تبليغاتX
وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده

وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده

وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده - روان شناسی - اجتماع - فرهنگ


  
کودکان، از لحاظ جسمی کوچکتر از بزرگسالان هستند، از لحاظ هیجانی نابالغ و از لحاظ اجتماعی و شناختی، هنوز در مراحل اولیه رشد قرار دارند.سال‌های رشد اولیه، در سازگاری بعدی اهمیت دارند و وجود مشکلات در خلال این سال‌ها، زمینه سازناسازگاری در سال‌های بعدی را فراهم می‌کند.
مشکلات روانی در کودکی، حتی اگر موقت و گذرا باشد، احتمال دارد که پیامدهای جدی در برداشته باشد ؛ زیرا ممکن است که یادگیری و رشد کودک را مختل کند. از جمله‌ی این قبیل مشکلات، استرس پس از سانحه (PTSD) می‌باشد که به دنبال وقوع یک رویداد آسیب‌زای شدید (زلزله، تصادف و...) بروز می‌کند.
استرس پس از سانحه، سندرمی است که پس از مشاهده، درگیر شدن، تجربه‌ی مستقیم یا شنیدن یک عامل استرس‌زا و آسیب‌زای شدید روی می‌‌دهد ، که می‌تواند منجر به مرگ واقعی یا تهدید به مرگ یا وقوع یک سانحه ی جدی باشد.
کودکان نسبت به این تجربه‌ها احساس ترس و درماندگی می‌کنند ولی اغلب با رفتارهای آشفته و حاکی از بیقراری واکنش نشان می‌دهند و مدام تلاش می‌کنند از یادآوری رویداد و سانحه اجتناب کنند.
کودکان این حوادث را به اشکال مختلف تجربه می‌کنند. ممکن است کودکی مستقیما در معرض حادثه‌ای همچون سوء‌‌استفاده جنسی ، تصادف ، سوانح طبیعی و... قرار گرفته باشد یا درباره‌ی وقوع این حوادث از دیگران شنیده باشد .
به طور کلی افرادی که چنین رویدادهایی را تجربه می‌کنند حتی در مورد کودکان، بیشتر از این که ما بتوانیم تجربه ی آنها را تصور کنیم و احساسات آنها را درک کنیم که در آن لحظه چه احساسی داشته‌اند، از آن واقعه رنج می‌برند.
همین امر وجه تمایز استرس پس از سانحه با سایر حوادث زندگی است. بنابراین تلاش در جهت درک وضعیت فردی که استرس پس از سانحه را تجربه کرده، کار چندان ساده‌ای نیست . واکنش‌ به این حوادث به هر شکلی که اتفاق افتاده باشد متفاوت است. الگوی آسیب‌پذیری به استرس از کنش متقابل فعال بین آمادگی‌های ارثی و دیگر عوامل بیولوژیکی متفاوتی در واکنش به استرس‌های روزمره متولد می‌شود.
اما تاثیر این وقایع روی کودکان به فاکتورهای مختلفی از جمله نوع حادثه، شدت، محیطی که حادثه در آن اتفاق افتاده، تداوم و تسلسل وقایع، سنی که کودک در معرض چنین حادثه‌ای قرار گرفته و احتمالا بی‌دفاع بوده است، رویدادهای آسیب‌زای قبلی، طی کردن دوران پس از حادثه ، نحوه‌ی دلبستگی کودک ، به مادر یا مراقبان اولیه بستگی دارد.
کودکانی که در محیط خانواده خود در معرض خشونت و ضرب و جرح قرار دارند ، حتی خشونت‌هایی که منجر به مرگ یکی از اعضای خانواده می‌شود؛ بیشتر مستعد آشکار کردن نشانه‌های استرس پس از سانحه هستند. همچنین کودکانی که در محیط زندگی شاهد طلاق والدین یا جدایی همراه با مشاجرات طولانی آنها می‌باشند، یا توجه به شرایط زندگی قبل و پس از طلاق، احتمال بروز این نشانه‌ها افزایش می‌یابد .
طبق نظر متخصصان اکثر کودکان پیش‌دبستانی، برای سازگاری مجدد بعد از طلاق ، به یک دوره ۲ تا سه ساله نیاز دارند، آنها ممکن است پرخاشگری و افسردگی، نافرمانی و مشکلات ارتباطی با همسالان ظاهر سازند.
به‌طور کلی کودکان زیر ۱۱ سال در برابر نشانگان استرس پس از سانحه ، آسیب‌پذیری بیشتری نشان می‌دهند.
در این میان خردسالان ممکن است علایمی از قبیل تاخیر در رشد زبان و ناتوانایی‌های یادگیری و گفتاری بیشتری بروز می‌دهند.
نشانه استرس پس از سانحه ممکن است خود به خود پس از مدتی کاهش یابد، اما مجددا ماه‌ها یا سال‌ها بعد از وقوع سانحه آشکار شود. در این مدت عوامل مختلفی از قبیل سابقه خانوادگی، تجربیات دوران کودکی، ویژگی‌های شخصیتی و ناراحتی‌های روانی پیشین می‌تواند در بروز و تشدید نشانگان موثر باشد.


● علائم استرس پس از سانحه (PTSD) در کودکان
۱) ناآرامی و بی‌قراری، رفتارهای پرخاشگرانه، احساس‌ بیزاری از دیگران.
۲) گوشه‌گیری و مشکلات در روابط بین فردی به سختی انس گرفتن با دیگران (به ویژه وقتی کودک مورد سوء استفاده جنسی یا جسمی قرار گرفته باشد)
۳) احساس گناه و شرمزدگی، بی‌احساسی و فقر هیجانی که از طریق جمع کردن خود و انقباض عضلات صورت می‌گیرد.
۴) واپس‌روی‌های رشدی (بازگشت به رفتارهای اولیه کودکان، شب‌اداری مکیدن شست و...)
۵) رفتارهای تهییجی و برانگیختگی بیش از حد (حالت گوش به زنگ بودن که به محض مواجه شدن با محرک تنش‌زا شوکه می‌شود.)
۶) اختلال خواب، کابوس و خواب‌های ترسناک (رویاهای هولناک بدون محتوای مشخص)
۷) اجتناب از افکار و احساسات و حتی اماکنی که وقایع ناخوشایند را برای کودکان یاد‌آوری می‌کند.
۸) تکرار خاطره‌های آسیب‌زا از قبیل مزاحمت تجاوز و ... در ذهن کودکان.
۹) تمایل بازی‌های تکراری پیرامون حادثه‌ای که تجربه کردند.
۱۰) دشواری‌های یادگیری، مشکلات در تمرکز و تکالیف درسی


● درمان و توصیه‌ها:
فرآیند درمان کودکان مبتلا به PTSD تلفیقی از دو رویکرد شناختی رفتاری مداخلات رفتاری شامل: آموزش نحوه‌ی مواجه‌ی موثر با ترس‌ها، اجتناب از اماکن یا افرادی که وقایع را یادآوری می‌کند، می‌باشد ؛ همچنین استفاده از تکنیک آرام بخش، پذیرش احساسات کودکان در کاهش نشانگان استرس پس از سانحه موثر است والدین چنین کودکانی می‌بایست پس از مشاهده ی علایم فوق که بیش از یک ماه تداوم می‌یابد و منجر به اختلال در عملکرد کلی کودکان (تحصیلی، رفتاری و...) می‌شود نسبت به درمان آن اقدام نمایند.

منبع:
ترجمه و گردآوری:امین میرموسوی - کارشناس‌ارشد مشاوره و راهنمایی
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 1:41  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 محققان در اجلاسي در مورد رابطه محيط شيميايي و توليد مثل در پاريس روز سه شنبه اعلام کردند الاينده هاي موجود در خون مادر خطري براي رشد نوزادان و بويژه ضريب هوشي انان دارد.
بنا به نتايج يک تحقيق که در يک موسسه تحقيقات تکنولوژيک اروپايي بر روي نوزادان تا سن سه سالگي انان صورت گرفت ميزان هورمون هاي تيروئيد که براي رشد توانايي هاي شناختي اساسي است نسبت معکوس با ميزان پولي کلوروبينفيل ها در بند ناف دارد.
پولي کلوروبينفيل همچنين پيرالن نيز ناميده مي شود و ترکيبي است از کلوره که يکي از الاينده هاي بسيار خطرناک است.
اين ماده که فروش ان در فرانسه از سال هزار و نهصد و هشتاد و هفت ممنوع است مدت ها محصولي معجزه اسا به حساب مي امد و در اتصالات ، نساجي و ترانسفورماتورها استفاده مي شد. اين ماده عمري طولاني دارد و از يک زنجيره غذايي به زنجيره ديگر منتقل مي شوند.
گريت شوترز مسئول تيم تحقيق گفت ميزان زيادي از اين ماده تاثيري بر رشد سخن گفتن و رفتار کودکان در بازي دارد. هر چه ميزان ان بيشتر شود وزن نوزاد نيز در زمان تولد کمتر مي شود و در نهايت باعث چاقي مفرط مي شود.
ويسلاو جدريکوسکي محقق دانشگاه جاگيلونيان کراکوي گفت قرار گرفتن جنين قبل از تولد در برابر سرب تاثيري منفي در رشد کودک در شناخت محيط به ويژه در نزد پسر ها دارد.
حواس پرتي و کم شدن ضريب هوشي و قدرت يادگيري در کودکاني که حتي قبل از تولد بسيار کم در معرض سرب قرار گرفتند از سن سي و شش ماهگي پديدار مي شود.
وي تصريح کرد سازمان جهاني بهداشت بايد ميزان قابل قبول سرب را از ده ميلي گرم به پنج ميلي گرم کاهش دهد.
نتايج اين تحقيق که بر روي چهارصد و شصت نوزاد در لهستان انجام شد، مشخص کرد که پسر بچه هاي که به مقدار کمي قبل از تولد در معرض سرب قرار داشتند به طول متوسط نه نمره ضريب هوشي شان پايين تر است اين در حالي است که در دختراني که در قبل از تولدشان به همان ميزان در معرض الودگي به سرب قرار داشتند اين ميزان بسيار کمتر است.  
 

   منبع :

      الهه السادات سيد موسوي 
   

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 10:8  توسط محمد مجتبی زاده  | 


اوتیسم اختلالی پیش رونده است که خیلی از افراد از بدو تولد گرفتار آن هستند و در واقع با آن به دنیا می آیند—این چیزی نیست که بتوانید از کسی بگیرید یا به کسی منتقل کنید. این مشکل روی مغر اثر گذاشته و برقراری ارتباط با دیگران را دشوار می کند. افرادیکه مبتلا به اوتیسم هستند، معمولاً دیر به حرف می افتند، ترجیح می دهند که بیشتر اوقات خود را به تنهایی سپری کنند، و علاقه کمتری به دوست و دوست یابی نشان می دهند. یکی دیگر از خصوصیات و ویژگی های افراد مبتلا به اوتیسم، "اُورلود حسی" است: صداها بلندتر، نورها روشن تر، و بوها قوی تر به نظر می رسند. گرچه بسیاری از افراد مبتلا به اوتیسم ممکن است دچار عقب ماندگی ذهنی هم باشند، و برخی کاملاً نرمال و برخی بسیار باهوش هستند.
البته همه افراد مبتلا به اوتیسم علائم و نشانه های یکسانی ندارند. برخی افراد دچار اوتیسم خفیف هستند درحالیکه سایرین به انواع شدیدتری از اوتیسم گرفتارند. از آنجا که این مشکل روی هر فرد متفاوت اثر می گذارد، به آن بیماری یا اختلال طیفی میگویند که در آن دو فرد مبتلا ممکن است به یک شکل رفتار نکنند و مهارت های یکسانی نداشته باشند.
از بین هر 500 نفر یک نفر به اوتیسم مبتلا است و این اختلال در مردان چهار مرتبه بیش از زنان متداول است. گرچه پزشکان علت قطعی این مشکل را نمی دانند اما محققان باور دارند که اوتیسم به تفاوت های موجود در مواد شیمیایی مغز (انتقال دهنده های عصبی) مربوط می شود. این تفاوت ها ممکن است از طریق ژنتیک ما ایجاد شده باشد—خانواده هایی که یک فرزند مبتلا به اوتیسم دارند، بیشتر در خطر به دنیا آوردن فرزند دیگری مبتلا به همین مشکل یا مشکلی مشابه هستند. تحقیقات نشان می دهد که احتمالاً ترکیبی از ژن هاست که این اختلال را پدید می آورد، نه یک ژن خاص به تنهایی.
گاهی اوقات ممکن است درمورد انواع دیگری از بیماری ها و مشکلات پیش رونده بشنوید که به همین ترتیب اوتیسم از آنها یاد می شود، مثل سندرم آسپرگر، سندرم رِت، و از این قبیل. این اختلالات، به همراه اوتیسم، جزء اختلالات پیش رونده فراگیر به حساب می آیند. همه افرادیکه یکی از این مشکلات در آنها تشخیص داده شود، در مهارت ها  و ارتباطات اجتماعی خود دچار مشکل هستند.

 
پزشکان چه می کنند؟
اوتیسم معمولاً در سنین بسیار پایین تشخیص داده می شود، وقتی کودک 2 تا 4 ساله است. هیچگونه آزمایش پزشکی برای تعیین اینکه فردی مبتلا به این اختلال هست یا نه وجود ندارد، گرچه پزشکان ممکن است آزمایشات و تست های مختلفی را برای تشخیص سایر علت های علائم موجود در کودک امتحان کنند. بهترین راه برای تشخیص و شناسایی اوتیسم مشاهده رفتارها و ارتباطات کودک است. والدین میتوانند نحوه رفتار و عملکرد های کودک خود را در خانه با پزشک در میان بگذارند و به این طریق به تشخیص مشکل فرزندشان کمک کنند. آنگاه گروهی از متخصصین—که ممکن است شامل یک روانشناس، متخصص اعصاب، روانپزشک، متخصص گفتار درمانی و پزشک متخصص رشد کودکان شود—کودک را ارزیابی کرده و سطح پیشرفت و رشد و رفتار او را با کودکان دیگر هم سن او مقایسه می کنند. و به اتفاق هم تصمیم می گیرند که کودک مبتلا به اوتیسم است یا مشکلی دیگر.
 
اوتیسم چگونه درمان می شود؟
اوتیسم با جراحی و دارو درمان نمی شود (گرچه برخی از افراد مبتلا به آن برای بهتر کردن برخی علائم این بیماری مثل خشونت رفتار و مشکلات تمرکزی، در خود از دارو استفاده می کنند). در عوض، به افرادیکه به اوتیسم مبتلا هستند مهارت هایی آموزش داده می شود که به آنها کمک میکنند کارهایی که برایشان دشوار بوده را انجام دهند. بهترین نتایج در کودکانی دیده می شود که از سن خیلی پایین درمان را شروع می کنند یعنی بلافاصله پس از تشخیص.
برنامه های آموزشی خاص که برحس نیازهای فردی کودکان تعیین می شود معمولاً بهترین روش درمان است. این برنامه ها با آموزش نحوه برقراری ارتباط به کودک، روی شکستن سد ها و موانع ارتباطی کار می کنند (گاهی اوقات با استفاده از تصاویر یا زبان اشاره). مهارت های ابتدایی زندگی، مثل نحوه عبور از خیابان یا آدرس پرسیدن نیز در این برنامه ها مورد توجه است. یک برنامه درمانی نیز ممکن است مورد استفاده قرار گیرد مثل: گفتار درمانی، تن درمانی، موسیقی درمانی، تغییر در رژیم غذایی، دارو، کار درمانی و شنوایی یا بینایی درمانی. همان متخصصین که به تشخیص بیماری در کودک کمک کردند، معمولاض به اتفاق هم بهترین مجموعه درمانها را به علاوه برنامه آموزشی برای کودک در نظر می گیرند.
این افراد در زمان نوجوانی ممکن است بتوانند در کلاسهای عادی شرکت می کنند، اما ممکن هم هست که به خاطر مشکلات رفتار مداوم نیاز به کلاس ها و مدارس خاص در دوران دبیرستان داشته باشند.


نوجوانان مبتلا به اوتیسم چه ویژگی هایی دارند؟
نوجوانان مبتلا به اوتیسم، چون مغزشان به شکل متفاوتی اطلاعات را پردازش میکند، ممکن است مثل مردم عادی رفتار نکنند. ممکن است در حرف زدن دچار مشکل باشند و گاهاً به جای کلمت با اشاره ارتباط برقرار کنند. بعضی ازاین افراد زمان بسیار زیادی را در تنهایی سپری می کنند، به راحتی با کسی دوست نمی شوند و نمی توانند به نشانه های اجتماعی افراد مثل لبخند زدن یا نگاه کردن به آنها واکنش دهند. معمولاً حین حرف زدن نمی توانند با کسی ارتباط چشمی برقرار کنند. شرکت در بازی ها و فعالیت های اجتماعی برای آنها بسیار دشوار است. اگر به محرک های حسی حساسیت داشته باشند، اگر در آغوش گرفته شوند ممکن است پس بزنند و یا اگر صدای ناگهانی بشنوند حتی اگر خیلی بلند هم نباشد، ممکن است سریع وحشت زده شوند و از جا بپرند.
بعضی نوجوانان مبتلا به اوتیسم منفعل، تاثیرپذیر و غیرفعال هستند، درحالیکه دسته ای از آنها فوق اکتیو و بسیار فعال هستند و اگر خسته شوند ممکن است بسیار خشن و کج خلق شوند. باید دقت کنید که این بخشی از این اختلال است. بسیاری از نوجوانان مبتلا به اوتیسم دچار مشکلات یادگیری هستند و محدودیت ذهنی دارند. از آنجا که قدرت ابراز احساساتی مثل عصبانیت و خستگی را به طرقی قابل قبول تر ندارند، نوجوانان مبتلا به اوتیسم احساسات خود را به روش هایی نادرست ابراز می کنند. بسیاری از آنها قدرت و قابلیت سازگاری با تغییر را ندارند و اگر برنامه روزانه شان دچار تغییر شود، بسیار مضطرب می شوند. در موارد شدیدتر، نوجوان ممکن است روی اشیاء یا ایده های مختلف متمرکز شود و حرکت های تکراری مثل تکان خوردن یا دست زدن انجام دهد.
یکی از تصورات غلط متداول این است که افراد مبتلا به اوتیسم احساسات را درک نمیکنند یا نشان نمی دهند. این افراد گرچه می توانند احساسات را درک کنند، اما نمی توانند مثل مردم عادی آن را ابراز کنند. به همین دلیل افراد خارجی ممکن است تصور کنند که آنها بی احساس یا سرد هستند.


زندگی کردن با اوتیسم
یکی از دشوارترین قسمت های کنار آمدن با اوتیسم این است که مجبور هستید هر روز با افراد مختلف ارتباط برقرار کنید. از آنجا که مغز نوجوانان مبتلا به اوتیسم کمی متفاوت عمل می کند، یاد گرفتن برقراری ارتباط با دیگران ممکن است مثل یاد گرفتن یک زبان خارجی باشد. این باعث می شود که ارتباط برقرار کردن با دیگران برای این افراد دشوار باشد یا حتی دیگران به سختی منظور آنها را متوجه شوند، به همین خاطر حرف زدن با یکی از همکلاسی ها به کاری بسیار دشوار، استرس زا و خسته کننده برای این افراد تبدیل می شود.
پس اگر کسی را می شناسید که به اوتیسم مبتلاست، موقع حرف زدن با او دقت و صبر بیشتری به خرج دهید. انتظار نداشته باشید که این افراد مثل شما به همه چیز نگاه کنند. همچنین باید بفهمید که برخی رفتارها که به نظر شما بی ادبانه می آید (مثلاً قطع کردن حرف کسی) از یک ادراک دیگر از جهان ناشی می شود: برای افرادیکه نمی توانند اشاره ها و علائم اجتماعی را درک کنند و وقفه های طبیعی بین کلام را تشخیص دهند سخت است که بفهمند نباید بین حرف کسی بپرند. هره شما بیشتر او را درک کنید و حمایتش کنید، زمانی که با هم می گذرانید لذت بخش تر خواهد بود.
باوجود همه مشکلات و موانع هر روزه، بسیاری از افراد مبتلا به اوتیسم زندگی هایی بسیار شاد و موفقی را می گذرانند، چه به تنهایی و چه به کمک دوستان و خانواده. اکثر نوجوانان مبتلا به اوتیسم مدرسه را دوست دارند و خیلی از آنها می توانند در مدارس و کلاسهای عادی شرکت کنند. آنها ذوق و سلیقه های خاص خود را دارند و از فعالیت های مختلف مثل همه مردم عادی لذت می برند. خیلی از افراد مبتلا به اوتیسم موفق می شوند به دانشگاه بروند، ازدواج کنند، و شغل و حرفه های موفقی داشته باشند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 20:44  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 
 
  تعداد قابل توجهي از كودكان پيش دبستاني كه در خانه پرحرف و مطمئن به خود هستند در اجتماع به صورت وابسته به ديگران و خجالتي ظاهر مي شوند. 
   
  
    تعداد قابل توجهي از كودكان پيش دبستاني كه در خانه پرحرف و مطمئن به خود هستند در اجتماع به صورت وابسته به ديگران و خجالتي ظاهر مي شوند.
بسياري از بچه هاي پيش دبستاني كم رو و خجالتي، به سختي خود را با محيط اجتماعي وفق مي دهند، اينگونه كودكان در خانه كاملاً پرحرف و فعال هستند ولي در دنياي خارج از محيط خانه اعتماد به نفس ندارند. اگرچه كودكان خجالتي ممكن است به صورت غيراجتماعي خود را نشان دهند ولي در واقع اينطور نيستند. كارشناسان در اين باره معتقدند: آنان به افراد و موقعيت هاي جديد علاقه دارند، اما اضطراب شان مانع از برقراري روابط اجتماعي مي شود.
كودكان پيش دبستاني كم رو و خجالتي به تشويق زيادي نياز دارند. البته مي توان با ترتيب دادن و هماهنگ كردن برنامه هاي ساده اي مانند تعيين زمان مشخص براي بازي ، آنها را بيشتر آماده كرد. به كمك چند روش مي توان به كودكان خجالتي كمك كرد تا احساس راحتي بيشتري كنند.
?- مدرسه خوب انتخاب كنيد.
كودكان خجالتي در محيطي مناسب مي توانند شكوفا شوند. قبل از شروع كلاس ها، فرزندتان را به مدت چند روز به مدرسه جديدش ببريد تا با معلم ها و محيط مدرسه آشنا شود. به معلمش بگوييد كه او خجالتي است.
?- به فرزندتان فرصت آمادگي دهيد.
اگر كودكتان بداند كه در تمام موقعيت ها چه اتفاقي مي افتد، نگراني او كم مي شود. به نظر روانشناسان بهتر است كودك را از يك هفته قبل براي انجام كاري يا تجربه جديدي آماده كرد. مثلاً اگر قرار است كه فرزندتان را به دندانپزشكي ببريد يك هفته زودتر او را به مطب برده تا محيط آنجا را ببيند و احساس راحتي بيشتري كند.
?- به حرف هاي او با صبر و حوصله گوش كنيد.
كودكتان را تشويق كنيد تا درباره آنچه كه او از آن واهمه دارد، صحبت كند و سعي كنيد بدون اينكه نگراني اش را فراموش كند روي تجربياتش تأكيد كنيد. بايد بگوييد: بعضي اوقات من هم اين احساس را دارم.
?- در خانه با او تمرين كنيد.
بازي هاي مختلفي خارج از فعاليت هاي روزمره فرزندتان انجام دهيد، مانند ملاقات با يك شاگرد جديد در مدرسه. كارها و بازي هايي را انجام دهيد تا او بتواند بطور يكسان همه موقعيت هاي اجتماعي را تجربه كند.
?- بدبيني او را از بين ببريد.
خجالتي بودن معمولاً از الگوها و تفكرهاي منفي كه موجب بدبيني مي شود نشأت مي گيرد (مانند بچه ها مرا دوست ندارند)‎/ با تقويت و جايگزين كردن افكار مثبت به فرزندتان به از بين بردن بدبيني و تفكرهاي منفي ذهن او كمك كنيد و او را تشويق كنيد كه خود را باور كند و بداند كه او هم مي تواند مثل ديگران خوب بازي كند و كاري را انجام دهد.

سيما ميناوندچال   
    
   
   يادداشت : روزنامه ايران 
 
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 21:46  توسط محمد مجتبی زاده  | 



 
كودكاني كه اغلب دروغ مي‌گويند براي والدين مشكل است تا به آن‌ها اعتماد كنند. براي والدين دشوار است تا اين‌گونه بچه‌ها را باور كنند حتي زماني كه آن‌ها واقعيت را مي‌گويند. دروغ‌گويي مشكلاتي را براي كودكان در ارتباط با دوستان و اعضاي خانواده به وجود مي‌آورد. كودكان بايد ياد بگيرند كه در هر شرايطي راست بگويند. بهتر است كه به محض مشاهده دروغ جلويش را گرفت. اين مقاله پيشنهاداتي را جهت آموزش كودكانتان براي بيان راستگويي ارائه مي‌دهد.


چه وقت دروغ‌گويي به عنوان يك مشكل مطرح است؟
نظرات جامعه درباره دروغ‌گويي براي كودكان پيچيده و گيج‌كننده مي‌باشد. بعضي از اوقات بازگو نكردن واقعيت يا «دروغ مصلحت‌آميز» چيز خوبي به نظر مي‌رسد. بزرگسالان عموماً چندين بار در روز اين شگرد دروغ مصلحت‌آميز استفاده مي‌كنند. از طرف ديگر مي‌گويند دروغي كه منجر به راهنمايي غلط شود قابل قبول نيست. اين نوع دروغ مشكل‌ساز است. چون حقيقت را تضعيف مي‌كند.
داستان‌سرايي و نگفتن واقعيت‌ها در بين دبستاني‌ها معمول و رايج است. پيش دبيستاني‌ها واقعيت را با تخيل اشتباه مي‌گيرند. بنابراين داستان‌هايي را مي‌گويند بدون اينكه قصد دروغ‌گويي داشته باشند. اما اگر كودكان دبستاني كه فرق بين تخيل و واقعيت را مي‌‌فهمند دروغ بگويند مسئله‌ساز است كه بايد مورد بررسي قرار گيرد.


چرا بچه‌ها دروغ مي‌گويند؟
كودكان به دلايل زيادي دروغ مي‌گويند. آن‌ها ممكن است از نتيجه كاري كه انجام داده‌اند بترسند، و يا مي‌دانند كه والدين آن‌ها اجازه انجام آن‌ كارها را نمي‌دهند. همچنين اگر كودكان از راستگويي سودي نبرند به جايش دروغ مي‌گويند. براي مثال اگر كودكي واقعيت را بگويد ولي به شدت و به طور ناخوشايندي تنبيه شود سبب مي‌شود كه او براي اجتناب از تنبيه دروغ بگويد. اگر كودكان مشاهده كنند كه والدين از دروغشان سودي بردند آ‌ن‌ها هم احتمالاً دروغ‌گويي را پيشه كار خود قرار خواهند داد.
كودكان ممكن است براي جلب توجه و از اين‌كه مورد قبول ديگران قرار گيرند و ديگران آن‌ها را بپذيرند و يا اين‌كه آن‌ها درباره كارهايي كه انجام دادند يا چيزهاي را كه ديدند دروغ مي‌گويند. اين كودكان شايد تنها خسته وكسل باشند و يا اين‌كه اعتماد به نفس نداشته باشند. دروغ‌هاي اغراق‌آميز، اغلب بعد از ورود به دبستان ديگر ادامه نمي‌يابد و يا بعد از اين‌كه چند باري دروغشان لو رفت ديگر دروغ نمي‌گويند.


چگونه متوجه مي‌شويم كه كودكان دروغ مي‌گويند؟


دروغ‌گويي زماني مشكل‌ساز مي‌شود كه شما مطمئن نيستيد كه كودكتان حرف راست را مي‌گويد يا نه. كودكان دبستاني اصولاً در هنگام دروغ گفتن لبخندي مي‌زنند يا داستاني مي‌سازند كه منطقي به نظر نمي‌رسد و با واقعيت جور در نمي‌آيد. براي مثال اگر ا‌ز او بپرسيد: اين 100 تومان را از كجا آورده‌اي؟ ممكن است فرزندمان بگويد: از يكي از دوستان. اگر سؤال‌هاي مثل چه وقت گرفتي؟ كجا گرفتي؟ چه كسي به شما داد؟ و يا چگونه گرفتي؟ باعث مي‌شودكه كم كم واقعيت را بروز دهد. اما بعضي از بچه‌ها با توجه به مدارك موجود باز هم بر دروغشان پافشاري مي‌كنند.

 

چگونه مي‌توان از دروغ‌گويي كودكان جلوگيري كرد؟

مشكل را با كودك در ميان بگذاريد و صحبت كنيد. زماني‌كه هم كودك و هم والدين آرام هستند، براي كودك توضيح دهيد كه دروغ‌گويي كار ناپسندي است و او فوراً بايد دست از اين كار بردارد. اين صحبت نبايد بلافاصله بعد از گفتن دروغ باشد. صبر كنيد تا همه آرام شوند (از عصبانيت خارج شوند)
مسئله را براي كودك توضيح دهيد. به طور خلاصه و در آرامش به كودك از تاثيرات دروغ‌گويي بگوييد و چرا شما فكر مي‌كنيد كه مسئله دروغ‌گويي مسئله‌اي مهم است. مثلاً مي‌گوييد: تانيا شما دروغ مي‌گوييد من از شما عصباني و نااميدهستم و ديگه برام خيلي سخت مي‌شه تا چيزها ديگري كه مي‌گويي را قبول كنم. اگر به دروغ‌گويي ادامه دهي هيچ‌كس به شما اعتماد نخواهد كرد.
نظر كودك را بخواهيد. از كودك بخواهيد كه چرا احساس كرد كه بايد دروغ بگويد. بسياري از بچه‌ها چيز زيادي براي گفتن ندارند. و بعضي ديگر بهانه آورده و ديگران را مقصر مي‌دانند. از بحث حالا باشه و اما ... با كودكان اجتناب كنيد و مسئله را به زمان بعد موكول نكنيد. به سادگي مطرح كنيد كه شما مي خواهيد كودكتان از اين به بعد راستگو باشد و دروغ نگوييد.


چگونه كودك را به راستگويي تشويق كنيم؟

به كودكتان فرصت دهيد تا حرف راست را بگويد. به كودكتان بگوييد كه به او فرصت مي‌دهيد تا صادق و راستگو باشد. گاه گاهي از كودكتان در مورد مسايلي كه خودمي‌دانيد سئوال نماييد و خيلي سريع از واقعيت‌ها را بپرسيد و سئوال اينچنيني (آيا اتاقت را مرتب كردي؟ آيا تكليف را انجام دادي؟ آيا حياط را تميز كردي؟) به اين طريق كودكتان راستگويي در مورد كارهايي كه انجام داده را تمرين مي‌كند. شما هم فوراً متوجه مي‌شويد كه كودكتان راست مي گويد به خاطر اين‌كه شما از قبل كارها را چك كرده بوديد.
اگر كودكتان حرف راست را بازگو كرد تشويقش كنيد. اگر كودك واقعيت را گفت ابتدا تشويق كنيد مثلاً بگوييد: متشكرم مهتاب از اين‌كه حرف راست گفتي بدون توجه به اين‌كه آيا كودكتان كار خواسته شده را انجام داده يا نه. هدف از تشويق كودكتان گفتن واقعيت مي‌باشد. اين‌كه چه چيز اتفاق افتاده است مهم نيست.


چگونه دروغ‌گويي را كنترل كنيم؟

بر اساس گمانتان اقدام كنيد. اگر حدس زديد فرزندتان دروغ مي‌گويد، براي جلوگيري از آن اقدام كنيد. البته ممكن است هيچ نتوانيد ثابت كنيد كه بچه‌تان دروغ گفته است.
با فرزندتان در مورد مشكل دروغ‌گويي و عواقب آن صحبت كنيد. اگر فرزندتان راست را نگفته است. مسئله را شرح دهيد. مثلاً كاوه شما واقعيت را به من نمي‌گوييد. شما حياط را تميز نكرديد به خاطر همين تا شب حق تلويزيون تماشا كردن نداريد. اول دروغ را مورد بررسي قرار دهيد، سپس مسئله‌اي كه منجر به اين دروغ‌گويي شد و عواقب مناسب براي هر دو عمل را فراهم كنيد.
نتايج مناسب شامل محروم كردن ا‌ز فعاليتي است يا گرفتن امتياز انجام كاري براي مثال: لامپي شكسته در اتاق فرزندتان پيدا كرديد و فرزندتان در مورد اين‌كه چطور اين لامپ شكسته در اتاق پيدا شده دروغ مي‌گويد. عاقبت اين دروغ‌گويي اينست كه بقيه روز را از نگاه كردن به تلويزيون محروم مي‌شود. نتيجه منطقي ديگر براي شكستن لامپ مي‌تواند اين باشد كه مثلاً مقداري از پولش را براي خريد لامپ استفاده كند.


نكاتي را كه بايد به خاطر بسپاريد


مدت زماني طول مي‌كشد تا كودكان ياد بگيرند به جاي دروغ گفتن راست بگويند. مي‌توانيد با كودك خود قرار بگذاريد تا ديگر دروغ نگويد. اگر مشكل ادامه يافت بهتر است با متخصين اين امر مشورت كرد.
اقدامات كليدي

توضيح دهيد كه چرا دروغ‌گويي مسئله است.
به كودكتان بگوييد دست از دروغ‌گويي بردارد.
فرصت‌هايي را بري كودكتان ايجاد كنيد تا راستگويي را تمرين كند.
اگر كودكتان حرف راست را گفت مورد تشويق قرار دهيد.
اگر فرزندتان دروغ گفت از عواقب منطقي استفاده كنيد.
اگر مشكل ادامه يافت چه كنيم؟
اگر فرزندتان به دروغ‌گويي ادامه داد رو‌ش‌هاي زير مي‌تواند مفيد واقع شود.

براي كودكتان توضيح دهيد كه اگر دروغ نگويد امتياز مي‌‌گيرد.
با فرزندتان قرارداد كتبي ببنديد هم شما و هم فرزندتان امضاء كنيد و در آن قرارداد به كارهايي كه از فرزندتان انتظار مي‌رود انجام دهد پاداش منظور كرده و عواقبي كه به دنبال آن كارها دارد ذكر شود.
به فرزندتان بگوييد كه نمره‌ها قابل تغيير است. بعضي از كارها پاداش روزانه و بعضي پاداش هفتگي دارد. تصميم بگيريد كه بعد از اكتساب چند نمره پاداش داده شود.
پاداش مورد نظر چه چيزي مي‌تواند باشد

جدولي تشكيل دهيد كه نمره‌هاي به دست آمده در آن ثبت شود. جدول را در جايي نصب كنيد كه هم براي شما و هم براي كودك به آساني قابل رويت باشد. مثل قراردادن روي يخچال.
هر روزي كه كودك واقعيت را گفت و دروغ نگفت بر روي جدول نمره‌اي بگذاريد. به خاطر داشته باشيد كه كودك را به خاطر راستگويي مورد تشويق قرار دهيد.
در پايان زمان تعيين شده، نمره‌هايي را كه كودك شما به دست آورده را بشماريد، اگر به هدف تعيين شده رسيد به او پاداش دهيد.


اگر كودكتان دروغ بگويد، مسئله را با او مطرح كنيد و همين‌طور عواقبش را (مسئله و عواقبش را با او مطرح كند). سخنراني نكنيد و يا نق و فرياد نزنيد. با خونسردي عواقبي را كه در قرارداد عنوان كرده بوديد را به كار بريد. اين مسئله ممكن است باعث شود امتيازاتي كه قبلاً شرح داده شده را از دست دهد يا اين‌كه اگر كودكتان پول توجيبي دريافت مي‌كند، نتيجه منطقي اينست كه از پول توجيبي جريمه پرداخت كند. براي كودكان زير 10 سال شما ممكن است به او بگوييد: برو توي اتاقت و تا نگفتم بيرون نيا

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 23:19  توسط محمد مجتبی زاده  | 

همه ي ما دوست داريم فرزنداني مسئوليت پذير داشته باشيم. اما چطور مي توانيم اطمينان يابيم که فرزندانمان اين درس ها را به خوبي آموزش مي بينند؟ در اين مقاله چند راه براي مسئوليت پذير کردن فرزندانتان به شما نشان مي دهيم.

 

1)  از همان بچگي بعضي از کارها را به آنها واگذار کنيد.

بچه هاي کوچک، حتي بچه هاي دو ساله، علاقه ي خيلي زيادي به کمک کردن دارند. اگر صبور و خلاق باشيد، مطمئن باشيد خيلي بيشتر از آنچه شما فکر مي کنيد از دستشان برمي آيد. اينکار باعث مي شود وقتي بزرگتر شدند، در کارهايشان اعتماد به نفس و شور و اشتياق داشته باشند.


2)  براي کارهايشان پاداش نگذاريد.

اگر مي خواهيد حس مسئوليت پذيري به صورت طبيعي و عمقي در وجود فرزندانتان شکل گيرد، بايد بتوانند ارزش واقعي کارهايشان را درک کنند. اگر فقط روي چيزي که به عنوان پاداش خواهند گرفت متمرکز شوند، اين را ياد نخواهند گرفت.


3)  وقتي اشتباه ميکنند، عواقبي طبيعي براي آنها در نظر بگيريد.

اگر عادت کرده اند که هميشه وسايل بازيشان را جايي جا بگذارند، بايد بگذاريد با نتايج و عواقب کارهايشان هم روبه رو شوند. شايد لازم باشد که براي بازي بعديشان از کسي دستکش قرض بگيرند، يا شايد هم اگر گم شده باشد، مجبور شوند يک دستکش نو بخرند. اگر هر وقت که چيزي را گم مي کنند شما کمکشان کنيد، هيچوقت در زندگي مسئوليت پذير نخواهند شد.


4)  وقتي مي بينيد جايي احساس مسئوليت کرده اند، آن را بر زبان بياوريد.

هر رفتاري که از آنها مي بينيد و خوشتان مي آيد را جلوي خودشان به زبان بياوريد. اينکار باعث مي شود با شور و شوق بيشتري باز آن کار را تکرار کنند.


5)  هر از گاهي درمورد مسئوليت پذيري با آنها صحبت کنيد.

مسئوليت پذيري را به عنوان يک ارزش خانوادگي به آنها معرفي کنيد و اهميت آن را برايشان توضيح دهيد.


6)  خودتان الگوي مسئوليت پذيري براي فرزندانتان باشيد.

آنها همه چيز را از شما ياد مي گيرند، پس مراقب رفتارهايتان باشيد. سعي کنيد هميشه خوش قول باشيد. مطمئن باشيد که آنها همه ي کارهايتان را زير ذره بين دارند.


7)  از همان کودکي به آنها پول توجيبي بدهيد.

بگذاريد از همان دوران کودکي، تصميمات مربوط به امور ماليشان را خودشان بگيرند. با اين روش خيلي زود چم و خم پول خرج کردن دستشان مي آيد. اما اگر زود پولشان را تمام کردند، تنبيهشان نکنيد.


8)  باور داشته باشيد که کودکانتان مسئوليت پذير هستند.

باور شما به مسئوليت پذيري آنها، خيلي زود به خودشان منتقل خواهد شد و سطح توقعاتشان را بالاتر خواهند برد. حتي وقتي خرابکاري مي کنند هم اين باور را از دست ندهيد.


9)  به آنها ياد بدهيد که مسئوليت پذير باشند.

با آنها صحبت کنيد و بگوييد که توقع چه رفتاري از آنها را داريد. وقتي آنها ندانند که مسئوليت پذيري چيست، چطور مي توانند مسئوليت پذير باشند؟


10) از ديگران هم راهنمايي و کمک بگيريد.

بعضي وقت ها خيلي سخت است که خودتان بفهميد در برخورد با فرزندتان خيلي سخت گيريد يا آسان گير. مي توانيد با پدر و مادرهاي ديگر صحبت کنيد، کتاب بخوانيد، به مشاوران مخصوص مراجعه کنيد، هر کاري از دستتان برمي آيد انجام دهيد تا احساس کنيد که براي بار آوردن فرندتان تنها نيستيد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 22:23  توسط محمد مجتبی زاده  | 


 
اهمیت و ضرورت تربیت فرزند در اسلام تربیت فرزند به معناى فراهم آوردن مقدمات لازم براى به فعلیت رسیدن قواى او در راه تقرّب به خداوند است. این عمل نیازمند آگاهى و تمرین عملى است. اگر پدر و مادر در جهت انتقال عقاید صحیح و ایجاد رفتار درست در فرزند خود كوشا باشند، خیر او را فراهم كرده‏اند و خداوند بر آنان رحمت خواهد نمود.

 درباره عقیده صحیح و انتقال آن به فرزندان، تكلیف بزرگى بر عهده والدین گذاشته شده است، زیرا تأثیر عقایدى كه در خانواده رواج دارد و به فرزند القاء مى‏ شود در آینده او غیر قابل انكار است. عمل تربیتى در خانواده به منزله پاسدارى از فطرت توحیدى فرزند است.

 این پاسدارى یك وظیفه بزرگ تربیتى و اخلاقى است كه عمل به آن مهمترین كاركرد خانواده را فعلیت مى ‏بخشد. امام سجاد (ع) در رسالة الحقوق فرمودند: حق فرزند تو اینست كه بدانى او از توست و هرگونه كه باشد چه نیك و چه بد، در دنیاى گذرا به تو منسوب است و تو در آن چه به او سرپرستى دارى مسئول هستى، در ادب نیكو و راهنمایى به سوى پروردگار و یارى او بر طاعت خداوند در باره تو و خودش. پس بر این كار پاداش مى ‏گیرى اگر درست عمل كنى، و كیفر مى‏ بینى اگر نادرست عمل نمایى؛ پس او را چنان تربیت كن كه با اثرى كه بر او مى‏ گذرى در دنیا زیبایى بیافرینى و با قیام شایسته به وظیفه ‏اى كه نسبت به او دادى در نزد خداوند معذور باشى كه هیچ قوتى نیست مگر از خداوند.

 در این سخن، امام سجاد (ع) تربیت نیكو و آموزش عقیده توحیدى و كمك براى ایجاد رفتار صحیح در فرزند را بیان كرده‏اند و سپس انجام این وظایف را موجب سعادت دنیا و آخرت والدین دانسته ‏اند. در روایتى امیرالمؤمنین (ع) همین وظایف را ذكر فرموده‏اند: حق فرزند بر پدر آن است كه او را نام نكو نهد و نیكش پرورد و قرآنش تعلیم دهد. آموزش قرآن به معناى آموزش همه عقایدى است كه دلالت فرزند به سوى خدا را محقق مى ‏كند و پرورش نیكو به معناى ادب آموزى و ایجاد رفتار صحیح سعادت بخش است.

محیط خانواده اولین محیط اجتماعى است كه فرزند تجربه مى‏كند. او از اعضاى خانواده به ویژه پدر و مادر بیشترین تأثیر را مى‏ پذیرد، زیرا حمایت پدر و مادر خود را تجربه كرده است و همواره دیده است كه ضعف ‏هاى جسمى او را پدر و مادر جبران مى ‏كنند و تغذیه و پرورش او را از روى مهر و شفقت انجام مى‏ دهند. این تجربه‏ ها موجب اطمینان او نسبت به آنها مى ‏شود و این اطمینان باعث پذیرندگى فرزند از پدر و مادر مى‏ گردد. اگر پدر و مادر در این زمان عقاید صحیح را به او بیاموزند، قلب نیالوده او آن را مى‏ پذیرد و عادات لازم و متناسب با عقاید صحیح را مى‏ یابد.

 امیرالمؤمنین (ع) خطاب به فرزند خویش فرمودند: پس به ادب آموختنت پرداختم پیش از آن كه دلت سخت شود و خردت در تصرف هوایى دیگر در آید. در ادامه همین نامه فرمودند: و چون به كار تو همچون پدرى مهربان عنایت داشتم و بر ادب آموختنت همت گماشتم چنان دیدم كه این عنایت در هنگام جوانى‏ ات به كار رود و در بهار زندگانى كه نیتى پاك و نهادى نیالوده دارى، و این كه نخست تو را كتاب خدا بیاموزم و تأویل آن را به تو تعلیم دهم، و شریعت اسلام و احكام آن را از حلال و حرام بر تو آشكار سازم. در این بخش از نامه امام على به فرزندشان بر انتقال عقیده صحیح و ادب آموزى و نیز بر پاكى ضمیر انسان در دوره كودكى و جوانى تأكید شده است؛

 یعنى همان دورانى كه بیشترین تأثیر را از خانواده مى ‏پذیرد. انتقال عقیده حق و ایجاد رفتار سعادت آفرین، عنوان كلى وظایف تربیتى پدر و مادر است. ولى تفصیل عقیده حق را باید در قرآن و سنت جستجو كرد و رفتار صحیح را نیز از قرآن و سنت آموخت. پدر و مادر مسئول تحقق این امور در فرزند هستند. بنابراین باید در جستجوى بهترین روش براى تحقق آنها باشند و مسئولیت آنها تنها با گفتن و اطلاع رساندن خاتمه نمى‏یابد، بلكه باید روش‏هاى مناسب براى مؤمن و متقى شدن فرزندشان را بیابند.

 امام صادق(ع) از پیامبر اكرم(ص) روایت كرده‏اند: خداوند كسى را كه به خیر فرزندش یارى مى‏دهد بیامرزد. پرسیدند چگونه به خیر فرزند یارى رساند؟

 فرمودند: آن چه در توان اوست پذیرا شود و از آن چه فوق توان اوست در گذرد و او را به نافرمانى نخواند و سرگشته و حیرانش نسازد. در این روایت یك اصل مهم تربیتى بیان شده است: توانایى‏ها و استعدادهاى متربى باید در جریان تربیت مورد توجه باشد، والدین در مسیر تربیت فكرى و عملى فرزند خود نباید از این اصل غفلت كنند. غفلت از این اصل خیر فرزند را محقق نمى ‏كند و او را به نافرمانى و سرگشتگى مبتلا مى ‏سازد.

 از این روایت اهمیت مراحل رشد را نیز مى ‏توان دریافت؛ زیرا بدون توجه به قابلیت‏هاى فرزند در دوره‏هاى مختلف زندگى، تربیت صحیح ممكن نمى‏ شود. خوشبختانه در روایات اهمیت توجه به مراحل رشد ذكر شده است. از امام صادق (ع) نقل شده است: فرزندت را بگو تا هفت سالگى بازى كند و هفت سال او را ادب ‏آموز و در هفت سال سوم او را ملازم و همراه خود دار. گویى هفت سال نخست سال‏هایى است كه كودك به طور غیر مستقیم و فقط از طریق مشاهده رفتار پدر و مادر مى ‏آموزد و در هفت سال دوم به آموزش مستقیم عقیدتى مى‏ پردازد و هفت سال سوم سال‏هاى ورود به میدان یادگیرى حلال و حرام شریعت در مقام عمل است.

 از امام صادق(ع) روایت شده است: فرزند پسر هفت سال بازى مى ‏كند و هفت سال قرآن مى‏آموزد و هفت سال حلال و حرام را یاد مى ‏گیرد. یكى از اهداف تعلیم و تربیت فرزند در خانه و مدرسه، آماده سازى او براى زندگى در اجتماع و تعقیب اهداف جامعه الهى است. به همین دلیل برخى از آموزش‏ها براى او ضرورى است و باید از خانه آن آموزش‏ها را شروع كرد. نمونه مشهور و بارز این گونه آموزش‏ها در روایتى از امیرالمؤمنین (ع) آمده است:

فرزندان خود را شنا و تیراندازى بیاموزید. اگر بپذیریم كه این دو ماده آموزشى به سبب آن است كه فرزند را براى انجام وظایف اجتماعى آماده كند، طبعاً نمى‏ توان در همین دو ماده آموزشى متوقف شد؛

 بلكه باید به تناسب زمان و نیازمندى‏ هاى جامعه اسلامى، مواد آموزشى متنوع دیگرى را نیز در نظر داشت. در تربیت فرزند نیز همچون سایر قلمروهاى زندگى، باید اصول ثابت را از امور متغیر جدا ساخت و به این حقیقت توجه كرد كه برخى از آداب و ظواهر زندگى تغییر مى ‏كند و روابط اخلاقى و نیازمندى ‏هاى زندگى اجتماعى دگرگون مى‏ شود. تربیت فرزند را باید با آگاهى از تفاوت‏ هاى خود و فرزندان از حیث فضاى فرهنگى و مناسبات اجتماعى صورت داد.

 باید فرزند را آماده ساخت تا اصول ثابت و نامتغیر اخلاق را متناسب با ظرف زمانى و مكانى زندگى خود رعایت كند. این آمادگى او را براى مقابله با تلقینات مسموم توانا مى ‏سازد و امنیت اخلاقى او را در دوران جوانى و بعد از آن تضمین مى‏نماید.

 به امیرالمؤمنین (ع) نسبت داده شده است كه فرمودند

 فرزندان خود را به اخلاقى متناسب با روزگارشان مؤدب سازید: فرزندان خود را به اخلاق خودتان تربیت نكنید زیرا آنان براى زمانى غیر از زمان شما آفریده شده‏اند. در پایان تأكید مى‏ كنیم كه فرزند موهبتى است كه به امانت در اختیار والدین قرار گرفته است. باید این موهبت را گرامى داشت و از اكرام و احترام او فروگذار نكرد، چرا كه سلامت روح او در احترام كردن اوست و تربیت اخلاقى او در سایه اكرام و احترامش موفق‏ تر خواهد بود.

اکرم رجبی.عضو هیات علمی دانشگاه آزاد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 22:7  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

گر كودكان با انتقاد و سرزنش زندگي كنند ، مي آموزند كه ايرادگير باشند.

اگر با دشمني و خصومت زندگي كنند، مي آموزند كه بجنگند.

اگر با ترس زندگي كنند، مي آموزند كه بيمناك باشند.

اگر با حسرت زندگي كنند، مي آموزند  كه هميشه براي خود متأسف باشند.

اگر با تمسخر زندگي كنند، مي آموزند كه خجالتي باشند.

اگر با حسادت زندگي كنند، مي آموزند كه احساس گناه كنند.

اگر با شكيبايي زندگي كنند، مي آموزند كه صبور باشند.

اگر با تشويق زندگي كنند،مي آموزند كه اعتماد به نفس داشته باشند.

اگر با تحسين زندگي كنند، مي آموزند كه قدردان باشند.

اگر با تأييد زندگي كنند، مي آموزند كه خود را دوست داشته باشند.

اگر با پذيرفته شدن از سوي ديگران زندگي كنند،مي آموزند كه عشق را در جهان بيابند.

اگر با شناخت زندگي كنند،مي آموزند كه هدفي داشته باشند.

اگر با حس «شريك شدن » زندگي كنند،مي آموزند كه بخشنده باشند.

اگر با صداقت و عدالت زندگي كنند، مي آموزند كه حقيقت و عدالت كدام است.

اگر با امنيت زندگي كنند، مي آموزند كه به خود و به اطرافيان خود ايمان داشته باشند.

اگر با دوستي زندگي كنند، مي آموزند كه جهان براي زندگي كردن جاي خوبي است.

اگر با صلح زندگي كنند، مي آموزند كه آرامش ذهني داشته باشند.

فرزندان شما با چه چيزي زندگي مي كنند؟
يادت باشد: اعتراف به ايمان يك انسان، در اعمال اوست نه در گفته هايش.
به خاطر بسپار: خنديدن و شاد بودن نوعي نيايش است.
به خاطر بسپار: انسان بزرگ كسي است كه در سينه ي خود قلبي كودكانه داشته باشد. نوعي نيايش است
بهترين روش براي خوشحال كردن خودانست كه ديگري را خوشحال كنيد.
اگر بخواهيد همه چيز باشيد، نمي توانيد چيزي شويد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 22:4  توسط محمد مجتبی زاده  | 

کمبود توجه و تمرکز کودکان

این اختلال دارای سه علامت عمده است که شامل پرفعالیتی (‌پرتحرکی ) کمبود توجه و تمرکز,بروز اعمال تکانه ای (‌اعمال ناگهانی و غیر قابل پیش بینی

می باشد این اختلال دارای سه نوع است در نوع اول کودک فقط مشکل در نگهداری توجه و تمرکز دارد در نوع دوم فقط پر تحرکی و بیش فعالی دیده

می شود و بالاخره نوع ترکیبی که کودک هم پرتحرک بوده و هم مشکل توجه و تمرکز دارد این اختلال در 5٪ کودکان دبستانی و در پسرها سه تا پنج برابر شایع تر از دختران است و بیشتر در پسران اول خانواده دیده می شود

معمولا اختلال از سه سالگی به بعد تشخیص داده می شود کودکان مبتلا در دوره شیرخواری اغلب پرتحرک بوده و دست ها و پاهای خود را زیاد حرکت می دهند کم خواب و کم غذا بوده زیاد گریه می کنند و عکس العمل نشان می دهند

از نظر سبب شناسی عامل اصلی ناشناخته است اما فاکتورهای متعدد ژنتیک ‍رشدی , صدمات مغزی , عوامل عصبی شیمیایی  , فاکتورهای عصبی فیزیولوژیکی و عوامل اجتماعی روانشناختی را موثر می دانند.

قبلا نقش رژیم های غذایی حاوی مواد رنگی خوراکی مواد نگهدارنده که به مواد غذایی اضافه می شود و "‌شکر" را موثر می دانستند که در حال حاضر از نظر علمی ثابت نشده است.

اما به طور تجربی دیده می شود که کودکانی که از این نوع مواد غذایی به وفور استفاده می کنند پرتحرک تر هستند در مورد عوامل ژنتیک ذکر این مورد لازم است که در صورت ابتلا یکی از فرزندان خانواده به این اختلال شانس بروز آن در خواهران و برادران کودک دو برابر می گردد.

اختلال بیش فعالی  /  کمبود توجه و تمرکز چه علائمی دارد ‍؟

تعدادی از علائم مربوط به بیش فعالی شامل موارد زیر می باشند :

 کودک غالبا با دستهایش بازی می کند و در جایش می لولد

 کودک معمولا کلاس را ترک می کند

 غالبا می دود یا می پرد

 غالبا بازی یا فعالیت هایش پرسر و صدا است

‌ به نظر می رسد که کودک همیشه در حال حرکت است

 چنین کودکی معمولا زیاد صحبت می کند

علائم مربوط به اختلال توجه و تمرکز نیز شامل موارد زیر هستند :‌

‌ کودک از توجه به جزئیات ناتوان است

 در نگهداری توجه هنگام فعالیت و بازی مشکل دارد

 هنگام صحبت مستقیم با او به نظر می رسد که گوش نمی کند

 اغلب قادر به پیگیری دستورات و یا اتمام کارها نمی باشد

 معمولا از فعالیت هایی که نیاز به کوشش ذهنی دارند , اجتناب می کند (مانند پرهیز از انجام تکالیف مدرسه)

 اغلب وسایل خود را گم می کند (‌وسائل مدرسه اسباب بازی )

 کودک فراموشکار است

از علائم دیگری چون دخالت در صحبت ها یا کار دیگران پراندن جواب قبل از اتمام سوال در کلاس , بی صبری برای منتظر خواب ماندن (مثلا در بازی ) می توان نام برد.

به هر حال کودکی که تعداد زیادی از این علائم را داراست حتما باید از نظر وجود این اختلال توسط روانپزشک کودک و یا متخصص اطفال بررسی گردد این کودکان با ورود به مدرسه بیشتر مسئله دار می شوند چون کودکان پر تحرک برای نشستن سر کلاس مشکل دارند .

بستگی به شدت اختلال معمولا یک یا دو زنگ اول را تحمل می کنند و بیشتر در ساعات نزدیک به ظهر بی قراری و پرتحرکی را نشان می دهند.

به عناوین مختلف سرجایشان می لولند یا با همکلاسی های خود صحبت می کنند و یا درخواست مکرر برای بیرون رفتن از کلاس را دارند.

معلمین معمولا این کودکان را بازیگوش نامیده و معتقدند که نظم کلاس را به هم می زنند در حالی که این کودکان تحمل یک ساعت یا یک ساعت و نیم سرکلاس نشستن را به طور مداوم ندارند لذا پس از شناخت مشکل این کودکان باید به آن ها اجازه داده شود که هر پانزده الی سی دقیقه یک بار به مدت چند دقیقه از کلاس خارج شوند.

از مشکلات دیگر این کودکان در مدارس , عدم توجه و تمرکز است و به نظر می رسد کودک به صحبت های معلمش گوش نمی کند که معلمین تحت عنوان حواس پرتی و بی دقتی از آن نام می برند . اما یک معلم با تجربه و با شناخت و درک کافی از این اختلال می تواند با قرار دادن دانش آموز دچار این مشکل , در میزهای اول کلاس و نیز با طرف مخاطب قرار دادن گهگاه دانش آموز درهنگام پرداختن به دروس ,   به این دانش آموزان کمک شایانی بنماید.

حتی در موارد شدید این اختلال گاه ضروری است که برخی امتحانات مانند دیکته از آن ها به صورت انفرادی به عمل آید و یا قبل از دادن برگه امتحانی ,  معلم از دانش آموز بخواهد یک دور دیگر جوابهایش را مرور نماید.

این کودکان معمولا به علت شلوغی و بر هم زدن نظم کلاس ,  زیاد از کلاس اخراج می شوند و نمره انضباط خوبی ندارند و اغلب اوقات توسط اولیای مدارس سرزنش می شوند در خانه نیز وضع آن ها بهتر نیست .

به علت پرتحرکی دست زدن به اعمال خطرناک و تجربه مکرر اعمال خطرآفرین مانند رها کردن دست والدین در وسط خیابان ,  پریدن از مکان های بلند , بازی با کبریت و آتش افروزی و ... معمولا توسط والدین تنبیه می شوند.

والدین با این کودکان بدرفتاری می نمایند گاه آن ها را کتک زده و یا به شدت تحقیر و سرزنش می کنند .معمولا چون کارها و فعالیت ها را نیمه تمام می کنند بیشتر در معرض مقایسه با خواهران و برادران خود ,  از طرف والدین قرار می گیرند.

تجربیات مربوط به شکست های پیاپی در فعالیت ها تنبیهات بدنی , سرزنش و تحقیر همگی موجب کاهش حس اعتماد به نقس و احترام به خود در این کودکان می گردد که همه زمینه ساز بروز افسردگی در تعدادی از این کودکان و نوجوانان می گردد . از مسائل دیگر همراه ,  اختلالات یادگیری است که شامل موارد اشکال در روخوانی , ناتوانی در یادگیری ریاضیات و اختلال در نوشتن می باشد

اختلالات یادگیری در درصدی از کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال پیش فعالی / کمبود توجه و تمرکز مشاهده می شود .

از نظر تشخیص باید علائم ذکر شده حداقل در دو محیط مانند منزل و مدرسه وجود داشته باشند و ارائه گزارش معلم از وضیعت کودک در سر کلاس ضروری است .

این مساله از این نظر حائز اهمیت است که باید کودکان شلوغ را که در خانه , والدین عملا کنترل خوبی بر آنها ندارند و در حقیقت سیستم خانواده فاقد انضباط کافی برای کنترل فرزندان می باشند , از کودکان پرتحرک تشخیص داد . زیرا هنگامی که اولیای مدرسه مشکلی با کودک ندارند و مسائل کودک فقط مربوط به خانه می باشد احتمال می رود که کودک دچار اختلال رفتاری ناشی از عدم کنترل کافی و موثر والدین باشد.

سیر این اختلال به چه صورت است ؟

معمولا این کودکان با افزایش سن بهتر می شوند . البته بهبودی قبل از دوازده سالگی بعید است ولی بین سنین دوازده تا بیست سالگی اکثریت موارد مبتلا به این اختلال بهبود می یابند . در پانزده تا بیست درصد موارد علائم تا بزرگسالی باقی می ماند . افراد مبتلا به این اختلال در بزرگسالی علائم مربوط به پرتحرکی را ندارند بلکه بیشتر بی قراری دارند, تکانه ای عمل می کنند و اختلال توجه و تمرکز نشان می دهند.

 درمان این اختلال چیست ؟

با توجه به علائم اختلال و عوارض زیاد ناشی از آن مانند انواع بدرفتاری و

بی توجهی به کودک که در نهایت منجر به کاهش حس احترام به خود و اعتماد به نفس در وی می گردد ضروری است که این گونه کودکان و نوجوانان تحت درمان قرار گیرند بهترین درمان این اختلال , استفاده از داروهای محرک می باشد که یکی از بهترین انواع داروها به نام ریتالین در ایران نیز وجود دارد و مورد استفاده قرار می گیرد در حدود 75٪ کودکان به این دارو جواب مثبت می دهند معمولا اولین علامتی که از بین می رود پرتحرکی کودک و آخرین علامت کمبود توجه و تمرکز است که بهبود می یابد در ابتدا دارو به مدت دو هفته امتحان میشود و در صورت بروز پاسخ مثبت که از طریق دریافت گزارش از طریق خود کودک , والدین و معلمین تایید می گردد دارو به مدت طولانی   تجویز می گردد .

با توجه به این که نیمه عمر دارو کوتاه است در دو یا سه نوبت در روز تجویزمی گردد .

مصرف این دارو به دلیل کاهش علائم پرتحرکی و افزایش توجه و تمرکز موجب افزایش یادگیری و در نتیجه عملکرد بهتر تحصیلی ( کسب نمرات بهتر) و افزایش اعتماد به نفس در کودک و نوجوانان می گردد با توجه به عوارض این داروها تعطیلات دارویی به صورت عدم مصرف آن در روزهای تعطیل (جمعه ها ) ,  تعطیلات رسمی , ایام عید و گاه تابستان در نظر گرفته می شود . عوارض شایع داروهای مجرک از جمله ریتالین شامل بی اشتهایی , درد معده , سردرد و بیخوابی می باشد که در تعداد کمی از کودکان و نوجوانان دیده می شود ازروش های دیگر درمانی می توان از رفتاردرمانی , آموزش و مشاوره با والدین و گروه درمانی برای کودکان و نوجوانان مبتلا نام برد.

به هر حال اختلال بیش فعالی / کمبود توجه و تمرکز , اختلالی است که در صورت تشخیص زودرس و درمان به موقع می توان از بسیاری از عوارض احتمالی آینده  آن جلوگیری نمود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 15:12  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 
  
 اگر فقط بخواهيم فهرست وار مروري بر عواقب تنبيه جسماني و يا كتك زدن بچه ها بيافكنيم موارد ذيل قابل ذكرند:

1)‌ تنبيه جسماني خيلي زود اثر آگاه كننده خود را از دست مي دهد يعني بچه اي كه كتك مي خورد خيلي زود Desensitized مي شود

2) مجازاتگر كه در غالب موارد مادر و پدر طفل مي باشد مجبور است هر بار بر شدت آن بيافزايد كه طفل از مجازات دچار ترس و اضطراب گردد و ديگر , عمل بد خود را تكرار نكند يعني هذفي كه تنبيه كننده به دنبال آن است.

3) در اثر اين تشديد مجازات در اكثر موارد مجازاتگر عنان اختيار را از دست داده و لطمات شديدي در حين حمله خشم برطقل وارد مي سازد كه همان معناي abuse Physical  را زنده كرده و در نتيجه در بسياري موارد بچه آنچنان صدمه خواهد ديد كه ديگر قابل جبران نخواهد بود (مانند خونريزيهاي جمجمه , شكستگيها و سوختگيها و فلجي و عقب افتادگي عقلاني و صدها مصیبت ديگر) و يا به مرگ طفل خواهد انجاميد , آنچنان كه آمار بسياري كشورها حاكي از حوالي 4000 -  10000 مورد مرگ در سال , در نتيجه Physical abuse است (‌كه در اكثر موارد Missed شده و به حساب مرگهاي اتفاقي گذاشته مي شود( .

4)‌ طفل كتك خورده از زمان طفوليت مي آموزد كه راه حل مشكلات منازعه و ابزار خشم به ديگران است (‌قانون Child abuse = نسل Abuser نسل More abuser از خود بر جاي مي گذارد ).

5) پايين آمدن اتكا به نفس Poor selfe = steem : من بچه هستم , من كسي نيستم ,من لياقت ندارم مفاهيمي است كه با رشد روند تفكري در ذهن طفل ايجاد شده و خود را پايين تر از ديگران خواهد پنداشت زير مكرا در حين كتك خوردن اين جملات را از دهان والدين خود شنيده است

6) معناني انتقام Revenge بجاي آگاهي و عبرت در ذهن وي شكل مي گيرد و باعث مي گردد بر منفي كاري خود بيافزايد طفلي را كتك مي زنند كه برادر و خواهر شيرخوار كوچك خود را اذيت نكند در اينصورت مسلم بدانيد كه و اين موجود را كه باعث كتك خوردنش شده است زير زيركي و بيشتر از سابق اذيت خواهد كرد

7) عدم اعتماد به دنيا loss of trust : بالاخص در شيرخواراني كه در زير يك سالگي از والدين كتك مي خورند و يا با خشم با آنان رفتار مي كنند (مثلا مادراني كه شيرخواران بد خلق و نق نقي را به شدت تكان داده و يا روي بالش پرت مي كنند ) معناي دنيا = مكان نا امن شكل مي گيرد زيرا مجازات از سوي افرادي اعمال شده است كه اولين مراحل اتكاء و اعتماد را در انسان شكل مي دهند يعني مادر و پدر.

8) اگر بخواهيد عواقب جسمي و روحي تنبيه جسماني را بر شماريم صدها كتاب و مقاله هم بجايي نخواهد رسيد و فقط ذكر مي كنيم كه ايجاد افسردگي , فرار از مدرسه , فرار از منزل , روي آوري به فحشا و اعتياد ( در سنين بالاتر و بالاخص نوجواني ) شكست هاي شغلي , بزهكاري و اعمال ضد اجتماعي و خلاف قانون و رخداد بالاتر و طلاق در خانواده افراد Abused بعنوان مشتي از خروار قابل ذكرند

اما هر گاه شما با اين والدين مجازاتگر بحث كنيد خواهيد شنيد : آقا شما دستي از دور بر آتش داريد ,  باور كنيد از نصيحت و قربان صدقه و جايزه و تهديد و داد زدن و غيره هر كاري كه بگوييد كرده ايم و دست آخر مجبور شديم كه كتكش بزنيم . چقدر بگوييم برادر كوچكت را اذيت نكن تو آقا شده اي و او كوچك است , چقدر داد بزنيم توپ را به ديوار نزن يا در مورد اطفال در سنين مدرسه ) چند بار جلوي ناظم و معلم خجالت بكشم و قول بدهم در مدرسه شيطنت نخواهد كرد و باز هم ما را به آنجا بكشد , آيا شما راه ديگري بجز كتك زدن به ذهنتان ميرسد ؟

بحث :‌ همانطور كه عرض كردم امروزه يكي از منسوخ ترين روشهاي تربيت كردن اطفال كتك زدن يا Physical punishment است ولي اگر از ما سوال فوق بشود (آيا شما راه بهتري از كتك زدن مي شناسيد‌) پيشنهاد ما چه خواهد بود ؟‌ بله من راههاي بهتر و عملي تر و موثرتري مي شناسم :

1)    سعي كنيد طبع و مزاج طفل خود را (Temperament) بشناسيد :‌بعضي بچه ها در مقابل گرسنگي و يا سر و صدا و يا هرگونه تغيير فيزيكي ديگر بيش از ساير اطفال حساسيت نشان مي دهند و اينها گروه    Difficult Temprament children را تشكيل مي دهند وعده هاي غذاي اين اطفال و حتي دفعات شير خوردن آنان در زمان Breast feeding بايد مكررتر و نزديك تر باشد بعلاوه ميزان سر و صداي منزل و منجمله صداي راديو و تلويزيون را بايد بسيار كوتاه نمود و در اينصورت از بد خلقي و خشم آنان كاسته خواهد شد

2)    گاهي اوقات پدر مادر ممكن است دچار مشكلاتي مانند اختلال كنترل تكانه (Control disorder impulse  ) (‌افرادي كه نمي توانند دچار غرايز و منجمله خشم خود را كنترل كنند ) باشند در اينصورت طرف مقابل رل ميانجي را بر عهده خواهد داشته و هنگاميكه علائم از كوره در رفتن را در همسر خود درك مي كند بايد به نحوي فعال تر نگهداري طفل را برعهده گيرند تا وي خونسردي خود را بدست آورد

3)    پدر و مادر بايد در ايجاد انضباط در طفل به نحو يكسان حركت كنند هنگاميكه طفل عملي ناهنجار انجام مي دهد بايد هر دو يك جور قيافه بگيرند و گرنه اگر طفل مثلا شي را پرت كرده يكي عصبانيت نشان داده و ديگري لبخند بزند مسلما عمل خطا تكرار خواهد شد

4)    موثرترين و بحراني ترين زمان ايجاد انضباط در اطفال بين 5/1 – 3 سالگي است كه معناي Yes و No  در آنان شكل مي گيرد بهترين واكنش بعمل خطا مانند پرت كردن اشياء و كتك زدن و هل دادن اطفال ,  ابزار قيافه اي اخمو عصباني و احيانا با صداي بلند ( نه در حد داد زدن ) خطاب كردن اوست و بالعكس در مورد اعمال خوب مانند بازي با ديگران و دادن اشياء به والدين (‌به قصد كمك )‌پاسخ با آواي دلنشين و ملايم و لبخند مناسب خواهد بود.

5)    هرگز نبايد به قصد رهايي از دست جيغ زدن طفل سعي در بر آوردن خواسته وي بنحو فوري نمائيم مثلا اگر طفل مكررا پا به زمين كوبیده و يك شي خطرناك يا شكستني را درخواست مي نمايد و يا مي خواهد خوراكي دلخواه خود را در ساعت نامناسبي بدست آورد نبايد تسليم وي شده و مطابق خواسته او رفتار نمائيم زيرا در اينصورت الگوي نامناسب رفتاري ايجاد شده و حل مراحل بعدي را با مشكل خواهد نمود

6)    اصل تربيت رفتار باليني بر مداومت و تكرار استوار است طفل بايد درك كند كه اگر صد بار هم از صندلي بالا رفته و بخواهد چيزي را از بلندي بردارد كه نامناسب است دويست با او را پائين مي آوريم

7)    هرگاه پدر و مادر خود را عصباني حس مي كنند بايد بلافاصله هر وسيله اي كه در دستشان است بر زمين بگذارند اكثر صدماتي كه در طي مراحل خشم بر اطفال وارد مي شود ناشي از ابزار و وسائل مانند كمربند و خط كش و امثالهم مي باشد.

8)    فرق رشوه و جايزه :‌هيچگاه نبايد خوراكي يا شئي دلخواه را پيشاپيش به طفل بدهيم كه او قول بدهد بچه خوبي باشد اين روش در رفتار درماني مطرود شناخته شده است

9)    نبايد كودك را بخاطر عملي زشت در حضور ديگران خجالت بدهيم (Demeaning) زيرا اين روش نوعي سوء رفتار به حساب مي آيد

         هرگز نبايد به دليل عملي بد يا سستي در انجام وظايف خواهر و برادر و اطفال ديگر را به رخ او بكشيم زيرا اين كار هم اتكاء به نفس وي را پائين مي آورد

            بچه هاي Hyperactive از مفعولين و قربانيان درجه اول كتك خوردن مي باشند و اثبات گرديده است كه هرچه بيشتر آنان را در معرض محيطهاي باز مانند پارك قرار دهيم از ميزان پرتحركي مخربشان كاسته شده و رفتار مناسب تري بروز خواهند كرد

            ممكن است يك پدر و مادر افسرده شيطنت طبيعي بچه را نا فرماني و بي ادبي تلقي نمايند و در نتيجه او را بدليل بي حوصلگي خودشان كتك بزنند افسردگي جرم و جنايت نيست بلكه يك بيماري قابل درمان است كه درمان آن ناجي والدين و طفل خواهد بود

نتيجه گيري
 توصيه فوق قطره اي از درياي رفتار درماني است و فقط بدان جهت ذكر گرديد كه من و شما بتوانيم بوالدين بگوئيم بله واقعا روش هاي قاطع تر و بهتري از كتك زدن مي شناسيم كه بتواند يك انسان با شخصيت سالم و بهنجار تحويل اجتماع دهد و نه يك موجود ضد اجتماع و انتقام جوي سوء استفاده گر ملاحظه مي فرماييد كه در قرن بيست و يكم پدر و مادر مي توانند با قيافه هاي خشن و اخم كردن و دور شدن موقت از كنار اطفال پرخاشگر و عصباني و نهايتا چند دقيقه قرار دادن وي در يك اتاق در بسته و بنحو اخري با دو انگشت به پشت دست زدن بسيار موفق تر باشند تا با كتك زدن طفل

انسان با نگاهش بهتر از دستش مي تواند

 ديگران را كتك بزند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 15:11  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

هنگامي كه فلورايد همراه با خمير دندان خورده شود و توسط دندان هايي كه تكامل نيافته اند جذب شود، باعث لكه هايي قهوه اي رنگ روي دندان مي شود.


دكتر غلامحسين رمضاني به باشگاه خبرنگاران گفت: فلورايد ماده اي موثر براي جلوگيري از پوسيدگي دندان است و اين فلورايد به طور طبيعي در غذا، آب و هوا وجود دارد.

وي افزود: فلورايد از جمله مواردي هستند كه توسط بافت هاي سخت بدن مثل دندان ها ذخيره مي شود، هنگامي كه فلورايد از طريق خمير دندان خورده مي شود، توسط دندان هايي كه هنوز تكامل نيافته اند جذب مي شود و باعث لكه هاي قهوه اي روي دندان مي شود.

وي رويش اولين دندان هاي دائمي را در سنين 6 سالگي عنوان كرد و گفت: معمولا دندان هاي دائمي با دندان هاي شيري به اشتباه گرفته مي شوند، بنابراين مراقبت از دندان ها بعد از 6 سالگي ضروري است.

 منبع

سایت تبیان زنجان

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 2:1  توسط محمد مجتبی زاده  | 


به گفته پژوهشگران آمريكايي، مغز مادر به لبخند كودك واكنش مثبت نشان مي‌دهد و اين واكنش به حفظ سلامت مادر كمك مي‌كند.


به  گزارش سلامتيران به نقل از  بي بي سي، كاترينا ليونز، محقق كالج پزشكي بيلر، معتقد است که لبخند كودك بهترين تسلي خاطر براي مادر است.
همچنين پروفسور لين استراتيرن با بررسي وضعيت واكنش مغزي 28 مادر به اين يافته رسيد كه لبخند كودك گيرنده‌هاي حس شادماني را در مادر فعال مي‌كند و در نتيجه تحريك شدن اين گيرنده‌ها، سلامت عمومي مادر حفظ و تامين مي‌شود.
هرچند تاثير متقابل روابط مادر و كودك از دير باز محرز شده؛ آنچه هنوز مشخص نشده اين است كه آيا گيرنده‌هاي حسي در اثر يك روند غريزي تحريك مي‌شوند يا اين كه بخشي از نياز انسان به زندگي اجتماعي است.
محققان در تلاش هستند تا چنين تاثيري را در پدران نيز بررسي كنند

 منبع

سایت تبیان زنجان

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 1:55  توسط محمد مجتبی زاده  | 


شب ادرارى يا ناتوانى در كنترل ادرار (Enuresis)، يكى از اختلالات رايج دوران كودكى است كه در بعضى موارد مى تواند مسائل و مشكلات جدى روان شناختى مثل كاهش عزت نفس، احساس شرمسارى، خودكم بينى و پرخاشگرى به دنبال داشته باشد. براساس تعريف انجمن روان شناسان، زمانى كه كودك (5سال به بالا) به طور مكرر دو بار در هفته و در مدت سه ماه متوالى، بدون داشتن بيمارى جسمانى خاصى مثل ديابت، صرع، عفونت هاى سيستم ادرارى، نارسايى هاى سيستم عصبى و... رختخواب خود را خيس كند، دچار مشكل شب ادرارى يا ناتوانى در كنترل ادرار است. ميزان شيوع اين اختلال به دليل تنوع علل و معيارهاى اجتماعى گوناگون قدرى مشكل است، ولى آمارها نشان مى دهند كه تقريباً 85 درصد كودكان تا سن پنج سالگى قادرند در طول شب خشك بخوابند و 15 درصد باقى مانده نيز با كمى آموزش و حمايت والدين و مربيان شان مى توانند پاكيزه خوابيدن را بياموزند. تنها 2 _ 1 درصد كودكان هستند كه تا سن 15 _ 14 سالگى توانايى كنترل ادرارشان را هنگام خواب هنوز به دست نياورده اند.

• انواع شب ادرارى در كودكان
به طور كلى، شب ادرارى هاى كودكان به دو گروه تقسيم مى شوند.
گروه اول، كودكان خردسال زير پنج سال كه هنوز مراحل كنترل ادرار را در طول شب نياموخته اند.
گروه دوم، كودكانى كه بعد از سه ماه متوالى كه قادر بوده اند شب ها خشك بخوابند، مجدداً دچار ناتوانى در كنترل ادرارشان شده اند.

• عوامل موثر در بروز شب ادرارى
محققان بر اين باورند كه شب ادرارى هاى گروه اول، ناشى از نارسايى و عدم رشد كافى اندام هاى دفع ادرار، عوامل رشد، وراثت و مشكلات هورمونى است و شب ادرارى هاى گروه دوم، حاصل مشكلات كليوى، مثانه، مجارى ادرارى، عفونت هاى گوناگون سيستم دفع ادرار، تنش ها، استرس ها و فشارهاى روحى - روانى ناشى از تغييرات زندگى كودك است.
• تاخير در رشد اندام ها
رايج ترين علت ناتوانى كودكان در كنترل ادرار، تاخير در رشد اندام ها و سيستم اعصاب مركزى آنهاست كه موجب كاهش توانايى آنان بر عمل تخليه مثانه مى شود. زمانى كه مثانه كودك پر مى شود، اندام هاى عصبى دفعى پيام هايى كه به مغز مى فرستد، كودك را براى دستشويى رفتن هوشيار مى كنند. چنانچه اين بخش از سيستم عصبى كودك دچار ضعف و تاخير در رشد باشد، پيام عصبى لازم به مغز نمى رسد.
• عامل وراثت

تحقيقات نشان مى دهند كه تقريباً 75درصد كودكان مبتلا به شب ادرارى، داراى والدين و يا خواهر و برادرهايى بوده اند كه آنها نيز اين مشكل را داشته اند. اين احتمال در بين كودكان شب ادرار كه يكى از والدين شان مبتلا به شب ادرارى بوده است ، به 50 درصد مى رسد و چنانچه سابقه خانوادگى اين بيمارى در آنها موجود نباشد، فرزند شان نيز به طور حتم تا 6 سالگى اين مشكل را پشت سر خواهد گذاشت. آزمايش هاى گوناگون نشان داده اند كه ژن حامل اختلال شب ادرارى بر روى كروموزم شماره 13 قرار دارد.

• اختلالات خواب

بررسى نوارهاى مغزى كودكان شب ادرار نشان مى دهد كه نارسايى امواج مغز و افزايش فعاليت آن مى تواند در بعضى موارد مانع از بيدار شدن به موقع كودك براى دستشويى رفتن شود. به عبارت ساده تر، اين گروه از كودكان ممكن است خوابى كاملاً طبيعى و آرام داشته باشند، ولى براى بيدار شدن به موقع دچار مشكل مى شوند.

• مشكلات هورمونى

تحقيقات نشان مى دهند ميزان هورمون كاهش ادرار (ADH)در كودكان شب ادرار به حد طبيعى نيست. ميزان ترشح طبيعى اين هورمون در كودكان سالم (در طول خواب) موجب كاهش فعاليت كليه ها و ديرتر پرشدن مثانه (در طول 12 _ 8 ساعت) مى شود. در حالى كه در كودكان شب ادرار، عدم توازن اين هورمون موجب بروز شب ادرارى در آنان مى شود.

• عفونت هاى سيستم دفع ادرار

كودكى كه مبتلا به عفونت هاى كليوى و سيستم دفع ادرار است، بيش از كودكان سالم نياز به دستشويى رفتن پيدا مى كند. اين كودكان هنگام دفع، دچار احساس سوزش، درد و ناراحتى مى شوند و ادرار آنها اغلب كدر و بدبو است. همچنين تب و درد در ناحيه پشت (كليه ها) از ديگر علائم عفونت هاى ادرارى است.

• ديابت

ديابت يا بيمارى قند در كودكان نيز مى تواند عاملى براى شب ادرارى آنان باشد. علائم ديابت عبارتند از: تكرر ادرار، تشنگى بيش از اندازه، خستگى و بى حالى در طول روز، كاهش وزن و كم تحركى، زياد شدن اشتها و پرخورى.

• عوامل جسمانى

بعضى از تحقيقاتى كه در زمينه علل شب ادرارى كودكان صورت گرفته است، نشان مى دهد كه اين كودكان داراى مثانه اى كوچكتر از حد معمول هستند. زمانى كه والدين گزارشى از گنجايش كم مثانه كودك شب ادرارشان مى دهند، معمولاً اين كودكان در طول روز هم دچار ناتوانى در كنترل ادرارشان هستند.

• عوامل روان شناختى

در بعضى موارد نيز شب ادرارى كودكان عكس العمل و پاسخى، نسبت به تعارضات هيجانى، اضطراب ها و نابسامانى هاى عاطفى كودك است. پژوهش هاى روان شناسان و ديگر متخصصان بهداشت روانى كودكان نشان مى دهد، بچه هايى كه درگير تغييرات و دگرگونى هايى در محيط خانه و مدرسه خود هستند، گاهى دچار شب ادرارى مى شوند. بحران عاطفى در خانه و خانواده نيز مى تواند منجر به بروز اين اختلال در كودكان شود. تغيير منزل يا مدرسه، انتقال به شهر ديگر، طلاق و جدايى والدين، تولد نوزاد جديد در خانواده، بدرفتارى و خشونت هاى خانوادگى، فشارها و استرس هاى گوناگون و... مى توانند عاملى براى ناتوانى كودك در كنترل ادرارش باشند. در اغلب موارد نيز كودكان نسبت به اين گونه تغييرات عاطفي_ هيجانى خود آگاه نيستند و نمى دانند كه بين شدت احساسات و شب ادرارى آنان ارتباطى وجود دارد.

• روش هاى درمان شب ادرارى كودكان

اولين گام براى درمان كودكان شب ادرار آن است كه والدين و اعضاى موثر خانواده سعى كنند با رعايت برنامه اى منظم براى خواب و خوراك كودك، خشك خوابيدن در طول شب را به او بياموزند. در اين زمينه توجه به نكات زير مى تواند مفيد باشد:

1- هيچ گاه از تنبيه، سرزنش، انتقاد و يا شرمنده كردن كودك براى درمان و كاهش شب ادرارى او استفاده نكنيد.

2- قبل از اين كه كودك براى خوابيدن به رختخواب برود، به او يادآورى كنيد كه به دستشويى برود. اگر كودك گفت كه نيازى به دستشويى ندارد، از او بخواهيد كه به هرحال سعى كند، مثانه اش را خالى كند.

3- نوشيدن مايعات را دو ساعت قبل از خواب محدود كنيد (حتى غذاها و خوراكى هايى كه آب زيادى دارند مثل بستنى، ژله، سوپ و...).

4- سعى كنيد كودك را چند بار در طول شب بيدار كنيد. نايلون و يا مشمعى زير ملافه تشك كودك پهن كنيد تا بتوانيد در صورت نياز تنها ملافه را عوض كنيد.

در نظر داشته باشيد، تقريباً 98 درصد شب ادرارى هاى كودكان به تدريج تا سنين 12_ 10 سالگى بهبود مى يابند. به طور كلى روش هاى درمان شب ادرارى كودكان به دو گروه تقسيم مى شوند، درمان هاى غيردارويى و درمان هاى دارويى.

الف- درمان هاى غير دارويى مثل روش هاى انگيزشى، استفاده از وسايل و زنگ هاى حساس به رطوبت، ورزش هاى مخصوص تقويت مثانه، درمان هاى روان نشاختى، رژيم غذايى و....

روش هاى انگيزشى: بر طبق اين روش ها به كودك كمك مى شود تا شرايط خود را بهتر درك كند و دچار احساس ناتوانى، ضعف عزت نفس و خودكم بينى نشود. به عبارتى خود را عامل اختلال نداند بلكه تلاش كند تا نقش موثرى در بهبود و روند درمان ايفا كند. يكى از اين روش ها استفاده از رژيم هاى غذايى و نمودار روزانه است كه طى آن كودك سعى مى كند با يك برنامه تنظيم شده و كاهش نوشيدنى هاى گوناگون در طول شب، خود را كنترل كند و خشك بخوابد. معمولاً اين شيوه درمان در 25درصد موارد موجب كاهش 70 درصد از شب ادرارى كودكان مى شود.

استفاده از وسايل و زنگ هاى حساس به رطوبت: يكى از موفق ترين شيوه هاى كاهش شب ادرارى كودكان، استفاده از وسايل حساس به رطوبت است. اين زنگ ها دونوع هستند، دسته اول به زيرشلوارى كودك و دسته دوم به ملافه رختخواب كودك بسته مى شوند. در هر دو حالت با كمترين نم و رطوبتى به صدا در مى آيند و كودك را از خواب بيدار مى كنند. بعد از مدتى كه كودك نسبت به زمان پر شدن مثانه اش حساس مى شود و قبل از آن كه رختخوابش را خيس كند، بيدار مى شود و به دستشويى مى رود.

چنان چه كودك نسبت به صداى زنگ حساس نباشد، وظيفه والدين است كه فوراً او را بلند كنند و به دستشويى ببرند. هنگام استفاده از اين گونه وسايل، بايد زيرشلوارى كودك مجدداً عوض شود و هيچ گونه رطوبتى نداشته باشد تا دستگاه درست كار كند. در طول درمان، هيچ گاه كودك را تنبيه و سرزنش نكنيد، خيلى آرام و خونسرد بلند شويد و بدون كمترين دلخورى و اوقات تلخى او را به دستشويى ببريد. باز هم به خاطر داشته باشيد كه كمك ها و همراهى هاى شما مى تواند مشكل كودك را تخفيف دهد، پس او را به دليل مشاركتش در برنامه درمان، تشويق و ترغيب كنيد تا كودك دچار بحران روحى نشود.

براساس گزارش هاى مختلف تقريباً 70 درصد از شب ادرارى هاى نوع اول با استفاده از اين شيوه بهبود مى يابند. پزشكان و متخصصان كودك پيشنهاد مى كنند، كودكانى كه از اين روش براى درمان خود استفاده مى كنند، بهتر است تا سه هفته بعد از اين كه توانستند كاملاً خشك بخوابند، از دستگاه هاى حساس به رطوبت استفاده كنند.

ورزش هاى مخصوص تقويت مثانه: گروهى از پزشكان و متخصصان كودك توصيه مى كنند براى درمان شب ادرارى كودكان مى توان آنها را تشويق كرد تا ورزش هاى كششى و حركات بدنى اى انجام دهند كه موجب گنجايش بيشتر مثانه آنها و بالارفتن توان كنترل بيشتر آنها بر اعمال مثانه شان مى شود. اين حركات و نرمش ها در طول روز انجام مى شود و زمانى كه كودك احساس مى كند مثانه اش پر شده است، سعى مى كند با كشش بدنى، گنجايش آن را بيشتر كند. روش ديگر آن است كه از كودك مى خواهند هنگامى كه در طول روز به دستشويى مى رود تا ادرار كند، چند لحظه اى جلوى ريزش ادرارش را بگيرد و دوباره ماهيچه انتهايى مجراى ادرارى اش را رها كند. اين كار موجب تقويت ماهيچه هاى انتهايى مجراى ادرارى مى شود. نتايج تحقيقى كه در اين زمينه صورت گرفته است نشان مى دهد، 66 درصد كودكانى كه از اين روش استفاده كرده اند، تا 20 درصد بهبود يافته اند و توانسته اند روند درمان را پس از مدتى تسريع بخشند.

درمان هاى روان شناختى: يكى ديگر از روش هاى درمان شب ادرارى در كودكان استفاده از روش هاى روان شناختى است، به ويژه در مواردى كه شب ادرارى كودك ناشى از تغييرات و تعارضات عاطفى _ هيجانى (مثل تولد نوزاد جديد، شرايط استرس آور درسى _ مدرسه اى و...) و يا بحران هاى عاطفى (مثل جدايى و طلاق والدين، درگيرى هاى خانوادگى و...) است. اساس درمان هاى روان شناختى، كمك به كودك و خانواده اش براى يافتن عامل و علت اصلى شب ادرارى كودك است. اين روش ها به آنها ياد مى دهد كه چگونه با كودك شب ادرار بايد كنار آمد و به او كمك كرد تا با مشكلش روبه رو شود و درصدد حل آن برآيد. از جمله درمان هاى روان شناختى، روش تشويقى است كه براساس آن والدين جدول هفتگى اى تهيه مى كنند و شب هايى را كه كودك توانسته خشك بخوابد در آن علامت مى زنند (ستاره اى به كودك مى دهند). بعد از آن كه تعداد علامت ها (ستاره ها) به ده رسيد، جايزه اى كه كودك انتخاب مى كند، برايش فراهم مى آورند.

ب- درمان هاى دارويى

در سال هاى اخير، براى درمان شب ادرارى كودكان از دارودرمانى استفاده مى شود. بسيارى از اين داروها، عملاً براى درمان مشكلات ديگرى مثل، افسردگى، اضطراب و... تجويز مى شوند. ايمى پرامين يكى از رايج ترين داروهاى ضدافسردگى است كه براى درمان شب ادرارى به كودكان هم داده مى شود. اين دارو تا ميزان 30 درصد مى تواند شب ادرارى كودك را كاهش دهد.

ايمى پرامين براى كنترل ادرار در طول شب (و حتى روز) داده مى شود. لازم به ذكر است كه اين گونه داروها براى درمان بلندمدت شب ادرارى كارايى ندارند. به عبارت ديگر، اگر دارو قطع شود، كودك مجدداً دچار شب ادرارى و عدم كنترل بر مثانه خواهد شد. مشكل ديگرى كه اين گونه داروها پديد مى آورند، عوارض جانبى آنهاست، به خصوص كه اين عوارض در كودكان شديدتر است. چنانچه كودكى به ناچار از شيوه دارودرمانى براى حل مشكل شب ادرارى اش استفاده مى كند، بهتر است حتماً زير نظر پزشك متخصص باشد.

داروهاى دسموپسين: انواع ديگر داروهايى كه براى حل مشكل شب ادرارى كودكان به كار برده مى شوند، استفاده از داروهاى دسموپرسين است. اين داروها موجب تغييراتى در هورمون هاى بدن (ADH) مى شوند. اين شيوه درمان، در مورد كودكانى مى تواند موثر باشد كه هورمون ADH در بدن شان دچار نارسايى است. اين دارو موجب كاهش آب ادرار و ديرتر پرشدن مثانه كودك در طول مدتى كه خواب است، مى شود. مصرف اين دارو براى كودكان خردسال به صورت افشانه اى و در بينى است. اغلب والدين گزارش كرده اند كه استفاده از اين دارو خيلى سريع مى تواند شب ادرارى را در كودكان كاهش دهد. پزشكان نيز توصيه مى كنند اگر كودك توانست بعد از سه ماه كه از اين دارو استفاده كرد، خشك بخوابد، بهتر است مصرف آن را به تدريج كاهش داد. متاسفانه اين گروه داروها هم مثل داروهاى ضدافسردگى، زمانى كه مصرف آنها قطع مى شود، تاثير خود را در بدن كودك از دست مى دهند و مجدداً علائم شب ادرارى در او ظاهر مى شود. در اين گونه موارد، گروهى از پزشكان پس از شروع دوباره شب ادرارى، تجويز دارو را از سر مى گيرند و گروهى از والدين تصميم مى گيرند صبورانه با اين مشكل فرزندشان در خانه كنار بيايند و فقط شب هايى كه كودك دور از خانه اش مى خوابد، از اين گونه اسپرى ها و داروها استفاده كنند.

اگر چه شب ادرارى هاى كودكان گاهى سبب ناراحتى والدين، اعضاى خانواده و خودِ كودك مى شود، اما خوشبختانه در اغلب موارد بدون درمان خاصى بهبود مى يابند. اما از آن جايى كه گاهى اين مشكل مى تواند علامت بيمارى جسمانى حادى باشد، بهتر است براى حل مشكل و درمان به موقع با پزشك متخصص مشاوره اى انجام دهند. در نظر داشته باشيد، انتخاب بهترين شيوه درمان در هر كودكى متفاوت است و بايد متناسب با شرايط جسمى _ روحى او انتخاب شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 0:22  توسط محمد مجتبی زاده  | 


 

شب ادراری علامتی است که در ارزیابی های روانپزشکی کودک مکررا با آن مواجه می شویم. در این خصوص ارزیابی های دقیق جهت روشن شدن دلایل مشخص ادراری، تکاملی، روانی اجتماعی و عوامل مربوط به خواب ضروری است. برای اغلب کودکان مبتلا به شب ادراری نمی توان یک علت اختصاصی را مشخص نمود. درمان شامل روش های حمایتی شرطی سازی با زنگ ادرار، و یا داروها (ایمی پرامین با دسموپرسین استات) می باشد. عوارض روانی اجتماعی این علامت باید شناخته شود و هم زمان با ارزیابی و درمان اختلال با حساسیت خاص مدنظر قرار گیرد.

شب ادراری یک علامت روان تنی شایع است که هم به تنهایی و هم در همراهی با دیگر اختلالات کودکان و نوجوانان تظاهر می یابد. شب ادراری ممکن است علت های متددی داشته باشد. درمانهای گوناگونی که در طیف رشته های تخصصی روانپزشکی کدک و نوجوان، روانشناسی کودکان و نوزادان، و اورولوژی قرار دارند، موثر شناخته شده اند. این پیچیدگی که در ارزیابی و درمان شب ادراری به چشم می خورد تظاهر یک علامت شایع و خوش خیم است که ایجاب می کند راهنمای عملی تعین شده برای کمک به بیماران به کار گرفته شود. این راهنما از متون آسیب شناختی فیزیولوژی اقتباس شده است، و روند تکاملی هنجار کودک و اصول تشخیص های روانپزشکی او را در بر می گیرد.

مقدمه
این خلاصه دیدگاهی اجمالی را از توصیه های درمانی و ارزیابی کودکان و نوجوانان مبتلا به شب ادراری فراهم نموده است. این چکیده شامل بسیاری از مهم ترین نکات و توصیه هایی است که در متن اصلی و مفصل وجود دارد. در هر صورت درمان و ارزیابی بیماران شب ادرار نیازمند در نظر گرفتن عوامل مهم و فراوانی است که نمی توان آنها را به طور کامل در یک خلاصه ارائه نمود و توصیه ها در این متن به وسیله یک علامت اختصاری مشخص شده است. این علائم اختصاری درجه اهمیت یا اعتبار هر یک از توصیه ها را مشخص می نماید. توصیه هایی که حداقل قابل قبول 4(MS) نام گرفته اند بر اساس شواهد تجربی اساسی (مثل تحقیقات دو سر کور به خوبی کنترل شده) یا اجماع بالینی مستحکم و موکد استوار می باشد. این استانداردها در بیشتر از 95% موارد کاربرد دارند. اگر پزشکی نتواند این استاندارد را در یک بیمار خاص اعمال کند باید دلیل خود را در گزارش پزشکی بیمار مطرح نماید.


راهنماهای بالینی 5(CG) توصیه هایی هستند که بر اساس شواهد تجربی (مثل تحقیقات باز و مطالعات موردی) و یا اجماع بالینی قوی، استوار می باشند و تقریب در 75% موارد کاربرد دارند. این موارد باید همیشه توسط درمانگران در نظر گرفته شوند، اما استثناء هایی نیز در کاربرد آن ها وجود دارد.


موارد اختیاری 6(OP) انتخاب هایی هستند که از نظر پزشکی قابل قبولند ولی ضروری نیستند. برای حمایت از این توصیه ها ممکن است شواهد تجربی ناکافی نیز وجود داشته باشد (در مقایسه با موارد MS یا CG). در برخی شرایط انتخاب این موارد ممکن است شواهد بهترین تصمیم باشد، اما گاه نیز باید از آن ها اجتناب شود. اگر امکان داشته باشد راهنمای عملی سود و زیان این موارد اختیاری را شرح می دهد.

موارد تایید نشده 7(NE) به روش هایی اشاره می نماید که مشخص شده بی اثر است یا منع مصرف دارد.

تعاریف


شب ادراری در DSM – IV – TR به شکل دفع مکرر ادرار در رختخواب یا لباس، حداقل دو بار در هفته، برای مدت 3 ماه متوالی در کودکی که حداقل 5 سال دارد تعریف شده است. در DSM – IV – TR حتی اگر تواتر یا طول مدت علامت کمتر از این حد ولیکن با ناراحتی یا اختلال عملکرد همراه باشد، کودک مبتلا به شب ادراری در نظر گرفته می شود. شب ادراری شبانه به دفع ادرار در خواب و نوع روزانه به خیس کردن در طی بیداری اطلاق می شود. شب ادراری زمانی اولیه محسوب می شود که کودک هرگز به طور مداوم در طول شب خشک نبوده باشد، در حالی که شب ادراری ثانویه به از سر گیری خیس کردن خود بعد از حداقل 6 ماه خشک بودن اشاره دارد.
سبب شناسی و تظاهرات بالینی
جزء ژنتیکی واضحی در شب ادراری وجود دارد. در مقایسه با 15% شیوع شب ادراری در کودکان خانواده هایی که سابقه شب ادراری نداشته اند، این علامت در 44% و 77% کودکانی که در مطالعات گذشته نگر یک یا هر دو والدشان شب ادرار بوده اند، گزارش می شود. داده های به دست آمده بر این دلالت دارند که کانون های دو کروموزوم با شب ادراری ارتباط دارند. مطالعات خواب نشان داده اند که یک الگوی پراکنده از خیس کردن در تمام مراحل خواب و متناسب با مقدار زمان گذشته در هر مرحله از خواب رخ می دهد. یک زیر گروه از بیماران شب ادرار مشخص شده اند که در آن ها در اثر اتساع مثانه برانگیختگی به وجود نمی آید و الگوی غیر معمولی از انقباضات مهار نشده مثانه پیش از وهله شب ادراری به وقوع می پیوندند. اختلال خواب مشخص که وقفه تنفسی ناشی از انسداد راه هوایی فوقانی است، ا شب ادراری همراه می باشد.
عوامل روانشناختی مشخص مشخص در عده معدودی از کودکان شب ادرار بطور واضح مطرح می باشد. این کودکان که فشارهایی را مانند طلاق والدین، مشکلات مدرسه، سوءاستفاده جنسی یا بستری شدن تجربه کرده اند اغلب دچار شب ادراری ثانویه شده اند که این علامت در واقع پدیده ای واپس گرایانه در پاسخ به فشار یا رویداد آسیب زا می باشد. در موارد نادری عوامل روانشناتی می توانند علت اصلی بروز مشکل در خانواده های بی انسجام یا سهل انگار باشند، والدینی که هرگز در جهت آموزش آداب تخلیه تلاش صحیح به عمل نیاورده اند.در این موارد معمولا سایر نشانه های سهل انگاری نیز گزارش می گرد
ارزیابی
وقتی شب ادراری به عنوان شکایت اصلی و یا به عنوان یک تشخیص اتفاقی طی ارزیابی مشکلات کودک مشخص شد، باید ارزیابی روانشناختی در بر گیرنده عناصر اختصاصی مربوط به شب ادراری صورت پذیرد (MS). در هر مورد باید با هر دو والد و کودک مصاحبه به عمل آید، و با حساسیت فراوان به عوارض هیجانی ناشی از این علامت پرداخته شود. در کسب تاریخچه اختصاصی شب ادراری باید همه نکات مربوط به بی اختیاری ادرار به وسیله مرور نظام های عصب شناسی و ادراری تناسلی (MS) مورد بررسی قرار گیرد. انجام معاینه جسمی ضروری است، لوزه ها یا آدنوئید بزرگ شده، اتساع مثانه، توده مدفوعی، غیر طبیعی بودن دستگاه تناسلی، اشکالات طناب نخاعی و علائم عصب شناختی باید مشخص شوند (MS). از ارزیابی های آزمایشگاهی معمول فقط آزمایش های تهاجمی بیشتر فقط در موارد خاص انجام می گیرند (CG). وزن مخصوص ادرار در اول صبح ممکن است در مشخص کردن بیمارانی که به درمان با دسموپرسین استات پاسخ می دهند موثر باشد (OP). تهیه یک نمودار پایه دو هفته از شبهای خیس و خشک کودک مفید خواهد بود (CG).

درمان
یافته های مثبت در تاریخچه، معاینات جسمی یا اقدامات آزمایشگاهی برای درمان های اختصاصی ضروری می باشد. در موارد خیس کردن هنگام روز، دفع ادرار غیر طبیعی (وضعیت غیر معمول بدن، ناراحتی یا احساس کشش، جریان باریک ادرار)، سابقه عفونت های دستگاه ادراری با شواهدی از عفونت در کشت یا آزمایش کامل ادرار، و غیر طبیعی بودن دستگاه تناسلی، ارجاع و درمان اوررولوژی ضروری می باشد. تاریخچه پیوست، بی اختیاری مدفوع یا توده مدفوعی قابل لمس احتمال فشارمکانیکی را بر مثانه مطرح می نماید. برداشتن توده مدفوعی و درمان مناسب به صورت برگرداندن کارکرد طبیعی روده اغلب شب ادراری را بر طرف می سازد.


خرخر کردن و لوزه ها یا آدنوئیدبزرگ ممکن است علامتی از وقه تنفسی در خواب باشد و درمان اختصاصی مربوطه را ایجاب نماید. ترمیم جراحی انسداد راه هوایی فوقانی منجر به بهبوئ و درمان شب ادراری می گردد.
مشکلات روانی اجتماعی که مستقیما در شب ادراری موثر باشند (در مقابل رخ داده های همزمان یا ایجاد شده به دنبال این علامت) نسبتا نادرند. شب ادراری می تواند در کودکی که قبلا خشک بوده و در خلال دوره ای از فشار روحی شروع به خیس کردن نموده، ناشی از مشکلات روانشناختی باشد (طلاق والدین، قرار گرفتن در خارج از خانه، آسیب تاشی از شرایط مدرسه،کودک آزاری، بستری شدن در بیمارستان و غیره).
در سنین اولیه، کشمکش قدرت بین والد و کودک ممکن است روی الگوی دفع ادرار متمرکز باشد(صحنه نبرد). این کشمکش باعث استمرار در کودکی که دیگر بزرگ شده است می شود. در موارد ناشایع که سهل انگاری یا از هم گسیختگی خانواده منجر به نارسایی در امر آموزش دفع ادرار به کودک می گردد، علائمی که دیده می شود علت روانی اجتماعی دارد. روان در مانی فردی، مداخله در بحران، خانواده درمانی، درمان های اختصاصی روانشناختی به کار رفته در اصول درمان فردی می باشد) CG).
درمان موثر مشکل روانشناختی زمینه ای، شب ادراری را در چنین کودکانی بر طرف نماید.
زمانیکه تاریخچه و معاینات جسمی علت خاصی را مطرح نمی کنند و نتیج بررسی اداری کاملا طبیعی است، شب ادراری شبانه اولیه و تک علامتی ساده بوسیله روش های غیر اختصاصی درمان می گردد. روش های حمایتی همیشه باید شامل آموزش، رفع ابهام و اطمینان بخشیدن به والدین باشد تا کودک را بخاطر شب اداری تنبیه نکنند(MS). داشتن نمودار روزانه، محدودیت مایعات، و بیدار شدن هنگام شب ممکن است با طبقه بندی درمانهای حمایتی غیر اختصاصی هماهنگ باشد(OP).
شرطی سازی با استفاده از یک زنگ تازه ساز، قابل حمل، و باطری دار به همراه یک قرارداد مکتوب، به وسیله استفاده از دستورالعمل های مربوط به نظارت مکرر، باز آموزی، و تقویت گاه به گاه کودک قبل از قطع کامل درمان، این درمان رفتاری موثر را به عنوان خط اول درمان در خانواده های با انگیزه و همکاری کننده مطرح نموده است.
دو داروی ایمی پرامین و DDAVP نیز در درمان شب ادرای موثر شناخته شده اند. در صورتی که درمان شرطی سازی غیر عملی یا ناموفق باشد، ایمی پرامین به صورت تک دوز هنگام خواب و به میزان mg/kg5/2-1 سالهای زیادی است که مصرف دارد. بسیاری از مطالعات موفقیت 40 تا 60% را اثبات نموده اند، گرچه میزان عود در حدود 50% است. ساز و کار عملکرد ایمی پرامین در درمان شب ادراری ناشناخته است و اثر بخشی آن قطعا وابسته به سطح خونین نمی باشد. به علت احتمال بروز آریتمی قلبی ناشی از مصرف TCA از جمله ایمی پرامین، می توان قبل از شروع درمان برای در نظر گرفتن اختلالات ریتم زمینه ای یک نوار قلبی انجام داد (حتی زمانیکه بالاترین مقدار استفاده شده در درمان شب ادراری کمتر از میزان معمول برای درمان افسردگی باشد.)

DDAVP یک ترکیب صناعی از هورمون ضد ادرار (ADH) است که اگر هنگام خواب مصرف شود تولید ادرار را در طی شب کاهش می دهد. این دارو می تواند بصورت افشانه درون بینی، به مقدار 10 تا 40 میکروگرم (1 تا 4 فشار) استفاده شود: کمترین دوز موثر شبانه باید به طور تجربی برای هر کودک مشخص گردد. DDAVP به صورت قرص های 2/0 میلی گرمی نیز در دسترس است و به میزان 2/0 میلی گرمی نیز در دسترس است و به میزان 2/0 تا 6/0 میلی گرم شب ها مصرف می گردد. مسمومیت آب عارضه جانبی نادر این دارو است ولیکن بحد کافی جدی می باشد که در صورت پیچیده شدن تابلوی بیمار در طی درمان ارزش بررسی الکترولیت های خون بیمار داشته باشد(CG). در مطالعاتی که بر روی DDAVP انجام گرفته است پاسخ درمانی به میزان 10 تا 65% و عود علائم در حدود 80% گزارش شده است. DDAVP را می توان در دوره های کوتاه کوتاه مدت تجویز کرد مثل زمانی که کودک به اردو می رود. درمان طولانی با کاهش ترشح ADH درون زاد همراه نمی باشد. ترکیب مصرف DDAVP و یک داروی آنتی کولیزژیک آهسته آزاد شونده ممکن است بسیار موثر تر از درمان DDVP به تنهایی باشد(OP). تمرین های منقبض کردن مثانه نیز به منظور افزایش ظرفیت عملکردی آن استفادهشده است گرچه شواهد قطعی برای اثر بخشی آنها وجود ندارد. تلاش به منظور نگهداشتن ادرار هنگام وجود احساس اضطرار برای دفع آن (NE) هم برای کودک و هم برای خانواده ناخوشایند است. علی رغم گزارش های موردی، شواهد تجربی در حمایت از اثر بخشی هیپنوتراپی، تغییر رژیم غذایی و حساسیت زدایی نسبت به مواد حساسیت زا وجود ندارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 0:20  توسط محمد مجتبی زاده  | 


 

مترجم : علي سعيدي

برگرفته از نشریه ماهانه پیوند ، شماره 327- دی ماه 1385

فرزند نو پاي شما احتما لا از صبح تا شب در حال چر خيدن در جا هايي است كه شما اصلا انتظار آن را نداريد . او از صندلي هاي آشپز خانه بالا مي رود . چند بار مي توانيد جلوي آن را بگيريد؟ بعد به بازي كردن با ظرف هاي آشپز خانه مي پردازد، و وقتي كه مي خواهد در كارهاي خانه به شما كمك كند، آشغالها را كف اتاق مي ريزد. كنجكاوي يك كودك نو پا گاهي باعث در ماندگي و عذاب والدين مي گردد .

بچه ها به وسيله ي كا وش، محيط  اطرافشان را كشف مي كنند. اما كاوش آنها بايد در جا هاي  امن صور ت گيرد.  هم چنين روش هايي كه آنها به كشف اطرافشان مي پردازند، بايد بي خطر باشد .

وقتي كه فرزند شما كاوش در جهان اطرافش را شروع  مي كند، اين موارد را به خاطر داشته باشيد :

·         كاوش  كردن برا ي بچه ها امري عادي است و از اهميتي فوق العاده برخوردار است.

·     كاوش يكي از اولين مراحلي است كه طي آن بچه ها به يادگيري در باره اشياء اطرافشان می پردازند و نيز مي آموزند كه چگونه مسائلشان را حل كنند .

·          بچه ها دو ست دارند بدانند كه وسا يل چگونه كا ر مي كنند و چگونه ساخته شده اند .

·      مهارتهايي مثل: كشيدن، ايستادن، سينه خيز رفتن، قدم زدن،  بالا رفتن، و ديدن، به بچه ها كمك مي كند محيطشان را كشف كرده، آن را بيازمايند.        

آيا رفتار فرزند شما عادي است؟                                                 

وقتي فرزند شما بين 1 تا 3 سال دارد ، احتمالا  به هر چيزي و هر كسي علا قه نشان مي دهد، به ويزه اگر آن كس يا آن چيز، جديد و متفاوت باشد .     

او هم مي خواهد قسمتی از كاري را كه شما انجام مي دهيد، انجام دهد . دست به آزمايش محدوديت هايي خواهد زد كه شما برايش وضع كرده ايد . گاهي اوقات كه شما مي خواهيد به او كمك كنيد ، مخالفت كرده ، هم چنان بر آزمايش و انجام همه چيز توسط خودش پافشاري مي كند .

 در دنبال مطلب به چند روش، كه بچه هاي خردسال معمولا با استفاده از آن ها  به كشف جهان اطرا فشا ن    مي پردازند، اشاره مي كنيم :

·         از اثاثيه خانه بالا مي رود و به دا خل مكان هاي كوچك مي خزد .

·          هر وقت آبي در داخل يك ظر ف، وان حمام، تشت، تنگ ماهي و گودال ها ي آب پيدا مي كند ، شروع به آب با زي مي كنند .

·          كابينت ها و كشو ها را باز كرده ، هر چيزي كه داخل آنها وجود داشته باشد، بيرون مي ريزند .

·          كيف هاي پول، جعبه ها، صندوقچه ها و ساير بسته ها را بر مي دارند و باز مي كنند .

·          به داخل انباري مي پرند و شروع به دستكاري وسايل داخل قفسه ها مي كنند .

·          به پرنده ها ، گربه ها و ساير چيز هايي كه بچه ها با آ ن ها بازي مي كنند ، بي پروا نزديك مي شوند .

اهميت كاوش كردن 

هرچند كاوش بچه ها مشكلاتي را براي والدين ايجاد مي كند، ولي همان طور كه گفته شد، اين كار از اهمیت زيادي برخوردار است. كاوش كردن سبب رشد ابعاد وجودي مهم در كودكان مي شود.

 اولين بعد، رشد هو شي و عقلي بچه ها است. يك بچه نوپا به يادگيري در باره جهان علاقه زيادي دارد و به وسيله حواس خود، يعني ديدن، شنيدن، چشيدن، بو ييدن و لمس كردن به كشف جهان مي پردازد. حواس پنجگانه ي او به وي كمك مي كند كه تفاوت چيز ها را با هم درك كند و بفهمد كه آنها  چگونه كار مي كنند.

با آزمايش روش هاي جديد براي دستكاري اشيا و با پرسيدن سولات، يك كودك نو پا شروع به يادگيري چگونگي حل مسايل مي كند .

نتيجه ديگركاوش، رشد عاطفي و اجتماعي است. وقتي يك كودك نو پا به اين نكته پي مي برد كه مي تواند محيط اطرافش را كشف كند و هر وقت نياز داشت دوباره  به نزد والدينش برگردد ، نسبت به خود اطمينان پيدا كر ده، اعتماد به نفسش افزايش مي يابد .

كاوش هم چنين براي رشد جسماني ضروري است.كو دكان نوپا براي كشف اطرا ف خود نياز به تحرك و فعالي دارند. اين حركات در آنان باعث به وجود آمدن هماهنگي ميان دست و چشم  مي گردد. آنان هم چنين هماهنگي چشم و دست را با راه رفتن، دويدن، بالا رفتن و پريدن و به كارگيري ماهيچه هاي بزرگ به دست مي آورند .

كمك به فرزندان براي كاوش بي خطر

 كودكان  نو پا سعي مي كنند هر چيزي را با دستن لمس كنند. والدين اين كودكان اغلب احساس خستگي مي كنند. تنها تماشاي يك كودك نوپا كه مدام از اين طرف به آن طرف مي رود، مي تواند خسته كننده باشد .

 سالم و ايمن نگه داشتن كودك نو پا احتياج به توجه مداوم دارد و گاهي اوقات به نظر مي رسد كه والدين براي يك دقيقه هم نمي توانند راحت باشند .

              در كنار خطر هايي كه كنجكاوي و كاوش  براي بچه ها دارد، همان طور كه پيش تر ذكر شد، چون باعث يادگيري مي شود، ارزشمند است. گاهي اوقات ممكن شما  است بخواهيد نياز فرزند تان به كشف و كاوش را متوقف  سازيد، ولي به خاطر داشته با شيد كه كشف و كاوش براي رشد كودك ضروري است. پس به جاي اين كار توجه خود را بر فراهم كردن مكان هايي امن  براي فرزند تان كه در آن به يادگبري و كاوش سالم بپردازد، متمركز نماييد. شما اگر بعضي از چيز هاي خطر ناك را از محيط خانه حذف كنيد، مجبور نخواهيد بود هميشه به دنبال كودك نو پايتان بدويد. كودک شما خيلي فعال است و براي انديشيدن در مورد ا منيت، خيلي كوچك. او چيز هايي را كه در سر راهش  قرار دارند ناديده مي گيرد و پستي ها و بلندي ها او را متوقف نمي سازد. شما هرگز نمي توانيد بچه اي در اين سن را بدون نظارت رها كنيد .

 رعايت نكات زير مي تواند به شما در حفاظت از فرزندتان در برابر خطر ها كمك كند :

·         براي پلكان ها و بالكن ها در هاي امنيتي و حفاظ نسب كنيد .

·          راه هاي ورود به ا طراف پنجره هاي بدون حفاظ و باز را ببنديد .

·         پريزهاي برق را بپو شانيد .

·          همه ي مواد دارويي وسمي (مثل مواد شوينده ) را در يك قفسه كابينت قرار داده  آن را قفل كنيد .

·          به فرزندانتان ياد بدهيد چگونه  با امنيت از پلكان بالا و پا يين بروند   .

·          مكان هايي را كه بچه ها در آن جا بازي مي كنند  از هر لحاظ ايمن ساخته  ، اسباب بازي هاي بي خطر  برايشان فراهم كنيد .

·      اين را بدانيد وقتي فرزندتان در حال  انجام يك عمل خطرناك است، حرفهاي شما هميشه او را متوقف نخواهد كرد. پس با سرعت و قا طعيت او را متوقف كنيد، سپس برايش  توضيح دهيد كه چرا اين كار را كرديد .

·          وقتي به مداخله  فوري شما نباز است، در دسترس باشيد( براي مثال در كنار يك پلكان يا اتومبيلي كه با سرعت حركت مي كند ).

بازي و يادگيري

 كودك نوپاي شما بين 1تا 3 سالگي خيلي فعال و پر جنب و جوش است. او از  مهارت هاي فيزيكي و كلامي جديد استفاده خواهد كرد تلاش می کند تا هر چيزي را كه در اطرافش و جود دارد، كشف كند. همانطور كه      كو دك شما رشد مي كند زمان كمتري را صرف كاوش خواهد كرد و بيش تر به بازي كردن خواهد پرداخت. هم چنان كه او به تمرين مهارتهاي عقلاني، جسماني و اجتماعي مي پردازد و در انجام آنها ماهر مي گردد، بازي كردن شغل اصلي وي مي شود .

براي كمك به رشد فرزندتان راه هايي را  طراحي كنيد كه چيز هاي جالب و جديدي در خانه و دور و بر خود كشف كند .
 در مورد بازي هاي جديدي فكركنيد كه با اشكال، رنگ ها، اندازه ها و تركيب ها سر و كار دارند .
 به مكانهاي جديد مثل فروشگاه ها، پارك ها يا يك باغ وحش سر بزنيد و در مورد چيز هايي كه در اين مكان ها پيدا مي كنيد، با فرزندتان صحبت كنيد .
به فرزندتان اجازه دهید كه با شما ظرفهاي پلاستيكي را بشويد يا به او اسباب بازي هايي بدهيد كه با آنها  در وان حمام بازي كند .
مكان هاي بي خطر تدرك ببينيد كه به داخل آنها بخزد، در آنها مخفي شود، بالا برود و به كاوش بپردازد ( براي مثال شما مي توانيد با ملافه روي يك ميز را بپو شانيد و برايش يك غار فرضي بسازيد ) .
در حالي كه قدم مي زنيد، سواراتو بوس مي شويد، يا رانندگي مي كنيد، در مورد چيزهايي كه مي بينيد يا صداهايي كه مي شنويد، صحبت كنيد .
 به فرزندتان اجازه دهيد كه در آماده كردن غذاهاي ساده به شما كمك كند تا از اين طریق همه  بافت ها ، اشكال، مزه ها و رنگ ها را كشف نمايد (باز هم براي زندگي آماده شود).
اكتشاف از طريق سوال كردن

 كنجكاوي كودك نو پا هيچ حد و مرزي نمي شناسد. حتي اگر بدون وي به در آرامش باشد، چشم هاو ذهنش مشغول خواهد بود. به تماشاي ديگران مي پردازد. اگر شما مي شنويد كه فرزند تان د ائما (( چرا ؟  چرا ؟ چرا؟ )) مي کند، به خاطر داشته باشيد كه او به همين طريق ياد مي گيرد.

 بچه ها از بزرگسالان سوالات زيادي مي پرسند، زيرا آنها احتياج به زمان دارند تا جواب هايي را كه به دست آورده اند، درك كنند. سعي كنيد با دادن اطلا عات كافي ونه زايد، تعادل را حفظ كنيد .

 اكتشاف به وسيله ي كتاب ها

 كتابها نيز مي توانند به بچه ها كمك كنند كه در مورد جهانشان چيزهايي ياد بگيرند. كتاب خانه ها و كتاب فروشي ها كتاب هاي زيادي دارند كه مي توانید آنها را با فرزند نو پايتان بخوانید. كتاب ها بچه ها را تشويق   مي كنند كه از طريق شخصيت هاي داستان چيزهايي را كشف كنند. كتاب ها مي تواند براي بچه هاي نو پا بسيار لذت بخش با شند و علاقه به مطالعه را در دوره هاي بعدي زندگي در آنها به وجود آورند.

                                                                   

                                                                                 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 22:51  توسط محمد مجتبی زاده  | 



  
 

 

آیا تا کنون برایتان اتّفاق افتاده است که چند ساعت بعد از خوابیدن، فرزندتان را در حالی که گیج و سر در گم به نظر می آید در راهرو خانه پیدا کنید؟ اگر شما بچّه ای خوابگرد دارید، بدانید که تنها نیستید. هر چند دیدن این صحنه ممکن است مرعوب کننده باشد، ولی خوابگردی مسئله ای شایع در بین کودکان است؛ با این حال اغلب خوابگردها فقط گاه گاهی این کار را انجام می دهند و با رسیدن به سنین نوجوانی معمولاً خوابگردی از بین می رود. با این وجود رعایت چند نکتة ساده می تواند خوابگرد کوچولوی شما را در حال قدم زدن سالم نگه دارد.

خوابگردی چیست؟

خوابگردی علی رغم نامش موارد دیگری به جز راه رفتن در خواب را نیز شامل می شود. رفتارهای خوابگردی می تواند از رفتارهای بی خطر (نشستن در خواب) تا رفتارهای بالقوّه خطرناک (سرگردانی در بیرون از خانه)، و رفتارهای کاملاً نامناسب (کودک ممکن است درب صندوق خانه را باز کند و در داخل آن ادرار کند) گسترده باشد. بدون توجّه به حوادثی که در حین خوابگردی برای بچّه ها اتّفاق می افتد، بعید است که آنان رفتارهایی را که انجام داده اند به خاطر داشته باشند!

وقتی که افراد می خوابند مغزشان از پنج مرحله خواب 1، 2، 3، 4 و REM  (حرکات سریع چشم) عبور   می کند. این مراحل با هم دیگر چرخۀ خواب را تشکیل می دهند. یک چرخۀ خواب کامل در حدود 90 تا 100 دقیقه طول می کشد. بنابراین هر فردی در حدود چهار یا پنج چرخۀ خواب را در طول خواب شبانۀ متوسط تجربه می کند.

هر چند گاهی ممکن است خوابگردی در مراحل سبک تر چرخۀ خواب اتّفاق بیفتد، ولی اغلب در طول مراحل عمیق تر خواب یعنب مراحل 3 و 4 اتّفاق می افتد. در طول این مراحل مشکل است که فرد بیدار شود و وقتی هم که بیدار شود ممکن است تلو تلو بخورد و برای چند دقیقه گیج باشد.

خوابگردی در بچّه ها ممکن است یک یا دو ساعت بعد از خوابیدن اتّفاق بیفتد و آن ها به مدّت 5 تا 20 دقیقه در هر جایی قدم بزنند.

- علّت خوابگردی چیست؟

خوابگردی در بچّه ها نسبت به بزرگسالان بسیار رایج تر است، چون اغلب خوابگردی ها با بزرگ شدن و رسیدن به سال های اوّلیه نوجوانی از بین می روند. این مسأله ممکن است در بین نسل ها ادامه پیدا کند، بنابراین اگر شما یا همسرتان خوابگرد هستید یا بوده اید، فرزندانتان هم ممکن است همین رفتار را داشته باشند، عوامل دیگری که ممکن است موجب خوابگردی شوند عبارتند از:

محرومیت از خواب یا خستگی.
خواب از هم گسسته(منقطع).
بیماری یا تب.
برخی از داروها.
استرس (خوابگردی به ندرت به علّت یک مشکل روانی یا هیجانی اساسی رخ می دهد.)
-         نشانه های مربوط به خوابگردی:

البته برخاستن از رختخواب و راه رفتن در اطراف در حال خواب آشکارترین نشانۀ خوابگردی است. ولی خردسالان خوابگرد ممکن است هم چنین:

در خواب صحبت کنند.
بیدار شدنشان مشکل باشد.
گیج به نظر برسند.
شُل و وِل باشند.
وقتی با آن ها صحبت می شود پاسخ ندهند.
در رختخواب بنشینند و حرکاتی را مکرراً انجام دهند از قبیل: مالیدن چشم ها یا ور رفتن با پیژامه شان.
هم چنین چشم های خوابگردها باز است، امّا مانند موقع بیداری شان همسان نمی بینند و اغلب فکر می کنند که در اتاق دیگری از منزل هستند یا در مجموع در مکانی دیگر هستند.

گاهی اوقات این حالات ممکن است با خوابگردی همراه شوند:

حبس نفس در خواب (Apnea) (توقف کوتاه تنفس در حال خواب).
شب ادراری.
کابوس های شبانه.
-         آیا خوابگردی مضر است:

بیشتر خوابگردها اغلب اوقات در خواب قدم نمی زنند، بنابراین به طور معمول خوابگردی مشکلی خطرناک نیست. با این وجود، وقایع خوابگردی وقتی به طور مکرر یا شدید رخ دهند می توانند خطرناک باشند، چرا؟

زیرا یک بچّۀ خوابگرد، بیدار (هشیار) نیست و ممکن است نفهمد که دارد چه کار می کند، مثلاً پایین رفتن از  پلّه ها یا باز کردن پنجره ها.

خوابگردی معمولاً نشانۀ این نیست که از لحاظ عاطفی یا روانشناختی اشتباهی صورت گرفته است؛ و معمولاً موجب هیچ صدمۀ عاطفی نمی گردد. خوابگردها گرایش دارند که خودشان به رختخواب برگردند و احتمالاً حتّی قدم زنی شبانه را به خاطر نخواهند آورد.

-         چه کاری می توانم انجام دهم تا فرزندم را ایمن نگه دارم؟

هر چند خوابگردی به خودی خود خطرناک نیست ولی لازم است که جنبه های احتیاطی را رعایت کنید تا فرزند خوابگرد شما احتمالاً کمتر سقوط کند، خارج از خانه قدم بزند یا رانندگی کند(اگر نوجوان شما خوابگرد است).

رعایت نکات سادۀ زیر می تواند به خوابگرد کوچولوی شما کمک کند که صدمه ای به او وارد نشود:

در حال خوابگردی او را بیدار نکنید، زیرا این کار ممکن است اورا بترساند در عوض به آرامی او را به طرف رختخوابش راهنمایی کنید.
نه تنها پنجره ها و درب های اتاق بچّه را بلکه بقیّۀ اتاق ها را نیز قفل کنید. می توانید از قفل های اضافی یا قفل امنیّت کودک هم برای درها استفاده کنید. سویچ ها باید خارج از دسترس بچّه ها یا بزرگسالی که رانندگی می کند قرار گیرند.
برای پیشگیری از سقوط کردن، به خوابگردتان اجازه ندهید که که در یک تخت خوابتاشو یا مرتفع بخوابد.
چیزهای شکستنی یا تیز را از اطراف بستر بچّه دور کنید.
اشیاء خطرناک را نیز دور از دسترس قرار دهید.
موانع را از اتاق فرزندتان و سایر اتاق های منزل بردارید تا از سکندری خوردن جلوگیری کنید. به خصوص اشیاء برنده را از کف اتاق خواب کودک یا اتاق بازی او بردارید.
درب های حفاظتی در خارج از اتاق فرزندتان و یا درورودی بالای هر پلّکان نصب نمایید.
-         چه کارهای دیگری من میتوانم برای کمک به فرزندم انجام دهم؟

به جز مواردی که خوابگردی به طور منظّم رخ می دهد و یا وقتی که فرزندتان خود را مکرراً در رفتارهای شبگردی خطرناک درگیر می سازد، دلیلی برای درمان شبگردی وجود ندارد. امّا اگر شبگردی فرزندتان فراوان است و یا با رسیدن به سنین نوجوانی از بین نرفت با پزشک فرزندتان صحبت کنید.

برای کودکانی که اغلبدچار شبگردی می شوند، پزشکان ممکن است برنامه ای درمانی به نام «بیدار کردن  برنامه ریزی شده» را توصیه نمایند. در این بنامه منقطع کردن چرخۀ خواب به اندازه ای است که به توقف خوابگردی کمک می کند. در موارد نادری هم ممکن است پزشکی برای کمک به خواب بچّه ای دارو تجویز کند.

کارهای دیگری که می توانید برای به حدّاقل رساندن وقایع خوابگردی فرزندتان انجام دهید عبارتند از:

با گوش دادن به موسیقی های ملایم یا کاست های آرامش بخش(ریلکسیشن) به فرزندتان در هنگام خوابیدن آرامش بخشید.
یک برنامۀ خواب و چرت زدن روزانۀ منظم تنظیم نمایید که در آن هم زمان خوابیدن و هم بیدار شدن لحاظ شده باشد. 
زمان خوابیدن فرزندتان را زودتر قرار دهید. این کار می تواند خواب آلودگی مفرط را  بهبود بخشد.
به فرزندتان اجازه ندهید در شب مایعات زیادی مصرف نماید و مطمئن شوید که فرزندتان قبل از رفتن به رختخواب دست شویی رفته است(مثانۀ پر می تواند عامل خوابگردی شود).
از مصرف کافئین در نزدیکی وقت خواب اجتناب نمایید.
مطمئن شوید که اتاق خواب فرزندتان ساکن، راحت، گرم و نرم و مساعد برای خوابیدن است. سرو صدا را موقعی که فرزندتان می خواهد بخوابد به حدّاقل برسانید (هنگام خوابیدن و چرت زدن).
بار دیگر که فرزندتان را نیمه شب سرگردان دیدید، وحشت نکنید. او را با آرامش و امنیّت به رختخوابش برگردانید. در این صورت احتمالاً هر دوی شما خواهید توانست یک خندۀ حسابی در صبح روز بعد داشته باشید.

 مترجم

علی سعیدی

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 0:54  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 
یکی از مهم‌ترین پرسش‌های خانم‌های باردار این است که آیا استراحت بیش‌تر برای جنین آنان مناسب‌تر است یا باید تحرک بیش‌تری داشته باشند؟

یک گروه از پژوهش‌گران آلمانی با انجام آزمایش‌هایی در مورد موش‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که ورزش کردن و فعالیت‌ بدنی برای پستانداران ماده در دوران بارداری موجب می‌شود مغز نوزاد آن‌ها بزرگ‌تر و فعال‌تر شود.

«جرد کمپرمان» از مرکز ماکس دلبروک برای تحقیقات در پزشکی مولکولی واقع در برلین به اتفاق همکارانش موش‌های ماده و حامله را در شرایط مختلف مورد آزمایش قرار دادند و مشاهده کردند مغز نوزادان آن دسته از موش‌ها که در دوران بارداری فعال بوده‌اند و به شکل منظم تحرک داشته‌اند، در ناحیه هیپوکامپوس دارای 40 درصد سلول بیش‌تر از مغز بچه موش‌هایی است که مادرانشان در دوران بارداری بی‌تحرک بوده‌اند.

ناحیه هیپوکامپوس نقش مهمی در یادگیری و حافظه ایفا می‌کند.

محققان آلمانی که نتایج بررسی‌های خود را در ارگان آکادمی ملی علوم آمریکا منتشر کردند خاطر نشان ساختند که مغز نوزادان موش‌هایی که مادرانشان از تحرک برخوردار بوده‌اند، در دورانی که در رحم مادر بوده‌اند سلول‌های کم‌تری در ناحیه هیپوکامپوس تولید می‌کند، اما چند هفته پس از تولد، مغز این موش‌ها با سرعت، سلول‌های زیادی را در این ناحیه به‌وجود می‌آورد.

در آزمایش‌هایی که در گذشته بر روی موش‌های بالغ به انجام رسیده بود این نکته مشاهده شده بود که ورزش کردن در موش‌های بالغ موجب می‌شود بر شمار سلول‌های ناحیه هیپوکامپوس افزوده شود.

به این ترتیب دانشمندان نتیجه‌ گرفته بودند که ورزش می‌تواند در بهتر کردن توان یادگیری و ارتقای قوت حافظه در افراد بالغ نقش داشته باشد.

تحقیق اخیرا این نکته را روشن ساخت که نتایج مثبت ورزش به جنین‌ها نیز انتقال پیدا می‌کند و مغز آنها را نیز قدرتمندتر می‌سازد.

 

منبع :شفا

تبیان زنجان 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 19:38  توسط محمد مجتبی زاده  | 


تفاوت‌هاي بين خود و همسر خويش را درک کنيم.

ما زنان، تفاوت زيادي با مردان داريم. وقتي که مي‌خواهيم سر صحبت را باز کنيم از موضوعي‌هايي کاملاً متفاوت و دور از مساله اصلي آغاز مي‌کنيم. اما يک مرد موقعي با زنش حرف مي‌زند که بخواهد افکار و نظرات اصلي خود را در رابطه با موضوع يا اقدامي بيان کند. اغلب مردها در حالي که با همسر خود صحبت مي‌کنند، دارند حرف آخر خود را مي‌زنند و يا نظر نهايي و قطعي زن را دريافت مي‌دارند و براساس آن برنامه‌هاي اصلي و جدي زندگي خود را تنظيم مي‌نمايند.

يک زن دوست دارد که درباره احساسات، علائق، برداشت‌ها و آلام روحي خود صحبت کرده و بدين‌وسيله با تخليه دروني به آرامش مورد نيازش دست يابد. براي مثال وقتي شما از شوهر خود سوال مي‌کنيد : «آيا مرا دوست داري؟» شما مطمئن هستيد که او شما را دوست دارد، چون قبلاً به شما گفته است ولي از نظر عاطفي نياز داريد که آن کلام را دهها بار، صدها بار و حتي هزاران بار ديگر بشنويد.


 
يک زن محبت خود را از طريق کلمات بيان مي‌کند و انتظار دارد که از همان طريق نيز آن را دريافت کند. يک مرد عشقش را به‌طور عملي بيان مي‌کند، نظير روابط جنسي، يا کار کردن و خريد وسايل زندگي و معمولاً به‌همين صورت آن را مي‌فهمد و دريافت مي‌کند. يک زن خواستار ارتباط کلامي مثبت و محبت‌آميز است، در حالي که شوهرش افکارش را در عمل بيان مي‌کند و از اعمال و رفتار همسرش علاقه و محبت او را نسبت به خويش دريافت مي‌دارد. پس آيا باز هم تعجب‌آور است که ما هميشه در روابطمان با شوهرانمان دچار مشکل مي‌شويم؟

يک مرد نياز به زني دارد که همدرد و همدل وي بوده و در مسير پرفراز و نشيب زندگي، همراهي قوي باشد. درک مردي که در کنارش زندگي مي‌کنيد و شناخت ويژگي‌هاي او و پذيرش بي‌قيد و شرط وي‌ آن‌چنان که هست، عشقي عميق و ارزشمند در قلب شما به‌وجود مي‌آورد که نتيجه آن رهايي از تنش‌ها و فشارهاي روحي و درگيري‌هاي خانوادگي است. اين عشق را با آزادي و لذت به شوهرتان ارزاني داريد تا او نيز شما را مانند ارزشمند‌ترين موجود زندگيش بپذيرد. آن وقت ازدواج شما گرم و شيرين و لذت‌بخش مي‌گردد.

 

عشق، محبتي است براساس معرفت.
گذشتن از خويش است و ايثار مطلوب بر محبوب.

 

 

روش‌هاي کاربردي در ارتباط با همسران

الف – چگونه ارتباط خود را با شوهر خويش گسترش دهيد.
يک عشق نمي‌تواند در شرايطي که بين زن و مرد فاصله ايجاد شده است شکل بگيرد و دوام يابد. پس چاره‌ايي نداريم جز اينکه، شکاف‌هاي روحي را بين خود و همسرمان کم کنيم.


 
1- شنونده خوبي باشيد.

2- او را نصيحت نکنيد، به‌خصوص در حضور ديگران.

3- شوهر خود را با ديگري مقايسه نکرده، از او ايراد نگيريد و تحقيرش نکنيد.

4- چارچوب فکري و ذهني شوهر خود را بشناسيد و او را آن‌چنان که هست درک کنيد.

5- نسبت به وضعيت روحي شوهرتان دقيق و حساس باشيد.

6- در مورد مسائل مورد علاقه همسرتان اطلاعات کسب کنيد و به آن احترام بگذاريد.

7- زمينه‌هاي حرکت او را فراهم کرده و مانع رشد او نشويد.

8- زبان نگاه را بياموزيد و ارتباط‌هاي غيرکلامي با همسر خويش را بيشتر کنيد.

9- توقعات و انتظاراتي که از او داريد، محترمانه برايش بيان کنيد و از او نيز چنين بخواهيد.

10- هر روز بهانه‌اي براي ايجاد نشاط و شادابي در خانه پيدا کنيد.

 


ب- چگونه شوهر تندخوي خود را آرام کنيد.
1- انصاف داشته باشيد و صادقانه همه‌چيز را از نگاه طرف مقابل ببينيد.

2- بهترين راه موفقيت در بحث، اجتناب از آن است.

3- در هنگام ناراحتي او، از وي انتقاد، گله و شکايت نکرده و او را محکوم ننماييد.

4- در جهت تأمين نظر وي طوري دوستانه صحبت کنيد تا احساس امنيت دروني نمايد.

5- به جاي احساساتي شدن آرام باشيد و از تندي و اشک ريختن بپرهيزيد.

6- موقعيت خود را تغيير داده و مشکلات را در زمان و مکان بهتري مطرح کنيد.

7- عقايد خويش را تحميل نکرده و با آرامش و صداقت بگوييد، در قلب شما چه مي‌گذرد.

8- هم‌چنان که دوست داريد از شما گذشت کنند، خود نيز بخشايش داشته باشيد.

9- در مقابل رفتار تند شوهرتان، شکيبا و بردبار باشيد. (اين يکي از توانايي‌هاي خاص زنان است.)

10- بر وي منت مگذاريد و زحمات و ايثارهاي خود را در زندگي به رخ او نکشيد.

 


منبع : راز موفقيت زنان در خانواده

تدوين : انور پيرزاده ، کارشناس امور تربيتي ، مشاور و مدرس خانواده
منبع:سایت تبیان



+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 1:32  توسط محمد مجتبی زاده  | 


   

    
  
 
این تکنیک براساس انعکاس رفتار کودک است. باید احساسات کودک را طوری شناسایی کرد و آن را به کودک منتقل کرد که کودک نسبت به اعمال و رفتار خود آگاه شود.
 
● کاربرد:
برای درمان کودکان ناسازگار و کسانی که نسبت به حل مسایل مربوط به سازگاری مشکل دارند استفاده می شود.

● محیط بازی درمانی:
محیط بازی باید ثابت باشد و در واقع شامل یک محدوده بسته که اغلب یک اتاق مخصوص است که از لحاظ روشنایی و دما در جای مناسبی از ساختمان قرار داشته باشد. بچه ها باید در محدوده اتاق بازی کنند و هیچ یک از اسباب بازیها را نباید از اتاق خارج کنند. برای هر جلسه درمان یکسری اسباب بازی از قبل تهیه می شود و در نظر گرفته می شود که بیشتر شامل نوزاد عروسکی، بطری شیر نوزاد، مداد رنگی، سربازان عروسکی، تفنگ عروسکی، تعدادی عروسکهای کاغذی که بیانگر اعضای خانواده باشد، خانه عروسکی، خمیرهای بازی و توپ است که در اختیار بچه ها قرار داده می شود و می گوییم: "هر بازی که دوست داری انجام بده".

● اصول بازی درمانی:
ترغیب نمی کنیم: برای مثال نمی گوییم " اطمینان دارم که تو این کار را انجام می دهی".
حمایت نمی کنیم: برای مثال نمی گوییم "من به تو کمک خواهم کرد تا تو این کار را انجام دهی".
فشار وارد نمی کنیم: برای مثال نمی گوییم "سعی کن مثل دیگران این کار را انجام دهی".
در اتاق بازی بچه آزاد است تا هر کاری که خواست انجام بدهد و هر بازی که انتخاب کرد انجام دهد. اولین مکالمه از سوی بچه شروع می شود و درمانگر، گفتار بچه را عیناً فقط با تغییر ضمایر و افعال به خودش برمی گرداند. اگر مکالماتی بین مربی و کودک در اتاق بازی انجام می شود، نباید جلوتر از احساس کودک باشد، چون این دخالت در تبیین احساس درونی کودک است، مثلاً کودک می گوید من در اینجا از انجام هیچ کاری نمی ترسم و هر کاری که می خواهم انجام می دهم. مربی برمی گردد و به کودک می گوید تو اینجا از انجام هیچ کاری نمی ترسی و هر کاری که دوست داری انجام می دهی (ولی در بیرون، مقررات به تو اجازه چنین کاری را نمی دهند). این جمله واپسین در واقع دخالت در تبیین احساسات کودک است و نباید در اتاق بازی درمانی گفته شود. در مواقعی هم درمانگر نباید سکوت کند؛ برای مثال زمانی که کودک در شخصیت خود شک ایجاد کرد و سؤالی برایش ایجاد شد، برای مثال پسری در حالی که با اسباب بازیهای دخترانه بازی می کند می گوید: من دوست داشتم که دختر باشم. در چنین لحظه ای مربی باید شخصیت و هویت بچه را برایش قطعی کند و بگوید تو دوست داشتی دختر باشی در حالی که یک پسری.
حالا ممکن است کودک در محیط بازی کاری انجام بدهد که عملی تخریبی و غلط باشد. اصولاً بچه ها در چنین شرایطی به صورت مربی یا درمانگر نگاه می کنند. جمله ای که درمانگر باید بگوید این است که تو فکر می کردی که من برای این کار تو را سرزنش کنم، مگر نه؟ مددجو می فهمد که شما در اینجا این کار را انجام نمی دهید و اصولاً یک پوزخندی تحویل شما می دهد و به کارش در آن زمان ادامه می دهد و شما نباید در آن مقطع مانع او شوید.

● بازی درمانی انفرادی:
به علت داخل نشدن عناصر انتقاد و تشویق در محیط درمان، درمان فردی به مراتب آسانتر و کاراتر از درمان گروهی است.

● بازی درمانی گروهی:
در بازی درمانی گروهی ترجیحاً دختر و پسر را از هم جدا می کنند. درضمن اصل بازتاب احساسات و نقطه نظرهای کودک با دقت بیشتری باید حفظ شود تا کودک احساس نکند با سایر بچه های گروه مقایسه می شود؛ چه لفظ تحسین و چه لفظ انتقاد، چنین احساسی را ایجاد می کند. برای مثال اگر کودکی کار مثبتی انجام داد نباید از کلمات "آن می داند چه کاری انجام بدهد" استفاده کرد و اگر کودکی بی هدف به گذراندن وقت خود مشغول بود، نباید گفت "تو مثل اینکه نمی دانی چه کار بکنی؟". درمانگر باید احتیاط کافی بکار ببرد تا مبادا تمرکز واکنشهایی بر روی یک کودک به بهای بی توجهی به کودکان دیگر تمام شود. درمانگر باید کوشش کند تا عقب ترین کودک عضو گروه وارد جرگه ارتباط شود؛ حتی اگر آن فقط یک لبخند دوستانه باشد. بازی درمانی گروهی از لحاظ اینکه حضور کودکان دیگر در اتاق، تنشهای درونی کودک را کاهش می دهد و نسبت به درمانگر واکنش طبیعی تر خواهد داشت و بطورکلی دامنه گسترش ارتباط بین درمانگر و کودک را افزایش می دهد مفید است.

● چگونه کودک را وارد اتاق بازی کنیم؟
ارتباط با کودک را از طریق سلام و احوالپرسی شروع می کنیم. ما به کودک می گوییم "آن عروسکی که روی میز است دوست داری؟" در اینجا اکثر بچه ها با خنده جواب مثبت می دهند و وارد اتاق بازی می شوند، ولی تعدادی از بچه ها ممکن است برخورد دیگری داشته باشند برای مثال می گریزند یا می گویند نه! احتمال چنین امری هست. احتمال فراوان وجود دارد که کودک در پاسخ به سلام یک درمانگر پشت خود را به او بکند؛ در چنین شرایطی اصلاً نباید از زور استفاده کرد. حتی نباید جملاتی مثل این که "ای وای چه اسباب بازیهای قشنگی، آنجا پر از عروسک و ماشینه. تو که آنها را دوست داری، مگر نه؟" را گفت؛ زیرا با این سؤال آخر در واقع شما مسؤولیت تصمیم گیری داشتید نه کودک.
در چنین شرایطی درمانگر باید از خطاب سوم شخص استفاده کند و بگوید: "بچه های زیادی اینجا می آیند و از اتاق ما خوششان می آید". اگر کودک باز قیافه ای منفی گرفت و علاقه ای به اتاق بازی نداشت، درمانگر باید بگوید "تو از این عصبانی هستی که تو را اینجا آورده اند"، "تو دوست نداری کسی با تو اینجوری رفتار کند" یا بگوید "مثل اینکه تو دوست نداری با من صحبت کنی چون تو من را نمی شناسی؟". بین این سؤالات پرسشی کمی هم توقف می کنیم تا کودک احساسات خود را نمایان کند. "تو می خواهی برگردی خانه (کلاس)، بهرحال اتاق بازی آنجاست"، "می خواهی قبل از اینکه به خانه برگردی (یا به کلاس برگردی) سری به آنجا بزنی؟". اگر باز هم مثمر ثمر نشد می گوییم قبل از اینکه به خانه برگردی باید در دفتر منتظر باشی، حالا خودت انتخاب کن! می خواهی در دفتر باشی یا در اتاق بازی؟ اگر باز هم نتیجه نداد هرگز از زور استفاده نمی کنیم و به گروه درمانی رو می آوریم تا از تنشهای بچه کاسته شود. بعد از وارد شدن در اتاق بازی کودک را کاملاً در انتخاب بازی آزاد می گذاریم و هرگز کارهای انجام شده توسط کودک را تحسین نمی کنیم، چون این عمل از سوی کودک به عنوان مراقبت تلقی می شود و بعدها جملاتی شبیه اینکه معلم مواظبمان هست را بیان می کند.

● گزارش یک نمونه عملی:
جیمز کودکی است پنج ساله که توسط درمان گرش اینگونه توصیف می شود:او کودکی است سرگردان، جیغ جیغو، فردی که به اصطلاح قدرت تشخیص و شناسایی اش صفر است و گفتار هم ندارد.

▪ در درجه اول این کودک در ورود به اتاق بازی واکنشهای منفی نشان می دهد و به هر طریق ممکن وارد اتاق بازی می شود. در مرحله اول این کودک اسباب بازیها را برداشته و به کف اتاق پرت می کند و نیم نگاهی به درمانگر می کند و هر آنچه به دست می گیرد به وسط اتاق پرت می کند.

▪ در جلسه دوم دوباره اسباب بازیها را برمی دارد و به وسط اتاق پرتاب می کند، ماشینها را روی زمین هل می دهد و واگنها را جابجا می کند، گهگاهی صدای خنده و گاهی هم صدای ناله از خودش تولید می کند در چنین شرایطی به محض خنده کودک درمانگر می گوید "جیمی این کار را دوست داره" یا "جیمی فکر می کنه این کار جالبه" و در هنگام ناله کودک درمانگر می گوید "جیمی این کار را دوست نداره، جیمی ناراحت شده".

▪ در جلسه سوم جیمی فعالیتهایش را معطوف این کار می کند. این بار درمانگر به محضی که کودک اسباب بازی را از زمین برمی دارد، اسم آن را می گوید. در مراحل بعدی کودک از این کار خوشش می آید به دفعات این کار را انجام می دهد و منتظر می ماند که درمانگر نام آن وسیله را بگوید. درمانگر در ضمن باید حالات کودک را بیان کند. برای مثال جیمی داره واگن را هل می ده. جیمی داره تیراندازی می کنه.

▪ در جلسات بعدی، درمانگر به همان ترتیب عمل می کند؛ منتها این بار جیمی منتظر شنیدن نام وسیله ها می ماند و در صورت توانایی خودش هم با درمانگر تکرار می کند. بعد از گذشتن چند جلسه جیمی دارای گفتار دو کلمه ای است. او وقتی وارد اتاق بازی می شود سلام می کند و به آرامی به سمت اسباب بازیها می رود و شروع به بازی می کند و هر وقت اسباب بازی از زمین برمی دارد، به صورت مربی نگاه می کند و نام آن را می گوید رفتار پرخاشی او بسیار کم شده است و می توان گفت در بسیاری از موارد قطع شده است و هر روز به ذخیره واژگانی او افزوده می شود و در واقع کار درمانی ما مناسب پایه ریزی و انجام شده است.
 
 


نویسنده : دکتر عطی الرضا بنانج

انجمن درمانگران ایران

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 0:11  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

تـعداد کمی از اصـول و عقـایـد رفتاری وجود دارد که در طول
زمان هـا و با گـذشت قــرن ها همچنان جاودان باقی مانده
اسـت. ایـن اصـول و عـقاید، در همه ی فرهنگ ها، مذاهب
و تـمدن هـا وجـود دارد. وجـه مشـتـرک هـمه ی اینها، فقط
جـلوگیری از رفتـارهـای بـد و نـاشـایسـت نیست، بلکه این
اصول و عقاید، جامعه ای را به وجود می آورد که در آن بچه
هـا نـه تـنها لوس، خودخواه، جسور و بی عاطفه نیستند،
بلکه فارغ از خود پسـندی، بسیـار مـهربان، مؤدب و همدل
ميـباشند، یعنی همان کودکانی که ما در خیالاتمان آرزوی
داشتنشان را داریم.


مـذاهب، فـرهنـگ هـا و مـکـتب های معنوی برای بیان این
اصـول و عـقاید زنــدگی، راه مخصوص به خود دارند. در این
مقاله قصد داریم، شما را با اصلی ترین و بنیادی ترین این
عقاید آشنا کنیم، تا با بكار گیری آنها و انتقال آن به رابطه ها و فعالیت هایتان، به جامعه آرمانی خود دست یابیم.


1.  با محبت باشید.  محبت بزرگترین نعمت خداوندی است که پایه و بنیاد همه ی روابط و اخلاقیات به آن وابسته است. هرچه شما بیشتر به اطرافیانتان محبت کنید، در عوض محبت بیشتری نیز دریافت خواهید کرد. این بهترین هدیه ای است که می توانید تقدیم فرزندتان کنید.

2.  ثابت قدم باشید.  نظم، قاعده و محدودیت های مشخص، ایجاد اعتماد می کند. این همان چیزی است که فرزندتان برای احساس امنیت و آرامش به آن نیاز دارد.

3.  الگوی خوبی باشید. اگر میخواهید فرزندتان به کاری که شما دوست دارید گرایش پیدا کند، شما خود الگویی برای آن رفتار باشید. فرزند شما به کسی نیاز دارد تا از او سرمشق بگیرد.

4.  قابل اعتماد باشید. دروغ نگویید و سعی کنید رفتارهای ساختگی از خود نشان ندهید. فرزندان باید خودِ واقعی شما را ببینند و بشناسند.

5.  حضور داشته باشید. سعی کنید وقتی کودکتان به شما نیاز دارد، کنار او باشید و به خواسته های او رسیدگی کنید. نگذارید کار یا مسائل دیگر بین شما و فرزندتان فاصله بیندازد.

6.  خوش بین باشید. مسائل با نوع نگرش شما به آنها تغییر می کنند. اگر مثبت گرا و به آینده خوشبین باشید، از زندگی لذت بیشتری خواهید برد.

7.  صبور باشید. آرام تر و همگام با فرزندانتان جلو روید. زندگی به خودی خود سیع می گذرد، پس چرا خودتان هم سعی می کنید سرعت آن را بیشتر کنید؟ و یادتان باشد، تغییر زمان می برد.

8.  ایستادگی کنید.  زندگی دویدن در مسیری بسیار طولانی است. پشتکار و استقامت از لزومات پیمودن این راه است. پس هیچوقت دلسرد نشده و دست از کار نکشید، به خصوص در کمک کردن به فرزندانتان.

9.  خودپسند نباشید. از لاک خودپسندیتان بیرون آیید و انرژیتان را صرف دیگران کنید. و فرزندانتان را در این راه طولانی با خود همسفر کنید.

10. فعال باشید. فقط یکجا ننشینید. اگر ایده خوبی دارید، یا فکر می کنید کاری اشتباه است، دست به فعالیت بزنید. عملکردهای شما به فرزندانتان نشان می دهد که تنها راه انجام کارها، اقدام به عمل کردن به آنهاست.

11. ساده باشید. کودک شما برای خوشبخت بودن نیاز به چیزهای زیادی ندارد. در واقع، هرچه کمتر باشد بهتر است. این کار باعث می شود او یاد بگیرد برای داشتن کوچکترین وسیله اش هم قدرشناس و سپاسگذار باشد.

12. بااعتقاد باشید.  هر انسانی برای زندگی کردن نیاز به مجموعه ای از اصول و قوانین دارد که از طریق آن خوب را از بد تشخیص دهد. شما باید جایگاه اعتقادیتان را محکم کنید، تا فرزندتان هم فرصت پیروی از شما را داشته باشد.

13.  سازگار باشید.  انعطاف پذیری امر بسیار مهمی در زندگی است. یاد گرفتن چیزهای تازه، داشتن ایده های جدید و کشف دیدگاه های مختلف، را باید تجربه کنید و به فرزندانتان نیز منتقل کنید.

14.  همدل باشید.  فرای همه ی این مسائل، یکی از مهمترین فضیلت های انسانی، توانایی درک دیگران و فهمیدن احساسات آنهاست. همدلی پادزهری برای رفتارهای خودپسندانه، بیرحمانه و عاری از عاطفه و احساس است. و بهترین راهی که فرزندانمان می توانند این خصوصیت برجسته را بیاموزند، از طریق همدلی کردن ما با آنهاست.


با اینکه گفتن این مسائل آسان است، اما عمل کردن به آنها در این زمانه نامطمئن و خطرناک ساده نیست. رفتارهایی که ما در کودکانمان مشاهده می کنیم، فقط انعکاسی از آنچه در خانواده خود می بینند نیست، بلکه انعکاسی از دنیای بزرگ پیرامون آنهاست. خطرات بسیاری پیش پای آنهاست، خطراتی که گاهي ما توانایی کنترل آنها را نداریم. تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که پدر یا مادرانی صالح باشیم.


هر کاری که ما انجام می دهیم، تاثیری مستقیم بر فرزندانمان و دنیای آنها دارد. پس دست از بهانه تراشی و انداختن تقصیر بر گردن همدیگر برداریم و همه ی انرژیمان را صرف تربیت آنها کنیم. موفق شدن آنها در زندگی به این نیست که همیشه در مدرسه نمره بیست بگیرند، یا تحصیلات دانشگاهی کنند یا در کار و تجارت موفق شوند. موفقیت آنها، نفسِ خوشبخت زندگی کردن در این دنیای پر هرج و مرج و شلوغ است .

منبع:http://www.mardoman.com/family/kidstreat.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 21:18  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

جام جم آنلاين:

 پزشكان توصيه مي‌كنند دانش‌آموزان در فصل امتحانات به دليل افزايش فعاليت‌هاي مغزي نياز به تغذيه سالم‌تر و استفاده از دانه‌هاي روغني و مغزها دارند. مصرف مواد غذايي حاوي لستين و كولين نظير انواع مغزها و دانه‌هاي روغني، گندم جوانه زده، آرد گندم حاوي سبوس و فرآورده‌هاي تهيه شده از اين آردها نظير نان‌هاي سبوس دار يا ماكاروني در ايام امتحانات و دوران آمادگي براي كنكور توصيه مي‌شود.
دكتر سيد ضياء الدين مظهري، متخصص تغذيه در گفتگو با ايسنا، درباره نقش تغذيه در كارايي و فعاليت‌هاي فكري و مغزي اظهاركرد: مغز همانند ساير اعضاي بدن به غذا و انرژي نيازمند است به ويژه آن كه در ايامي خاص درصد قابل توجهي از مواد مغذي و انرژي‌هاي دريافتي كودكان، نوجوانان و جوانان مورد استفاده فعاليت‌هاي مغزي و كنجكاوي‌هاي آنها قرار مي‌گيرد.

وي با بيان اين كه در دوران آمادگي براي امتحانات به ويژه زمان تلاش براي كسب موفقيت در كنكور ورودي دانشگاه احتياجات تغذيه‌اي افراد افزايش مي‌يابد، گفت: در اين دوران گروه‌هاي خاص و مواد غذايي حاوي برخي از ويتامين‌ها و مواد معدني ارزش بيشتري پيدا مي‌كنند.

اين متخصص تغذيه، با تاكيد بر حفظ تناسب، تعادل و تنوع براي تامين نيازهاي غذايي جوانان و نوجوانان گفت: بازتاب هرگونه عدم تعادل و تناسب و عدم استفاده ازهمه گروه‌هاي غذايي به صورت كندي رشد و كاهش تمركز و قدرت يادگيري، عصبانيت، بي قراري، چاقي و لاغري نمود مي‌كند.

دكتر مظهري، وظيفه اصلي لستين و كولين را در ايجاد واسطه‌هاي شيميايي چون استيل كولين (انتقال دهنده امواج عصبي از سلول به سلول) موثر برشمرد و افزود: از اين رو مصرف مواد غذايي حاوي لستين و كولين نظير انواع مغزها و دانه‌هاي روغني، گندم جوانه زده، آرد گندم حاوي سبوس و فرآورده‌هاي تهيه شده از اين آردها نظير نان‌هاي سبوس دار يا ماكاروني در ايام امتحانات و دوران آمادگي براي كنكور توصيه مي‌شود.

وي در ادامه يادآور شد: ذرت، سويا و روغن‌هاي گياهي حاوي امگا 3، تخم مرغ، بادام زميني، نخود و لوبيا و سبزيجات داراي برگ‌هاي سبز تيره نيز حاوي اين مواد هستند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 21:50  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

اين بيماري ممکن است با چه بيمارهايي اشتباه گرفته شود؟
اين بيماري با بيماري‌هاي زير مي‌تواند اشتباه شود:الف- انسداد قسمت تحتاني دستگاه ادراريب- عفونت (عفونت مزمن دستگاه ادراري که انسداد در آن نقش ندارد و معمولاً موجب تکرر ادرار در طول روز، شب و درد موقع دفع ادرار مي‌شود)ج- بيماري‌هايي با ريشه عصبي؛ بچه‌اي که از ناهنجاري‌هاي طناب خاجي يا ريشه‌هاي نخاعي رنج مي‌برد، ممکن است در طول روز يا شب کنترل ناقصي روي ادرار خود داشته باشند.

 

عوارض آن چيست؟
عوارض شب‌ادراري مي‌تواند به دو شکل عوارض زوددرس و ديررس مشاهده شود.در مورد عوارض زودرس يا شب‌ادراري فونکسيونل، مسائل به صورت رواني تظاهر مي‌يابند، نه عضوي و بيش‌تر در سنين ورود به مدرسه تشديد مي‌شود.عوارض ديررس گاها اتفاق مي‌افتد و معمولاً در سنين بالاتر ديده مي‌شود. مثلاً فرد بالغ تحت فشارهاي رواني، دچار تکرر ادرار شبانه مي‌شود، بدون آنکه در روز مشکلي داشته باشد.هم‌چنين تکرار ادرار شبانه مي‌تواند تظاهري از شب‌ادراري در دوران بلوغ نيز باشد.چنان که شب‌ادراري تا بعد از سن 3 سالگي وجود داشته باشد، بايستي به فکر درمان بيماري افتاد.


اقدامات درماني آن چيست؟
اقدامات درماني براي بيماران مبتلا به شب‌ادراري مي‌تواند به دو شکل دارودرماني و روان درماني انجام گيرد:در دارو درماني، داروي انتخابي براي اين بيماري قرص ايمي پرامين مي‌باشد که بر روي حدود 70- 50 درصد بيماران موثر است و به‌عنوان داروي انتخابي تجويز مي‌شود. اين دارو را با دوز 25ميلي‌گرم موقع خواب شروع مي‌کنند و در صورت لزوم تا 50 ميلي‌گرم قابل افزايش مي‌باشد. البته در دارودرماني، داروهاي موثر ديگري هم وجود دارد.

روان درماني يا سايکوتراپي که گاها از طرف پزشک متخصص توصيه مي‌شود، براي بعضي کودکان مبتلاً به شب‌ادراري و والدين آنها مي‌تواند اثرات مطلوبي داشته باشد.


چه توصيه‌هايي به والدين کودکان مبتلا به شب‌ادراري داريد؟
والدين بايد تنش و اضطراب کودکان خود را تا حد امکان کاهش دهند. از سخت‌گيري‌هاي بي‌مورد پرهيز کنند و در صورت نياز کودک خود را جهت مشاوره ي روان‌پزشکي، نزد روانپزشک ببرند.از ساير اقدامات موثر اين است که بعد از صرف شام، مصرف مايعات را در کودک کاهش دهند تا در موقع خواب مثانه کودک کاملاً خالي باشد.در صورت امکان قبل از زمان معمول خيس کردن، کودک را بيدار کنند تا در توالت ادرار کند. بدين وسيله کودک عادت مي کند تا در ساعت‌هاي به‌خصوصي، حتي در شرايط عدم پر بودن کامل مثانه، جهت تخليه ادرار به دستشويي مراجعه کند.

 

توصيه شما به اين مادر عزيز چيست؟
توصيه مي‌شود که محيطي امن و راحت در منزل براي کودک ايجاد کنند و به‌ هيچ‌وجه کودک را تنبيه نکنند تا کودک احساس گناه و عدم امنيت نکند.همچنين در صورت لزوم جهت مشاوره روانپزشکي به روان ‌پزشک مراجعه کنند و در نهايت سونوگرافي از سيستم ادراري، همراه با کشت و آناليز ادرار در آزمايشگاه براي کودک ضروي است.

دکتر مائو خليلي- متخصص کليه و مجاري ادرار

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 21:48  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

1- زماني را با کودکان خود بگذرانيد.
زمان بهترين هديه اي است که مي توانيم به کودکان خود تقديم کنيم.

اين با هم بودن باعث مي شود احساسات، فعاليت ها و اعتقادات را با يکديگر مبادله کنيم. با اين کار فرزندانمان ارتباط برقرار کردن و گفت و گو کردن با ديگران را مي آموزند و به طور حتم از لحاظ ارتباطات اجتماعي پيشرفت مي کنند. به کودکان خود کمک کنيد تا روش هاي جديدي خلق کرده و آنها را در کنار خانواده خود تجربه کنند و لذت ببرند.


2- الگويي براي فرزندان خود باشيد.
رفتار ما بيش از گفتارمان فرزندان را تحت تاثير قرار مي دهد. ما قهرمان دنياي آنها هستيم.

3- به حرف هاي فرزندان خود گوش دهيد.
پيغام هاي کودکان هديه هاي با ارزشي هستند. زماني که مشتاقانه به حرف هاي آنها گوش مي دهيم اعتماد به نفس کوکان خود را تقويت مي کنيم.

هنگامي که با کودکان خود هستيد هم سطح آنها باشيد و با تمام وجود به آنها گوش دهيد.

احساسات و حالات زيباي آنها از طريق چشم هايشان بيان مي شود اگر ما به حرف هاي آنها دقت کنيم کودکانمان نيز به سخنان ما عميقاً و با تمام وجود، گوش مي دهند.


4- شيوه تربيتي مناسبي براي کودکان خود در نظر بگيريد.
فرزندان ما بايد بياموزند که در مقابل کارها و انتخاب هايشان پاسخگو باشند. آنها بايد بدانند که با کارهاي آزاردهنده آنها مخالفت مي شود اما والدين هميشه به آنها عشق مي ورزند.


5- کودکان خود را تشويق کنيد.
کلمه هاي اميدبخش و تشويق آميز، اعتماد به نفس را به کودکان هديه مي دهد. موفقيت ها و استعدادهاي کودکان خود را به زبان بياوريد.

زماني که فرزندانتان کار مهمي انجام مي دهند حتماً به آنها بگوييد که موفق بوده اند.

کودکان ما احتياج دارند، بدانند که اميدها و آرزوهاي آنها رادرک مي کنيم و به طور حتم حامي آنها هستيم. فرزندانتان را تشويق کنيد تا از لحاظ روحي و معنوي رشد کنند تا زندگي متعادلي داشته باشند.


6- تجربه هاي خود را با کودکانتان تقسيم کنيد.
هر کدام از ما داستان هاي ارزشمندي براي گفتن داريم. اين داستان ها مشخص مي کنند که عکس العمل ما در مقابل اين حوادث، زندگي کنوني ما را به وجود آورده است.

با تجارب خود مي توانيم کودکان مان را راهنمايي کنيم. شايد روي فرزندان شما نيز با بعضي از شرايطي که براي شما پيش آمده، روبه رو شوند و به طور حتم از تجارب شما بهره مي گيرند و از اشتباهات دوري مي کنند.


فرزندان ما در زندگي احتياج به الگويي دارند تا آن را سرمشق خود قرار دهند. ارزش هاي وجودي را به طور عملي به فرزندان خود آموزش دهيد. اشتباه هاي خود را قبول کرده و عذرخواهي کنيد.

7- به فرزندان خود بي قيد و شرط عشق بورزيد.
عشق هديه بي چون و چراست. به کوکان خود نشان دهيد که آنها را در هر شرايطي دوست داريد و حمايتشان مي کنيد. در اين صورت آنها هنگام سختي ها و مشکلات با آرامش و احساس امنيت به شما پناه مي آورند.

فرزندان شما براي تصميم گيري و تجربه موارد جديد نياز دارند که آزاد باشند. آنها بايد بياموزند که در زندگي مسوولتي پذير و مقاوم باشند.

 
 
منبع : تفکرنو

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 10:14  توسط محمد مجتبی زاده  | 


 
نقش و جايگاه مدرسه به‌عنوان مهمترين شاخص جهت آموزش و پرورش و موفقيت دانش‌آموزان انکار ناپذير و حياتي است. اما نمي‌توان جايگاه والدين و ضرورت مشارکت آنها در آموزش و پرورش و موفقيت کودکان را نيز ناديده گرفت؛ نقشي حياتي و تأثير‌گذار که بي‌شک بدون مشارکت والدين بخشي از اهداف آموزشي و پرورشي ناکام مانده و کودکان نيمي از آموزش‌هاي لازم را دريافت نمي‌کنند.

پژوهشگران دپارتمان آموزش و علوم تربيتي دانشگاه ميشيگان و دپارتمان آموزش و علوم تربيتي دانشگاه جان‌هاپکينز، مواردي را به عنوان نکات کليدي براي برقراري ارتباط بيشتر و بهتر والدين و اولياي مدرسه و والدين و کودکان ارائه کرده‌اند که با آنها آشنا مي‌شويم.


پژوهش‌ها نشان مي‌دهد دانش‌آموزان 70درصد از زمان مفيد خود را خارج از منزل و عمدتاً در مدرسه و يا در مراکز آموزشي- تفريحي مي‌گذرانند که اين رقم خود به تنهايي گوياي اهميت برنامه‌ريزي درست براي آموزش و پرورش دانش‌آموزان است.

يکي از نکاتي که بسياري از پژوهشگران علوم تربيتي بر آن اتّفاق نظر دارند، آموزش بر مبناي برنامه‌ريزي صحيح و از سنّ پايين است. از طرفي بخش عمده‌اي از آموزش نيز در منزل به اجرا در مي‌آيد؛ به عبارتي والدين خواسته يا ناخواسته تکميل کننده و يا مختل کننده آموزش‌هاي ارائه شده در مدرسه هستند، بنابراين والدين نيز به همان اندازه و يا شايد در مواردي بيشتر از اولياء مدرسه در آموزش و پرورش کودکان دخيل هستند و اين يکي از دلايل و لزوم تسلّط والدين بر مسائل درسي و لزوم ارتباط مستمر آنها با مدرسه فرزندشان است.

 


حضور والدين
قريب به اتفاق پژوهشگران بر اين باورند که والدين نقش مهمي در روند فراگيري و آموزش و پرورش دانش‌آموزان داشته و ارتباط آنها با اولياء مدرسه يکي از واجبات امر آموزش است، بنابراين معتقدند که:

1- عدم حضور والدين و ارتباط مستمر آنها با اولياء مدرسه يکي از بزرگترين معضلات آموزشي و موثر‌ترين عامل جهت ايجاد اختلال در روند آموزش است.

2- پژوهش‌ها نشان مي‌دهد ارتباط مستمر اولياء دانش‌آموزان با اولياء مدرسه اثرات مثبتي به اين شرح به‌‌دنبال دارد:

الف/افزايش موفقيّت تحصيلي دانش آموزان با کسب نمرات بالا، موفقيت در آزمون‌هاي مختلف به ويژه آزمون‌هاي سنجش هوش و استعداد تحصيلي و در نهايت رشد و بالندگي شخصيّتي دانش‌آموز.

ب/علاقه به درس و مدرسه و توجّه دقيق به مسائل آموزشي- تربيتي از سوي دانش‌آموز.

ج/افزايش چشمگير انگيزه دانش‌آموز براي فراگيري مباحث درسي و به‌دنبال آن کاهش خطر ترک تحصيل دانش آموز.

د/کاهش چشمگير امکان روي آوردن دانش‌آموز به مواد مخدر، سيگار، قرص‌هاي روان گردان و ... در سن بلوغ و پس از آن.

ه/تعادل رفتار کودک و جلوگيري از بروز رفتارهاي نابهنجار به ويژه بيش فعّالي در کودکان.

 

3- تحصيلات بالاي والدين موفقيت کودک را تادو برابر افزايش مي‌دهد: که اگر تحصيلات بالاي والدين با ارتقاء سطح اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي همراه شود (که معمولاً نيز اين طور هست) احتمال موفقيت کودک تاده برابر افزايش مي‌يابد.
4- به هر ميزان والدين روي مسئله آموزش و پرورش فرزندشان حساسيّت بيشتري داشته باشند-حساسيّت به جا و منطقي- به همان ميزان فرزند موفّق‌تري خواهند داشت.

5- ارتباط والدين با اولياء مدرسه بايد ارتباط مستمر و دوستانه باشد. اين ارتباط بايد در همه سطوح شامل تصميم‌گيري در مسائل آموزشي- پرورشي، مشارکت‌هاي اقتصادي، فرهنگي و... جلوه‌گر شود. به عبارتي ارتباط اولياء با مدرسه بايد در حدي باشد که کودک واقعاً مدرسه را خانه دوم خود دانسته و در مدرسه احساس اطمينان و آرامش کند.

6- توقع و انتظار والدين بايد به‌طور صحيح، کامل و واضح با کودک در ميان گذاشته شود تا کودک بر همان اساس، حرکت کند.

7 - والدين دانش آموزان موفق همواره برنامه‌ريزي دقيقي دارند، برنامه‌اي که روي اجراي آن نيز تأکيد دارند. اما والدين کودکان ناموفق يا برنامه‌ريزي صحيحي ندارند و يا اين که اصراري بر اجراي برنامه‌ها نداشته و خود نيز دچار سهل‌انگاري هستند. بنابراين براي موفقيّت تحصيلي دانش‌آموزان بايد اوّلاًبا برنامه‌ريزي صحيح، هدف‌ها را مشخص کرد و ثانياً روي اجراي دقيق و کامل برنامه‌ها تاکيد کرد.

نويسنده:مهتاب صفرزاده خسروشاهي


منبع:اين مقاله با بهره‌گيري از مطالب پايگاه اطلاع‌رساني دپارتمان آموزش و علوم تربيتي دانشگاه ميشيگان تهيه شده است.

 
منبع : تفکر نو

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 10:12  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 
  
 ديويد موري كه شانزده سال سِمَت استادي در دانشگاه داشته است، هفت  گام را براي داشتن فرزنداني دانا پيشنهاد كرده است. وي معتقد استهيچ سرمايه گذاري براي خانواده مهمتراز آموزش فرزندان نيست.

او روشهاي ساده اي را براي كمك به فرزندان پيشنهاد مي كند كه براي هركس بدون توجه به سطح درآمد ، موفقيت آميز است.


اول –فرزند خود را هر روز به مدرسه بفرستيد. واضح است كه حضور در مدرسه اهميت دارد. بررسي اي كه اخيراً، انجام شده ، نشان مي دهد ميزان حضور در كلاس درس روش خوبي براي پيش بيني نمرات آزمون است.

كساني كه ميزان حضور آنها 93 درصد بود ، در آزمونهاي استاندارد ، رتبه اول را به دست آوردند. كساني كه تنها 85 درصد در كلاسها حضور يافتند نمرات آنها افت پيدا كرد. وي مي گويد كارهايي كه به طور مرتب انجام شود، بهتر از همه در خاطر مي ماند. بر نظم و ترتيب تكاليف مدرسه نظارت كنيد و مدت زمان تماشاي تلويزيون را كم كنيد. بين ساعاتي كه در جلوي تلويزيون گذرانده مي شود و سال هاي هدر رفته ارتباط مستقيمي وجود دارد.


دوم – مدرسه، نام آموزگار و مدير مدرسه فرزند خود را ياد بگيريد. قبل از بروز مشكل با آنها تماس بگيريد، بگذاريد بدانند چه انتظاراتي داريد. آيا تكاليف مدرسه كافي است؟ محيط مدرسه بي خطر است؟ چه مطالب و كتاب هايي در كلاس درس آموزش داده مي شود؟ آيا دانش آموزان در كلاس درس فرهنگ لغت و دائرة المعارف دارند؟ به آموزگار پيشنهاد همكاري بدهيد. به مربيان فرزند خود احترام بگذاريد. بهترين شرايط اين است كه معلم و والدين ، يكديگر را تقويت كنند.


سوم – براي فرزندتان لباس مناسب تهيه كنيد. اين مسئله به اندازه ي صبحانه و محيط مناسب اهميت دارد. لازم نيست اين لباس اونيفورم باشد، نگذاريد فرزندتان عادت كند با لباس غير آبرومندانه به مدرسه برود. مدرسه رفتن شغل فرزند شما است. از فرزندتان بخواهيد لباس مناسب آن را بپوشد. لازم نيست خيلي وسواس به خرج دهيد.

انتظارات خود را از فرزندتان بيان كنيد. انضباط، ماندگارترين هديه مدرسه است. كتابها و افراد دانشمند را محترم بشماريد. افراد تحصيل كرده را مورد تمسخر قرار ندهيد.

 

 

چهارم – براي فرزندتان روزنامه و كتاب بخوانيد. و شيوه مراجعه و يافتن كتاب را به فرزندتان ياد دهيد و اگر نمي دانيد از كتابدار بپرسيد. به طور حتم فرزندتان تلويزيون تماشا مي كند ؛ برنامه ها را كنترل كنيد و با هم به تماشاي تلويزيون بپردازيد. در مورد رفتارها و هنرپيشه ها اظهار نظر كنيد. از تلويزيون به عنوان فرصتي براي نشان دادن ارزشها و معيارهاي خانوادگي بهره بگيريد. قدم به دنياي كودكان بگذاريد. خود را كاملاً به آنها نزديك كنيد و پذيراي آنها باشيد. آن وقت مي بينيد مثل گل آفتابگردان كه به سمت خورشيد مي چرخد او هم به شما رو مي آورد.


پنجم- به هيچ وجه تقلب را تحمل نكنيد. دو خطر روياروي كودكان است: شكست و شكست سخت تر، از طريق عدم صداقت. تقلب يعني فرار بيهوده از شكست ، فرزندتان را در معرض دو خطر قرار مي دهد. شكست ناكامي است اما مايه بدنامي نيست. ولي تقلب بدترين پيامدها را به دنبال دارد علاوه بر آن كه آموزندگي ندارد و همه چيز ما را در معرض خطر قرار مي دهد.

شكست واقعيتي است كه شخص مغلوب به بهاي از دست دادن قدرت ايستادگي روحي خود، از آن مي گريزد. شكست را مي توان جبران كرد اما براي شخصيت و شرف از دست رفته تنها مي توان حسرت خورد. اگر آموزگار يا مدير مدرسه فرزندتان چشم خود را به روي تقلب مي بندد بايد نگران شويد. آنان آينده فرزند شما را تباه مي كنند.


ششم- وقتي فرزندتان به خانه مي رسد در منزل حضور داشته باشيد. تحقيقات در اين زمينه بسيار روشن است. ساعات 3 تا 6 بعداز ظهر حساسترين ساعات در زندگي كودك است. در اين زمان كودك بدون سرپرست است و دردسرها فراوان . اما اين ساعات، درعين حال بهترين زمان نيز هست زيرا هنوز درس هاي روز تازه است و از اين فرصت مي توان براي تقويت آموخته ها استفاده كرد. به گزارش هايي كه فرزندتان در مورد حوادث روز خود مي دهد گوش بدهيد. با آنها مشورت كنيد، تنبيه و تشويقشان كنيد. اما آنها را در خانه ، تنها رها نكنيد.


هفتم – هر از چند گاه مدرسه بازي كنيد.از فرزند بزرگتر بخواهيد به خواهر يا برادر كوچكتر خود درس بدهد. اين عمل تأثير چشمگيري بر روي هر دو دارد. كودك بزرگتر در كاري كه به او محول شده مهارت و غرور به دست مي آورد و كودك كوچكتر از طريق تحسين درس مي گيرد. بعد از آن از هر دو بخواهيد كار يا درسي را به شما ياد بدهند. اين كار براي آنها لذت بخش است و براي شما غرور انگيز.

 
 
منبع : تفکر نو

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 10:10  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 
 
براي کودک وقت بيشتري بگذاريد!!
تربيت کودک بدون صرف وقت ممکن نيست. تحقيقات نشان داده است کودکاني که در کنار خانواده وعده هاي غذايي را ميل مي کنند کمتر مبتلا به افسردگي، بدرفتاري و رفتارهاي نامناسب جنسي خواهند شد. اين کودکان توان مغزي بالاتري دارند و در انجام تکاليف مدرسه موفق ترند.

مراقبت کردن از کودک به اندازه صرف وقت براي تربيت او اهميت دارد. براي مراقبت بهتر از کودکان مجبوريم محدوديت هايي را در نظر بگيريم. بيشتر والدين گمان مي کنند گفتن کلمه ي «نه» براي ايجاد محدوديت به رابطه ي نزديک آنها با کودکان صدمه مي زند. در حالي که تنها با ايجاد محدوديت هاست که مي توان به رشد شخصيت کودک کمک کرد و او را از بسياري خطرها حفظ نمود.

اهميت محدوديت ها
 

گاهي ما به عنوان افرادي بالغ سعي مي کنيم در شرايط خطر قرار نگيريم زيرا مطمئن نيستيم که در آن شرايط بتوانيم از خودمان دفاع کنيم. پس چطور مي توانيم کودکان را به صحنه هاي خطر بفرستيم با اين توجيه که نشان دهيم به آنها اعتماد داريم.
 

با کودکان صادق باشيد. وقتي براي وارد شدن به محيطي پرخطر به شما مي گويند: «آيا به من اعتماد نداري؟»

صادقانه بگوييد: « من حتي زماني که خودم هم سن تو بودم به خودم اعتماد نداشتم که بتوانم در چنين محيط پرخطري قدم بگذارم. ورود به بعضي از مکانها که در سنين بالا مشکلي ايجاد نمي کند در سنين پايين مي تواند خطرناک باشد. وظيفه من به عنوان والد تو اين است که تو را از موقعيت هاي خطرناک حفظ کنم.»

اين جواب، کودک را عصباني مي کند ولي پيام مهم تر دارد: « شما به اندازه ي کافي از او مراقبت مي کنيد و تلاش مي کنيد در خط مستقيم حرکت کند. براي شما راحت تر خواهد بود که آنها را به حال خود رها کنيد ولي اين سختي را به جان مي خريد تا از آنها محافظت کنيد.»

کودکان با علم به اين مسائل ، شما را امتحان مي کنند.
تصور اين که ايجاد محدوديت باعث مي شود کودکان ما را دوست نداشته باشند در ما نسبت به ايجاد محدوديت ها ايجاد شک مي کند. شايد علت اين شک در گذشته ي زندگي ما باشد.

همه ي ما در درون خود حامل والديني خوب يا بد هستيم. والدين دروني بر احساسات ما تاثير مي گذارند. آنها قدرت فوق العاده اي دارند. اگر در دوران کودکي مادري داشتيد که صبح زود برمي خاست و براي شما صبحانه اي گرم آماده مي کرد در اين زمان ترغيب مي شويد آنگونه عمل کنيد.

والدين دروني ما باعث مي شوند نسبت به کودکان بخشنده باشيم، سخت گيري نکنيم يا برعکس جدي باشيم و خشن برخورد کنيم. آنها ما را نسبت به محدوديت هاي منطقي نابينا مي کنند.

اگر پدر و مادرتان در کودکي به شما محبت نکرده اند ممکن است واکنش شما معکوس باشد و نسبت به فرزندان خود بيش از حد محبت نشان دهيد.

خيلي مهم است که بدانيم در هر زمان به عنوان والدين پنهاني خود با فرزندانمان گفتگو مي کنيم يا به عنوان والدي که خود انتخاب کرده ايم. چه وقت مشغول ترميم محروميت هاي دوران کودکي خودمان هستيم و چه وقت با بخش بالغ شخصيتمان با آنها گفتگو مي کنيم.

خوشبختانه والدين پنهان را مي توان تغيير داد و اثرات آنها را کم کرد. فقط کافي است آنها را بشناسيم و تحت کنترل درآوريم.

شناخت والدين پنهاني
زماني را صرف شناخت والدين دروني خود کنيد. سپس يک والد بهتر باشيد. خاطرات خوب گذشته را به ياد آوريد. خاطراتي که احساس خوبي را براي شما بوجود آورد. اگر تمام وقت والدين بدي را به خاطر مي آوريد نگران نشويد. اين طور تصور کنيد که آنها در مرحله اي از زندگي شما بوده اند تا شما امروز بتوانيد والد بهتري باشيد.

حال که ايجاد محدوديت را پذيرفته ايد سعي کنيد قوانيني را در خانه بنا کنيد. در اجراي آنها مداومت داشته باشيد. قوانين وقتي تاثيرگذارند که نتيجه ي عدم اجراي آنها از ابتدا مشخص باشد. براي عدم اجراي قوانين بايد تنبيه هايي را در نظر بگيريد.

شايد يک نوع تنبيه براي تمام سنين مناسب نباشد. مثلاً اگر به نوجواني بگوييد به عنوان تنبيه از اتاقش خارج نشود، او حتي از بودن در اتاق لذت مي برد. اين تنبيه فقط مخصوص کودکان زير 7 سال است.

گاهي لازم است کاري را که بطور معمول وظيفه ي کودک نبوده به او بسپاريد. مثلاً جارو کردن اتاق يا شستن ظرف مي تواند نوعي تنبيه باشد.

از ايجاد محدوديت هاي شديد بپرهيزيد. وقتي کودک را از تلويزيون، کامپيوتر، تلفن، ضبط و ساير وسايل تفريحي محروم کنيد، ديگر حربه اي در دست نخواهيد داشت.

 

در هر مرحله فقط يک رفتار را تغيير دهيد
 

براي تغيير رفتار کودکان نيازمند طرح برنامه هستيد. اين برنامه دو بخش دارد:

1- چگونگي صحبت با کودک

2- مشخص کردن اهداف تغير رفتار

براي تغيير رفتار در کودکان لازم است به گونه اي با آنها صحبت کنيد که احساس شرمندگي نکنند. اگر کودک تصور کند شما به همکاري او نياز داريد بهتر همراهي خواهد کرد تا وقتي که به او دستور بدهيد.

«لازم است با تو صحبت کنم. 5 دقيقه وقت داري؟ من مدتهاست که به شلوغي خانه فکر مي کنم. به کمک شما نياز دارم. از تو مي خواهم مسئوليت هايي را به عهده بگيري: لباس هاي کثيف را در سبد لباس ها بريز، قفسه هاي کتاب اتاقت را مرتب کن و ... مي دانم که از عهده اين کارها خوب برمي آيي.»

تصميمي بگيريد که قابل اجرا باشد و بتوانيد درانجام آن مداومت داشته باشيد. اگر به کودک بگوييد به ازاي هر لباس کثيفي که روي زمين افتاد، يک هفته پول توجيبي او را قطع خواهيد کرد، اين تصميم درستي نيست زيرا با اولين لباسي که روي زمين باشد خسارت زيادي به او وارد کرده ايد. براي عادت کردن به مقررات به کودک فرصت دهيد.

 

نويسنده:مريم قربانزاده

 
 
منبع : تفکرنو

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 10:7  توسط محمد مجتبی زاده  | 

  

استرس‌هاي رواني كه در اوايل زندگي خصوصا در دوران نوزادي و شيرخوارگي به انسان وارد مي‌شود، در بزرگسالي مي‌تواند باعث كاهش حافظه و اختلالات ذهني شود.
بر اساس نتايج تحقيقات دانشمندان دانشگاه كاليفرنيا، كم‌توجهي، از دست دادن والدين و ساير استرس‌هاي دوران نوزادي مي‌تواند باعث نوعي كاهش حافظه شود كه معمولا در سنين سالمندي به سراغ انسان مي‌آيد. اين تحقيق از آنجايي كه دانشمندان، از نظر اخلاقي نمي‌توانند به نوزاد انسان استرس‌هاي رواني تحميل كنند، روي موش‌ها انجام گرفته است. به اين ترتيب كه در محل زندگي موش‌هاي مورد آزمايش محدوديت هاي خاصي ايجاد شد تا موش مادر و بچه تازه متولد شده آن تحت استرس باشند.
دانشمندان در اين تحقيق دريافتند كه اين موش نوزاد وقتي بزرگ مي‌شود، درسنين جواني به نحوي بر خاطره اولين استرس‌هاي زندگي خود غلبه مي‌كند ولي در دوران ميانسالي، اين استرس‌ها هستند كه بر او غلبه مي كنند و باعث كاهش حافظه وي مي‌شوند. در واقع اين سختي‌هاي هفته اول زندگي موش (دوران نوزادي) باعث مي‌شود، مغز موش زودتر از سن وي پير شود و در دوران ميانسالي دچار كاهش حافظه اي شود كه بايد در سنين سالمندي دچارش شود. دانشمندان با ثبت اختلاف فعاليت الكتريكي مغز موش در دوران جواني و ميانسالي، توانستند ثابت كنند كه اين استرس‌هاي زود هنگام باعث ايجاد اختلال در روابط بين سلولي سلول‌هاي هيپوكامپ مغز در دوران ميانسالي شده و همين پديده باعث بروز اختلالات حافظه مي‌شود. هيپوكامپ قسمتي از مغز است كه يادگيري و حافظه در آن شكل مي گيرد.

 
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:4  توسط محمد مجتبی زاده  | 

    
 آيا دندانهاي يک کودک ۳ ساله نياز به استفاده از نخ دندان دارند ؟ از کجا بايد بدانم اگر کودکم نياز به ارتودنسي دارد ؟ خيلي از والدين در اين مورد که چند بار بايد کودکشان را نزد دندانپزشک ببرند مشکل دارند . آنها مي دانند که بايد مواظب دندان بچه ها باشند و از پوسيدگي دندانها جلوگيري کنند ولي نمي دانند که بهترين راه چيست .
 مراقبت از دندانهاي کودک را چه موقع بايد شروع کرد ؟ بجاست که مراقبت از دندانهاي کودک حتي قبل از رويش اولين دندان شيري آغاز شود . بخاطرداشته باشيد که اگر شما نتوانيد دنداني را ببينيد ، دليل عدم وجود دندان نيست . در حقيقت دندانها از ۳ ماهه دوم بارداري شکل مي گيرند . کودک شما در موقع تولد ۲۰ دندان شيري دارد که حتي بعضي از آنها در آرواره رشد پيدا کرده اند . پاک کردن لثه کودک با يک دستمال مرطوب بعد از تغذيه مي تواند در پيشگيري از آسيب ساختماني به دندان که توسط باکتريها ايجاد مي شود مؤثر باشد . وقتي که تعداد کمي از دندانهاي کودک نمايان شد شما مي توانيد با يک مسواک نرم مخصوص کودک دندانهايش را مسواک کنيد و يا با يک گاز در پايان روز آنها را پاک کنيد .
• وقتي که والدين عادات خوب غذايي را در منزل رعايت نکنند بچه ها دچار مشکلاتي چون پوسيدگي و فساد دندانها مي شوند .
 • دادن بطري ( شير ، آبميوه و ... ) به کودک در موقع خواب شايد براي مدت زمان کوتاه راحت باشد اما اينکار براي دندانهاي کودک مضر است . وقتي که شيريني شير يا آبميوه براي ساعتها روي دندانهاي کودک باقي بماند ، باعث خوردگي ميناي دندان شده و شرايطي را ايجاد مي کند که تحت عنوان سندرم شيشه شير شناخته شده است . سوراخ شدن و تغييررنگ دنداني از علائم اين سندرم است . در موارد شديد حفره هايي در دندانها ايجاد مي شود که همه نياز به پرکردن دارند تا وقتي که دندانهاي دائمي کودک در بيابند . والدين و مربيان بچه ها بايد به آنها کمک کنند و زماني را براي مصرف نوشيدني ها در نظر بگيرند .
 کودک را نزد چه دندانپزشکي بايد برد ؟
 دندانپزشک متخصص کودک در ارتباط با طيف وسيعي از مشکلات دنداني در بچه ها آموزش ديده و مي داند که شما را به متخصصين مختلف ارجاع دهد نظير ارتودنتيست براي اصلاح بيرون زدگي دندانها يا جراحي دهان براي اصلاح مشکلات فک اهداف اوليه دندانپزشکان اطفال شامل ، پيشگيري ، متوقف کردن مشکلات دهاني قبل از پيدايش آنها و حفظ و مراقبت از دندانها و لثه در طي معاينات مداوم .
چگونه مي توان از پوسيدگي جلوگيري کرد ؟
 طبق نظر انجمن دندانپزشکان آمريکا زمان اوليه معاينه کودک توسط دندانپزشک همان بدو تولد اوست . در اين معاينه دندانپزشک براي شما مسواک مناسب و تکنيکهاي صحيح نخ کشيدن را توضيح خواهد داد . ( کودکي که ۲ دندان قابل لمس در دهانش دارد بايد از نخ دندان استفاده کند ) معاينات دندانپزشکي در مراحل اوليه به تشخيص مشکلات بالقوه دنداني کمک مي کند و همچنين کودک شما به رفتن نزد دندانپزشک عادت کرده و ترسش کمتر مي شود . وقتيکه همه دندانهاي شيري کودک درآمد ( حدود ۲-۱/۵) سالگي دندانپزشک احتمالاً در هر معاينه بصورت موضعي از فلورايد استفاده مي کند . فلورايد باعث سختي ميناي دندان مي شود و از بيشتر مشکلات دهاني دوران کودکي جلوگيري مي کند . پوسيدگي هاي دنداني در اثر باکتريها و باقي مانده غذاها بعد از خوردن ايجاد مي شود . وقتي دندان با مسواک تميز نشود . اسيد روي دندان تجمع يافته منجر به نرمي ميناي دندان مي شود و يک حفره يا سوراخ ايجاد مي گردد . استفاده منظم از فلورايد باعث سختي مينا مي شود و آنرا در برابر نفوذ اسيد مقاوم مي سازد اگر آب مصرفي شما حاوي فلوئور نيست و يا از آبهاي تصفيه شده استفاده مي کنيد از دندانپزشک خود بخواهيد که از فلورايد مکمل براي شما استفاده کند . اگر چه که بيشتر خميردندانها شامل فلورايد هستند ولي خميردندان به تنهايي نمي تواند از دندان کودک محافظت کند .
• استفاده از مسواک به ميزان حداقل ۲ بار در روز و استفاده مرتب از نخ دندان به سلامت دهان و دندان کمک ميکند . کودکان نبايد از مقادير زياد خميردندان استفاده کنند و به اندازه يک نخود برايشان کافي است . والدين همواره بايد مراقب باشند که کودک به جاي قورت دادن خميردندان حتماً آنرا به بيرون تف کند .
• همزمان با رشد دندانهاي دائمي علاوه بر فلورايد تراپي استفاده از فيشورسيلنت ( بستن عمق شيارهاي سطح جونده ) توصيه مي شود . اينکار از تجمع مواد غذايي و ميکروبها و ايجاد پوسيدگي جلوگيري مي کند .
• البته اينکار بدين معنا نيست که کودک بدون کنترل شيريني بخورد و يا نخ دندان و مسواک استفاده نکند .
چه بايد کرد اگر کودک دچار مشکل دنداني شود ؟
 اگر شما مستعد خرابي دندان يا بيماري لثه باشيد . کودک شما ممکن است بيشتر در معرض خطر باشد . لذا گاهي اوقات حتي کوشا بودن در امر مسواک زدن و نخ دندان کشيدن نيز نخواهد توانست از پوسيدگي دندان جلوگيري کند . اگر کودک احساس درد دندان دارد بايد حتماً به دندانپزشک مراجعه کرد . درد دندان مي تواند علامتي از پوسيدگي باشد که نياز به درمان دارد . در اکثر موارد براي پرکردن دندانهاي دائمي از آمالگام استفاده مي شود البته از مواد همرنگ دندان ( کامپوزيت ) هم امروزه استفاده مي شود . در موارد شکستگي ها ، پوسيدگي هاي شديد ، بدشکلي دنداني انتخاب دندانپزشک کودک روکش هاي Steinliss steel است که از گسترش پوسيدگي ها جلوگيري مي کنند . همزمان با رشد کودک ممکن است که شما نگران جويدن و صافي دندانهاي او باشيد . امروزه درمانهاي ارتودنسي بشکل سيم هاي فلزي بودکه خيلي هم نگران کننده به نظر مي رسيد ولي اين روش ديگر مرسوم نيست .استفاده از مواد پلاستيکي جايگزين روش قديمي شده دندانپزشکان ميدانند که دستکاري دندانها در سنين پايين خيلي آسانتر و مؤثرتر از سنين بالاست در بچه هاي کوچکتر نياز به ارتودنسي کوچکتر است و از ارتودنسي در سنين بالا پيشگيري مي کند . در موارد نادر ( معمولاً وقتي مشکل پيچيده دنداني مطرح باشد ) دندانپزشک توصيه مي کند که از يک متخصص بيهوشي عمومي همراه با جراح فک استفاده شود . کودکان را به استفاده از وسايل حمايتي حين ورزش تشويق کنيد تا از صدمات جدي دنداني پيشگيري شود . همزمان با رشد کودک و بسته به نظر دندانپزشک معاينات روتين از هر ۳ ماه يکبار تا يکبار در سال را داشته باشيد . مصرف مواد شيرين را محدود کنيد و بطور منظم از مسواک و نخ دندان استفاده کنيد . همکاري شما با دندانپزشک کودک کمک خواهد کرد که سلامتي دندانهاي کودک حفظ شود و کودکتان زيباتر بخندد .
 

منبع از سايت سلامت ايران 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:2  توسط محمد مجتبی زاده  | 

  

در گذشته ديابت نوع 2 ، فقط بيماري بزرگسالان به شمار مي آمد ، اما امروزه کودکان نيز از اين بيماري در امان نيستند.
اين بيماري برخلاف ديابت نوع يک که طي آن ترشح انسولين به وسيله پانکراس متوقف مي شود ، بستگي زيادي به نوع تغذيه روزانه و سبک و شيوه زندگي افراد دارد.
گرچه ديابت نوع 2معمولا در افرادي بروز مي کند که از نظر ژنتيکي مستعد هستند ، اما مي تواند افراد پرخور و چاق را نيز مبتلا کند.
ديابت نوع 2تنها در بزرگسالان مشاهده مي شد، زيرا مختل شدن ترشح و عملکرد طبيعي انسولين سالها طول مي کشد، اما از آنجا که کودکان امروزي به مصرف غذاهاي شيرين و پرچرب روي آورده اند ، اين بيماري آنها را نيز گرفتار مي کند.
کودکان ديابتي عمر کوتاهي دارند و 15سال زودتر از حد معمول جان خود را از دست مي دهند. فقط کودکاني از ابتلا به اين نوع ديابت مصون هستند که وزن متعادلي داشته باشند.
شمار کودکان ديابتي (نوع 2) در سراسر جهان بسرعت در حال افزايش است ، عوارض جانبي ديابت نوع 2عبارت است از: نابينايي ، سکته ، بيماري هاي قلبي و کليوي و افت گردش خون.
اين بيماري علاج ناپذير است و گرچه با اصلاح سبک زندگي و تغذيه روزانه مي توان جلوي پيشرفت آن را گرفت ، اما نمي توان آن را به کلي درمان کرد.
 


 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:5  توسط محمد مجتبی زاده  | 

  

 

 1- كودك را هنگام غذا خوردن تنها نگذاريد. هميشه يك نفر بايد ( حتي تا 3 سالگي)‌ بر غذا خوردن كودك نظارت داشته باشد.

 2- او را بنشانيد و غذا بدهيد . مراقب جويدن غذا و بلعيدن او باشيد.

 3- همزمان با افزايش دندانهاي كودك ، غلظت و سفتي غذا را بيشتر كنيد و غذاهايي بدهيد كه قابل جويدن باشد.

 4- مواد غذايي كه احتمال دارد باعث خفگي كودك شود مانند سوسيس، شكلات، آب نبات ، تخمه و آجيل ، انگور و تكه هاي درشت گوشت را در دسترسش قرار ندهيد.

 5- هنگام دندان در آوردن اگر براي بي حسي لثه دارو استفاده مي كنيد سعي كنيد نزديك زمان غدا خوردن نباشد چون باعث بي حسي ماهيچه هاي گلو مي شود و بلعيدن غدا را مشكل مي كند.

 6- اگر كودك در اتومبيل يا در كالسكه در حال حركت است به او غذا ندهيد.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:3  توسط محمد مجتبی زاده  | 

  

در اين حالت كودك به علت ديدن خوابهاي ترسناك از خواب بيدار مي شود و اغلب بخشي از خوابي كه موجب ترس وي شده و يا تمامي آن را به ياد مي آورد.                                  

در اين زمان كودك اكثرا در رختخواب خود مي نشيند و فرياد مي كشد و يا گريه مي كند  و يا به طرف اتاق خواب و تخت والدين مي آيد و از آنها تقاضاي كمك مي كند.                        

گاهي هم ممكن است كودك دچار وحشت شبانه در خواب شود و با صداي بلند در خواب داد بكشد و گريه كند اما از خواب بيدار نشود.                                                                 

علل و موجبات اصلي كابوسها ممكن است بر اثر رويدادها و مسائل ترسناكي باشد كه كودك در طي روز در تلويزيون مي بيند يا در داستانها و كتابها مي خواند و يا اطرافيان تعريف مي كنند و يا اصولا مسئله اي باشد كه كودك خود شخصا با آن رو به رو است مانند: دعواها، مشكلات احساسي و در بچه هاي بزرگتر مشكلات در مدرسه و شايد سختي تكاليف درسي و غيره   

همچنين كابوسهاي كودك مي تواند تاثيراتي از اعمال روزانه باشد، يك روز فشرده و سخت مي تواند باعث كابوس هنگام خواب شود .  البته خوابهاي وحشتناك مي تواند از تخيل كودك هم شكل بگيرد بدون اينكه معناي خاصي داشته باشد .

در بچه هاي كوچك اين خوابها قسمتي از رشد آنهاست و وقتي از خواب مي پرند بلافاصله به خواب مي روند و در فردا آن روز چيزي به ياد نمي آورند

هر كابوسي به اين معني نيست كه مسئله اي وجود دارد .                                          

در كودكان تب، مريضي، زياد يا دير خوردن غذا مي تواند نقش مهمي در كابوس داشته باشد.


 نحوه بر خورد والدين هنگام ديدن خوابهاي وحشتناك به اين گونه است كه:    

هنگامي كه كودكي در دل شب فرياد كشيد، بي آن كه از خواب بيدار شود ، بايد او را نوازش كرد و آرام در گوشش لالايي  نجوا كرد و در اين هنگام نبايد كودك را حتي الامكان از خواب بيدار كرد. 

   اما زماني كه كودكتان از صداي فرياد خودش بيدار شد ، همچنان وحشت زده و ترسيده است او را در آغوش بگيريد و يك ليوان آب به او بدهيد و او را نوازش كنيد و با صداي آهسته برايش تعريف كنيد كه اين فقط يك خواب بود و گذشت ، آنچه كه ديدي همه در خواب بود.   

 حتي اگر كودك معني واژه رويا (خواب) را هنوز ياد نگرفته باشد ، طنين آرام بخش صدايتان او را تسكين خواهد داد و به او خواهد فهماند كه آنچه كه ديده واقعيت نداشته است ، و اگر كودك باز هم بي قراري كرد مي توان چراغ را روشن كرد و گفت بيا به دنبال آن چيزي كه مي ترسي بگرديم و يا به او بگوييم چراغ را برايت روشن مي گذارم.

 البته امكان دارد كه در بعضي موارد، صحنه هاي از آن كابوس وحشتناك در ذهنش دوباره تكرار شود و از ترس اينكه دوباره آن منظره هاي وحشتناك را ببيند از رفتن به رختخواب امتناع ورزد، توصيه اي كه در اين زمان وجود دارد اين است كه موضوع خوابي را كه كودك عنوان مي كند را به شكل ديگري به پايان برسانيم  به اين شكل كه مثلا اگر خواب اژدها را ديد به او بگوييم كه در انتها تو شمشيري داشتي و اژدها را كشتي.                                           

سعي كنيد وقتي كودك خواب ترسناك مي بيند و به طرف تخت شما مي آيد او را به تخت خودش باز گردانيد چون بعدا خيلي مشكل است كه شب هاي بعد در اتاق خودش به خواب   رود و سعي كنيد پيش كودك تا به خواب رفتن وي بمانيد و بعد اتاق او را ترك كنيد.

 هنگامي كه احساس مي كنيد ديدن كابوس در كودكتان به علت اين است كه ذهنش مشغول مسئله اي است بايد دقت كنيد كه چه چيزي در زندگي كودك تغيير يافته است.    

 

البته بايد از خود كودك كمك گرفت و يك سئوال باز و دقيق پرسيد مثلا ديشب چه خوابي ديده بودي؟ يا دقيقا از چه چيزي مي ترسي؟  و بگذاريم خودش تعريف كند و سعي كنيم بين صحبتهايش حرف نزنيم با دقت  گوش كنيم زيرا كودك با اين عمل ما احساس خواهد كرد كه وي را درك مي كنيم.

                          

البته در كودكاني كه كوچكتر هستند نبايد انتظار داشته باشيم كه خوابشان را واضح بتوانند بيان كنند زيرا كودكان در سنين پائين نمي توانند دقيقا خوابي را كه ديده اند به روشني براي ديگران تعريف كنند و فقط ممكن است يك لغت بگويند مثل: زن بد جنس يا سگ بزرگ.         

در اين صورت بايد به آنها گفت كه در واقعيت و در اتاق او چيزي وجود ندارد و مي توان به همراه كودك همه جاي خانه را جستجو كرد.

 

پيشگيري

  شبها سعي كنيد هميشه يك چراغ خواب در اتاق كودك روشن باشد و در تاريكي قبل از اينكه كودك به خواب رود به وسايل در اتاق كودك نگاه كنيد كه بد نمانده باشد مثلا سايه يك صندلي ممكن است براي كودك ايجاد ترس كند.  و يا مي توان يك عروسك به كودك داد و يا در اتاق او آويزان   كرد و به او بگوييد كه اين عروسك جلوي خوابهاي بد را مي گيرد.

 

  سعي كنيم كودكان قبل از به خواب رفتن فيلمهاي خشن و ترسناك نبينند و يا بازيهاي خشن و هيجان انگيز انجام ندهند ، سعي كنيد قبل از به خواب رفتن كودك برايش قصه بخوانيد(البته نه قصه هاي هيجان انگيز) و يا يك مسئله كه براي كودك جالب است برايش تعريف كنيد و به او بگوييد :اميدوارم امشب در موردش خواب ببيني.                                                  

  

 
 
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:1  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 
اهميت آشپزي كودكان بچه ها خيلي زود لذت خوردن را ياد مي گيرند. آنها دلشان مي خواهد كه به بزرگترها در تهيه و آماده سازي غذا كمك كنند. كودكان هنگامي كه به موضوعي علاقه مند باشند و درگير آن مسئله شوند‘ سريع تر ياد مي گيرند.
 • در آشپزي دو اصل مهم وجود دارد‘ حرف زدن و مطالعه كردن. بايد دستور تهيه غذا مطالعه و سپس در مورد آن صحبت تا مرحله به مرحله غذا آماده شود. • در تهيه غذا‘ كودكان با مقياسها و معيارهاي رياضي مانند ليتر‘ سي سي ‘ گرم و... آشنا مي شوند.
 • با ديدن تغيير در مواد الويه اي كه در تهيه غذا استفاده مي شود‘ كودكان علم شيمي و تغيير مواد را مي آموزند.
• هنگام آشپري ‘ كودك به اهميت تغذيه مناسب پي مي برد و سعي مي كند غذاهايي را براي خوردن انتخاب كند كه ارزش غذايي مناسبي داشته باشند.
 • با پختن غذاهاي خارجي ‘ كودك با فرهنگ هاي ديگر‘ آشنا شده و سعي مي كند با آنها ارتباط برقرار كند.
 • مهارت تفكر در كودكان در هنگام تهيه و آماده سازي غذا تقويت مي شود. به طور مثال اگر در تهيه كيك‘ بيش از اندازه از آرد استفاده كنيم‘ كيك بسيار خشك و سفت مي شود. كودك همچنين در تهيه غذا‘ با نسبت ها آشنا مي شود‘ مثلاً اگر در تهيه كيك‘ تمام مواد آن دو برابر كنيم‘ حجم كيك تهيه شده نيز دو برابر خواهد شد.
• مهارت هاي اجتماعي مانند حل مسئله ‘ كار گروهي و مسئوليت پذيري در هنگام تهيه و آماده سازي غذا در كودكان تقويت مي شود. احترام به خود‘ هنگامي كه كودك براي خود و ديگران غذا تهيه مي كند.
 احترام در كودك تقويت ميشود. نكاتي كه بايد در آشپزي به كودكان آموزش داد:
1- هر آشپزي ‘ در هر سن و سالي‘ قبل از اين كه شروع به آشپزي كند‘ بايد دست هاي خود را بشويد.
 2- كودكان نسبت به بعضي از مسائل كم توجهند. در تهيه غذا‘ آنها را سريع‘ ساده و كوتاه راهنمايي كنيد.
 3- كودكان هنگامي كه هيجان زده مي شوند‘ فراموش هم مي كنند‘ هر چند بار كه نياز باشد‘ دستورات تهيه غذا را برايشان تكرار كنيد.
 4- آشپزان كوچك‘ نيازمند نظارت دائمي هستند.
 5- در اتمام آشپزي‘ آنها را تميز كردن آشپزخانه ترغيب و كارهاي ساده نظافت را به آنها واگذار كنيد. كودكان با لمس كردن‘ احساس كردن‘ بوييدن و گوش دادن مي آموزند آنها دوست دارند كه در آماده سازي غذا به كمك كنند‘ زيرا در هنگام آشپزي كردن ‘ از تمام حواسشان تهيه مي كنند. آنها دوست دارند از غذايي كه خودشان تهيه مي كنند. آنها دوست دارند از غذايي كه خودشان تهيه مي كنند‘ بخورند. روش هاي زير به شما كمك مي كند تا كودكان را در پخت غذا شريك كنيد.
• هر چند كه كودكان نمي توانند آشپزي كنند اما آنها از بودن با شما در هنگام پخت غذا لذت مي برند.
 • بهتر است هنگام پخت غذا‘ در مورد كارهايي كه انجام مي دهيد با كودك خود صحبت كنيد.
 • اگر كودك شما هنوز راه نمي رود و چهار دست و پا روي زمين جابه جا مي شود. بهتر است او را روي يك صندلي بلند بنشانيد تا از نزديك كارهاي شما را ببيند
. • در مورد اسامي وسايل آشپزخانه و نيز غذاها براي كودك خود حرف بزنيد.
 • در مورد ذائقه كودك خود با او صحبت كنيد.
 • به كودك خود يك كاسه و قاشق بدهيد و به او اجازه دهيد مواد غذايي را كه برايش خطر ندارد‘ بهم بزند
. كودك در دو سالگي از ماهيچه‌هاي بازوي خود استفاده مي كند و از انجام فعاليتهاي زير لذت مي برد:
• تميز كردن ميوه ها و سبزيجات
 • تكه كردن كاهو و سبزي هاي سالاري
 • خرد كردن نان
• تميز كردن ميزها
 • تميز كردن لوبياهاي تازه
 كودك در سه سالگي مي تواند از دستانش استفاده كند به همين دليل بهتر است از او در فعاليت هاي زير استفاده شود:
 1- ريختن مايعات بر روي خمير
 2- مخلوط كردن خمير كيك
 3- تكان دادن شير نوشيدني
 4- ورز دادن خمير نان و...
 كودك در چهار و پنج سالگي‘ كنترل هوشمندي بر روي انگشتان خود دارد‘ پس بهتر است آنها را به انجام فعاليت هاي زير تشويق كنيد:
- گرفتن آب ميوه هايي مانند ليمو شيرين‘ ليموترش و پرتقال
- نرم كردن ميوه ها و سبزيجات
 - اندازه گيري مواد جامد و مايع
 - هم زدن تخم مرغ با همزن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:59  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 
فرزندان ما، در واقع خود ما از لحظه تولد تا بزرگسالي با مشکلات گوناگوني روبه رو مي شويم. يکي از شايع ترين اين مشکلات ، بويژه در سنين قبل از دبستان ، بي اشتهايي است.
عوامل بسياري مي تواند در روش غذايي و اشتهاي کودک تاثير بگذارد و
ما فقط در صورتي مي توانيم به او کمک کنيم که دليل واقعي مشکل او را دريابيم و آن را بر طرف کنيم.
در عين حال توجه به اين نکته ضروري است که پيدايش مشکل يا ناراحتي يکي از بخشهاي غيرقابل اجتناب در سير رشد بچه هاست. قبل از هر چيز بهتر است تعريفي از اشتها ارائه کنيم.
اشتها يعني ميل خاص دستگاه هاي بدن که فرد را به سوي انتخاب غذاي مورد نياز و لازم هدايت مي کند.
اشتها نيز حالتي شبيه نفس کشيدن ، بلعيدن و ساير برنامه هاي بدن انسان بوده ، بي اختيار و غير ارادي است.
بديهي است که تمايل نداشتن کودکان به غذا، والدين را نگران مي کند، اما بايد به ميل آنها احترام گذاشته و در ضمن به حل مساله پرداخته شود، در ضمن لازم نيست که اوقات غذا خوردن به ساعت جدال و درگيري تبديل شود.
غذا نخوردن کودکان را به بدخلقي آنها نسبت ندهيد. نيابد بچه ها را عادت داد که فقط در ساعات غذا خوردن ، چيزي بخورند. پس در هنگام بروز اين مشکل چه بايد کرد؟
شايد قبل از هر چيز لازم باشد که فرزند خود را نزد پزشک ببريد، زيرا بي ميلي به غذا ممکن است با پيدايش هر نوع بيماري ، هر چند خفيف و جزيي ، ايجاد شود و پزشک با معاينات دقيق فرزندتان اين موضوع را روشن خواهد کرد.

او بي اشتها نيست ، شما پرخوريد!
گاهي اوقات والدين تصور مي کنند که فرزندشان بي اشتهاست. در حالي که بيش از ظرفيت ، به او غذا مي دهند و وقتي که او نمي خورد، تصور مي کنند که مشکلي در اشتهاي وي ايجاد شده است. اگر وضعيت رشد فرزند شما در نمودار قد و وزن مطلوب است و رشد طبيعي نشان مي دهد، پس دليلي براي نگراني وجود ندارد.
غالبا تغيير رژيم غذايي نيز بي تاثير در اشتهاي کودک نيست. غذاهايي که چرب باشند، اشتياق کودک را نسبت به غذا خوردن کمتر مي کنند براي مثال اکثر بچه ها شير را دوست دارند، اما بچه هاي بي اشتها شير بدون سرشير و شير کم چرب را بهتر مي خورند. گوشت ، سبزيجات و ميوه نيز از منابع غذايي خوب براي کودکان به شمار مي رود.
فقط 3 وعده يا بيشتر؟
سوال بسياري از والدين اين است که خوراکي هاي ميان وعده هاي اصلي غذا براي کودکان مناسب است يا خير؟
در پاسخ به اين سوال بايد گفت که مي توان از خوراکي هاي کم حجم مانند سيب ، هويج ، آب ميوه يا ميوه استفاده کرد تا علاوه بر اين که مواد طبيعي را به بدن کودک مي رساننذ موجب بي اشتهايي او نيز نشوند.
گاهي اوقات وقتي با فرزندتان بيرون مي رويد و او تقاضاي يک شيريني يا شکلات مي کند. با او مخالفت نکنيد، زيرا گاهي اوقات اين خوراکي بيشتر غذاي روح کودک شما به حساب مي آيد.
البته بهتر است اين گونه خوراکي ها بعدازظهر يا عصر به کودک داده شود تا مانع خوردن غذاي اصلي نشود.
يکي ديگر از کارهايي که والدين مي توانند صورت دهند اين است که يک رژيم غذايي کامل و متنوع را براي کودک در نظر بگيرند، اما به او اجازه دهند که مسووليت انتخاب غذاي خود را به عهده گيرد. بدين ترتيب او تمايل بيشتري براي خوردن غذا پيدا خواهد کرد.

نمودار سينوسي اشتها
نکته قابل توجه ديگر اين است که اشتها متغيير است. حتي مقدار شام و ناهار افراد با يکديگر فرق مي کند، سن کودک و ميزان نياز او به انرژي ، همچنين احساسات او، همه در مقدار و نوع غذاي مصرفي تاثير دارند.
کودکان ، معمولا در سالهاي دوم و سوم زندگي کمتر از سال اول غذا مي خورند و در اين دوران سرعت رشد هم نسبت به سال اول کندتر مي شود، بنابراين آنها به انرژي کمتري نيز احتياج دارند و غذاي بسياري نمي خواهند، که همه اين موارد طبيعي است و نبايد آنها را وادار به غذا خوردن کرد.از ديگر عوامل موثر بر اشتهاي کودکان ، جو حاکم بر زمان صرف غذاست.
بهتر است که کودکان غذا را با شادي بخورند. اگر هنگام صرف غذا همه خوشحال و راضي باشند و از غذاخوردن لذت ببرند، مي توانند آهسته غذاخوردن و زمين ريختن غذاي کودک را بهتر تحمل کنند و با آرامش بيشتري با او کنار بيايند.
در ضمن افرادي که براي کودک عزيز و مهم هستند در احساسات کودک نقش بسزايي داشته و حالت آنها در حين غذاخوردن براي بچه الگو مي شود. نگراني و ترس بيش از هر چيز موجب بي اشتهايي کودکان مي شود.
توجه داشته باشيد که نگراني و استرس والدين ، بيش از آنچه تصور کنيد بر فرزندان تاثير دارد و از آنجايي که فرزندان تجربه کافي در زندگي ندارند، ممکن است با احساس ناراحتي والدين بترسند که نکند والدين به دليل مشکلاتي که دارند.فرزندشان را ترک کرده يا ديگر او را دوست نداشته باشند و همين مساله عاملي براي نگراني و ترس آنها شده ، اشتهاي آنان را بشدت کاهش مي دهد.
پس تا حد امکان فضاي آرام و شادي را براي فرزندان ايجاد کنيد تا آنها نيز با آرامش و خوشحالي مراحل رشد خود را پشت سر بگذارند.
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 23:24  توسط محمد مجتبی زاده  |