تبليغاتX
وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده

وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده

وبلاگ روان شناسی محمد مجتبی زاده - روان شناسی - اجتماع - فرهنگ

 

 

کودکان پیش دبستانی و سوء مصرف مواد: راهبردهایی برای پیشگیری و مداخله

 

پدرو لکا، توماس دی واتس، محمد مجتبی زاده (مترجم)، لیلی

 

 انگجی ترجم)، ابوالفضل کرمی (ويراستار)

   

--------------------------------------------------------------------------------

قیمت پشت جلد:  11000 ریال

 

مشخصات کتاب

 

تعداد صفحه: 120

نشر: روان سنجی (15 شهریور، 1384)

شابک: 964-7855-07-9

قطع کتاب: وزیری

وزن: 350 گرم

 

 

 

 

 

Preschoolers and Substance Abuse: Strategies for Prevention and Intervention (Haworth Addictions Treatment) (Haworth Addictions Treatment) (Paperback)

by Pedro J. Lecca (Author), Thomas D. Watts (Author)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 12:17  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

اصول یادگیری و توانایی های انسان

 

مایکل جان آنتونی هاو                                                        

 

حسن اسدزاده (مترجم) و محمد مجتبی زاده (مترجم)

   

--------------------------------------------------------------------------------

قیمت پشت جلد:  27000 ریال

 

مشخصات کتاب

 

تعداد صفحه: 234

نشر: عابد (13 آذر، 1384)

 

شابک: 964-364-633-5

قطع کتاب: وزیری

وزن: 600 گرم

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 12:10  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

 

اختلالات یادگیری

 کریستینا گیرود،                                                                 

 

محمد مجتبی زاده (مترجم)، لیلی انگجی (مترجم)،

 

حسن اسدزاده (ويراستار)

 

قیمت پشت جلد:  20000 ریال        

 

 مشخصات کتاب

 تعداد صفحه: 160

نشر: پینار (15 اسفند، 1385)

شابک: 978-964-2668-05-2

قطع کتاب: وزیری

وزن: 450 گرم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 12:2  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

سخنرانی دکتر شهین علیایی زند در شانزدهمین کنفرانسِ بنياد پژوهش‌هاي زنانِ ايرانی در وین درباره استثمار جنسیتی- فقر و فحشا

 

در این کنفرانس خانم کیانرسی در معرفی ایشان گفت: او بعد از پایان دوره دبیرستان، عازم آمریکا شده و در آنجا موفق به دریافت دکترا و گذراندن چند دوره تخصصی می شود. سلسله مقالات او پیرامون "رشد و تحول کودکان و نوجوانان"، "گفتاری در مسائل زناشوئی" و " بحرانهای زن از تولد تا مرگ"، او را در تعادل تنگاتنگ با مردم ایران قرار داده است. تحقیقات سال‌های اخیر علیايی زند، متمرکز بر آسیب ها ومسائل جنسی در ایران است. عوامل زمینه ساز تن دادن زن ایرانی به روسپیگری، حجیم ترین تحقیق وی در این زمینه است. وی درگفتگوی خود با مردم در گوشه و کنار کشور، با مسئله سو استفاده جنسی از کودکان آشنا شد. خانم علیايی زند قصد دارد اولین موسسه مبارزه با سوءاستفاده جنسی از زنان و کودکان در خاور میانه را تاسیس کند.
سپس دکتر شهین علیایی زند در شانزدهمین کنفرانسِ بنياد پژوهش‌هاي زنانِ  سخنان خود را چنین آغاز کرد: " از همه شما سپاسگزارم، بزرگترین انگیزه من خود شما هستید. حضور زنان از همه جای دنیا. چون من هم زمانی در جای شما نشسته بودم. ۱۵ سال خارج از کشور بودم و همین الان هم خلاء آن ۱۵ سال را احساس می کنم و شما چه داد بزنید چه نه، من آن را احساس می کنم و امیدوارم فردا هم با دوستی اینجا را ترک کنیم. هنوز که هنوز است وقتی از سفری به فرودگاه تهران وارد می شوم، دلم برای ایران تنگ می شود و همه شما را خیلی خوب احساس می کنم که دلتان تنگ می شود و آمدم بگم که بحث کنیم، جدل‌ها را بس کنیم، گله ها را. خواهش می کنم با هم دوست باشیم."
سپس وی به موضوع سخنرانی خود تحت عنوان "استثمار جنسیتی- فقر و فحشا" پرداخت. وی با اشاره به درک غلط از پدیده روسپی گری گفت: "روسپی گری از قدیمی ترین مشاغل دنیاست. همه سال حدود ۷۰۰ هزار زن و کودک در سراسر دنیا وارد روسپی گری می شوند. روسپی گری یک مسئله جهانی است. و زمانی در تاریخ دنیا مقدس بوده است. آنها حتی نقش سیاسی نیز داشته اند مثل "کورتیزان" ها در فرانسه و یا در خدمت اقتصاد قرار گرفته اند مثل روسپیان چینی در جذب تجار. روسپی گری طبقات مختلفی را دربر می گیرد و فقط به روسپی های خیابانی مختص نمی شود." وی در ادامه دررابطه با برخورد قانون با پدیده روسپی گری و اینکه قانون می تواند با حمایت خود، مانع فشار بیشتر به زن روسپی شود گفت: "به نظر من درحال حاضر شاید عادلانه ترین نگاه قانونی به روسپی گری را در سوئد می بینیم. در ۱۹۹۱ در سوئد قانونی گذراندند که باید بجای نگاه به زن روسپی، به مرد متقاضی روسپی گری نگاه کنیم."
در ادامه خانم علیائی زند به نتیجه تحقیقات خویش که شامل مصاحبه با ۱۶۰ زن روسپی و بررسی چگونگی ورود آنان به حرفه روسپی گری می باشد پرداخت و اشاره کرد که موضوع بعدی کار روی مرد متقاضی است، چرا که بدون کار روی این مسئله تحقیقاتمان کامل نیست. وی سپس نتیجه تحقیقات خود را که در جداول متعددی جمع بندی شده بود ارائه داد. نتیجه این تحقیقات نشان می دهد که ۸۷ درصد روسپیان در سنین نوجوانی به روسپی گری روی آورده اند. در این میان با کمال تاسف شاهدیم که نزدیک به ۸ درصد آنان توسط والدین، ۱۲ درصد توسط همسر، و بیش از ۵۸ درصد توسط دوستان خود به این دنیا قدم گذارده اند و ۲۲ درصد آنان قبل از آن، مورد تجاوز اطرافیان نزدیک خود قرار گرفته اند. نیاز به محبت یکی از مهمترین عامل زمینه ساز روسپی گری بوده است. ۲۹ درصد آنها بدلیل نداشتن خانه امن خانه را ترک کرده اند و اکثرشان پس از ۴۸ ساعت وارد دنیای روسپی گری شدند. تحقیقات نشانگر آن است که روسپی گری و مواد مخدر گام به گام پیش می روند. زنان روسپی، قبل از روسپی گری یا معتاد بوده اند یا مواد مخدر پخش می کرده اند. ما با یک مافیای جنسی مواجه هستیم، بویژه روسپی گری کودکان که بعنوان یک پدیده بین المللی مطرح است."
به علت مشکل فنی متاسفانه ایشان نتوانست نتایج این تحقیقات  و سخنرانی خود را در فرصت داده شده بطور کامل به سمینار عرضه کند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 9:37  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

دکتر شهین علیا یی زند سوءاستفاده جنسي از كودكان را رويدادي خانمان‌برانداز توصيف و با استناد به تحقيقات 18 ساله خود بر روي اين موضوع در تمام جهان ابراز عقيده كرد كه سوء استفاده جنسي از كودك توسط «ناپدري» در درون خانواده نسبت به ساير متعرضين، شيوع بيشتري دارد.

 به گزارش خبرنگار اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران دكتر شهين عليايي زند، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طبا طبا یی و بنيانگذار اولين مؤسسه پيشگيري از آزار جنسي كودكان و نوجوانان در خاورميانه در نشست «سوء استفاده جنسي از كودكان، اشكال و طبقات آن» ايجاد ارتباط با كودك در هر سطح و به هر شيوه، با هدف بهره‌كشي جنسي را تعريف نظري از سوء استفاده جنسي خواند و بيان كرد: در اين تعريف منظور از « سطح» از نوازش اندام‌ها با دست تا مراحل پيشرفته به قصد لذت جنسي است؛ بنابراين در چارچوب روانشناسي اين اقدام در هر سطحي، سوءاستفاده جنسي از كودك است.

وي با بيان اين كه قوانين برخي كشورها در تعريف سوءاستفاده جنسي عبارت «بدون رضايت كودك» را آورده‌اند، ادامه داد: اين در حاليست كه ما در محافل حقوقي به اين امر اعتراض كرديم، چرا كه كودك در اين زمينه نمي‌تواند تصميم‌گيري كند؛ بنابراين تعرض فرد بزرگسال به كودك، چه با رضايت و يا عدم رضايت كودك سوءاستفاده جنسي محسوب مي‌شود. همچنين در اين قبيل رويدادها كودكان بسيار تحريك‌پذير هستند. يعني در حاليكه تصور ما بر اين است كه كودك در سوء استفاده جنسي همواره مخالفت مي‌كند، اما كودك تحت آزار، بعد از مدتي به علت تحريك شدن خود را در معرض سوء استفاده‌ها قرار خواهد داد.

 عضو هيات علمي دانشگاه، بزرگترين دستاورد نظريه «فرويد» را بيان تحريك‌پذيري جنسي كودكان از بدو تولد و آمادگي تحريك‌پذيري در هر گروه سني دانست و اظهار كرد: يكي از مهمترين سنين تحريك پذيري دوران «پيش دبستاني» است، لذا بايد اين دوران بسيار جدي گرفته شود؛ چرا كه اين دوران را بلوغ اوليه نامگذاري كرده‌اند و اين امر را مي‌توان در بازي‌هاي مامان و بابا و دكتر و پرستار كودكان مشاهده كرد كه رنگ و بوي جنسيتي دارد.

 اين روانشناس با بيان اين كه تصور ما، اشتباها اين است كه تحريكات جنسي مربوط به سنين نوجواني و جواني است، گفت: سوء استفاده جنسي از كودك مخربترين رويداد زندگي فرد است؛ چرا كه در اين صورت روان و جسمش نيز آزرده مي‌شود و تاثير خود را براي هميشه به شكل‌هاي مختلف نشان مي‌دهد.

دكتر عليايي زند ادامه داد: تمام افراد پدوفيلي ـ افراد بزرگسال تعرض كننده به كودكان ـ در دوران كودكي مورد تعرض جنسي قرار گرفته‌اند. همچنين افرادي كه داراي سابقه تعرض جنسي در كودكي هستند ممكن است در بزرگسالي دچار سردمزاجي و يا عدم كنترل جنسي شوند.

 اين عضو هيات علمي دانشگاه با بيان اين كه 23 درصد زنان روسپي در كودكي مورد تعرض جنسي قرار گرفته‌اند كه اين تحريكات زودرس و قبح‌شكني از جمله عوامل زمينه‌ساز روسپي‌گري آنها بوده تصريح كرد: اين افراد در بزرگسالي، تحريك پذير بودن خود را در جايي به شكل هدفمند پياده كرده تا خود را ارضاء كنند؛ اين در حاليست كه اين پديده تا آخر عمر با فرد همراه بوده و فراموش ناپذير خواهد بود.

 به گفته وي، سوء استفاده جنسي مي‌تواند توسط هر فردي اعم از پدربزرگ، پدر، برادر، و ناپدري صورت گيرد.

به گزارش ايسنا وي افزود: گذاشتن كودكان در خانه همسايه و خبر نداشتن از آنها تا ساعت‌ها، عواقب بسيار بدي مي‌تواند به همراه داشته باشد به گونه‌اي كه بسياري از سوء استفاده‌هاي جنسي بيرون خانه، در همسايگي رخ مي‌دهد.

 به گفته وي اگر سوء استفاده جنسي از كودك توسط افراد همخون باشد، تاثير رواني به شدت عميقي بر روي كودك مي‌گذارد؛ حتي اگر اين سوء استفاده جنسي سطحي‌تر باشد؛ چرا كه كودك انتظار ندارد پدرش به قصد لذت جنسي به او دست بزند و در اين صورت كودك ناراحتي را در خود فرو مي‌ريزد؛ در حاليكه اگر اين تعرض جنسي به شكل عميق‌تر توسط غير خودي انجام شود كودك بهتر آن را مي‌پذيرد.

 اين استاد دانشگاه كودكان عقب مانده را بيشترين گروه كودكان قرباني سوء استفاده جنسي دانست و خاطرنشان كرد: از نظر فراواني دختران بيشتر در خانه و پسران بيرون از خانه مورد سوء استفاده قرار مي‌گيرند ؛ اين در حاليست كه پسران قرنهاست كه مورد سوء استفاده جنسي قرار مي‌گيرند.

به گفته وي همچنين كودكان خياباني در مقايسه با ساير كودكان در بيشتر اوقات مورد سوء استفاده جنسي قرار مي‌گيرند به نحوي كه اين امر براي قربانيان، تبديل به يك روال عادي شده كه جاي هيچ بحثي ندارد.

دكتر عليايي زند در پاسخ به اين سؤال كه در چه خانواده‌هايي اين امر بيشتر اتفاق مي‌افتد، گفت: تحقيقات نشان داده است خانواده‌هايي كه حريم كلامي ندارند و واژه‌هاي ناپسند استفاده مي‌كنند و خانواده‌هايي كه خود قبح شكن هستند از اين منظر در معرض خطر بيشتري، قرار دارند؛ چرا كه اگر هر چيزي را بتوان براحتي به زبان آورد، پس راحت هم مي‌توان انجام داد.

 وي «بچه‌ها تحريك جنسي نمي‌شوند و تنها بي‌بند و باري‌ها باعث تعرض جنسي به كودكان شده است» را يك افسانه دانست و افزود: در حال حاضر سوء استفاده جنسي در مقايسه با دهه‌هاي گذشته به شدت در حال سازمان‌يافتگي‌ است و در اين زمينه سازمانهاي ملي و جهاني داريم؛ به گونه‌اي كه كشور فنلاند يكي از مراكز پخش كودكان و در برخي كشورهاي اروپايي كودكان را در هتل‌ها ساعتي اجاره مي‌دهند، همچنين كشورهاي آلمان و ايتاليا دروازه‌هاي ورود اين كودكان هستند.

 دكتر عليايي زند سوء استفاده جنسي از كودكان را به دو نوع رسمي و غير رسمي تقسيم و بيان كرد: ازدواج دختر زير 15 سال با پيرمرد 57 ساله نوعي از سوء استفاده جنسي رسمي است كه اين قبيل اتفاقات در مناطقي از كشور ما و برخي كشورهاي ديگر اتفاق مي‌افتد، در خانواده‌هاي كه پدر گرفتار و معتاد است، بيشتر ديده مي‌شود و در اين خانواده‌ها كودكان خرج دود و دم خانواده‌ها مي‌شوند.

 وي با بيان اين كه 12 درصد پدر و مادران كودكان قرباني سوءاستفاده جنسي، خود واسطه روسپيگري فرزندان خود بوده و اولين متقاضي را براي دخترانشان آورده‌اند، خاطرنشان كرد: در مقابل شماري از مردان واسطه، به سراغ خانواده‌هاي متزلزل رفته و با دختران آنها ازدواج كرده و از اين راه سعي دارند با آوردن دوستان خود به خانه و تنها گذاشتن آنها با همسرانشان جنبه غير رسمي اين امر را نيز شكل دهند.

دكتر عليايي زند سوء استفاده جنسي غيررسمي را به دو نوع درون و برون خانواده تقسيم و بيان كرد: متاسفانه ميليونها دختر و پسر در جهان، مورد سوء استفاده جنسي قرار مي‌گيرند اما به علت شرايط موجود نمي‌توانند، طرح دعوي كنند.

 وي افزود: معمولا سوء استفاده‌هاي جنسي درون خانواده غيرسازمان يافته است اما هر اندازه از خانواده بيرون مي‌رويم اين سوء استفاده‌ها سازمان يافته‌تر مي‌شود.

 عضو هيات علمي دانشگاه، فقر را يكي از عوامل زمينه‌ساز اين سوء استفاده‌ها دانست و تصريح كرد: از نظر علمي براي بررسي يك پديده تنها به سراغ يك علامت رفتن، خطاي علمي است بنابراين بايد در اين مورد مجموعه‌اي از عوامل همچون فقر، تحريك زودرس ، قبح شكني و .... را در نظر گرفت، براي مثال اگر در خانواده‌اي پدر براحتي در برابر فرزندان مواد مخدر مصرف مي‌كند در آن خانواده به دليل قبح شكني بسياري از اتفاقات ديگر هم مي‌تواند بيفتد.

 به گزارش ايسنا وي با اشاره به پديده مهاجرت و همراهي بسياري از كودكان با والدين براي يافتن شغل گفت: بعد از مدتي كه پول دريافتي، كفاف گذران زندگي اين خانواده‌ها را نمي‌دهد، كارهاي ديگري به آنها پيشنهاد مي‌شود كه كودكان در اين ميان آسيب بيشتري مي‌بينند، بويژه اگر اين مهاجرين در منطقه‌اي خاص سكونت داشته باشند.

اين استاد دانشگاه با اشاره به جلو افتادن سن بلوغ و عقب ماندن واقعه ازدواج، اظهار كرد: در اين ميان اتفاقات بسياري مي‌تواند رخ دهد چرا كه از سويي آگاهي‌هاي تغذيه‌اي ، بهداشتي و عمل كردن به آنها وجود دارد و از سوي ديگرتحريك‌هاي محيطي بلوغ را جلو مي‌اندازد.

دكتر عليايي زند در پاسخ به اين سؤال كه رسانه‌ها در جهان تا چه حد مي‌توانند با پخش برنامه‌هاي انحرافي، باعث تحريك كودكان شوند افزود: رسانه‌ها در اين زمينه عامل قابل تأملي هستند بنابراين اگر مي‌خواهيم برنامه‌هاي خارجي بر روي كودكان تأثير گذار نباشند بايد با جذاب كردن برنامه‌ها توليدي، جلو خيل عظيم برنامه‌هاي انحرافي رسانه‌هاي خارجي را بگيريم و دست به يك مبارزه رسانه‌اي بزنيم و رسانه‌هاي خود را قوي‌تر كنيم.

 وي ايران را بيشترين مصرف‌كننده لوازم آرايشي و جراحي پلاستيك دانست و ادامه داد: ما آموزشهاي خود را براي زندگي سالم و مرافبت از خود، بايد از مهد كودكها آغاز كنيم؛ اگر آنجا را در يابيم، خيالمان راحت مي‌شود، لذا ما آموزش خود را براي والدين ، مربيان و كودكان و هر يك به شيوه‌اي جداگانه را آغاز كرده‌ايم.

 وي گفت: متاسفانه اگر سوء استفاده جنسي از يك كودك صورت گرفته باشد، مجازات فرد متعرض بسيار ناچيز است، در حاليكه اين اتفاق، جنايتي فراموش نشدني در زندگي قرباني است.

وي همچنين از ارائه طرح پليس كودك يار به نيروي انتظامي خبر داد و گفت: كودك چه بيرون و چه در داخل خانواده نيازمند امنيت اجتماعي است چرا كه با اين طرح امنيت كودك به ميزان قابل توجهي تأمين مي‌شود، لذا تقاضا مي‌شود كه به اين طرح به صورت جدي نگريسته شود.

 دكتر عليايي زند با بيان اين كه در هر جامعه‌اي كه مواد مخدر و بيكاري وجود دارد سوء استفاده جنسي هم به چشم مي‌خورد تصريح كرد: در اين زمينه بايد گفت كه در روستاها سوء استفاده جنسي از كودكان بيشتر است چرا كه كودكان را براي كار با افراد بزرگسال بيرون مي‌فرستند .

 اين روانشناس در پايان به نشانه‌هايي از سوءاستفاده جنسي از كودكان در تاريخ ادبيات با استناد به برخي اشعار اشاره كرد و گفت: نمونه‌هاي فراواني از سوء استفاده‌هاي جنسي بويژه در رفتار بسياري از پادشاهان از جمله ناصرالدين شاه مشاهده مي‌شود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 12:38  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

هوش چندگانه چیست؟

هوارد گاردنرمتولد 1943 پنسیلوانیا است. والدینش چون یهودی بودند؛در سال 1938 از هامبورگ به آمریکا مهاجرت کردند.او به دانشگاه هاروارد رفت در رشته حقوق تحصیل کند ، اما خوشبختانه اریک اریکسون معلم او شد و وی را به روانشناسی و علوم اجتماعی علاقه مند کرد و به قول خود گاردنر بر پای تحقیقات او مهر تایید زد. وی از جروم برونر و دیوید رایزمن نیز تأثیر پذیرفت. در سال 1965 با عنوان دانشجوی ممتاز فارغ التحصیل شد. در 1971 PhD خود را گرفت و با دیوید پرکینز در پروژه زیرو همکار شد و در ضمن به کرسی استادی آموزش در هاروارد رسید. از مهمترین کارهای او می‌توان به چارچوب های ذهن و نظریه هوشهای چندگانه اشاره کرد.

در حوزه روان شناسی و علوم رفتاری معمولا باور بر این است که هوش موجودیتی منفرد است که به ارث می‌رسد و انسانها مانند لوح سفیدی هستند که هر چیزی را در صورتی که به شیوه ای مناسب ارائه شود، می‌توان به آنها آموزش داد. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که عکس این مسأله صادق است و هوش های چندگانه وجود دارد که کاملا از یکدیگر مستقل هستند. گاردنر هوش را "ظرفیتی برای حل مسائل یا تطبیق ساخته‌ها متناسب با مجموعه فرهنگی " می‌داند. گاردنر هفت هوش معرفی می‌کند، دو تای اول در مدرسه به دست می‌آید. سه تای بعدی مربوط به هنر است و دو تای پایانی شخصی.

 

در کتاب چارچوب های ذهن گاردنر با هوش های شخصی به عنوان یک کل برخورد می‌کند؛ چرا که بسیار به هم نزدیکند و هماهنگ عمل می‌کنند. افراد ترکیب یگانه ای از هوش‌ها دارند و این هوش‌ها بدون جهت گیری اخلاقی است و می‌تواند برای مقاصد خوب یا بد بکار آید. نظریه گاردنر در روان شناسی جایگاه معتبری به دست نیاورده است ولی به شدت مورد توجه معلمان قرار گرفته است. در اصل این تئوری، هفت روش تدریس به جای یکی را امکان پذیر می‌کند؛ یعنی می ‌توان ذهن را در زمینه ای که آماده است، تحریک کرد و با شیوه ای که مورد علاقه دانش آموز است پیش رفت. توصیه  گاردنرتوصیه می کند "معلمان باید توجه خود را به همه هوش‌ها معطوف کنند." "باید آموزش و اخلاقیات را به یکدیگر گره زد".

 

 

آثار گاردنر:

 

     The Shattered Mind appeared in 1975

 

    Frames of Mind (1983

 

   The Unschooled Mind

 

   Intelligence Reframed

 

   The Disciplined Mind

 

 

 

با توجه به نظرات هوارد گارنر ،هوشهای چندگانه هفت راه مختلف برای نشان دادن قابلیت فکری هستند.

 

 

 

انواع هوش چندگانه کدامند؟

 

هوش دیداری / فضایی

این نوع هوش توانایی درک پدیده های بصری است. یادگیرنده های دارای این نوع هوش ، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای به دست آوردن اطلاعات نیاز دارند یک تصویر ذهنی واضح ایجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاویر، ویدیو و فیلم خوششان می‌آید.

  

مهارت های آنها شامل موارد زیر است:

 

ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسی خوب، طراحی، نقاشی، ساختن استعاره‌ها و تمثیل های تصویری (احتمالا از طریق هنرهای تجسمی)،دستکاری کردن تصاویر، ساختن، تعمیر کردن و طراحی وسایل عملی، تفسیر تصاویر دیداری.

 

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از:

 

دریانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمی، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلی، مکانیک، مهندس

  

هوش کلامی/ زبانی

 

این نوع هوش یعنی توانایی استفاده از کلمات و زبان. این یادگیرنده‌ها مهارت های شنیداری تکامل یافته ای دارند و معمولا سخنوران برجسته ای هستند. آنها به جای تصاویر، با کلمات فکر می‌کنند.

  

مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

 

گوش دادن، حرف زدن، قصه گویی، توضیح دادن، تدریس، استفاده از طنز، درک قالب و معنی کلمه ها، یادآوری اطلاعات، قانع کردن دیگران به پذیرفتن نقطه نظر آنها، تحلیل کاربرد زبان

 

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از:

  

شاعر، روزنامه نگار، نویسنده، معلم، وکیل، سیاستمدار، مترجم

  

هوش منطقی / ریاضی

  

هوش منطقی / ریاضی یعنی توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد. این یادگیرنده‌ها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای عددی و منطقی فکر می‌کنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه برقرار می‌کنند. آنها همواره در مورد دنیای اطرافشان کنجکاوند، سوال های زیادی می‌پرسند و دوست دارند آزمایش کنند.

  

مهارت های آنها شامل این موارد می‌شود:

 

مسئله حل کردن، تقسیم بندی و طبقه بندی اطلاعات، کار کردن با مفاهیم انتزاعی برای درک رابطه شان با یکدیگر، به کاربرددن زنجیره طولانی از استدلالها برای پیشرفت، انجام آزمایش های کنترل شده، سوال وکنجکاوی در پدیده های طبیعی، انجام محاسبات پیچیده ریاضی، کار کردن با شکل های هندسی

  

رشته های شغلی مورد علاقه آنها عبارتند از :

 

دانشمند، مهندس، برنامه نویس کامپیوتر، پژوهشگر، حسابدار، ریاضی دان

                                                                                                هوش بدنی/جنبشی

 

این هوش یعنی توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیا. این یادگیرنده‌ها درک خوبی از حس تعادل و هماهنگی دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازی با توپ، یا استفاده از تیرهای تعادل مهارت دارند)انها از طریق تعامل با فضای اطرافشان قادر به یادآوری و فرآوری اطلاعات هستند.

  

مهارت های آنها شامل این موارد می‌شود:

  

 هماهنگی بدنی، ورزش، استفاده از زبان بدن، صنایع دستی، هنرپیشگی، تقلید حرکات، استفاده از دست هایشان برای ساختن یا خلق کردن، ابراز احساسات از طریق بدن

  

شغل های مورد علاقه آنها عبارتند از :

  

ورزشکار، معلم تربیت بدنی،هنرپیشه، آتش نشان، صنعتگر

  

هوش موسیقی / ریتمیک

 

این نوع هوش یعنی توانایی تولید و درک موسیقی. این یادگیرنده های متمایل به موسیقی با استفاده از صداها، ریتم‌ها و الگوهای موسیقی فکر می‌کنند. آنها بلافاصله چه با تعریف و چه با انتقاد، به موسیقی عکس العمل نشان می‌دهند. خیلی از این یادگیرنده‌ها بسیار به صداهای محیطی (مانند صدای زنگ، صدای جیرجیرک و چکه کردن شیرهای آب) حساس هستند.

  

مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

  

آواز خواندن ، سوت زدن، نواختن آلات موسیقی، تشخیص الگوهای آهنگین، آهنگ سازی، به یاد آوردن ملودی ها، درک ساختار و ریتم موسیقی

  

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از :

  

موسیقی دان، خواننده، آهنگساز

  

هوش درون فردی

 

یعنی توانایی ارتباط برقرار کردن و فهم دیگران. این یادگیرنده‌ها سعی می‌کنند چیزها را از نقطه نظر آدم های دیگر ببینند تا بفهمند آنها چگونه می‌اندیشند و احساس می‌کنند. آنها معمولا توانایی خارق العا د ه ای در درک احساسات، مقاصد و انگیزه‌ها دارند. آنها سازمان دهند ه هاس خیلی خوبی هستند، هرچند بعضی وقت‌ها به دخالت متوسل می‌شوند. آنها معمولا سعی می‌کنند که در گروه آرامش را برقرار کنند و همکاری را تشویق کنند. آنها هم از مهارت های کلامی (مانند حرف زدن) و هم مهارت های غیرکلامی (مانند تماس چشمی، زبان بدن) استفاده می‌کنند تا کانال های ارتباطی با دیگران برقرار کنند.

 

 مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

 

 دیدن مسائل از نقطه نظر دیگران (نقطه نظر دوگانه)، گوش کردن، همدلی، درک خلق و احساسات دیگران، مشورت، همکاری با گروه، توجه به خلق و خو ، انگیزه‌ها و نیت های مردم، رابطه برقرار کردن چه از طریق کلامی چه غیر کلامی، اعتماد سازی، حل و فصل آرام درگیری ها، برقراری روابط مثبت با دیگر مردم

 

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از :

 

مشاور، فروشنده، سیاست مدار، تاجر

 

هوش برون فردی (فرا فردی)

  

این هوش یعنی توانایی درک خود و آگاه بودن از حالت درونی خود. این یادگیرنده‌ها سعی می‌کنند احساسات درونی، رویاها، روابط با دیگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند.

  

مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

 

تشخیص نقاط ضعف و قوت خود، درک و بررسی خود، آگاهی از احساسات درونی، تمایلات و رویاها،ارزیابی الگوهای فکری خود، باخود استدلال و فکر کردن ، درک نقش خود در روابط با دیگران

  

 مسیرهای شغلی ممکن برای آنها عبارتند از:

 

 پژوهشگر، نظریه پرداز، فیلسوف

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 9:52  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

درک چگونگی آموختن رفتارهای تازه، یکی از جذاب‌ترین و در عین حال ریشه‌ای‌ترین زمینه‌های تحقیق در روان‌شناسی بوده است که پیشینه نظریه‌پردازی درباره آن به قرن‌ها پیش باز می‌گردد.

 

چگونه یاد می‌گیریم که با دیگران رفتار کنیم؟ قوانین و ارزش‌های اجتماعی چگونه در انسان نهادینه می‌شوند؟ و رفتارهای جدید چگونه شکل می‌گیرند؟

 آلبرت بندورا، چهارمین روان‌شناس تأثیرگذار در تاریخ این علم خوانده شده است

 

آلبرت بندورا با نظریه «یادگیری اجتماعی» (Social Learning) خود به پرسش‌هایی کلیدی در روان‌شناسی پاسخ گفت که اکنون پس از چند دهه به یکی از پایه‌های روان‌شناسی نوین بدل شده است.

 

به دلیل همین تحقیقات و نظریات برجسته، وی به عنوان برنده جایزه روان‌شناسی گراومیر که هر سال به یکی از روان‌شناسان برجسته تعلق می‌گیرد، اعلام شد.

 

جایزه سال ۲۰۰۸ روان‌شناسی گراومیر در حالی به وی تعلق گرفت که از وی به عنوان برجسته‌ترین نظریه‌پرداز روان‌شناسی معاصر که در قید حیات است، یاد می‌شود.

 

این جایزه که در سال ۱۹۸۴ در دانشگاه لوییز ویل در شرق آمریکا پایه‌گذاری شده است، به کسانی که در رشته‌های مختلف علوم انسانی به گونه‌ای برجسته فعالیت داشته‌اند، اهدا می‌شود.

 

از جمله برندگان سال‌های پیشین این جایزه می‌توان به آرون بک، پایه‌گذار مکتب شناخت درمانی اشاره کرد که ۴۵۰ مقاله علمی و ۱۷ کتاب در این زمینه از وی منتشر شده است.

 

جایزه ۲۰۰ هزار دلاری سال ۲۰۰۸ گراومیر از میان ۳۱ نامزد از پنج کشور جهان به آلبرت بندورا روان‌شناس کانادایی که بیش از نیم‌قرن است ساکن آمریکا است، تعلق گرفت. وی در رده‌بندی که در سال ۲۰۰۲ انتشار یافت، چهارمین روان‌شناس برجسته تاریخ این علم پس از ب.اف.اسکینر، ژان پیاژه و زیگموند فروید نام گرفت.

 

 آلبرت بندورا در دهه ۷۰ هنگامی که با نظریه یادگیری اجتماعی خود انقلاب شناختی را فراگیر کرد

آلبرت بندورا که به خاطر ارائه نظریه یادگیری اجتماعی‌اش در دهه ۷۰ شهرت یافت، با این نظریه رفتارگرایی را به شناخت‌درمانی که به تازگی ارائه شده بود، پیوند زد و یکی از مهم‌ترین رویکردهای روان‌شناسی در اواخر قرن بیستم را شکل داد که پیدایش رفتاردرمانی شناختی را در پی آورد، مکتبی که امروزه از هر سه روان‌شناس بالینی در آمریکا، دو نفر خود را متکی به آن می‌بینند.

 

به اعتقاد بندورا، آموزش و فراگیری رفتارهای جدید در انسان، بیشتر از آن که از طریق یادگیری مستقیم و کلاسیک رخ دهد، از طریق الگوسازی از روی رفتارهای دیگران رخ می‌دهد.

 

آزمایش مشهور او در دهه ۶۰ با «عروسک بوبو» امروز به یکی از متون کلاسیک روان‌شناسی بدل شده است، او در این سلسله آزمایش‌ها، به کودکان فیلمی را نشان می‌داد که مربی مهدکودک، در حال کتک زدن عروسکی به نام بوبو بود. پس از تماشای فیلم، کودکان در ضمن بازی خود، به طور مرتب همین عروسک را کتک می‌زدند.

 

وی به این ترتیب نظریه «یادگیری مشاهده‌ای» (observation learning) خود را مطرح کرد و گفت که این شیوه یادگیری، یکی از مؤثرترین و فراگیرترین روش‌های یادگیری رفتاری است که به ویژه از طریق رسانه‌هایی چون تلویزیون و سینما شکل می‌گیرند.

 

 صحنه‌ای از آزمایش مشهور عروسک بوبو

 

بندورا بر خلاف رفتارگرایان، معتقد است که یادگیری لزوماً منجر به تغییر رفتار نمی‌شود. مردم می‌توانند اطلاعات جدیدی را فرا بگیرند؛ بدون آن که تغییری در رفتارهای آشکارشان رخ بنماید.

 

بسیاری از روان‌شناسان معتقدند مقاله «خود-کارآیی به سوی یک نظریه هم‌سان برای تغییر رفتار» آلبرت بندورا که در سال ۱۹۷۷ منتشر شد، یکی از پایگاه‌های انقلاب شناختی در روان‌شناسی در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ را بنا کرد.

 

بندورا در این مقاله که بعدها در کتاب‌ها و مقالات دیگری نیز شرح و بسط یافت، نظریه «خودکارآیی» (Self-Efficacy) خود را مطرح کرده است که به گفته خودش، اعتقاد فرد به قابلیت‌های خود در سازمان‌دهی و انجام یک رشته فعالیت‌های مورد نیاز برای اداره‌ی خود در شرایط و وضعیت‌های مختلف است.

 

افرادی که دارای حس قوی خود-کارآیی باشند:

• به مسائل چالش‌برانگیز به صورت مشکلاتی که باید برآن‌ها غلبه کرد، می‌نگرند.

• علاقه عمیق‌تری به فعالیت‌هایی که در آن‌ها مشارکت دارند نشان می‌دهند.

• تعهد بیشتری نسبت به علایق و فعالیت‌هایشان حس می‌کنند.

• و به سرعت بر حس یأس و نومیدی چیره می‌شوند.

 

کسانی که حس خود-کارآیی ضعیفی داشته باشند:

• از کارهای چالش‌برانگیز اجتناب می‌کنند.

• عقیده دارند که شرایط و وظایف مشکل، خارج از حد توانایی و قابلیت آن‌هاست.

• بر روی ناکامی‌های شخصی و نتایج منفی تمرکز می‌کنند.

• و به سرعت اعتماد خود نسبت به قابلیت‌ها و توانایی‌های

شخصی‌شان را از دست می‌دهند. (بندورا ۱۹۹۴)

 

 

آلبرت بندورا و دو نوه‌اش در حال حباب‌بازی

 

آلبرت بندورا در چهارم دسامبر ۱۹۲۵ در روستایی در ایالت آلبرتای کانادا متولد شد. لیسانس روان‌شناسی خودرا از دانشگاه بریتیش کلمبیا گرفت و سپس به دانشگاه آیوا در آمریکا رفت و فوق‌لیسانس و دکترای خود را از آن‌جا گرفت و به عنوان عضو هیأت علمی در همان دانشگاه مشغول به کار شد. پس از آن به دانشگاه استنفورد رفت و از سال ۱۹۵۳ به بعد به عنوان استاد روان‌شناسی این دانشگاه فعالیت کرده است.

 

وی در سال ۱۹۷۴ به عنوان رییس انجمن روان‌شناسی آمریکا انتخاب شد؛ زمانی که به تازگی نظریه یادگیری اجتماعی خود را منتشر کرده بود و کتاب‌ها ، مقالات و تحقیقاتش به شدت مورد توجه روان‌شناسان قرار گرفته بود.

 

اولین کتابش را در سال ۱۹۵۹ بر پایه تحقیقاتش با عروسک بوبو با عنوان «پرخاش‌گری نوجوانان» منتشر کرد که بر مبنای آن، در سال ۱۹۷۳ کتاب دیگری با عنوان «پرخاش‌گری: یک تحلیل یادگیری اجتماعی» نوشت.

 

کتاب مشهور «یادگیری اجتماعی» بندورا به فارسی نیز ترجمه شده است و نظریات وی در پایان‌نامه‌های دانشگاهی بسیاری در ایران مورد تحقیق و تحلیل قرار گرفته است.

 

بندورا که با صدها مقاله خود، برجسته‌ترین روان‌شناس زنده جهان خوانده شده است، کمی پس از اعلام اهدای این جایزه به وی و تأکید بر آن که چهارمین روان‌شناس تأثیرگذار در تاریخ این علم بوده است، با خنده به خبرنگاران گفت: «ولی از فروید، اسکینر و پیاژه به تازگی چیزی منتشر نشده است!»

 

وی گفت هنگامی که خبر دریافت مهم‌ترین جایزه مادی روان‌شناسی را به همسرش داده است، همسرش به وی گفت که بهتر است بار دیگر تعداد صفرها را بشمارد تا مطمئن شود که واقعاً مبلغ مورد نظر ۲۰۰ هزار دلار است.

 

بندورا گفت که از دریافت این جایزه خشنود شده است؛ اما روان‌شناسان بسیار دیگری هم هستند که به تحقیقات برجسته‌ای در این رشته پرداخته‌اند. در نتیجه دریافت این جایزه برای وی همراه با شگفتی بوده است.

 

آلبرت بندورا در اولین مصاحبه مطبوعاتی‌اش پس از اعلام اختصاصی این جایزه گفت که همواره احساس می‌کرده است بین نظریه‌پردازی در روان‌شناسی و زندگی روزمره ارتباطی وجود ندارد. شاید نظریات و تحقیقات بندورا بیش از هر روان‌شناس دیگری در دهه‌های اخیر این پل ارتباطی را بنا کرده باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 11:33  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

……………………………………………………………………………………………………..

 

موسسه درمان و پژوهش شناختي بك

 

 Beck Institute for Cognitive Therapy and Research

 

اين سايت منابعي را در خصوص پژوهش ، درمان و كتب مورد نياز متخصصان ارايه مي كند. همچنين در آن سئوال و جوابهايي در خصوص درمان مطرح شده است .

 

http://beckinstitute.org

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

آكادمي شناخت درماني 

 

 The Academy of Cognitive Therapy

 

در اين سايت امكان دسترسي به اطلاعات عمومي در خصوص رفتار درماني شناختي CBT وجود دارد.علاوه بر آن اطلاعاتي در خصوص آموزش و كارگاههاي آموزشي CBT در چندين موسسه دانشگاهي ارايه شده و نيز معرفي كتاب براي متخصصان و افراد غير متخصص صورت گرفته است .

 

http://www.academyofct.org

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

راهنماي لغتنامه ها : كجا مي‌توانيد روانشناسي را بيابيد ؟

 

راهنماي واژه‌نامه‌هاو لغتنامه‌ها در زمينه روانشناسي

 

http://ww.glossarist.com

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

psychweb

 

 دسترسيon line به سايتهاي مربوطه در زمينه روانشناسي با تكيه بر اخبار و منابع مربوطه

 

www.gasou.edu/psychweb

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

شبكه روانشناسي

 

اين سايت داراي اطلاعات بسياري در زمينه روانشناسي براي دانشجويان و اساتيد روانشناسي مي‌باشد.

 

www.psychology.net

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

TCP HOMEPAGE

 

 شامل تمرينات كلاسي ، پروژه‌هاي طولاني ، كتابها ، دستنامه ها ، مقالات ، فهرست استنادي

 

www.rider.edu/users/suler

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

جامعه روانشناسي شخصيت و روانشناسي اجتماعي (SPSP)

 

 www.spsp.org

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

روانشناسي اجتماعي فضاي ارتباطي ( cyberspace )

 

 خواندنيها و طرحها ، ابزار و ارتباطات (links ) ، پروژه هاي گروهي ـ 2000، پروژه هاي شخصي 2000 و ….

 

http://www.muohio.edu/psybersite/cyberspace

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

روانشناسي شناختي درUCR 

 

 تحقيقات در زمينه روانشناسي شناختي ، دانشگاه كاليفرنيا ، برنامه هاي دكترا در روانشناسي شناختي ، تحقيقات و آموزش

 

http://www.psych.ucr.edu/departmental/cognitive.htm

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

بهداشت رواني

 

 mentalhealth.com

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

مدارك روانشناسي ‌ on line (وب جهاني ) دانشگاهي بن

 

 مدارك در زمينه روانشناسي شامل چكيده ، متن و … همراه با ارجاعات اسنادي

 

www.unibonn.de/

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

ارزيابی و آزمون

 

 انجمن روانشناسی آمريکا (APA)

 

اطلاعات مربوط به آزمون ها و ارزيابی روانشناسی شامل : يافته ها ، بدست آمده های آزمون های روانی ، استانداردهای آزمون و نيز راهنمايی های ديگر و ارتباط با سايت های ديگری که در اين زمينه فعال هستند

 

http://www.apa.org/science/standards.html

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

كودكان مبتلا به اختلات یادگیری 

اين سايت يك راهنمايي on line براي خانواده ها، كارگزاران توان بخشي و ساير افراد علاقمند ميباشد . در اين سايت ميتوان اطلاعاتي در زمينه سايت ، آموزش ، سرپرستي سرگرمي و ساير جنبه هاي زندگي اين كودكان بدست آورد .

 

اين سايت علاوه بر اطلاعات فوق مطالب جامعي در زمينه اختلالات ذهني و رفتاري كودكان ناتوان نظير « ناتوانيهاي يادگيري و بيماريهاي جسمي و رشدي كودكان» مي باشد. اين سايت هم چنين به عوامل خطر زاي رشد اين كودكان نظير فاكتورهاي اجتماعي مثل فقر و سوء استفاده نيز مي پردازد.

 

http://www.childrenwithdisabilities.ncjrs.org/key.html

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

سايت اضطرابها

 

 The Anxieties site- R. Reid Wilson, Ph.D.

 

اين سايت به دكتر ويلسون تعلق دارد كه متخصص در درمان اختلالات اضطرابي است. در اين سايت طرحهاي درماني قدم به قدم براي اختلالات اضطرابي ارايه شده است.

 

http://www.healthyplace.com/communities/Anxiety/anxieties/12aboutdr/bio.htm

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

مجموعه منابع مديريت آموزشی در اريک

 

 اين سايت منابعی که توسط اريک جمع آوری شده را در زمينه مديريت آموزشی در اختيار می گذارد .

 

www.eric.uoregon.edu

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

مشاوره آموزشی مديريت

 

 واحدهای on line و سمينارها

 

راهنمايی برای واحدهای درسی آموزشی مديريت

 

www.tregistry.com/

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

UNITAR موسسه سازمان ملل برای تحقيقات و آموزش

 

 دسترسی on line به تحقيقات و آموزش سازمان ملل متحد

 

www.Unitar.org

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

نقد و بررسی آموزشی هاروارد

 

 چکيده های نقد و بررسی در زمينه مشکلات آموزشی می باشد . شامل اشتراک ، مقالات گذشته و سفارش مباشد.

 

http://gseweb.harvard.edu/…hepg.her.html

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

پرسش و حل مسئله ENC

 

 مقالات و منابع در زمينه تکنيکهای مسئله و حل آن در کلاس درس.

 

http://www.enc.org/focus/topics/inquiry/index.htm

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

نظريه های آموزشی

 

 نشريه نئوری آموزشی : مقالات در رابطه با فلسفه آموزش شامل چکيده های ، فهرست ها و اطلاعات اشتراک را در دسترس قرار می دهد .

 

www.ed.uiuc.edu/eps/educetionaltheory

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

آرشيو تحليل سياست آموزشی

 

 جستجو در آرشيوهای نشريات الکترونيکی ، در اين زمينه برای دسترسی به آخرين مقالات و تحقيقات را امکان پذير می سازد .

 

http://olam.ed.asu.edu/epaa

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

آموزش خاص 

 

 اطلاعات درباره همه جنبه های آموزشی خاص ، شامل آموزش معلولين ، آموزش کودکان استثنايی ، IDEA-IEP و … همراه با مقالات در اين زمينه را در دسترس قرار مي دهد .

 

http://specialed.com/

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

يک سوال درباره آموزش بپرس

 

 امکان جستوی سريع در ارتباط با مدارس ، آموزش عالی ، بررسی های تحصيلی ، گواهينامه ها و تدريس از طريق Looksmart live

 

http://looksmart.com

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

100سايت برتردر زمينه آموزشی

 

 آدرس 100 سايت برتر آموزشی را که بطور هفتگی انتخاب می شوند در اختيار می گذارد و با امکان جستجو برای سايتهای مورد علاقه همراه است .

 

www.100topeducation.com

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

انتشارات carfax : روانشناسی تربيتی در عمل

 

 اين نشريه يک تريبون آزاد بين المللی است برای تبادل افکار ، مباحث و اشاعه سريع يافته های تحقيقاتی در حوزه روانشناسی در ارتباط با آموزش .اين نشريه تاکيد ويژه ای بر انتشارگزارشات تحقيقات کاربردیبر پايه مطالعات رفتاری و تجربی دارد .

 

http://www.tandf.co.uk/journals/carfax/01443410.html

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

منابع روانشناسی مدرسه

 

 school psychology resource

 

منابع روانشناسی مدرسه برای روانشناسان ، والدين ، مربيان وهم چنين دانشجويان ومحققين درحوزه های ناتواناييهای يادگيری ، ADHD

 

http://www.schoolpsychology.net/

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

دپارتمان روانشناسی تربيتی و مشاوره دانشگاه اينديانا

 

  دراين سايت برنامه های درسی کارشناسی ارشد ،

 

دوره های تخصصی و دکترا در حوزه روانشناسی تربيتی ، روانشناسی مدرسه و مشاوره را می توانيد بيابيد .

 

http://education.indiana.edu/cep/

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

رده بندی مدارس آموزش عالی ايالت متحده آمريکا برای سال 2002

 

 در اين سايت اخبار مربوط به آموزش و تحصيلات عالی در آمريکا و هم چنين فهرست بهترين مدارس عالی ارزشيابی شده در سال 2001 را می توانيد بيابيد . اين سايت علاقمندان به تحصيل در آمريکا را برای انتخاب بهترين مرکز و نيز چگونگی ارسال در خواست راهنمايی می کند .

 

http://www.usnews.com/usnews/edu/eduhome.htm

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

استانداردها ، محاسبه پذيری و آزمون ها

 

 اين سايت شامل سياهه ای متصل از انتشارات ، مقالات ، ارتباطات شبکه ای مربوط به آزمون های آموزشی ، وضع استانداردها ، محاسبه پذيری مدارس و مدرسين و اصلاحات آموزشی می باشد .

 

http://www.edexcellence.net/topics/standards.html

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

ندای انديشمندان ، محققين علوم تربيتی

 

اين نشريه مقالات منتشره از سال 1980 را با دقت نظر مورد بررسی قرارداده و بصورت تمام متن ارائه می دهد . گروه های مباحثه بخش های يادگيری on line و نقد و بررسی کتابها و مقالات و … قابل دسترسی در اين سايت می باشد .

 

http://www.tcrecord.org

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

نشريه تکنولوژی آموزشی

 

 اين نشريه مقالات را در زمينه تکنولوژی آموزشی با تکيه بر يادگيری برای سواد آموزی در اختيار می گذارد .

 

www.fno.org

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

انجمن رهبری ، اداره و مديريت آموزشی بريتانيا DLMAS

 

 اين سايت متعلق به انجمن رهبری ، اداره و مديريت آموزشی بريتانيا می باشد و برای ارائه خدمات در حوزه های ذکر شده طراحی شده است .

 

- برای کسانی که مديريت مدارس ، مدارس عالی ، سازمان های آموزشی و دانشگاه های را بر عهده دارند.

 

- برای افرادی که به امر تحقيق در زمينه خط مشی رهبری آموزشی مشغول هستند.

 

http://www.shu.ac.uk/bemas/

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

واژه نامه آمار

 

اين سايت منبع مناسبي براي درك و كاربرد اصطلاحات آماري مي‌باشد. در اين واژه نامه كلياتي از مفاهيم اوليه ارائه مي‌گردد و هم چنين شامل واژگان آماري و فهرستي از منابع براي مطالعه بيشتر مي‌باشد.

 

http://www.glossarist.com/glossaries/education/

 

 

 

……………………………………………………………………………………………………..

ارزشيابی و برنامه ريزی درسي QCA

 

 اين سايت راهنماي علمي است براي برنامه ريزي درسي در مرحله ابتدايي و استانداردهايي را براي تعليم و تربيت فراهم آوري ميكند ، و هدف آن ارزيابي برنامه هاي درسي مدارس و اعتبار بخشي و نظارت بر كيفيت آن در مدارس ، دانشگاهها و مشاغل ميباشد

 

اطلاعات آماري در اين رابطه را نيز مي توانيد در اين سايت بدست آوريد .

 

http://www.qca.org.uk/ca/foundation/planning for learning.asp

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 10:19  توسط محمد مجتبی زاده  | 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 23:59  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

زمانی که جنگ جهانی اول درگرفت روان شناس آلمانی جوانی به نام ولفگانگ کهلرخود را درجزیره تنریف واقع درساحل آفریقا یکه وتنها رها شده یافت وبه علت جنگ نمی توانست به وطنش برگردد. درجزیره تنریف یک ایستگاه پژوهش برای مطالعه میمونها وجود داشت وکهلردرطول 4سال اقامت خود دراین جزیره درباره آنها تحقیق کرد. اومطالعات خود را درکتابی با عنوان ذهنیت میمونها گزارش کرد.

 

 

کهلرنتیجه گرفت که میمونهای باهوش وکودن وجود دارند. به نظرمی رسد که میمونهای کودن به وسیله تداعی وتکراریا تمرین کردن زیاد رفتارهای یکسان را یاد می گیرند.به گفته کهلر  میمونها هنگام حل کردن مسایل" خطاهای بدی" می کنند یعنی خطاهایی که براساس راه حلهای قدیمی ونامناسب قراردارند. درمقابل میمونهای باهوش خیلی شبیه انسانها یاد می گیرند وگاهی توانایی حیرت آوری برای فرایند های ذهنی عالی بروزمی دهند. معمولا وقتی که آنها نمی توانند مسئله ای را حل کنند با این حال "خطاهای خوبی" می کنند یعنی راه حلهایی را امتحان می کنند که براساس تامل باید موثرواقع می شدند ولی به دلایلی موثرواقع نشده اند.

 

 

کهلربرای مشاهده رفتارحل مسئله میمونها درقفس ازروشهای گوناگونی استفاده کرد. این روشها معمولا ایجاب می کردند که میمون برای مسئله به دست آوردن یک خوشه موزکه دورازدسترس ودربیرون قفس بود راه حلی را ابداع یا کشف کند. برای مثال دربرخی آزمایشها میمون باید برای دستیابی به خوشه مو ز از چوب بلندی استفاده می کرد. دربرخی موارد لازم است چند تکه چوب به هم متصل شوند تا به اندازه کافی برای رسیدن به موزبلند باشد. دریک آزمایش میمون باید ازچوب کوتاهی که کاملا به موزنمی رسد برای کشیدن چوب بلندتر دیگری که دردسترس قرارندارد استفاده کند. درمسئله های جعبه میمون باید جعبه ای را زیرموزها بگذرد یا جعبه هایی را روی یکدیگرقرار دهد تا بتواند به موزدست یابد.

 

 

 

بینش دربرابرکوشش وخطا

 

کهلرادعا کرد که ثراندایک اشتباه کرده میمونهای باهوش صرفا ازراه کوشش وخطا یاد نمی گیرند. آنها این ورو آن ورقفسشان نمی روند ومرتبا به خوشه های موزدست نیافتنی یورش نمی برند ازمیله های قفس بالا نمی روند وکارهای دیگری که میمونها درآنها ورزیده هستند انجام نمی دهند. درعوض حداقل برخی ازمیمونها این مسئله های دشواررا خیلی ناگهانی حل می کنند گویی آنها همین الان راه حل را پیدا کرده اند. برای مثال وقتی که سلطان یکی ازمشهورترین میمونهای کهلردریافت که نمی تواند با چوب کوتاه خود به موزها دست یابد مکث کرد وبه قول کهلر" به موزها زل زد وبعد گویی درمورد راه حل درست بصیرت یافته است به عمل برانگیخته شد او ناگهان واکنشهای درست را به صورت یک کل متوالی انجام داد".اصطلاح  گشتالت برای فرایند درگیردراین نوع راه حل بینش است .

 

 

بینش اساس روان شناسی گشتالت است. اصولا بینش به معنی ادراک روابط بین عناصریک موقعیت مسئله است. به عبارت ساده تر بینش عبارت است ازحل یک مسئله درنتیجه پی بردن به روابط بین همه عناصرآن موقعیت. به قول کهلرتفکربینشی نوعی تفکرارتباطی است. این نوع تفکربه تجدید سازمان ذهنی عناصرمسئله وتشخیص درست بودن سازمان جدید نیازدارد. اما کهلرهشدارمی دهد صرفا به این علت که اصطلاح بینش یا تفکرارتباطی برای توصیف آنچه ممکن است دستاورد استثنایی دریک میمون محسوب شود به کاربرده شده است نباید آن را به معنی "استعداد استثنایی وفوق طبیعی" سوء تعبیرکنیم که نتایج تحسین برانگیزو توجیه ناپذیری به بارمی آورد. منظورمن ازاین اصطلاح چیزی ازاین دست نبوده است.اصطلاح بینش آن گونه که کهلربه کارمی برد به درک کردن وحل کردن مسئله ها ومشکلات رایج روزمره اشاره دارد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 12:10  توسط محمد مجتبی زاده  | 

  

 ادوین ری ‌گاتری در سال ۱۸۸۶ تولد یافت و در سال ۱۹۵۹ درگذشت ، او ازسال ۱۹۱۴ تا زمان بازنشستگی‌ ، یعنی سال ۱۹۵۶ ، استاد روان ‌شناسی دانشگاه واشنگتن بود. مهمترین اثر او کتاب "روان‌شناسی یادگیری" است. گاتری آشکارا یک رفتارگرا بود. درواقع گاتری فکر می‌کرد که نظریه ‌پردازانی چون ثراندایک ، اسکینر ، هال ، پاولف ، و واتسون بسیار ذهنی‌ گرا هستند . او با کاربرد دقیق قانون ایجاز (parsimony) توانست همهٔ پدیده‌های یادگیری را با استفاده از تنها یک اصل یعنی اصل یا قانون مجاورت (Law of contiguity  ) تبیین کند. گاتری قانون مجاورت را به ‌شرح زیر بیان می‌کند. " ترکیبی از محرک‌‌‌ها که با حرکتی همراه شده است ، وقتی که دوباره ظاهر شود ، همان حرکت را به‌دنبال خواهد داشت " یا به تعبیر دیگر اگر شما در یک موقعیت معین عمل خاصی را انجام دهید بار دیگر که در آن موقعیت قرار می‌گیرید همان عمل را انجام خواهید داد.

 

نظریه گاتری بیش از همه به نظریه واتسون شبیه است. تفاوت اصلی بین نظریه واتسون و نظریه گاتری این است که واتسون قانون بسامد را می ‌‌پذیرفت اما گاتری آن را قبول نداشت.

 

تصویری از آذمایش های گاتری

 

نظریه گاتری نخستین سنگ بنای اولین مدل ‌‌‌های ریاضی یادگیری بوده است  و هنوز هم در کانون این ‌گونه نظریه‌ها قرار دارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 9:30  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نیروی باور کلید اعتماد به نفس است این نیرو به شما کمک می کند که با مشکلات و موانع برخورد کنید و بر آنها پیروز شوید ، این نیرو چنان قدرتمند است که اگر عمیقاً وارد ذهن خود آگاه شما شود می تواند زندگی تان را متحول  کند .  به خود ایمان داشته باشید .  « هنری توریو » می گوید :  انسانها با موفقیت زاده می شوند نه با شکست. « رالف والدو امرسون » نیز گفته است :  اعتماد به نفس تنها راه پیروزی است .

 

هر انسانی می تواند در زندگی خویش بیش از آنچه که هست موفق شود برای آغاز می بایست بخواهیم ، گام دوم تسلیم و سپردن خود به خدا و زندگی کردن   بر اساس خواست و ارادۀ اوست . سپس خداوند را  راهنما و شریک معنوی خود بدانید . همیشه به یاد داشته باشید با کمک خداوند « می توانید » به شرطی که باور کنید که می توانید .

 

راه های افزایش اعتماد  به نفس :

1- تصویر خوبی از خود در ذهنتان بسازید : هرگاه تصوری منفی از خودتان پیدا کردید فوراً با صدای بلند خصوصیت مثبتی از خودتان به زبان آورید تا این تصور را خنثی کنید .

2- هـمـان کاری را بکـنید که ازآن می تـرسـید : اگر از چـیزی می ترسـیـد دربارۀ آن فکر نکنید ، بـلکه بی درنگ شروع به عمل کنید به ترستان حمله کنید و شدیداًً  برآن بتازید هر چه سخت تر به آن ضربه بزنید ، ترس سریعتر و مطمئن تر از بین خواهد رفت .

3- ایمانتان را تقویت کنید : در این دنیا هیچ نیرویی قوی تر از ایمان نیست به شرط آنکه از عمق جان ، واقعی و صادقانه باشد. با ایمان به نتایج باور نکردنی خواهید رسید ایمان تسکین دهنده و آرام بخش است .

4- امیدوار باشید :  افراد ناامید نتایج منفی را به طرف خود جذب می کنند در حالیکه کسانی که امیدوار هستند دنیای اطرافشان را نیز به شکلی مثبت به کار وا می دارند و نتایج خوبی نیز به دست می آورند .

گوته می گوید : « در هر کاری امید بهتر از نا امیدی است » .

5- ازخود پرسشهای منفی نکنید : هرگز نگوئید چرا این اتفاق همیشه برای من  می افتد ؟ چرا نمی توانم این کار را به درستی انجام دهم ؟ حاصل به زبان آوردن چنین جملاتی کاهش اعتماد به نفس است  وقتی اعتماد به نفس اندکی داریم احساس بی کفایتی می کنیم و برای کار و فعالیت انگیزه ای نیرومند و پایدار نخواهیم داشت .

 6- انگیزه و علاقه داشته باشید : هیچ چیز ارزشمندی ، بدون شور و اشتیاق بدست نمی آید . شور و اشتیاق باعث ایجاد انرژی می شود .

 

 

7- شکرگزار باشید :  وقتی شکر می کنیم روح عالم در ما ایجاد انرژی می کند و آن انرژی موهبت های بعدی را به طرف ما جذب می کند .

8- تلاش ، تلاش ، تلاش کنید : همۀ امیدها ، رؤیاها و هدف ها در گرو سخت کوشی است هر چه بیشتر تلاش کنیم ، موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد .

9- خود را حقیر نشمارید : کسانی که خود را حـقـیر می شـمـارند هیچ گاه کارهای فوق العاده نیز انجام نمی دهند .  زیرا هنگام ارزیابی خود پائین ترین نمره را به خود می دهند و خوب مسلماً هر کس با چنین نمره ای مردود خواهد بود . آنکه خود را حقیر می شمارد ، حقیرانه هم می اندیشد . ایده هایش حقیرانه است . اما آنکه خود را دست کم نگیرد و به بزرگی خویش می اندیشد توانایی اش روز افزون است .

10- فعال باشید : با فعالیت بیشتر، ذهن بهتر عمل می کند وک ارکرد خود را مدت بیشتری حفظ خواهد کرد .

11- به زندگی عشق بورزید.

12- با افراد  با انگیزه و با روحیه همنشینی کنید.

13- در کارهای اجتماعی شرکت کنید .

14- برای خود هدفی مشخص کنید :  برای  رسیدن به هر هدفی ضروری است که هدفتان معین و دقیق باشد هدفتان را در ذهن خود آگاهتان بکارید و آن قدر مرور کنید تا به ذهن ناخود آگاهتان وارد شود . 

15- خود را سرزنش نکنید : بعضی افراد با خود می گویند : « چرا این کار را کردم »؟ « چرا این راه  را نرفتم » . هر کدام از این سؤالات اعتماد به نفس شما را کاهش می دهد .هیچ گاه اجازه ندهید یک اشتباه موجب شود دیگر خودتان را باور نداشته باشید . هنگامی که مـرتکب اشـتباه می شـوید بینـید چه چـیزی می توانید از آن یاد بگیرید . سپس آن را به حساب یک تجربه گذاشته و تأسف را کنا ربگذارید و دوباره به تلاشتان ادامه بدهید .

16-  دائماً چیزهای تازه ای یاد بگیرید : شما باید دائماً چیزهای تازه ای یاد بگیرید و راحهای تازه ای پیدا کنید تا کیفیت زندگی خود و دیگران را بهتر سازید . همیشه در پایان هر روز سؤالاتی را از خود بپرسید : مثلاً « امروز چه چیزهایی آموخته ام ؟»  یا « چه پیشرفتهایی کرده ام ؟ » .

17- خود را با دیگران مقایسه نکنید : سعی کنید همیشه خود را با هدفهای خود مقایسه کنید نه با دوستان . همواره باید ببینید که قابلیتهای شما چیست و خواسته های شما چیست ، نه اینکه دیگران چه کرده اند و چه می کنند .

18- در زمان حال زندگی کنید : هر روز به خاطر همان روز زندگی کنید و در هر کار فقط برای همان کار فعالیت کنید .

19- برای دیگران کاری انجام دهید : هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش ، به دیگران خدمت کنید ، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد آن هم از جاهایی که اصلاً انتظار ندارید .

20- از خدواند کمک بخواهید : معتقد باشید از آنجایی که پروردگار یکتا ما را خلق کرده است همواره سلامت و موفقیت ما را بازسازی می کند .

21- در برابر مشکلات مقاومت کنید : استقامت مداوم ،  ناتوان ترین افراد را تا  رسیدن به موفقیت یاری می دهد زیرای نیروی پایداری نهفته و ظاهراً ناپیدای آن ، سرانجام خود را نشان خواهد داد و ثابت خواهد کرد که : « موفقیت به دست نمی آید مگر با استقامت و تسلیم نشدن » .

شکسپیر گفته است : « باران مداوم ، سنگ سخت خارا را می شوید و از هم می پاشد ، سنگ ، سخت است اما قطره های باران مداوم فرود می آید و این مداومت است که سنگ را می شکافد» .

 

                                   اکرم رجبی                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                            کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی

                                                                                                                               شماره نظام روان شناسی:  3325

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 10:4  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

1- از همسرتان تشکر کنید :

وقتی زن از مرد به سبب انجام دادن کارهای جزئی قدرشناسی می کند ، مرد به فکر می افتد اگر برای همسرم کارهای مهم و بزرگ انجام دهم ، به راستی خوشحال خواهد شد در نتیجه مرد پس از ازدواج دربارۀ انجام دادن کارهای جزئی بی تفاوت می شود . این حرکت  یعـنی بی توجهـی مرد ، این تصویر را در ذهن زن به وجود می آورد که مورد بی مهری قرار گرفته است ، در نتیجه از شوهرش کمتر قدردانی و تشکر می کند . وقتی مردی در خانه از مهر و محبت زن خود برخوردار نشود و به اندازۀ کافی مورد قدردانی واقع نگردد مرد عصبی می شود و به همسرش هم احساس بدی پیدا می کند .

 

2- به حرفهای همسرتان خوب گوش کنید :

 مردان آگاه باشید ، وقتی برای خانمها مسئله ای پیش می آید فقط  با شرح جزئیات مسایل خود برای مـحرم خوب و یک شنوندۀ خوب احسـاس آرامـش می کنند و لذت می بـرند و تسـکـین می یابند . پس آقایان شنوندۀ خوب و فعالی برای شنیدن سخنان خانمها باشید .

 

3- زیباییهای همسرتان را تحسین کنید :

 

4- مشکلات کاری را مطرح نکنید :

        هنگامی که با همسرتان به گردش رفته اید مسایل خانوادگی را با خود نبرید .

          

 5- همسرتان را بهترین دوست خود بدانید:

 همسر خود را محرم اسرار ، یار و یاور خود بدانید . در مورد همه چیز با همسرتان صحبت کنید .

 

6- همسرتان را با دیگران مقایسه نکنید نکنید :

  زیرا این رفتار باعث خراب شدن رابطۀ شما با همسرتان می شود . همسرتان انسانی است   منحصر به فرد و دارای ویژگیهای شخصیتی اعم از مثبت و منفی که قابل مقایسه با هیچ فرد دیگری نیست .

 

 

 

7- صداقت داشته باشید : 

صداقت همچون پل ارتباطی مؤثر موجب می شود که زن با میل و رغبت بیشتری با مرد صحبت کند .

8 - همسرتان را همانطوری که هست بپذیرید :

آنهایی که همسرشان را آنگونه که (هست ، می پذیرند ) نه آنچنان «که می خواهند باشد » به این مرحلۀ ارزشمند نائل می شوند که دوستی و رفاقت در روابط متقابلشان موج می زند .

 

9 - بخشی از وقت خود را  در شبانه روز خاص همسرتان قرار دهید :

 

10 - ارتباط کلامی با همسرتان داشته باشید :

       

11- از همسرتان تعریف کنید : 

 وقتی به رفتارها و افکار خوب همسرتان توجه می کنید در واقع او  را تشویق می کنید  رفتارها و نگرشهای بهتری از خود بروز می دهد .

 

12- با همسرتان با مهربانی صحبت کنید :

 

اگر با همسرتان مهربانانه صحبت کنید خشم و حالت تدافعی بین شما کم می شود و جوّ آرامی فراهم می آید که می توانید در آن جوّ آرام ، مشکلات خود را به بحث گذارید .

 

13- اشتباهات گذشتۀ همسرتان را به رخ او نکشید :

مطرح کردن گذشته ها کمک چندانی به حل مشکلات نمی کند .

 

14- به دنبال چیزهایی باشید که همسرتان دوست دارد و علاقمند است :

 

مانند گل ، کتاب ، لباس ، عطر ، و...... که هر کدام در جای خود می تواند همسرتان را خوشحال کند .

 

15 – به چشم های همسرتان نگاه کنید :

 

16- همسرتان را ببخشید :

برای بردن  بحث آن قدر ها هم که به نظر می رسد مهم نیست تا وقتی سعی نکنید موضوعی را فراموش کنید ، متوجه نخواهید که چه حافظۀ خوبی دارید .

 

17- اگر یکی از وسایل مورد نیاز همسرتان خراب و فرسوده است آن را تعمیر کنید .

 

18- هنگام گفتگو بر سر مسایل جدی زندگی از خواندن روزنامه و تغییر دادن کانالهای تلویزیون و عواملی که بی توجهی شما را به مطالب گوینده نشان می دهد خودداری کنید .

 

19 – به لباس پوشیدن و وضعیت ظاهری همسرتان اهمیت بدهید .

 

 

                                                                                          اکرم رجبی

                                                                            کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی

                                                                            شماره نظام روان شناسی:  332۵

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 8:55  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

شرط رسیدن به موفقیت این است که ابتدا باور کنیم که می توانیم موفق شویم . اعتقاد درونی به اینکه شما قدرت انجام کاری را دارید و لیاقت رسیدن به هدف را هم دارید ضامن موفقیت شماست .  این مقاله 26 راهکار اساسی برای داشتن کلید های موفقیت به شما معرفی میکند .

بزرگترین مسئله که اکثر ما گرفتارش هستیم این است که در وجودمان آتش عشق و علاقه شعله ور نیست هیچ چیز مانع موفقیت یک انسان مشتاق و علاقمند نیست .

 

 

 

 

 

 

 

اگر بتوانید ایمان بیاورید همه چیزبرایتان ممکن می شود به خدا ایمان آورید نه فقط در ظاهر بلکه با اطمینان به او به عنوان راهنمای خود اعتقاد آورید .

 

راههای رسیدن به موفقیت :

 

1- تفکر مثبت داشته باشید ، « دکترنورمن پیل » می گوید : افکار خوب و مثبت همچون تابش نور خورشید بر اتاقی تاریک است که همه جا را روشن می کند .

 

2-  باور و ایمان داشته باشید ، همیشه آن چیزی اتفاق می افتد که شما واقعاً باورش دارید . این یک حقیقت است . پس باید باورهای محدود کننده ای که مانع موفقیت شما هستند را شناسایی کنید و آنها را از بین ببرید .

 

3-  هر روز منتظر اتفاق خوبی باشـید ، اگر انتـظار وقـوع چـیزی را داشته باشـید آن چـیـز به وقـوع می پیوندد .

 

4- افکارتان را کنترل کنید ، موفقیت ازطریق کنترل کامل افکار ، اعمال به وجود می آید .

 

5- تلاش و پشتکار داشته باشید ، همۀ موفقیتها و  رؤیاهای ما در گرو سخت کوشی است هر چه بیشتر تلاش کنیم موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد .

 

6- صبور باشید ، ما همواره دوست داریم هر چه زودتر به ارزو هایمان برسیم ، به همین دلیل است که در زندگی مان بی قراریم .

 

7- به دیگران کمک کنید . شما تنها در صورتی حقیقتاً خوشبخت و موفق خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .

 

8- ذهن خود را  از تردید و ترس رها کنید و تصور کنید هیچ محدودیتی ندارید .

 

9- به بهترین  چیزها فکر کنید .

 

10 -  تصویر آن چه را می خواهید در زندگی بیرونیتان داشته باشید ، بسازید .

 

 11- شور و شوق داشته باشید ،  « فرانک بتگر » نویسندۀ کتاب چگونه در فروش از ناکامی به کامیابی رسیدم می گوید : شخص قادر است هر وقت بخواهد سرنوشت خود را عوض کند و آن موقعی است که تصمیم بگیرد و در کار خود شوق و حرارت به خرج بدهد .  

 

12- از خودتان تصویر خوبی در ذهن داشته باشید .

 

13- از اشتباهات گذشتۀ خود پند بگیرید و پیش بروید .

 

14- به خودتان اطمینان داشته باشید ، آنگاه خود را دوست خواهید داشت .

 

15- مسئولیت کامل زندگی و آنچه را برایتان پیش می آید به عهده بگیرید .

 

16- همواره ببخشید و فراموش کنید ، اما بگیرید و به خاطر بسپارید .

 

17- با افراد موفق ارتباط برقرار کنید .

 

18- هدف خود را از نظر دور نکنید و همیشه آن را جلوی چشم داشته باشید .

 

19- در زمان حال زندگی کنید ، هر روز به خاطر همان روز زندگی کنید .

 

20- در هر کار فقط برای همان کار فعالیت کنید .

 

21- با افراد باانگیزه و با روحیه همنشینی کنید .

 

22- در کارهای اجتماعی مشارکت داشته باشید .

 

23- همیشه به دنبال ایدۀ بزرگی باشید ، که زندگی تان را تغییر خواهد داد .

 

24- شهامت داشته باشید : همان شوید که می خواهید تنها در این صورت است که می توانید .

 

25-  استقامت داشته باشید : حضرت محمد (ص) فرمود ه اند : خداوند با کسانی که در برابر مشکلات پایداری می کنند .

 

26- شکرگزار باشیم : وقتی شکر می کنیم روح عالم در ما ایجاد انرژی می کند و آن انرژی موهبت های بعدی را به طرف ما جذب می کند .

 

                                                                                           اکرم رجبی

                                                                         کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی

                                                                          شماره نظام روان شناسی:  3325

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 9:18  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

 

نويسنده: دكتر عزت اله نادري؛ استاد دانشگاه تربيت معلم-دكتر مريم سيف نراقي؛استاد دانشگاه علامه طباطبائي

 

 

    اشاره ، «استعداد هيجاني» كه در حوزه روان شناسي شناختي مي گنجند از موضوعات جالب و در خور توجه است كه درباره آنها تحت عنوان «هوش هيجاني» قريب به يكي دو كتاب ترجمه و چاپ شده است.

    درباره اين مفهوم در محافل تخصصي و كلاس هاي درس روان شناسي سخن زياد گفته مي شود.

    دكتر عزت الله نادري و خانم دكتر سيف نراقي استادان روان شناسي درباره مفهوم «هوش هيجاني» و ترجمه نادرست اين مفهوم به فارسي نقطه نظراتي دارند كه در پي مي آيد.

    نكته

    چند صباحي است، در برخي از متون روان شناسي و علوم تربيتي كه به زبان فارسي نگاشته مي شود معادل اصطلاح انگليسي «Emotional Intelligence» را عزيزان فارسي نگار «هوش هيجاني» معنا كرده اند كه سبب اختلاط در اذهان دانشجويان و دانش پژوهان فارسي زبان شده است. در اينجا، به عنوان كساني كه سالها در كميته واژه گزيني علوم تربيتي فرهنگستان ادب، مسئوليت داشته ايم و در نوشتن متون ياد شده عمري را سپري كرديم اين مسئله را قابل طرح مي دانيم كه تنها يكي از معاني واژه «Intelligence» را در زبان فارسي معادل «هوش» مي دانيم و زماني كه آن را به كار مي بريم مقصودمان «مجموعه توانمنديهاي خدادادي فرد است.» و همان چيزي است كه هدف از آزمونهاي هوشي اين مقصود است كه توان كلي را شناسائي و اندازه گيري كنند. ولي بايد اذعان داشت، آزمونهاي موجود از يك تا چند توان يا استعداد را به طور احتمالي را اندازه مي گيرند و هنوز آزمون جامعي براي اندازه گيري هوش به معني «مجموعه استعدادهاي فرد» فراهم نيامده است، بلكه همان گونه كه اشاره شد آزمونهاي موجود اغلب قادر به اندازه گيري يك يا چند استعداد از «مجموعه استعدادها» يا «هوش» هستند.

    اما، در زبان انگليسي معناهاي ديگري براي واژه «Intelligence» مانند: «فهم» بينش، آگاهي، خبرگيري، جاسوسي، جاسوس، مأمور اطلاعات مخفي و...» وجود دارد. لذا به اعتقاد اينجانبان معادل قرار دادن لفظ «هوش» فارسي براي واژه «Intelligence» در تركيب «Emotional Intelligence» پيشنهادي ماير، در سال 2000 ميلادي و قبل از آن توسط مالوي و ماير در سال 1990 ميلادي پيشنهاد شد، با توجه به تعريف مورد نظر آنها از اين تركيب كه فرد برخوردار از اين صفت را «كسي مي دانند كه بتواند هيجانات خود و ديگران را به درستي شناسائي و ارزيابي كند و هيجانات و احساسات مثبت و منفي را در خود و ديگران تنظيم و درك نمايد،» مناسب نيست. به همين خاطر پيشنهاد ما يكي از تركيب هاي زير است: «فهم هيجاني»، «بينش هيجاني» يا «آگاهي هيجاني».

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 10:33  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

نام ونام خانوادگي: مريم سيف نراقي   مدرك تحصيلي: دكتري          مرتبه علمي : استاد     

محل اخذ مدرك : آمريكا                      گروه آموزشي : روانشناسي آموزش كودكان استثنايي

Email: saifnaraghi@atu.ac.ir

 

سوابق علمي و پژوهشي

كارهاي علمي

مقاله

كتاب

طرح هاي پژوهشي

پايان نامه

تاليف

ترجمه

سمينار

تاليف

ترجمه

ويراستاري

مجري

مشاور

ناظر

همكار

ارشد

دكتري

راهنما

مشاور

راهنما

مشاور

40

 

 

15

 

 

10

 

 

 

100

 

20

 

 

الف: تاليف و ترجمه كتاب  :

1) روشهايت حقيق و چگونگي ارزشيابي آن /ويرايش پنجم ، چاپ بيست وهشتم 1385

2) روانشناسي و آموزش كودكان استثنايي /چاپ بنجم 1385

3) روانشناسي كودكان عقب مانده ذهني و روشهاي آموزش آنها /چاپ سوم 1385

4) نارساييهاي ويژه در يادگيري / چاپ سوم 1384

5) سنجش واندازه گيري وبنيادهاي تحليلي ابزارهاي آن در علوم تربيتي و روانشناسي 1384

 

ب: تاليف و ترجمه مقاله :

1) نقاشي به عنوان ابزاري براي تشخيص اختلالات رفتاري دركودكان، 1377

2) روشهاي ارزيابي و تشخيص كودكان عقب مانده ذهني،1378

3) فشاررواني ووالدين كودكان معلول1379

4) مقايسه ويژگيهاي روان شناختي دانش آموزان نارسا نويس وعادي پايه سوم ابتدايي 1385

5) مقايسه ويژگيهاي جسماني كودكان ميكروسفال ماكروسفال وكودكان عقب مانده ذهني(بدون علت مشخص) با كودكان عادي

 

ج: طرح هاي پژوهشي :

۱) بررسي پايايي ذهني كودكان با نارساييهاي ويژه در يادگيري و مقايسه آن با كودكان عادي

2) بررسي روند رشد تكلم وزبان فارسي كودكان از تولد تا دوسالگي

3) بررسي روند رشد تكلم و زبان فارسي كودكان از دو تا هشت سالگي

4)بررسي چگونگي رشد فعاليتهاي ترسيمي كودكان 1الي 6سال وتعيين پيش نيازهاي حركتي موثر در آموزش نوشتن

5) فرايند بازپروري در يك تك بررسي اختلال اختصاصي تحول

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 9:14  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

ایوان پتروویچ پاولف (Ivan Petrovitch Pavlov) فیزیولوژیست روسی ، یکی از کسانی است که در روانشناسی یادگیری بسیار مشهور است و این مشهور بودن خود را در روان شناسی مدیون آزمایشهای علمی‌ خود در مورد یکی از روشهای یادگیری یعنی بازتابهای شرطی (Conditioned Reflex) است که اساس چندین نظریه یادگیری شد و هنوز هم بخش مهمی‌ از دانش روان شناسی معاصر است. اگرچه او در حوزه فیزیولوژی نیز تحقیقات بسیاری بویژه در مورد فرایندهای گوارشی انجام داده است که همگی مربوط به سالهای قبل از تحقیقات او در مورد بازتابهای شرطی است و برای او جایزه نوبل پزشکی را به ارمغان آورد.

 

تحقیقات پاولف در مورد بازتابهای شرطی منجر به تحقیق و کشف فرایند تداعی اندیشه‌ها (که ارسطو آن را با سه مجاورت ، مشابهت و تضاد بیان کرده بود) شد. او در آزمایشهای خود از اصل مجاورت بهره می‌گرفت و اصطلاح بازتاب یا کلاسیک را برای توصیف یک واحد رفتاری بکار می‌برد.

 

اصطلاح شناسی نظریه پاولف

 

محرک

هر موقعیت یا رویداد (نظیر نشان دادن غذا و …) قابل توصیف به شیوه عینی (قابل مشاهده) که به صورت یک علامت جاندار برای پاسخ دادن تحریک کند، محرک (Stimulus) نامید‌ه می‌شود که با حرف اختصاری (S) بیان می‌گردد.

 

پاسخ

هر نوع رفتاری که در اثر یک محرک به صورت یک تراوش در غده ، پاسخ سیستم عصبی و یا فعالیت جاندار (نظیر خوردن ، خواندن) ظاهر می‌شود، پاسخ (Response) نامیده می‌‌شود که با حرف اختصاری (R) بیان می‌ گردد.

 

محرک غیر شرطی

در نظریه شرطی شدن کلاسیک (بازتاب) به محرکی که بطور خودکار و بدون یادگیری قبلی پاسخی را موجب می‌شود، محرم غیر شرطی (Unconditioned Stimulus) می‌گویند که با حرف اختصاری (US) بیان می‌گردد. نظیر غذا ، درد و …

 

پاسخ غیر شرطی

در شرطی سازی کلاسیک به پاسخی که در برابر یک معرف غیر شرطی ظاهر می‌‌شود پاسخ غیر شرطی (Unconditioned Response) می‌‌گویند که با حرف اختصاری (UR) بیان می‌گردد. نظیر ترشح بزاق (پاسخ) به علت دیدن یا بوکردن غذا (محرک غیر شرطی) بوجود می‌ آید.

 

محرک شرطی

در شرطی شدن کلاسیک محرکی که بر اثر همابندی (همراه شدن) با یک محرک غیر شرطی قدرت فراخوانی پاسخ را کسب می‌‌کند محرک شرطی (Conditioned Stimulus) می‌گویند که با حرف اختصاری (CS) بیان می‌گردد. نظیر صدای زنگ که ابتدا خنثی است و پس از همراه شدن با غذا قدرت فراخوانی پاسخ (ترشح بزاق) را کسب می‌‌کند.

 

پاسخ شرطی

در شرطی سازی کلاسیک پاسخی که در برابر یک محرک خنثی وجود نداشت و بعدا بوجود آمد (یاد گرفته شد) پاسخ شرطی (Conditioned Response) می‌گویند که با حرف اختصاری (CR) بیان می‌‌گردد. نظیر پاسخ ترشح بزاق که ابتدا برای محرک شرطی صدای زنگ وجود نداشت و بعدا بوجود آمد (یاد گرفته شد).

 

تعریف یادگیری از نظر پاولف

از نظر پاولف یادگیری عبارت است از ایجاد ارتباط بین محرک و پاسخ (S→R) که بر اثر اصل مجاورت بوجود می‌‌آید.

 

شروع آزمایشهای شرطی سازی

پاولف به مدت چندین سال مشغول آزمایش و تحقیقات فیزیولوژیکی در مورد نقش مایعات گوناگون در گوارش بود و یکی از این مایعات بزاق دهان است. او به شیوه ابداعی خود می‌توانست میزان ترشح بزاق در دهان را به صورت علمی‌ در حیوانات آزمایشگاهی خود (پاولف از سگها استفاده می‌ کرد) تشخیص و اندازه گیری کند. او یک بار به صورت تصادفی مشاهده کرد که برخی از سگها در آزمایشگاه او قبل از اینکه تغذیه شوند، شروع به ترشح بزاق می‌ کنند، و این حالت فقط در سگهایی روی می‌‌داد که مدتی در آزمایشگاه بوده‌اند و نه دیگر سگها. پاولف این موضوع را جالب و قابل تحقق دانست و اولین تحقیق خود را در سال 1902 میلادی در این مورد انجام داد و این موضوع حدود 30 سال از وقت او را به خود اختصاص داد، که منجر به کشف ابعاد مختلف فرایندهای بازتابی و شرطی سازی کلاسیک (Classial Conditioning) شد.

 

طرح آزمایشهای پاولف

پاولف در اولین مرحله از آزمایش خود سگی را داخل قفسی قرار داد که فقط توسط یک روزنه با محیط بیرون ارتباط داشت. او از طریق این روزنه تکه گوشتی (US) را به سگ نشان داد که باعث ترشح بزاق (UR) شد. سپس صدای یک زنگ (US) را به صدا درآورد که منجر به پاسخ طبیعی تیزکردن گوشها (UR) شد. در مرحله دوم پاولف می‌خواست با همراه کردن صدای زنگ و تکه گوشت ، سگ را شرطی کند بگونه‌ای که با شنیدن صدای زنگ بزاق ترشح کند. به همین منظور چندین بار صدای زنگ را چند ثانیه قبل از نشان دادن غذا به سگ به صدا درآورد و این عمل باعث شد که سگ با شنیدن صدای زنگ (CS) بدون نشان دادن غذا نیز بزاق ترشح (CR) کند و در واقع صدای زنگ جای گوشت را گرفت. پاولف این پدیده را که یک محرک جای محرک دیگر را می‌گرفت و پاسخ آن را به خود اختصاص می‌داد، شرطی سازی نامید. طرح آزمایشهای پاولف را می‌‌توان به صورت زیر نمایش داد.

 

 

(UR) پاسخ غیر شرطی ترشح بزاق <------------------------ محرک غیر شرطی غذا (US)

 

 

(UR) پاسخ غیر شرطی تیزکردن گوش<------------------------ حرک غیرشرطی صدای زنگ (US)

 

 

ترشح بزاق <------------ چندین بار -------------- ارائه صدای زنگ + ارائه غذا

 

 

(CR) پاسخ شرطی ترشح بزاق<-------------------------- ارائه صدای زنگ به تنهایی (CS)

 

 

 

اهمیت کارهای پاولف

پاولف با طرح این آزمایش ساده به مدت سه دهه مشغول تحقیق در مورد اصول شرطی سازی بود و توانست جنبه‌های مختلف شرطی سازی کلاسیک و در واقع یکی از شیوه‌های یادگیری را به صورت عینی آشکار سازد. از طریق این آزمایشها پاولف توانست انواع مختلف شرطی سازی و پدیده‌های حاصل از شرطی سازی را آشکار کند و این موضوع قابل توجه است که همین آزمایشها و نتایج آن بعد از یک قرن هنوز بخش مهمی‌ از روان شناسی را تشکیل داده و کاربردهای فراوانی در روان شناسی بالینی (رفتار درمانی) ، آموزش و پرورش ، صنعت و حوزه‌های دیگر دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 8:48  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

اسكينر يكي از آخرين بازمانده هاي مردان بزرگ در عرصة رفتارگرايي است. ولي در بسياري از موارد او از پيشتازان اين متدولوژي محسوب مي شود. مطابق روش اسكينر است كه ما با تغيير شكل محض اصول تقليل گرايي به عنوان يك روش علمي برخورد مي كنيم. اسكينر عقيده داشت كه يك دانشمند بايد از داده  هاي تجربي شروع كند تا سرانجام به تعميمهاي استقرار يا به وضع قوانين برسد. پس در مراحل بعدي مي تواند يك تئوري علمي كه قوانين را در بر بگيرد وضع كند. بنابراين او بايد بسيار دقيق باشد تا بتواند كارش را با داده هاي تا حد امكان موثق، آغاز كند. اسكينر پذيرفت كه انسانها زندگي دروني (inner Lives)كه براي هر كدام از آنها همانقدر كه براي يك داستان نويس اهميت دارد، اين زندگي دروني مهم است. همان طور كه خودش اين زندگي دروني را در رمانش به نام والدن دو(80) به نمايش مي گذارد. با اين تفاوت كه داده هاي لازم براي نوشتن داستان، داده هاي قابل اطميناني براي كار يك دانشمند نيست. بحثهاي اسكينر در تقابل با ديگر روان شناسان مانند فرويديها كه تمام تعميمها و استنتاجهايشان بر پاية داده هاي قملروي دروني فرد است درست مانند مجادلة واتسون با درون نگرها بود. اسكينر اين هشدار استقرايي را مي پذيرفت كه يك دانشمند نبايد براي تبيين پديده هاي قابل مشاهده به وراي داده هاي قابل مشاهده فكر كند. او خود نيز بيش از حد به حدسيات و يافته هاي روان شناسانه كه اغلب براساس ويژگيهاي دروني انسان شكل گرفته اند، اعتماد و اعتناء نمي كرد.

او اهميت محدود متغيرهاي مياني تولمن از قبيل سائق را مي پذيرفت، مشروط بر اينكه چنين اصطلاحاتي به عنوان نمادهاي كوتاه براي فهم اعمالي كه در محدودة پاسخ قرار دارند به كار بروند. براي مثال گرسنگي به مثابه يك انگيزه كه به منزلة نقطه اوج تأثير عملي مانند غذا خوردن، تلقي مي شود. ديگر ويژگي مهم رويكرد اسكينر عمل گرايي اوست كه اخيراً تحت عنوان فرضيه اي در باب زبان علم، روزآمد شده است. براي اسكينر يك عمل(81) اين معاني را مي تواند داشته باشد: 1. مشاهدات شخص 2. دستكاري و وارد كردن محاسبات در روشهاي ايجاد يك عمل 3. مراحل منطقي و رياضيي كه بين حالتهاي پيشين و پسين روي مي دهد 4. و هيچ چيز ديگر.

مطابق اين اصول عباراتي مانند مثل بلند يا گرسنه به يك موضوع يا يك حالت موجود زنده ارجاع صرف ندارد. بلكه اين عبارات به كارهاي محقق بر روي مشاهداتش، دخل و تصرف و اندازه گيري هاي او نيز منوط هستند. اين شاخه فرعي از تئوريهاي اثبات گرايي و اسنادگرايي دم دست ترين تئوريهاي در باب معنا در خلال دو جنگ جهاني بودند. اين تئوري اكنون ديگر توسط فيلسوفان رها شده است.

اما در متدولوژي اسكينر و ديگر رفتارگرايان هنوز زنده است. بخصوص در سنت رفتارگرايان پيرو واتسون كه خواستار لحاظ كردن امكان دخل و تصرف بر اصول رفتارگرايي را دارند. رفتارگرايي در خيلي از موارد به عمل گرايي امريكايي به ديده تأييد مي نگريست. محققان آزمايشگاهها قصد نداشتند با طرح سؤالاتي دربارة رفتار موجودات زنده براي خودشان دردسر ايجاد كنند. بخصوص آنكه منابع و مرجع اين رفتار، دلايل دروني باشد كه مي بايست پاسخ آنها را بدهد.

براي مشاهده اينكه اگر متغيرهاي محيطي جايگزين ديگر متغيرها شود، چه صورتهايي از رفتار رشد مي كند در آن دوره اهميت زيادي قائل بودند. اين مسئله سرانجام به يك پيشگويي كه محقق را قادر مي سازد به رفتار شكل بدهد، ختم خواهد شد. اسكينر ادعا مي كند كه او فرضيه اي در باب رفتار ندارد و فقط تعدادي يادداشت و نوشته هاي پراكنده داراي همبستگي در اين باره دارا مي باشد.

البته اين صحبتها زودباوري با شرط نهادن دربارة واژه فرضيه است. درواقع كارهاي او نوعي قطعي و بديهي فرض كردن اصول زيست شناسي دارويني هاست كه عنوان مي كنند كه بازتابهاي شرطي شده، همچون ديگر ارزش حياتي، براي بقا ضروري هستند. اسكينر در خلال صورت بندي اين قوانين در حقيقت خيلي از اصول پايدار تداعي گرايي راه اصلاح و بهبود بخشيد. در جريان همين صورت بنديها بود كه اسكينر يك تمايز مهم بين رفتار «پاسخگو» و «كنش گر» را مشخص كرد.

گفتن اين نكته لازم به نظر مي رسد كه آزمايش جعبه كه اسكينر را قادر ساخت تا ابزارهاي شرطي شدن را به روشهاي گوناگوني مطالعه كند، بسيار مديون جبعه پازل ثورانديك بوده است. براي هر عكس العمل پاسخگو، يك محرك شناخته اي شده وجود دارد، مانند پوشش مترونوم موسيقي يا ترشح بزاق كه با وضعيت شرطي كلاسيك همبستگي و ارتباط دارد. البته در اينجا ممكن است انواعي از شكلهاي محركهاي دروني وجود داشته باشند كه عملكردشان وراي آن چيزي باشد كه پيروان رويكرد عمل گرايي و پاسخهاي كنش گر كه مي تواند توسط آزمايشگر در آنها دخل و تصرف شود بايد به مثابه عملكرد در شرايط آزمايشگاهي تلقي شوند، مانند برنامة زمان بندي شده غذا خوردن.

با تعريفي موسع، رفتار تشكيل شده است از پاسخهاي يك كنش گر كه همگي ابزارهايي براي رسيدن به يك هدف محسوب مي شوند. اسكينر فكر مي كرد كه مطالعه كنش گرهاي مشروط و مقيد و تمايز ميان آنها بايد بتواند قوانين پايه اي را فراهم سازد كه بتواند رفتار را تبيين و كنترل كنند. يك روز بالاخره بايد فرضيه اي طرح ريزي شود تا اين قوانين را دربرگرفته ويكپارچه سازد. اما دانشمندان بايد تا رسيدن به روشي مطابق روش باكونين(82) به پيش بروند. شخص دانشمند نبايد با تئوري پردازي خام و زودهنگام، طبيعت را پيش بيندازد، خصوصاً اگر با فرضياتي شبيه تئوري هال دربارة اعمال دروني ارگانيسم، روبه رو باشد. بنابراين اسكينر رويكرد پيرامون گرايي واتسون را نپذيرفت اما دربارة فرآيند محوريي كه بين محرك و پاسخ واقع شده است، موضع لاادري داشت. درواقع شرطي شدگي كنش گر يك اصلاح در زمينة قانون «اثر» ثورانديك به شمار مي رفت اصلاحي كه زمينة آن اصطلاح شناسي غير ذهن گرايانه بود.

اسكينر، همان واتسون با ادامة برنامه مفهوم براي پوشش ديگر جنبه هاي رفتار مخالف نبود. براي مثال در كتاب علم و رفتار انسان(83) در سال 1953، اسكينر نظريه اي دربارة هيجان يا عواطف ارائه داد كه برطبق آن نامهايي كه براي طبقه بندي رفتار با توجه به شرايط مختلف محيط به كار مي گرفت، در احتمال وقوع آنها تأثير مي گذارد. به رغم وجود رويكرد اثبات گرايانة جزمي در تفكر اسكينردرباره رفتار كلامي (Verbal Behavior) در سال 1957 طرحي بلندپروازانه براي وارد كردن زبان به چهارچوب رفتاري طرح ريزي كرد. گرچه اين عمل دقيقاً در محدودة برنامه ريزي «قواعد رفتار» هال بود و بشدت به يك اندازه از سوي فلاسفه و زبان شناسان موردانتقاد قرار گرفت.

اين اواخر اسكينر بشدت گرفتار آماده سازي تكنولوژي آموزشي بوده است كه در آن مهارتها و تواليهاي بنيادين مادي بدقت طبقه بندي شده كه در طي آنها يادگيري بطور منظم از طريق تقويت مثبت شكل مي گيرد. اگرچه منظور او از مفهوم تقويت به علت ابهام و دور باطلش همواره مورد نقد بوده است، دستخوش تغييراتي گرديده است كه برنامة او براي آموزش اندكي بيش از دستورات و فرامين هم ارزي بودند كه مي بايست محتواي آنها بطور منطقي بررسي شوند و در طي آنها دانش آموزان بايد گام به گام اشتباهاتشان را كاهش دهند و اگر بتوانند موفقيتي بدست آورند پاداش آنها حتمي خواهند بود. اين نوع رفتار، آن گونه كه اسكينر آن را پذيرفته است. بايد بدون ارجاع به قوانين پيچيدة او در باب رفتار كنش گر بررسي شوند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 12:52  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

رشد آدمی با رسیدن به بلوغ به پایان نمی‌رسد، بلکه جریانی است که مداوم بوده و از تولد تا بزرگسالی و حتی پیری را دربر می‌گیرد. تغییرات بدنی معمولا در طول زندگی ادامه می‌یابد و بر سایر جنبه‌های شخصیتی و رفتاری فرد تاثیر می‌گذارد. هرچند برخی روان شناسان رشدی در میان مراحل رشد تنها تا مرحله بلوغ پیش رفته‌اند که زیگموند فروید از جمله آنهاست، اما روان شناسان دیگر تداوم رشد را حتی تا دوره سالمندی پیگیری کرده و وجود آن را تائید کرده‌اند.

اریک اریکسون یک نظام هشت مرحله‌ای برای رشد آدمی تعیین کرده است. وی این مراحل را مراحل روانی _ اجتماعی می‌نامد، چرا که معتقد است تحول روانی فرد بستگی به روابط اجتماعی خاصی دارد که وی در زمانهای گوناگون در سراسر زندگی خود برقرار می‌کند. وی معتقد است فرد در هر یک این مراحل با بحرانهایی مواجه می‌شود که ناگزیر از حل آنهاست. حل نشدن این بحرانها معمولا مشکلاتی را برای فرد ایجاد می‌کند.

 صمیمیت در برابر کناره‌جوئی ویژه اوایل بزرگسالی و زایندگی در برابر در خود فرورفتگی بحرانهای دوره میانسالی هستند. توانایی برقراری پیوندهای صمیمانه در اوایل بزرگسالی و علاقمندی به امور خانواده ، جامعه و نسل آینده به سلامت روان و شخصیت فرد کمک خواهد کرد.

 

ویژگیهای رشدی دوره بزرگسالی

ورود به دوره بزرگسالی معمولا همراه با انتخاب شغل و همسر است. صمیمیت در این سالهای نخستین به معنای علاقمندی به دیگران و داشتن تجارب مشترک با آنها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هرچند از لحاظ این ویژگی نیز بین افراد این دوره تفاوت وجود دارد، بطوری که با توجه به برخی ویژگیهای شخصیتی و تجارب قبلی زندگی صمیمیت جایگاه ویژه‌ای برای برخی از افراد دارد. در حالی که برای برخی دیگر چندان حائز اهمیت نیست، بطوری که این افراد حتی تمایلی به ازدواج نشان نمی‌دهند، اما بطور کلی در اکثریت افراد این دوره و به ویژه در اوایل بزرگسالی صمیمیت و نیاز به آن ، ایجاد پیوند ازدواج را فراهم می‌سازد.

در این دوران رشد جسمی هرچند نسبت به سالهای قبل از سرعت کمتری برخوردار است و ما شاهد تغییرات جسمی از آن دسته که در سالهای کودکی و نوجوانی دیده می‌شود، نیستیم، اما رشد متوقف نشده و بروز تغییرات با آهنگ کندتری ادامه دارد. رشد فکری و رشد روانی کم کم به حالت پختگی نزدیکتر می‌شود، جریان فکر حول و حوش مسائل عمیق‌تر می‌چرخد و فرد دید دقیق و عمیق‌تری نسبت به زندگی پیدا می‌کند. هرچند در این رابطه باز میان افراد تفاوتهایی وجود دارد و افراد مختلف در سنین مختلف به آن حد رشدی فکری پخته بزرگسالی دست پیدا می‌کنند و گاه ممکن است برخی افراد آن پختگی لازم را هرگز بدست نیاورند.

 بزرگسالی در کنار تغییراتی که برای فرد به همراه دارد، نقشها و مسئولیتهای جدیدی را برای فرد ایجاد می‌کند. پس از ازدواج زن و مرد باید بیاموزند که خود را با ضرورتها و مسئولیتهای جدید انطباق دهند. با تولد فرزند این دامنه وسیعتر می‌شود و مسئولیتهای آنها بیشتر می‌گردد. نقش همسری ، نقش پدر یا مادری ، نقش شغلی از نقشها و مسئولیتهای اصلی این دوران هستند. با توجه به دیگر ویژگیهای شخصیتی برخی افراد نقشهای متعدد دیگری برای خود ایجاد می‌کنند، مثل عضویت در گروههای خاص فرهنگی ، ورزشی ، علمی و ... و فعالیتهای دیگر.

سنین میانی بزرگسالی یعنی حدود 50-40 سالگی بارورترین دوره زندگی افراد به شمار می‌رود. روان شناسان مختلف از جمله یونگ اهمیت ویژه‌ای به سن 40 سالگی قائل بودند و معتقد بودند که در این حول و حوش افراد می‌توانند به هماهنگی کامل فکری دست پیدا کنند.

 مردها در سنین 40-50 سالگی در اوج فعالیتهای شغلی خود هستند. زنها نیز که معمولا بچه‌هایشان بزرگتر شده‌اند، مسئولیت کمتری در خانه دارند و بنابراین می‌توانند وقت بیشتری را صرف یک کار حرفه‌ای یا فعالیتهای اجتماعی بکنند. در واقع این همان گروه سنی است که خواه از نظر قدرت و خواه از نظر مسئولیت جامعه را می‌گرداند.

فعالیت و زایندگی و ثمربخشی فرد در این دوره حائز اهمیت فراوانی است. هم از لحاظ احساس رضایت و خشنودی که در همین دوره برای فرد ایجاد می‌کند و هم از لحاظ تاثیری که بر بهداشت روانی دوران سالمندی دارد. سالمندانی که در این دوران باروری بیشتری داشته و احساس رضایت از گذشته خود می‌کنند، سالمتر و شادابتر از بقیه سالمندان هستند که احیانا رضایتی از این دوران نداشته‌اند.

 

بحرانهای دوه بزرگسالی

در این دوران نیز همچون دوران رشدی دیگر به سبب تغییراتی که در فرد اتفاق می‌افتد، بحرانهایی مطرح بوده است. یکی از مراحل مهم بحرانی ، مرحله انتقال به بزرگسالی است که حول و حوش 30 سالگی برای فرد اتفاق می‌افتد. در برخی افراد این بحران با شدت بیشتری دیده می‌شود. فرد معمولا تلاش می‌کند، انتخابها و تصمیمهای خود را مرور و وارسی کند و درستی یا نادرستی آنها را مورد ارزیابی قرار دهد. در صورتی که فرد انتخابها و اعمال گذشته خود را مطابق با معیارهای فعلی خود ارزیابی نکند، دچار آشفتگی‌هایی می‌شود. واکنشهای افراد در مقابل این ارزیابی‌ها متفاوت است. برخی افراد به چالشهایی دست می‌زنند تا به طریقی این بحران را پشت سر بگذارند.

 بحران دیگر به بحران میانسالی معروف است که حول و حوش 40 سالگی اتفاق می‌افتد و در صورتی که به شیوه مناسبی حل و فصل شود، تغییرات ثمربخشی را به ویژه از لحاظ روانی _ فکری و دیگر فعالیتها برای فرد به همراه خواهد داشت. توجه به این نکته مفید خواهد بود، اگر بدانیم که اکثر نظریات معروف در این دوران ارائه شده است. سن 40 سالگی هم از لحاظ پژوهشهای روان شناختی و هم از دید ادیان اهمیت ویژه‌ای دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 12:23  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

اريكسون روان شناسي است كه به دليل نظريه اش درباره رشد روان شناختي، به خوبي شناخته شده است . ريشه نظريه او در موضوع مهم روان تحليلي هويت  در شخصيت افراد است . اريكسون معتقد بود كه رشد روان شناختي مناسب، در مجموعه اي از مراحل هشت گانه اتفاق مي افتد، كه بايد يك توالي مشخص را طي كند . هر مرحله با حل شدن مثبت يك تعارض هويتي( فضيلت ) يا شكست منفي درحل تعارض ( آسيب ) همراه است .

حل مثبت تعارض، شخص را براي حركت به سوي درگير شدن  با تعارض هاي بعدي آماده مي كند. نظريه ي اريكسون تأكيد زيادي بر دو دهه ي نخست زندگي دارد كه شش مرحله از مراحل هشتگانه در آن و در دوره نوجواني واقع مي شود . با اين حال رشد شخصي در دوره بزرگسالي نيز مورد تأكيد اريكسون بود.

زيست نگاري هاي گاندي و لوتر، ديد مثبت اريكسون را به دين آشكار مي سازد . او به تأثير مهم اديان در رشد موفقيت آميز شخصيت توجه داشت، چرا كه به نظر او، دين روشي ابتدايي است كه فرهنگ به وسيله آن فضيلت هاي وابسته به هر مرحله از زندگي را ارتقاء مي دهد . انجام مراسم مذهبي، اين رشد را تسهيل مي كنند . فايده ي نظريه اريكسون با مطالعات منظم تجربي تاييد نشده، اما در مطالعات روان شناختي دين، اين نظريه به عنوان يك رويكرد با نفوذ و قابل دفاع، باقي مانده است.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 12:35  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

اریک اریکسون در 15 جون 1902 در فرانکفورت به دنیا آمد و در 12 می 1994 از دنیا رفت. پدرش که دانمارکی بود پیش از تولد او خانواده‌اش را ترک کرد و مادر کلیمی‌اش بعداً با دکتر تئودور هامبرگر ازدواج کرد.

علاقه او به «هویت» از همان نخستین تجربه‌های شخصی‌اش در دوران مدرسه آغاز گشت. از یک سو بچه‌های مدرسه او را به خاطر قد بلند، چشمان آبی و موی بلند مسخره می‌کردند و او را «شمالی» خطاب می‌کردند و از سوی دیگر، به خاطر سابقه کلیمی بودنش مورد طرد قرار می‌گرفت.

اریکسون پس از مسافرت‌های متعددی که در اروپا کرد به مطالعه روانکاوی نزد آنا فروید پرداخت و از انجمن روانکاوی وین گواهی‌نامه گرفت. اریکسون در سال 1933 به آمریکا نقل مکان کرد و پیشنهاد تدریس در دانشکده پزشکی هاروارد را دریافت نمود. علاوه بر این، او به طور خصوصی نیز به روانکاوی کودکان پرداخت. بعد از آن، او در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، دانشگاه ییل، مرکز روانکاوی سانفرانسیسکو و مرکز مطالعات پیشرفته علوم رفتاری نیز به تدریس پرداخت.

اریکسون چندین کتاب منتشر نموده است که از آن میان، کتاب «حقیقت گاندی» او برنده جایزه معتبر پولیتزر گردیده است.

اریک اریکسون زمان زیادی را به مطالعه زندگی فرهنگی بومیان داکوتای جنوبی و شمال کالیفرنیا پرداخت. او از دانش به دست آورده خود در زمینه تاثیرات اجتماعی، محیطی و فرهنگی، در توسعه نظریه روانکاوی‌اش استفاده نمود.

در حالی که نظریه فروید بر جنبه‌های روانی- جنسی رشد تمرکز دارد، افزوده‌های اریکسون در مورد عوامل موثر دیگر، به تعمیق و گسترش نظریه روانکاوی کمک شایانی نموده است. او همچنین سهم مهمی در درک امروزی ما از چگونگی شکل‌گیری و رشد شخصیت در طول دوره زندگی دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:18  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

آنا فروید به همراه فروید ( ۱۹۱۳ )

 

 

 

در ديدگاه آنا فرويد (Freud,A) نوجوانى در مرحله هشتم تحوّل روانى واقع شده است. از نظر آنا فرويد، نوجوان عليه رشته هايى كه او را با موضوع هاى دوره كودكى وى مرتبط مى سازند، با انكار كردن آن ها، با تضاد ورزيدن نسبت به آن ها، با جدا شدن از آن ها و با ترك گفتن آن ها مبارزه مى كند. بدين سان، او در مقابل جنبه پيش ـ تناسلى از خود دفاع مى كند و حاكميت تناسلى را بر كرسى مى نشاند. بدين روست كه سرمايه گذارى ليبيدويى به موضوع هاى جنس مخالف در خارج از خانواده انتقال مى يابد.

آنا فرويد از اين توصيف روان پويشى، نشانه هايى درباره اثرات كم و بيش آسيب رساننده جدايى ها بيرون مى كشد. اثرهايى كه كم تر به سن واقعى كودك بستگى دارد تا به واقعيت روانى او، واقعيتى كه بر حسب مرحله اى كه در طول اين خط تحوّل بدان دست يافته است، فرق مى كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 10:46  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

 

 

 

آنا فروید در سوم دسامبر 1895 در وین (اتریش) به

دنیا آمد و در نهم اکتبر

1982 در لندن (انگلستان) درگذشت. معروفیت او

 

بیشتر به خاطر کارهای زیر

است:

 

بنیان‌گذار روانکاوی کودکان

سازوکارهای دفاعی

مشارکت در روان‌شناسی «خود» ( ego psychology )

 

آنا فروید کوچکترین فرزند در بین 6 فرزند

زیگموند فروید معروف است. او به

پدرش فوق‌العاده نزدیک بود ولی نزدیکی

چندانی به مادرش نداشت و با پنج

خواهر و برادرش نیز روابط پرتنشی داشت. او به

یک مدرسه خصوصی گذاشته شد

ولی بعداً گفت که از مدرسه چیز زیادی نیاموخته

است. بخش عمده آموزش آنا

از طریق درس‌های پدرش و دوستان و وابستگان او

صورت گرفته است.

 

او پس از دوره دبیرستان به عنوان معلم مدرسه

ابتدایی مشغول به کار شد و

همزمان شروع به ترجمه برخی از کارهای پدرش به

آلمانی کرد. این کار، علاقه

او به روان‌شناسی و روانکاوی کودکان را بیشتر

کرد. با وجودی که او به شدت

تحت تأثیر کارهای پدرش بود امّا هرگز در سایه

او زندگی نکرد. کارهای خود

او، ایده‌های پدرش را گسترش داد و به ایجاد

رشته روانکاوی کودکان

انجامید.

 

او با وجودی که تحصیلات کلاسیک را ادامه نداد

امّا کارهایش در زمینه

روانکاوی و روان‌شناسی کودکان، او را در رشته

روان‌شناسی پرآوازه ساخت.

او تجربیات خود در زمینه روانکاوی کودکان را

در سال 1923 در وین آغاز کرد

و بعدها رئیس انجمن روانکاوی وین شد. در طول

مدتی که آنا فروید در وین

بود، تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر اریک اریکسون

گذاشت و این به نوبه خود باعث

توسعه رشته روانکاوی و روان‌شناسی «خود» شد.

 

آنادر سال 1938 تحت بازجویی گشتاپو قرار گرفت و

سپس به همراه پدرش به

لندن کوچ کرد. در سال 1941، او با همراهی دوروتی

برلینگتون یک مؤسسه

پرستاری ایجاد کرد. این مؤسسه هم به کودکان

بی‌خانمان سرپناه می‌داد و هم

برنامه‌های روانکاوی برای آنان داشت.

تجربیات آنا فروید در این مؤسسه

پرستاری، الهام‌بخش او در نوشتن سه کتاب شد:

 

«کودکان در زمان جنگ

(1942)»، «کودکان بی‌سرپرست (1943)» و «جنگ و

کودکان (1943)». آنا فروید

 

پس از تعطیل شدن مؤسسه پرستاری در سال 1945،

کلینیک ویژه‌ای را برای روان

درمانی کودکان ایجاد کرد و از سال 1952 تا زمان

مرگش در سال 1982 مدیر آن

بود.

 

آنا فروید رشته روانکاوی کودکان را به وجود

آورد و کارهایش به درک امروزی

ما از روان‌شناسی کودکان کمک شایانی کرده

است. او همچنین روش‌های مختلفی

برای برخورد با کودکان و درمان آنان به وجود

آورد. آنا فروید عقیده داشت

که عوارض کودکان با بزرگسالان متفاوت است و

غالباً به مراحل رشد آنان

بستگی دارد. او همچنین توضیحات روشنگری

درباره سازوکارهای دفاعی در کتاب

معروف خود به نام «خود و سازوکارهای دفاع»

ارائه نموده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 9:3  توسط محمد مجتبی زاده  | 

 

 

 

 

زیگموند فروید به عنوان بنیان‌گذار روانکاوی بیش از هر کس دیگری در تاریخچه روانشناسی هم مورد تحسین قرار گرفته است و هم به خاطر نظریه‌هایش به طرز بی‌رحمانه‌ای از او انتقاد شده است. به عنوان یک شخص هم تکریم و هم محکوم شده است و به عنوان یک دانشمند بزرگ بدعت‌گذار و کلاه‌بردار معرفی گردیده است. تحسین کنندگان و منتقدان فروید قبول دارند که تاثیر او بر روان شناسی ، روان درمانی بسیار زیاد بوده است.

 

تولد

فروید در ششم ماه مه 1856 در شهر فریبرگ متولد شد. پدرش 40 سال و مادرش (زن سوم پدر فروید) تنها 20 سال داشت. پدر سخت‌گیر و خودکامه بود. فروید هنگام بزرگسالی خصومت ، انزجار و خشم کودکی خود را نسبت به پدرش به خاطر می‌آورد. او نوشت که در سن 2 سالگی نسبت به پدرش احساس برتری می‌کرد. مادر فروید نسبت به فرزند اول خود احساس غرور می‌کرد و متقاعد شده بود که وی مرد بزرگی خواهد شد.

 

از جمله ویژگی‌های شخصیت دیرین فروید درجه بالایی از اعتماد به نفس ، آرزوی شدید برای موفق شدن و رویای شهرت و آوازه بود. فروید که تاثیر توجه و حمایت مداوم مادرش را در جمله زیر منعکس می‌کند نوشت: مردی که محبوب بی‌چون و چرای مادرش بوده است، در تمام طول زندگی احساس یک فاتح را دارد، احساس اطمینان از موفقیت که اغلب موجب موفقیت واقعی می‌شود.

 

فروید در خانواده

در خانواده فروید هشت فرزند وجود داشت که دو نفر از آنها برادران ناتنی بزرگسال فروید همراه با کودکانشان بودند. نزدیکترین همدم دوران کودکی فروید برادرزاده‌اش بود که یک سال بزرگتر بود. فروید برادرزاده‌اش را به صورت منبع دوستی‌ها و بیزاری‌های بعدی خود توصیف کرد. فروید از تمام کودکان خانواده بدش می‌آمد و هنگامی که رقیبی برای محبت مادرش به دنیا می‌آمد، احساس حسادت و خشم می‌کرد.

 

فروید از همان سال‌های نخستین سطح بالایی از هوش را نشان داد که والدین او به پرورش آن کمک کردند. برای مثال خواهران او اجازه نواختن پیانو را نداشتند مبادا که صدای آن مطالعات فروید را آشفته کند. به او اتاقی اختصاصی داده شده بود که بیشتر وقت خود را در آن می‌گذراند و حتی غذایش را در آنجا می‌خورد تا وقت مطالعاتش را از دست ندهد. اتاق وی تنها اتاق آپارتمان بود که چراغ نفتی باارزشی داشت و باقی افراد خانواده از شمع استفاده می‌کردند.

 

وضعیت تحصیل

فروید یک سال زودتر از معمول وارد دبیرستان شد و اغلب شاگرد اول بود. فروید که زبان آلمانی و عبری را به راحتی صحبت می‌کرد در مدرسه بر زبان‌های لاتین ، یونانی، فرانسوی و انگلیسی تسلط یافت و ایتالیایی و اسپانیایی را خودش یاد گرفت. وی از سن 8 سالگی از خواندن آثار شکسپیر به انگلیسی لذت می‌برد. فروید علایق زیادی داشت که از جمله آنها تاریخ نظامی بود. اما هنگامی که زمان انتخاب شغل فرارسید، در میان مشاغل معدودی که در وین برای یک یهودی گشوده بود، وی پزشکی را برگزید.

 

علت این انتخاب این نبود که وی آرزو داشت پزشک شود، بلکه او معتقد بود که مطالعات پزشکی به حرفه‌ای در پژوهش علمی خواهد انجامید که ممکن بود شهرتی را که عمیقا دوست داشت برایش به ارمغان آورد. در حالی که فروید مشغول کامل کردن مطالعه برای درجه پزشکی خود در دانشگاه وین بود، به انجام پژوهش فیزیولوژیکی روی نخاع شوکی ماهی و بیضه‌های مارماهی پرداخت و از این طریق خدمت شایسته‌ای به این رشته کرد. هنگامی که فروید در دانشکده پزشکی بود، آزمایش با کوکائین را نیز آغاز کرد.

 

وی این دارو را خودش مصرف کرد و اصرار داشت که نامزد ، خواهران و دوستانش نیز آن را امتحان کنند. او به این ماده بسیار علاقه‌مند شد و آن را دارویی اعجاب آور و سحرآمیز دانست که بسیاری از بیماریها را درمان می‌کند و می‌تواند وسیله‌ای برای بدست آوردن شهرتی باشد که آرزوی آن را داشت باشد. او در سال 1884 مقاله‌ای درباره آثار مفید کوکائین منتشر کرد. بعدا این مقاله را از عوامل کمک کننده به شیوع مصرف کوکائین در اروپا و آمریکا دانستند که بیش از 30 سال یعنی تا دهه 1920 ادامه داشت. فروید قویا به خاطر کمک به برداشتن عنان شیوع کوکائین مورد انتقاد قرار گرفت.

 

این موضوع به جای شهرت برای او بدنامی آورد و برای باقی عمرش سعی کرد حمایت پیشین خود را از این دارو از بین ببرد و کلیه اشاراتی را که به این دارو نموده بود از کتابنامه خود حذف کرد. با این وجود وی شخصا به مصرف این دارو تا میانسالی ادامه داد. فروید می‌خواست پژوهش‌های علمی خود را در موقعیت دانشگاهی ادامه دهد، اما ارنست بروک این تمایل را به سبب شرایط مالی فروید به یاس مبدل کرد. او به اندازه‌ای تهیدست بود که نمی‌توانست سالها صبر کند تا بتواند یکی از معدود کرسی‌های استادی را بدست آورد.

 

فروید با بی ‌میلی پذیرفت که حق با بروک است. بنابراین تصمیم گرفت در امتحانات پزشکی شرکت کند و به عنوان یک پزشک به شغل آزاد پزشکی اشتغال یابد. وی در سال ۱۸۸۱ به دریافت درجه دکتری نایل شد و به عنوان متخصص بالینی اعصاب بکار پرداخت. او کار طبابت را پرجاذبه‌تر از آنچه که پیش‌بینی کرده بود نیافت. اما واقعیت‌های اقتصادی در این میان پیروز شد. فروید با مارتا برنایس ازدواج کرد.

 

موفقیتهای فروید

فروید در این سالها با ژوزف بروئر دوست شد. آن دو اغلب در مورد بعضی از بیماران بروئر از جمله آنا که شرح حال او محور اصلی تحول روانکاوی است، به بحث می‌پرداختند. گزارش بروئر درباره شرح حال آنا در تحول روانکاوی اهمیت دارد، زیرا روش تخلیه هیجانی یعنی معالجه از راه صحبت کردن را که در آثار فروید به گونه‌ای برجسته نمایان است، به او معرفی کرد. در ۱۸۸۵ یک بورس پژوهشی به فروید امکان داد تا چهار ماه و نیم در فرانسه زیر نظر شارکو به مطالعه بپردازد. او استفاده شارکو از هیپنوتیزم را در درمان بیماران هیستریکی مشاهده کرد.

 

در ۱۸۹۵ فروید و بروئر پژوهش‌هایی درباره هیستری را منتشر کردند که اغلب نقطه آغاز رسمی روانکاوی تلقی می‌شود. چند مقاله مشترک و چند شرح حال موردی از جمله شرح حال آنا محتوای این کتاب را تشکیل می‌دادند. این آغازی برای شهرت قطعی هر چند نسبتا کم برای فروید که در جستجویش بود محسوب می‌شد. در اوایل دهه ۱۹۰۰ دانشمندانی چون ویلیام جیمز که در حال احتضار بود، افکار پرمخاطره فروید را به عنوان نظامی که روان‌شناسی قرن بیستم را شکل خواهد داد، تصدیق کردند. در واقع او همراه با گروه برجسته‌ای از همکارانی که به انجمن روانکاوی وین پیوسته بودند، روان‌شناسی قرن بیستم را شکل داد. اغلب این همکاران به پیشرفت روانکاوی کمک کردند. در سال ۱۹۰۹ فروید از جامعه روان‌شناسی امریکا قدردانی رسمی دریافت کرد. از او برای یک رشته سخنرانی دعوت شد که در آنجا به او درجه دکترای افتخاری اهدا کردند.

 

در طول سال‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ که فروید به اوج موفقیت خود رسیده بود، سلامتی او شروع به تحلیل رفتن می‌کرد. او از سال ۱۹۲۳ تا زمان مرگش که ۱۶ سال بعد بود، تحت ۳۳ عمل جراحی برای سرطان دهان قرار گرفت. زیرا او روزانه ۲۰ سیگار برگ می‌کشید. در سال ۱۹۳۸ نازی‌ها اتریش را اشغال کردند. ولی به رغم اصرار دوستانش فروید ترک کردن وین را نپذیرفت. چندین بار خانه او مورد هجوم دارودسته نازی‌ها قرار گرفت. پس از اینکه دختر او آنا دستگیر شد، فروید موافقت کرد که وین را ترک کند و به لندن برود. چهار خواهر او در اردوگاه کار اجباری نازی‌ها مردند.

 

سلامتی فروید به نحو چشمگیری تحلیل رفت. اما او از نظر عقلانی هوشیار ماند و تقریبا تا آخرین روز زندگی‌اش به کار ادامه داد. در اواخر سپتامبر ۱۹۳۹ او به پزشک خود ماکس شور گفت: اکنون این زندگی جز شکنجه چیز دیگری نیست و دیگر معنی ندارد. دکتر قول داده بود که اجازه نخواهد داد فروید بیهوده رنج بکشد. او طی ۲۴ ساعت بعدی سه بار مرفین به او تزریق کرد که هر مقدار مصرف آن بیشتر از اندازه لازم برای تسکین درد بود و سالهای طولانی درد فروید را به پایان رساند.

 

آثار فروید

هذیان و رویا ، روانکاوی و تحریم زناشویی با محارم ، توتم و تابو ، روان شناسی ، مفهوم ساده روانکاوی ، اصول و مبانی روان شناسی ، روان شناسی آینده یک پندار ، پیدایش روانکاوی درباره هیستری ، لئوناردو داوینچی ، مهمترین گزارشهای آموزشی تاریخ روانکاوی ، پسیکانالیز روانکاوی برای همه ، تفسیر خواب ، موسی و یکتا پرستی ، سه رساله درباره تئوری میل جنسی ، کاربرد تداعی آزاد در روانکاوی کلاسیک ، آینده یک پندار ، پنج گفتار از فروید ، پنج گفتار در بیان روانکاوی ، تمدن و ملالتهای آن ، اصول روانکاوی بالینی ، مبانی روانکاوی ، آسیب شناسی روانی زندگی روزمره -،اشتباهات لپی ، تعبیر خواب و بیماریهای روانی و روانکاوی.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 8:13  توسط محمد مجتبی زاده  |