گروه اجتماعی خبرگزاری مهر - در یک روز بارانی با دیدن زنی کنار خیابان به قصد رساندن او جلوی پایش ترمز کردم ، بدون گفتن مسیر سوار شد .... کمی از هوای بارانی و نبود تاکسی سخن گفت و اینکه چقدر عجله دارد ، به انتهای بزرگراه رسیدیم ...از او عذر خواهی کردم و گفتم مسیرم متفاوت است . هنگام پیاده شدن کارتی از کیف خود در آورد و گفت اگر دوست داشتم به منزلش بروم ... و من درمانده و حیران از این همه بدبختی که وجود او را در برگرفته ، به علل و ریشه های این بیچارگی می اندیشم...!
اگر یک روز که از خانه خارج می شوی با دقت بیشتری به اطراف نگاه کنی شاید توهم یکی از آنها را ببینی ، هیچ فرق نمی کند که در کدام منطقه شهر باشی ، آنها متعلق به طبقه خاصی نیستند ، ظاهر بخصوصی هم ندارند ، نبود آماری منطبق بر واقعیت از یکسو و مشاهده ملموس این معضل اجتماعی در گوشه و کنار جامعه از سوی دیگر ، نگرانی هایی را برای خانواده ها پدید آورده است ،اما چرا چنین پدیده ای به وجود می آید و راه مبارزه با آن چیست ؟
انحرافات اجتماعی به ویژه انحرافات زنان سلامت و امنیت روانی - اجتماعی و حتی سیاسی و اقتصادی جامعه را تهدید می کند ، از این رو جامعه برای بقا و پایداری خود باید تدابیر خاصی به منظورجلوگیری از انحرافات زنان بزهکار و اقداماتی جهت بازپروری آنها اتخاذ کند که این امر جز از طریق شناسایی عوامل زمینه ساز و تشدید کننده این معضل اجتماعی امکان پذیر نیست .
کارشناسان بر این باورند که نحوه تربیت خانوادگی ، بی بند وباری ، گسترش وسایل ارتباط جمعی مانند ماهواره ، بیکاری ، شرایط اقتصادی ، مهاجرت و شهرگرایی ، اعتیاد، فقر مادی ، اعتماد بیجا ، آزادی های حساب نشده و نامحدود و پایین بودن سطح آگاهی وبی سوادی از مهمترین عوامل موثر در بروز این معضل اجتماعی در برخی از زنان است .
روسپیگری تنها متعلق به طبقه خاصی از جامعه نبوده و تحقیقات انجام شده نیز بیانگر این واقعیت است که علیرغم دخیل بودن عامل فقر و تنگنای اقتصادی اما در مواردی روسپیگری در میان زنان طبقه مرفه جامعه نیز دیده می شود .
زنان روسپی در طبقه بالا و مرفه جامعه این کار را نه تنها وسیله ای برای ارضای خواسته های جنسی خویش می دانند بلکه آن را نشانه متمدن بودن نیز دانسته و حتی به آن افتخار هم می کنند، اما دلیل عمده گرایش زنان طبقه پایین به خیابانی شدن اغلب از روی فقر اقتصادی وبه منظور امرار معاش است که به هر حال در این میان عده ای سود جو و فرصت طلب نیز این امر را وسیله ای برای استثمار این زنان قرار داده واز این طریق هستی آنها را به تباهی می کشانند .
برخی زنان به نشانه مقاومت و یا پاسخ به فقر به فحشا روی می آورند ، این زنان معمولا فاقد تحصیلات و مهارتهایی هستند که بتواند موفقیت آنها را در دستیابی به شغل مناسب تضمین کند، بیشتر آنها بی سوادند و یا تحصیلات بسیار کمی دارند .مهارتهای کم، تحصیلات اندک، امکانات محدود اشتغال و وجود شرایط منفی احتمال سوق دادن برخی زنان را به سمت انحرافاتی چون فحشا و مصرف مواد افزایش می دهد .
زنان خیابانی در ازدواج هم شانس نمی آورند !
مطالعات انجام شده بر روی زندگی برخی از زنان خیابانی بیانگر وضعیت به مراتب سخت تر زندگی این زنان پس از ازدواج است ، گویی تقدیر این زنان بر این است که نه در خانه پدری روی خوشبختی را ببینند و نه در خانه همسر ، به عبارت ساده تر اغلب این زنان با الگوی پررنگتری از پدرانشان در خصوص فساد و انحرافات اجتماعی ازدواج می کنند .
در اینجا پیشانی این گروه دختران با پیشینه خانوادگی آنها نقره داغ می شود و از این رو برای آنها مفری برای رهایی و نفس کشیدن باقی نمی ماند . گویی تنگدستی ، نکبت و فلاکت دست خود را در دست هم می گذارند تا بدبختی و درماندگی این زنان را صدچندان کنند .
و بدین سان یکی از دردناکترین فصول زندگی این زنان در گوشه خیابان ورق می خورد ، این زنان پس از مدتی تمام امیدها و آروزهایشان را دود می کنند تا تمام دردها و رنجهایشان را در چند لحظه هم آغوشی التیام بخشند .
در اینجا ذکر یافته های ناشی از تحقیقی در خصوص زنان خیابانی که توسط عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی ، بر روی 147 زن خیابانی مقیم مراکز بازپروری سازمان بهزیستی و یا مشغول به کار در خیابان و به منظور شناسایی عوامل زمینه ساز تن دادن این زنان به روسپیگری ، ابعاد مختلف زندگی خانوادگی ، چگونگی ورود به این کار و علل عدم بازگشت آنها صورت گرفته ، تکان دهنده است .

دکتر شهین علیایی زند با اشاره به نحوه جمع آوری این اطلاعات با توجه به خصوصیات روحی وروانی این زنان می گوید : جلب اعتماد این زنان نخستین قدم در ایجاد رابطه با این زنان است و در این راستا صداقت و احترام عناصر اصلی در برقراری ارتباط است از آنجا که این زنان به دلیل تعامل اجتماعی وسیعی که دارند مردم شناسان چیره ای هستند ، بنابراین صداقت و احترام واقعی را به راحتی درک می کنند و چون این زنان همواره شاهد نگاههای ملامت بار ، سرزنش کننده و گاه کینه توزانه مردم به ویژه هم جنسان خود هستند ، بنابر این با درک احترام واقعی آنچه را که دارند در طبق اخلاص گذاشته پرده از زندگی دردناک خود بر می دارند .
88 درصد زنان خیابانی با مردان متاهل ازدواج می کنند
بیش از 80 درصد زنان خیابانی قبل از 17 سالگی و 7/43 درصدشان نیز قبل از 13 سال ازدواج می کنند و این در حالی است که این ازدواج با مردانی صورت می گیرد که 6/25 درصدشان قبلا لااقل یکبار و 3/8 درصدشان بیش از یکبار ازدواج کرده اند .
در این میان نکته حایز اهمیت این است که وقتی در دنیای امروزی که نهادها ، سازمانها و روابط انسانی و خلاصه همه پدیده های مطرح در زندگی انسانها پیچیده است لذا ورود به دنیای بزرگسالی کسب مهارتهای بسیاری را می طلبد ، وقتی 7/43 درصد این زنان قبل از 13 سالگی و 88 درصدشان قبل از 17 سالگی ازدواج می کنند طبیعی است که جمع کثیری از آنها از ابتدایی ترین آموزش ها برای ورود به این دنیای پیچیده بی بهره بمانند .
دکتر علیایی زند می گوید : میزان سواد 23/78 درصد زنان خیابانی در حد راهنمایی وپایین تر است به عبارت دیگر اکثر این زنان از ابتدایی ترین وسیله برای کسب درآمد مشروع یعنی سواد لازم بی بهره می مانند ، همچنین یافته های دیگر نشان می دهد که اگر چه 6/40 درصد این زنان با رضایت خود ازدواج کرده اند اما از آنجا که زندگی خانوادگی اغلب آنها قبل از ازداوج با معضلات فراوانی مواجه است ، لذا برای بسیاری از آنها ازدواج نوعی فرار از خانه محسوب می شود و نگاهی به ویژگی مردانی که این دسته زنان با آنها ازدواج کرده اند این باور را به میزان قابل توجهی تقویت می کند .
یافته های دیگر این تحقیق بیانگر این مساله است که اگر چه میزان سواد زنان روسپی به طور عادی کمتر از زنان عادی است اما بین میزان سواد زنان روسپی و همسران آنها هماهنگی قابل توجهی وجود دارد به طوریکه تقریبا دو سوم همسران این زنان مانند خودشان ، در سطح راهنمایی و کمتر و در این میان 2/3 درصد نیز دارای تحصیلات دانشگاهی هستند .
دکتر علیایی زند اعتیاد ، بیکاری و گرایش به قاچاق مواد مخدر و سایر انحرافات اجتماعی را ویژگی اصلی همسران این زنان عنوان کرده و اظهار می دارد : 78/15 درصد همسران این زنان بیکار و 4/26 درصدشان به اعمال غیر قانونی مبادرت می ورزند ، به عبارت دیگر 18/42 درصد همسران این زنان فاقد درآمدند یا از طریق فعالیتهای غیر قانونی برای خود درآمد کسب می کنند ، اما نکته تکان دهنده تر اینکه 5/10 درصد شوهران این زنان کارمندان دولت هستند یعنی افرادی که با کاغذ و قلم و ابزار فرهنگ سروکار داشته و علی القائده باید از حداقل درآمدی برای امرار معاش برخوردار باشند !
جرم و جنایت برای والدین این زنان کاملا عادی است !
دکتر علیایی زند با بیان اینکه 5/37 درصد این زنان دوران کودکی و نوجوانی خود را بدون حضور توام پدر ومادر طی کرده اند ، می افزاید : برای نزدیک به 40 درصد پدران زنان خیابانی و 7/13 درصد مادران آنها جرایم و انحرافات اجتماعی روال زندگی بوده است و این در حالی است که 28 درصد پدران و 9/6 درصد از مادران در این خانواده ها با مواد مخدر سروکار نزدیکی داشته اند .
13 سالگی ، آغاز ورود به دنیای روسپیگری
اگرچه 5/58 درصد این زنان از طریق دوستانشان با مساله تن فروشی آشناشده اند اما چنین رویدادی به دور از انتظار نیست زیرا برای 62 درصد از آنها 13 تا 20 سالگی آغاز سن ورود به روسپیگری بوده است ، اما ورود 8/21 درصد این زنان به این دنیا از طریق نزدیکترین افراد خانواده یعنی پدرو مادر و 2/12 درصد نیز از طریق همسرانشان بوده است اما مصیبت به همینجا پایان نمی پذیرد زیرا این زنان علاوه بر تن فروشی به دنیای مواد مخدر نیز پا گذارده اند .
این روانشناس با بیان اینکه تنها 32 درصد زنان خیابانی فقط سیگار مصرف کرده و دو سوم بقیه یا پیش از روسپیگری به اعتیاد روی آورده اند و یا بعد از آن، اظهار می دارد : و به این ترتیب بیشتر روسپیان معتاد در آغاز به تشویق و یا اجبار خانواده به ویژه همسرانشان به قاچاق مواد مخدر روی می آورند و آنگاه خود به سمت مصرف مواد کشیده می شوند البته بیشتر مردانی که زنان خود را به قاچاق مواد مخدر واداشته اند ، دست آنها را در دست مردان دیگر گذارده اند و در واقع این ازدواج با چنین هدفی پا گرفته است .
زندگی مشترک ناموفق
دکتر علیایی زند با بیان اینکه تنها 9 درصد این زنان به زندگی مشترک خود ادامه می دهند ، اظهار می دارد : 50 درصد این زنان در همان دو سال اول با زندگی مشترک وداع می کنند و این در حالی است که 2/75 درصد این زنان در طول زندگی مشترک نیاز به مهرو محبت را با تمام وجود له له می زنند و 70 درصدشان نیز در زندگی مشترک خود قربانی ضرب و شتم و پرخاشگری همسرشان هستند .
اما نغمه غم انگیز اکثر این زنان از همان سالهای اولیه کودکی و نوجوانی برایشان نواخته شده است ، جایی که این دختران از سوی پدر ، برادر ، دایی و ناپدری خود مورد سوء استفاده قرار گرفته اند ، به عبارت دیگر برای این گروه از زنان قبح برقراری رابطه جنسی غیر متعارف مدتهاست که شکسته شده است !
یک جرم شناس در این زمینه با بیان اینکه بیش از 60 درصد زنان خیابانی سوء استفاده جنسی را در کودکی تجربه کرده اند، می گوید : این در حالی است که برآورد ها نشان می دهد که 70 درصد این آزارها از سوی پدر یا ناپدری بر قربانیان اعمال می شود .
دکتر شهلا معظمی می گوید : مطالعات صورت گرفته بر روی روسپیان نوجوان ، دختران بزهکار ، معتادان و نوجوانانی که از خانه گریخته اند ، بیانگر واقعیت تلخ اعمال سوء رفتارهای جنسی در دوره کودکی است .
وی می افزاید : تاثیر سوء رفتارهای جنسی بر روی دختران در طولانی مدت به بی مبالاتی جنسی ، فرار از خانه ، لاابالی گری گرایش به سرقت و ایجاد اضطراب مبدل شده و گاهی نیز ممکن است بدون اثر نامطلوب باشد که در این صورت اغلب این دختران در آینده با اشخاص مسن تر از خود ازدواج می کنند .
استادیار دانشگاه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران سوء استفاده جنسی را رایج ترین عنصر مشترک در میان دختران فراری از خانه عنوان کرده و اظهار می کند ت : بسیاری از زنان جوانی که در خیابانها پرسه می زنند قربانی سوء استفاده جنسی خانواده هایشان هستند آنها پس از فرار از خانه برای تامین غذا ، لباس و سرپناه مجبور به برقراری رابطه نامشروع می شوند ، به طوریکه سابقه آزارهای جنسی در کودکی بر بی خانمانی ، اعتیاد و جرم و جنایت و احتمال خودکشی در خیابانی شدن آنها نقش مستقیمی دارد .
اما در این میان شنیدن سخن یک مسوول در سازمان بهزیستی در خصوص معضل زنان خیابانی نیز خالی از لطف نیست جایی که به گفته مسوولین تا سال پیش تعداد زنان خیابانی کشور حدود 4 هزار عنوان می شد در حالیکه این آمار همچنان رو به افزایش است گویی تمام اقدامات مسوولین و کارشناسان برای کنترل وضعیت موجود بی نتیجه بوده و رو به روز بر دامنه این معضل اجتماعی افزوده می شود .
آمار زنان خیابانی سالانه 15 درصد افزایش می یابد
مدیر کل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهربا بیان این مطلب می گوید : همانطور که آمار آسیب های اجتماعی سالانه با رشد 15 درصدی مواجه می شود ، رشد 15 درصدی زنان خیابانی هم دور از انتظار نیست .
دکتر سید هادی معتمدی می افزاید : طی 9 ماهه سال 82 بیش از 1 هزار و 300 زن خیابانی در سطح کشور جمع آوری شده اند که نیمی از این زنان در مراکز نگهداری بستری و نیمی دیگر نیز به صورت سرپایی مداوا شده اند
دکتر معتمدی به وجود 17 مرکز نگهداری زنان آسیب دیده در کل کشور اشاره کرده و اظهار می دارد : این زنان پس از ارجاع به این مراکز 3 هفته در قرنطینه هستند و پس از انجام معاینات پزشکی و اقدامات اولیه به مدت 6 ماه تا 1 سال ضمن نگهداری موقت ، در کارگاههای حرفه آموزی مشغول به کار شده وتوانمند می شوند .
50 درصد زنان خیابانی دوباره به خیابان برمی گردند !
وی در ادامه با بیان اینکه 50 درصد این زنان پس ازبازپروری دوباره به خیابان باز می گردند ، اظهار می دارد : متاسفانه علیرغم اقداماتی که به منظور نگهداری و توانمند سازی این زنان صورت می گیرد ، نیمی از این زنان پس از بازپروری دوباره به خیابانها باز می گردندو این در حالی است که به همین مقدار نیز افراد جدیدو کم سن سال به این چرخه وارد می شوند .
مدیر کل دفتر آسیب دیدگان بهزیستی به بودجه 150 میلیون تومانی این دفتر در سال جاری وبه منظور ساماندهی زنان خیابانی اشاره کرده و تصریح می کند : بحث ایجاد اشتغال و توانمند سازی این زنان به خصوص برای جلوگیری از بازگشت مجدد به خیابان، طرحهای در دست بررسی این دفتر در سال جاری است .
دکتر معتمدی در ادامه تصریح می کند : کمبود بودجه هم در زمینه پیشگیری و هم در زمینه کنترل آسیب های اجتماعی موجب شده تا آسیب های اجتماعی هر ساله از روند رو به رشدی برخوردار باشد چراکه بودجه فعلی یک دهم مبلغ مورد نیاز برای کنترل آسیب های اجتماعی هم نبوده و برای جلوگیری از رشد آسیب ها به 10 برابر بودجه فعلی نیاز است .
و سرانجام در پایان این گزارش توصیف ضربه روسپیگری و پیامدهای آن از زبان یک دختر چهارده ساله خیابانی قابل تامل است ! "احساس می کنی یک تکه گوشت هستی ، ریز ریز شده و به زور تکه های وجودت در کنار هم نگه داشته شده است ، در عمق وجودت بیچاره ای ، از خودت متنفری از همه زندگی و از همه چیزهایی که مال تو بود و حالا دیگر صاحبش نیستی ، دیگر نمی توانی با چهره ات در آئینه رو برو شوی چون تمام روحت را فروخته ای ! "