار     

محل اخذ مدرك :ايران                                

 گروه آموزشي : آموزش و پرورش

Email: koolaiinejad!atu.ac.ir

 

 

سوابق علمي و پژوهشي

 

الف: تاليف و ترجمه كتاب  :

11) روانشناسي آموزش خواندن /دانشگاه پيام نور /5نوبت چاپ

2) تدريس رياضيات جديد در مدارس ابتدايي /خدمات آموزش كودكان /چاپ دوم دانشگاه علامه طباطبايي

3)   كسر متعارفي /نشر افق

4) تقويت مهارتهاي رياضي (2جلد) /نشر افق

5)زاويه /نشرافق

ب: تاليف و ترجمه مقاله :

1) چرا مفهوم رقم را با "دو" آغاز مي كنيم ؟

2) توصيه هايي براي آموزش كودكان "كندآموز"

ج: طرح هاي پژوهشي :

1) تجديد نظر درمورد تقسيم دروس رشته در هفت ترم تحصيلي دوره كارشناسي

2) طراحي و برنامه ريزي درسي كارشناسي ارشد گرايش آموزش ابتدايي

3) طرح تحقيق كاربردي - بررسي برنامه درسي  گرايش آموزش ابتدايي  مقطع كارشناسي ارشد

4) پيشنهاد يك الگو به روش كاوشگري مبتني برفراشناخت در آموزش رياضي مقطع ابتدايي و سنجش اثر بخشي آن با توجه به ايجاد توانايي حل مسئله در دانش آموزان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 13:53  توسط محمد مجتبی زاده  | 

                                 

Email:mozaffari@atu.ac.ir                                                                 

نام ونام خانوادگی:   فريده دخت سيد مظفري     

 تاریخ تولد :  1325  

ملیت: ايراني

پست سازمانی:  هيآت علمي

سابقه خدمت:

از 1/5/56                      تا 26/6/80                          مربی

از 26/6/80                      تا ادامه دارد                          استادیار

مدرک تحصیلی(مدارج علمی):

از 1344                  تا  1348        

  لیسانس  زيست شناسی   دانشکده علوم               دانشگاه تهران

از 1351                  تا 1356                      

   M.Phil زيست شناسي سلولي كوئين اليزابت كال  دانشگاه لندن

مهارتهای زبان:

ديپلم زبان فرانسه از انجمن ايران فرانسه

     ديپلم زبان انگليسي از انجمن ايران و آمريكا(قبل از عزيمت به انگلستان براي ادامه تحصيل)

 
                                                 

مقالات پژوهشی چاپ شده :

1-The Effect Of Water Stress on Seed Oil of Nigella Sativa(L).J.Essent.Oil.Res 12,36-39,2000.Winston Salem,America.

2-‍Chromosome Aberrations And Ageing Root Meristems.Annals Of Botany.42,1161-1170,1978.London,England.

3-بررسي اثر مالئيك هيدرازيد بر كنترل رشد سه رقم چمن-پ‍ژوهش و سازندگي،منابع طبيعي،1380

4-بررسي برخي از وي‍ژگي هاي زيست محيطي خور بردستان با تكيه بر توسعه پايدار.ICOPmas،مجتمع بندري شهيد رجائي ،1379

5-اثرات اتيلن بر رشد و تكامل جهش يافته هاي گياه Arabidopsis Thaliana.علوم پايه،دانشگاه الزهرا،1378.

فصل در کتاب:

تدوين 4 فصل از 7 فصل كتاب زيست شناسي عمومي،انتشارات دانشگاه پيام نور،چاپ اول 1371،چاپ قطعي 1384.

 

 

کتاب های چاپ شده:

            الف-تالیف:

             1-نهاندانگان.دانشگاه آزاد سابق ايران،1358

             2-تكامل گياهي. دانشگاه آزاد سابق ايران،1358

             3-آزمايشگاه ريخت شناسي (مورفولوژي)و تشريح گياهي دانشگاه پيام نورٍ،1370.

             4-مورفولوژي و تشريح گياهي،دانشگاه پيام نور،چاپ اول 1371،چاپ قطعي 1378.

             5-زيست شناسي گياهي (جلد اول)دانشگاه پيام نور،مهر ماه 1371.

             6-زيست شناسي گياهي(جلد دوم)دانشگاه پيام نور اسفند ماه 1371.

             7-زيست شناسي سلولي ملكولي.دانشگاه پيام نور.چاپ اول بهمن ماه 1374،چاپ قطعي 1378.

             8-ريخت زايي و اندام زايي در گياهان.دانشگاه پيام نور.چاپ اول بهمن ماه 1374،چاپ قطعي 1378.

             9-زيست شناسي پيش دانشگاهي (جلد اول و دوم)دانشگاه پيام نور1382

            10-زيست شناسي عمومي(براي دانشجويان علوم انساني).بهمن ماه 1383.دانشگاه علامه طباطبايي ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍

            ب- ترجمه:

          1-تكامل و گياهان ديرينه،جهاد دانشگاهي مركز،1365.

          2-پيري. دانشگاه علامه طباطبايي ،1372.

 

 

گزارش های علمی تخصصی:

        1-طرح احداث ساختمان دانشكده زيست شناسي دانشگاه شاهد(در 27 صفحه)با محاسبه براي هر واحد(اتاق،آزمايشگاه و سرويس عمومي)

        2-پيشنهاد تاسيس رشته هاي مورد نياز دانشگاه شاهد با ارائه برنامه 20 ساله بعلاوه محاسبه تعداد مدرسين لازم(مربي و استاد يار به تفكيك)و هزينه تربيت آنها در داخل و خارج از كشور.

مقالات ارائه شده در کنفرانسهای ملی وبین المللی:

گزارش کنفرانسها:

 

پایان نامه ها:

فوق لیسانس استاد مشاور-"بررسي و مقايسه شاخص هاي تن سنجي"16/2/76

داور"بررسي مقدماتي پديده حس انگيزي در موسيقي دانان ايراني"14/4/76

داور"كاربرد تحليل اواج كمي مغز((QEEG در تشخيص و نور و فيزيك در درمان(ADHD)24/6/86

 

پروژههای تحقیقاتی:

        تعيين ميزان كاتشين گياه ريواس((Rheum ribes Lواثر  عوامل مختلف تغذيه اي بر ميزان كاتشين كالوس حاصل از كشت بافت ،دانشگاه پيام نور.1380

 

عضویت هیات تحریریه مجلات علمی-پژوهشی:

  ويراستار مجله علوم پايه دانشگاه الزهرا(بخش زيست شناسي)

تقدیر نامه ها:

  1-پژوهشگر نمونه از دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي 1377

  2-پژوهشگر(مؤلف و محقق)،به عنوان يكي از زنان نام آور اران.دفتر امور زنان رياست جمهوري،1378.

  3-پژوهشگر(مؤلف و محقق)از دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي،دانشگاه علامه طباطبايي،1384.

عضویت در مجامع وانجمن های علمی وبین المللی:

  عضو انجمن زيست شناسي ايران

 زمینه های تحقیقاتی مورد علاقه:

  زيست شناسي سلولي

فعالیتهای فرهنگی اجتماعی:

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 13:21  توسط محمد مجتبی زاده  | 

نام ونام خانوادگي: سيد صدرالدين شريعتي 

مدرك تحصيلي: دكتري     

 مرتبه علمي :  همتراز استاد     

محل اخذ مدرك :ايران                                   

گروه آموزشي : مديريت و برنامه ريزي آموزشي

Email: shariati@atu.ac.ir

 

 

سوابق علمي و پژوهشي

الف: تاليف و ترجمه كتاب  :

1) روشها و ديدگاه ها در تعليم وتربيت اسلامي

2) نهاد خانواده در اسلام

3)مشاوره و راهنمايي در اسلام

4)مديريت اسلامي

ب: تاليف و ترجمه مقاله :

1) اانگيزه از ديدگاه اسلام

2) تشويق و تغيير از ديدگاه اسلام

3) تشويق وتغيير از ديدگاه سعدي

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 13:48  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نام نام خانوادگي : احمد آقازاده

مدرك تحصيلي: دكتري         

 مرتبه علمي : استاد

محل اخذ مدرك : آمريكا          

  گروه آموزشي : آموزش و پرورش

Email: aghazadeh@atu.ac.ir

 

سوابق علمي و پژوهشي

 

الف: تاليف و ترجمه كتاب  :

1) آموزش و پرورش تطبيقي براي دانشجويان علوم تربيتي دانشگاه پيام نور ، چاپ پانزده، انتشارات دانشگاه پيام نورسال 1384

2) آموزش و پرورش تطبيقي و سير تحول آن، كتاب درسي دانشجويان علوم تربيتي دانشگاههاي سراسركشور،انتشارات سازمان سمت سال 1385 چاپ ششم

3) آموزش و پرورش در ممالك صنعتي جهان ( آلمان و انگليس ) كتاب درسي ، از انتشارات روان ، سال 1384

4) تاريخ آموزش و پرورش ايران، ( كتاب درسي )از انتشارات  ارسباران ، سال 1383 ، تهران

5) مسايل آموزش و پرورش ايران ( كتاب درسي )از انتشارات سمت، سال 1384 ، تهران

ب: تاليف و ترجمه مقاله :

1) مسايل جهاني آموزش و پرورش ، از انتشارات نشر دانشگاهي ، چاپ چهارم 1383 ، تهران

2) آموزش و پرورش در جمهوري خلق چين از انتشارات دانشگاه ابوريحان سال 1368 ، تهران

3) آموزش و پرورش در جهان عرب ( سيزده كشور عربي ) دانشگاه علامه طباطبايي 1375 ، تهران

4) آموزش و پرورش و توسعه در ممالك جهان سوم دانشگاه علامه طباطبايي 1382 ، تهران

ج: طرح هاي پژوهشي :

1) جذب اجتماعي معاودين ايراني از عراق از انتشارات دانشكده علوم اجتماعي تهران

2) پژوهشي در باب ويژگيهاي آموزش و پرورش در كشور انگلستان ،

3) پژوهشي در باب ويژگي هاي آموزش و پرورش در كشور آلمان ،

4) پژوهشي تحليلي و تطبيقي در باب توسعه آموزش عالي در ايران نتيجه اين پژوهش در سال 1996 در دانشگاه سيدني استراليا در اجلاس بين المللي آموزش و پرورش تطبيقي ارائه شد.

5)پژوهشي در باب ويژگيهاي دوره دكتري تعليم وتربيت يا گرايش آموزش و پرورش تطبيقي

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 11:25  توسط محمد مجتبی زاده  | 

نام ونام خانوادگی: ليلي انگجي وند      

   تاریخ تولد :       1330           

 ملیت: ايراني

پست سازمانی: عضو هيئت علمي و مدير مركز مشاوره دانشگاه

سابقه خدمت:

 

مدرک تحصیلی(مدارج علمی):

1348 – 1353                                  استانبول             تركيه

    1354 – 1357                              منچستر انگلستان

مهارتهای زبان:

انگليسي – تركي استانبولي

                                                 

مقالات پژوهشی چاپ شده

اسفند                                      64                           شماره 6                  يازده روش فاميلي ( بازيهاي كودكان ) مجله رشد ويژه نامه تكنولوژي آموزشي

فروردين                                64                           شماره 7                  يازدوه روش فاميلي ( بازيهاي كودكان )مجله رشد ويژه نامه تكنولوژي آموزشي

فروردين                                68-67                   شماره 7                  بازي درماني مجله رشد ويژه نامه تكنولوژي آموزشي

مهر ماه                                   69- 68 شماره 1                  كودكان پيش دبستاني چه نوع اسباب بازي نياز دارند؟ مجله رشد

ويژه   نامه تكنولوژي آموزشي

فصلنامه شكوفه                      نشريه خانواده هاي كارگري ( وزارت كار و امور اجتماعي )

بهار                                         73                           شماره صفر                             كارهاي دستي و هنري

تابستان                                   73                           شماره يك                              كارهاي دستي و هنري

زمستان                                   74                           شماره 8-7                             كودك و زندگي ( 1 و 2 )

بهار                                         75                           شماره 9                                  نقش نقاشي در پيش دبستان

                                                1376                     شماره 13-14                       پرورش كودكان را جدي بگيريم ( 1 و 2 )

سال ششم                              78                           شماره 17                               تاثير موسيقي بر روي ذهن كودك

سال ششم                              78                           شماره 18                               تاثير موسيقي بر روي ذهن كودك

مجله روز هفتم                                                       12/2/76                               بازي وقت تلف كردن نيست

مجله روز زن                                                           14/6/71                               كودك را به اسباب بازيهاي خاص محدود نكنيد

روزنامه همشهري                                                  19/2/71                               اضطراب امتحان

روزنامه ابرار                                           روزهاي 5/6/7 اسفند 75         (  بازي – بروز احساسات و عواطف رشد شخصيت و اخلاق)

به كودكان بياموزيم ( سازمان بهزيستي كشور)          شماره 19                               تئاتر و هنرهاي نمايشي

به كودكان بياموزيم ( سازمان بهزيستي كشور)          شماره 19                               نقاشي راهي به درون كودك

به كودكان بياموزيم ( سازمان بهزيستي كشور)          شماره 20                               شعر و ادبيات كودكان

نشريه شكوفه                                                        جلد 1 و 2و 3                         ستاد برنامه ريزي امور فرهنگي فرزندان شاهد

فصلنامه شكوفه سال هفتم                                    شماره 20/1379        نقش هنر در گسترش خلاقيت و حس زيبائي شناسي كودكان

هفته نامه صبح صادق                                             شماره 164                            سرگرمي يا فريب ( بازتاب بازي هاي رايانه اي )

فصلنامه پيك بازي(نشريه اختصاصي بازي و اسباب بازي) شماره 1   پائيز 83                بازي

فصلنامه پيك بازي                                                 شماره 2   زمستان 83            بازي

فصلنامه پيك بازي                                 شماره 3 بهار و تابستان 84   وسائل بازي

فصلنامه پيك بازي                                 شماره 4   پائيز 84                نقاشي به منزله بازي

فصلنامه پيك بازي                                                 شماره 5                                  نقاشي به منزله بازي

نشريه تخصصي ادبيات كودكان و نوجوانان        دفتر سوم بهار 85                 ريشه اندامهاي حسي–حركتي و نياز به اسباب بازي هاي مختلف

به كودكان بيآموزيم ( سازمان بهزيستي كشور)              شماره 39 پائيز 85                      ٌ با من بازي كن ٌ

 

 

کتاب های چاپ شده:

فهرست كتاب ها                                                      

 كار                  سال نشر                نوبت چاپ 
                                                                          نام نشر                                  نوع

 

1- كارهاي دستي و هنري كودكان                     انتشارات مدرسه                    ترجمه                     1366                    

2-  كار دستي با وسائل ساده                               انتشارات مدرسه                    ترجمه                     1364                     اول

3- با بازي بيآموزيم                                               انتشارات مدرسه                    ترجمه                     1366                     هشتم

4- آموزش از راه بازي                                          انتشارات مدرسه                    ترجمه                     1363                     نهم

5- روش و محتواي آموزشي در مراكز                انتشارات مدرسه                    تاليف – همكاري    1364                     هفتم

      پيش دبستاني

6- آموزش مسائل دوزبانگي                                انتشارات اديب                       ترجمه                     1369                     دو

7- هنرمند جوان                                                    خدمات آموزشي كودكان     ترجمه                                                     دو

8- آشنائي با وسايل نقليه                                      خدمات آموزشي كودكان     ترجمه                     1374                     هفتم

9- اولين كتاب رياضيات من                                خدمات آموزشي كودكان     ترجمه                     1368                     يازدهم

10- شروع نوشتن جلد 1 و 2                               خدمات آموزشي كودكان     ترجمه                     1373                     يازدهم

11- مادر بمن بگو جلد 1 و 2                               خدمات آموزشي كودكان     ترجمه                    

12- كودك و هنر                                                 خدمات آموزشي كودكان     ترجمه                     1382                     دوم

13- يادگيري رياضيات 1 و2                               خدمات آموزشي كودكان     ترجمه                     1381                     اول

14- تطبيق حركات چشم و دست                       خدمات آموزشي كودكان     ترجمه                     1381                     اول

15- آشنائي با حيوانات                                         خدمات آموزشي كودكان     ترجمه                     1374                     هفتم

16- من و دنياي من جلد 1 و 2                            نشر شورا                                ترجمه                     1370                     سوم

17- شكلها را بشناسيم                                         نشر شورا                                ترجمه                     1371                     هفتم

18- دفتر رياضي جلد 1 و 2                                 نشر شورا                                ترجمه                                                     هفتم

19- آموزش و سرگرمي                                      نشر شورا                                ترجمه                     1371                     چهارم

20- سرگرميها                                                      نشر شورا                                ترجمه                     1371                     سوم

21- چگونه بهره هوشي كودكان را اندازه بگيريد رهگشا                                   ترجمه                     1371                     چهارم

22- ما نيز علوم داريم جلد 1 و 2                        رهگشا                                    ترجمه                     1371                     ششم

23- آغازي براي نوشتن جلد 1 و 2                    رهگشا                                    ترجمه                     1371                     ششم 

24- رياضي رياضي                                                رهگشا                                    ترجمه                     1371                     ششم

25- نوشتن نوشتن                                                رهگشا                                    ترجمه                     1371                     ششم

26- شكلها                                                             رهگشا                                    ترجمه                     1371                     ششم

27- رياضيات كودكستاني جلد 1 و 2 و 3           كودك آموز                           تاليف                      1366                     سي و هشتم

28- كودك و مربي                                               كودك آموز                           ترجمه                     1372                     سوم

29- چه ميوه اي چه رنگيه                                    افق                                          ترجمه                     1378                     سوم

30- چه شكليه – چه رنگيه                   افق                                          ترجمه                     1378                     سوم

31- 365 روز بازي هاي خلاق                             رشد                                        ترجمه                     1383                     دوم

32- شكلها ، شكلها                                               نسل نو                                    ترجمه                     1380                     سوم

33- رنگها ، رنگها                                                 نسل نو                                    ترجمه                     1380                     سوم

34- بزرگ و كوچك                                            نسل نو                                    ترجمه                     1380                     سوم

35- بشماريم و بشماريم                                       نسل نو                                    ترجمه                     1380                     سوم

36- متضادها                                                         نشر قلم سبز                          زير نظر                   1382                     سوم

37- لوحه هاي آموزشي                                       نشر قلم سبز                          زير نظر                   1382                     سوم

38- شكلها و رنگها                                               نشر قلم سبز                          زير نظر                   1382                     سوم

39- فعاليتهاي پيش دبستاني                               وزارت آموزش و پرورش     تاليف                      1380                     پنجم

                                                                                شاخه فني و حرفه ائي

40- سوء استفاده مواد در كودكان                      انتشارات روان سنجي            ترجمه                     1384                     چاپ اول

قبل از دبستان مداخله و پيشگيري از آن

41- بازي و تاثير آن در رشد كودك   طراحان ايماژ                          تاليف                      1385                     چاپ اول

42- ببريم، به چسبانيم و بيآموزيم                       طراحان ايماژ                          برگردان                 1385                     چاپ اول

43- اين بدن عجيب من                                       طراحان ايماژ                          برگردان                 1385                     چاپ اول

44- آموزش چگونگي مفاهيم اخلاقي                 شارع                                       برگردان                 1385                     چاپ اول

                                      در جامعه

                                     در مدرسه

                                    در راه مدرسه

                                    در خانواده

                                    در بازي

45- ايمان به خدا                                                   طراحان ايماژ                          برگردان                 1385                     چاپ اول

46- رنگ كردني ها ( ما مسلمانيم )                    شارع                                       تاليف                                                      چاپ اول

47- بگذار بازي كنم                                             انتشارات ساوالان                   ترجمه                     1385                     چاپ اول

48- اختلالات يادگيري                                         پينار                                         ترجمه                     1385                     چاپ اول

48- آموزش مفاهيم اخلاقي – اجتماعي (1-2-3-4)

- در خانه

- در راه مدرسه

- در مدرسه

- در بازي

49- ببريم، به چسبانيم ، يادبگيريم                     طراحان ايثار           برداشت                  1385                     چاپ اول

50- تاثير بازي در رشد كودك                            طراحان ايثار           تاليف                      1385                     چاپ اول

 

گزارش های علمی تخصصی:

 

مقالات ارائه شده در کنفرانسهای ملی وبین المللی:

تاثير بازيهاي مناسب از بدو تولد تا 6 سالگي در تكامل كودكان ( كنگره تكامل طبيعي كودك ، پيشگيري در مراقبت ، نگاهي نو ) 8 لغايت 10 اسفند ماه 85 دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي

 

هنر و بازي هاي كودكان

وزارت آموزشي آموزش، شاخه فني و حرفه اي ( كودكياري ) 1384

- تاثير بازي در رشد و تكامل كودك    15/12/85  دانشكده روانشناسي

 

عضویت هیات تحریریه مجلات علمی-پژوهشی:

تصوير ذهن ، به كودكان بيآموزيم ، شكوفه

 زمینه های تحقیقاتی مورد علاقه:

کودکان


 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 11:24  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نام ونام خانوادگی: هوشنگ حميدي        

 تاریخ تولد :  ۱۳۲۳

ملیت: ايراني

پست سازمانی: عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبائي – دانشكده روان شناسي گروه زيست شناسي

سابقه خدمت                                                 

     از      1358       تا 1376                      

مربی  دانشگاه علامه طباطب                                   از                       تا                           استادیار

                                                                      از                       تا                           دانشیار

 

مدرک تحصیلی(مدارج علمی):

                                                              

. i.   از                   تا            لیسانس                         دانشکده                دانشگا

  ii.      از                   تا            فوق لیسانس                  دانشکده                دانشگاه

     iii.      از   1345  تا 1352    دکتری پزشك عمومي   دانشکده پزشكي  دانشگاه اصفهان

  1364 تا 1370 تخصصي قلب عروق از دانشگاه شهيد بهشتي

 

مقالات پژوهشی چاپ شده :

1- چگونگي پزشكي جديد در نواحي روستائي ايران

2- تحقيقي كامل در مورد تعاونيهاي سنتي  روستائي

 

کتاب های چاپ شده:

            الف-تالیف: هفت دانگي

 

پایان نامه ها:

فوق لیسانس   تخصصي قلب عروق مقايسه مرگ و مير بيماران در يك بيمارستان دولتي و ملي
دکتری
 

 زمینه های تحقیقاتی مورد علاقه:

           جامعه شناسي روستائي

فعالیتهای فرهنگی اجتماعی:

         در كتاب هفت دانگي تاليف خودم شرح داده شده است

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 13:17  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 نخبگان و مفا خر فرهنگی باید مورد تجلیل و تکریم آحاد مردم و مسئولان قرار گیرند.
 

اشاره:
دکتر علی شریعتمداری استاد رشته تعلیم و تربیت ، از مفاخر فرهنگی کشورما می باشند . ایشان گامهای مؤثری در جهت احیای رشته تعلیم و تربیت در جامعه دانشگاهی برداشته است. دکتر شریعتمداری آثار علمی بسیاری از خود به یادگار گذاشته اند که عناوین و آثار ایشان به شرح زیر است.

تألیفات :
1 – آمادگی تربیتی معلمان مدارس ابتدائی در ایران 2 – ارزیابی شخصیت در مناسبات انسانی 3 – اصول فلسفه تعلیم و تربیت    4 – انقلاب فرهنگی  و آزادی دانشگاه  5 – تعلیم و تربیت اسلامی 6 – تعلیم و تربیت در اسلام و اصول اخلاقی اسلام 7 – جامعه و تعلیم و تربیت 8 – چند مبحث در برنامه ریزی درسی 9 – دو گفتار 10 – رسالت دانشگاه و تعهد روشنفکر 11 – روانشناسی تربیتی 12 – روشنفکر کیست ؟ 13 – شناخت 14 – فلسفه 15 – مقدمه روانشناسی 16 – نقدی بر فلسفه مادی دیالکتیکی و ویژگیـهای نظام توحیدی 17 – اصول تعلیم و تربیت 18 – سیاست و خردمندی 19 – رسالت تربیتی و علمی مراکز آموزشی 20 – پرورش تفکر 21 – نقد آراء برخی از دانشمندان معاصر 22 – نقد و خلاقیت در تفکر

ترجمه کتاب
: 1 - اصول راهنمایی و مشاوره 2 – تفکر منطقی – روش تعلیم و تربیت 3 – فرهنگ سکوت 4 – منطق -  تئوری 5 – شیوه های فکر 6 – تاریخ اندیشه های تربیتی
دکتر شریعتمداری همچنین مسئولیتهای متعددی ، در عرصه های فرهنگی کشور به عهده داشته اند ، از جمله می توان به تصدی وزارت علوم و فرهنگ و ارشاد در آغاز انقلاب اسلامی ، عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی ، ریاست فرهنگستان علوم و مسئول گروه علوم انسانی در شورای عالی پژوهش کشور ، اشاره کرد.

تبیان: در آغاز مایل هستیم، به طور اجمالی با سوابق علمی و آموزشی جنابعالی آشنا شویم؟

اینجانب پس از طی دوره ابتدایی وارد دانشسرای مقدماتی شیراز شدم. از سال 1321 در شهرستانهای مختلف استان فارس آموزگار بودم  و بعد از آن وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شدم. حدود سال 1330 لیسانس رشته قضایی گرفتم و در همان زمان وارد دانشگاه ادبیات دانشگاه تهران شده و در رشته فلسفه و علوم تربیتی به تحصیل پرداختم. در سال 1332 شاگرد اول این رشته شدم.  سال 1335 به همراه دیگر دانشجویان رتبه اول دانشگاهها ، عازم آمریکا شده ، به ایالت میشیگان رفتم ، در دانشگاه این ایالت حدود 4 ماه زبان خواندم و بعد از آن در دوره آموزش متوسطه دانشگاه میشیگان شرکت کردم و ظرف مدت یکسال دوره کارشناسی ارشد را گذرانده و مدرک آن را کسب نمودم.
سپس در دانشگاه تنسی ، دوره دکتری را تمام کردم و چون قبل از اینکه به خارج اعزام شوم ، چند بار به زندان رفته بودم ، فکر می کردم که اگر به ایران بازگردم ، به من اجازه نخواهند داد ، در دانشگاههای کشور به تدریس مشغول شوم به همین خاطر در آمریکا با کمک و معرفی یکی از اساتید برجسته آمریکا ، به 12 دانشگاه ، برای تدریس دوره لیسانس معرفی شدم و کار خود را در آمریکا ادامه دادم. اما نتوانستم  خودم را قانع کنم و در آمریکا بمانم ، بنابراین در سال 1337 به ایران بازگشتم. در آن زمان می خواستند، در دانشگاه شیراز دبیر علوم تربیتی، تربیت کنند ، بنابراین احتیاج مبرمی به استاد تعلیم و تربیت داشتند. از این رو بنده به عنوان دانشیار علوم تربیتی در دانشگاه شیراز مشغول به کار شدم. تقریباً 3 سال در شیراز مشغول به کار بودم و در آنجا به علّت فعالیتهای سیاسی مدت 4 ماه را در زندان سپری کردم. پس از آنکه آزاد شدم، به عنوان شرط اشتغال به تدریس می خواستند از من تعهد بگیرند که فعالیت سیاسی نکنم، البته من قبول نکردم و به همین خاطر مدتی بیکار شدم. سرانجام در سال 1341 وارد دانشگاه اصفهان شده و تا سال 1357 به کار خود ادامه دادم. در آن سال برای استقبال امام همراه شهید بهشتی و مقام معظم رهبری، به تهران آمدم و بعد به اصفهان بازگشتم، پس از آن از طرف دولت موقت و شورای انقلاب، پیشنهاد تصدی وزارت علوم و فرهنگ و ارشاد به بنده داده شد. این دو وزارتخانه آن زمان با هم یکی بودند. سپس در سال 1359 که امام خمینی (ره) تصمیم به تشکیل ستاد عالی انقلاب فرهنگی گرفتند، به فرمایش ایشان من عضو این شورا شدم و عضویتم در این ستاد همچنان ادامه دارد. مدتها مسئول گروه علوم انسانی در شورای عالی برنامه ریزی و همچنین مسئول گروه علوم انسانی در شورای عالی پژوهش کشور بودم. مدتی هم ریاست فرهنگستان علوم را برعهده داشتم.

تبیان: لطفاً بفرمائید که از چه زمانی و چگونه وارد عرصه فعالیتهای سیاسی شـدید؟

در سالهای 1325 و 1326 در شیراز، انجمن پیروان اسلام را تشکیل دادم و در دانشسرای مقدماتی، مراقب شبانه بودم که معمولاً شاگردانم در فعالیتهای دینی ما شرکت می کردند ، من در فسا، جهرم ، استهبان و دیگر شهرهای استان فارس فعالیت سیاسی و فرهنگی داشتم و سخنرانی هم می کردم. سال 1328 در شهرستان فسا، چند ماهی پس از واقعه ترور شاه، در دفتر روزنامـه پارس شیراز، به اتهام شرکت در سوءقصد علیه شاه، دادگاه نظامی مرا احضار کرد. بعد به فسا رفته و خود را معرفی نمودم. آن زمان پادگان به جهرم منتقل شده بود؛ به آنجا رفتم که اعلام کردند ، حکومت نظامی لغو شده و سرانجام مخفیانه به شیراز آمدم. نکته جالب توجه این که در واقع سخنرانی های من هیچ ارتباطی با ترور شاه نداشت. این اتهام، صرفاً نوعی بهانه بود که مانع فعالیتهای بنده شود. بعد از این وقایع به تهران آمدم. در آن زمان آیت ا... کاشانی را به اتهام دست داشتن در ترور شاه به لبنان تبعید کرده بودند و من در جلسات طرفداران ایشان شرکت می کردم. در یکی از این جلسات فردی به نام محمد نخشب که آن زمان مسئول یک نهضت آزادی خواه بود و جوانان دیندار را به همکاری دعوت می کرد، مرا به همکاری برای تشکیل ائتلاف دعوت کرد ، من هم قبول کردم ، ائتلاف کردیم و  به صورت حزب مردم ایران فعالیت می کردیم ، سرانجام حوالی آبان ماه سال 1332 پس از جلسه ای که در منزل آیت ا... زنجانی به منظور تنظیم برنامه اعتصاب سراسری داشتیم، دستگیر و زندانی شدم و به این ترتیب در فعالیتهای سیاسی و جریانهای مختلف قبل از انقلاب حضور فعالی داشتیم.

تبیان: به نظر شما چه نسبتی بین دین، اخلاق و تعلیم و تربیت وجود دارد؟

اصولاً تربیت، تنها وسیله ارائه آموزش های دینی، علمی، اخلاقی و ... است. یعنی آنچه در جامعه انسانی اهمیت دارد، مسئله تربیت است و انبیاء هم برای تربیت انسان ها آمده اند. تربیت معلم، یک مسئله اساسی و مهم است که باید برای آن هزینه شود. برای فهم درستِ نسبت دین، اخلاق و تربیت ، باید تعریف درستی از هریک از این سه مفهوم ارائه دهیم، آنگاه در پرتو برداشت مناسب، از مفاهیم آن، نسبت این سه مفهوم با یکدیگر آشکار می شود. دربارۀ دین، تعاریف بسیار زیادی ارائه شده است و اساساً یکی از دشواریهای علمی در جامعه شناسی دین، ارائه تعریف جامعی از دین است، به طوری که بتوان از آن تعریف قدر مشترکی میان همه ادیان پیدا کرد. به نظر می رسد ارائه چنین تعریفی با چنین رویکردی که بتواند همه ادیان را در بر بگیرد غیر ممکن است. به تعبیر دیگر بی آنکه خواسته باشیم، وارد منازعات مفهومی در این خصوص می شویم؛ در عبارت مختصر: دین عبارت است از مجموعه قواعد و قوانین اخلاقی، فردی و اجتماعی که سعادت آدمی در گرو عمل به آن است. بنابراین دین امری مقدس است ، و بدین معنا از سوی عالم ربوبی به بنده نازل شده است.
اخلاق، جمع خُلق است و خُلق به معنی صفت ساکن در نفس آدمی است. اخلاق مشتمل بر دستور العملهایی است که ضمن مطابقت با فطرت آدمی، فعلیّت کمال روح آدمی نیز در گرو عمل به آن است. از تربیت نیز تعاریف بسیاری به عمل آمده است. یکی از بهترین تعاریف از تربیت، تعریفی است که مرحوم استاد مطهری به عمل آورده اند. تربیت عبارت است از "شکوفایی قوای آدمی." مفهوم قوای نفس، از مفهوم اخلاق است، یعنی مجموعه قوای مثبت روحی که خداوند در شخصیت آدمی به ودیعه نهاده ، بنابراین مفهوم دین اعم از اخلاق است. زیرا مشتمل بر قوانین حقوقی ، اجتماعی و ... نیز می شود. از سوی دیگر مفهوم تربیت نیز اعم از اخلاق است، زیرا مشتمل بر مجموعهایی از توانایی های روحی و بشری است.

تبیان:  چه مقایسه ای می توان بین پیام تربیتی پیامبران و دانش تربیتی امروز انجام داد؟

دانش تربیت این است که افراد دست اندرکار تربیت، مربیان یا پدر و مادر، به راحتی می توانند شاگردان یا فرزندان خود را از لحاظ فکری، عقلانی، اجتماعی، عاطفی و حتی از لحاظ بدنی تربیت کنند، تا در نهایت به صورت یک فرد سالم در جامعه به حیات خود ادامه دهد و اینکه گفته اند ادیان، رسالت تربیتی دارند همین است یعنی ادیان آمده اند انسان ها را هدایت و در همان راستا تربیت نمایند. تربیت اخلاقی، اجتماعی، معنوی و پرورش فکر، محور اصلی تعلیم و تربیت اسلامی است و ما اگر بخواهیم نظام فکری اسلام را تجزیه و تحلیل کنیم، می بینیم که تربیت در ابعاد مختلف، یک منظومه از آموزه های اسلامی را تشکیل می دهد، ما در قرآن و روایات هم این مسئله را به وفور مشاهده می کنیم.

تبیان:  دانش تعلیم و تربیت  به شکل امروزی اش یک دانش غربی است. سئوال این است که چرا نظام تعلیم و تربیت غربی نتوانسته است از سیاستمداران و تصمیم گیرندگان غربی، یک موجود اخلاقی بسازد. پس به نظر می رسد که این سیستم تعلیم و تربیت دارای نقص جدی است، شما این نقص را چگونه ارزیابی می کنید؟

این که بگوئیم تعلیم و تربیت از غرب آمده، درست نیست ، ما در تاریخ اسلام و تاریخ کشورمان مشاهده می کنیم که افرادی مانند شهید مطهری در حوزه تربیت، خوش درخشیده اند، پس تعلیم و تربیت جایگاه ویژه ای در اسلام و ایران دارد ، در جهان اسلام ، یک نظام تربیتی ، که ابعاد مختلف شخصیت انسان را پرورش می دهد، وجود دارد. و اما غرب هم در تعلیم و تربیت، دچار نقصان است و این ناشی از فقدان تربیت اساسی در فضای انسانی این کشورهاست. غرب وضعیت اخلاقی خوبی ندارد. متأسفانه در غرب افسار تربیت به دست رسانه ها افتاده و رسانه ها نیز در دست سرمایه داران است و آنها هم اهداف شوم خود را در راستای قدرت خویش پیاده می کنند که حتی شنیده می شود که دانش آموزان غربی، معلمان خود را کتک می زنند.

تبیان:  نظرتان در مورد بخش نخبگان سایت تبیان چیست؟

نخبگان باید مورد تجلیل و تکریم همه قرار بگیرند ، باید هزینه بیشتری را برای تعلیم و تربیت صرف کرد. در نهایت لازم است شرایط را برای موفقیت جوانان فراهم نمود.
از شما و تمامی همکارانتان، که چهره های با فضیلت و عالم را به جامعه معرفی میکنید، تشکر می نمایم و موفقیت و سلامتی را از خداوند متعال برای شما مسئلت دارم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 21:2  توسط محمد مجتبی زاده  |